ادبی-هنری

نوروز و جمشید به روایت شاهنامه و اساطیر ایران زمین

نُـوروز اگـرچـه روزِ نُـو ســال است، روز کُهنــۀ قرن‌هاست. پـــیری فَــرتوت است که سـالی یکـبار جامۀ جـوانی می‌پوشـد تا بشـکرانـۀ آنـکه روزگاری چـنین دراز به‌سـر بُـرده و با این‌ هـمه دَم سـردی زَمـانـه تـاب آورده اسـت، چـنـد روزی شـادی کـند. از اینجاست که شُـکوهِ پیران و نشاطِ جـوانان در اوست. پـیر نوروز یادها در سـر دارد. از آن کــرانــۀ زمـان مـی آیــد، از آنــجایی که نشانش پـیــدا نیست. در این راهِ دراز رنج‌ها دیده و تَـلخی‌ها چشیده است؛ امّا هنوز شاد و امـیدوار است. جامه‌های رنگارنگ پوشیده است، امّا از آن همه یک رنگ بیشتر برجسته است و آن رنگِ ایران است. 
 

برچسب ها ( تگ): 

ایّام شمایید ...

 
 
 
 
 
 
 
نوروز بمانید که ایّام شمایید!                    آغاز شمایید و سرانجام شمایید!
آن صبح نخستین بهاری که ز شادی                    می‌آورد از چلچله پیغام، شمایید!
آن دشت طراوت‌زده آن جنگل هشیار                    آن گنبد گردننده‌ی آرام شمایید!
خورشید گر از بام فلک عشق فشاند                    خورشید شما، عشق شما، بام شمایید!
نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟                    اسطوره‌ی جمشید و جم و جام شمایید!
عشق از نفس گرم شما تازه کند جان                    افسانه‌ی بهرام و گل‌اندام شمایید!

زنی را می‌شناسم من

زنی را می‌شناسم من 
که شوق بال و پر دارد 
ولی از بس که پُر شور است 
دو صد بیم از سفر دارد 
 
زنی را می‌شناسم من 
که در یک گوشه‌ی خانه 
میان شستن و پختن 
درون آشپزخانه 
سرود عشق می‌خواند 
نگاهش ساده و تنهاست 
صدایش خسته و محزون 
امیدش در ته فرداست 
 
زنی را می‌شناسم من 
که می‌گوید پشیمان است 
چرا دل را به او بسته 
کجا او لایق آنست؟ 
 
زنی هم زیر لب گوید 
گریزانم از این خانه 
ولی از خود چنین پرسد 
چه کس موهای طفلم را 
پس از من می‌زند شانه؟ 
 

تانگری‌گرايی، جهان‌بينی دينی ترکان باستان

فرهنگ هر ملتی تنها از فرهنگ مادی تشکیل نمی‌شود، بلکه فرهنگ معنوی يا جهان‌بينی معنوی و سنتی نیز بخش مهمی ‌از آن را تشکیل می‌دهد که شامل اسطوره‌هايی درباره منشاء کاينات، انسان و همه موجودات زنده جهان و همچنين شامل شناخت زندگی و مرگ، مفهوم انسان، زمان، فضا و اسطوره‌ها، سنن و آيين‌های آن ملت است. د‌ين در طول تمام تاريخ همراه انسان‌ها وجود داشته است. برای د‌ين نگرش و چشم‌اندازی از جهان و شناختی از آن لازم بود. از اين‌رو انسان‌ها در جريان آيين‌های مذهبی که آنرا پيوندی با نيروهای آسمانی و زمينی می‌پنداشتند می‌خواستند جهان معنوی و روح آسمان، خا‌لق جهان و انسان را بشناسند. 

کیش آتش

کيش آتش بين ترکان قديم ريشه‌های بسيار کهنی دارد که به اعماق هزاران سال، به‌طور مشخص ـ تا عصر کيش الهه اومای (۱) ـ می‌رسد و نگهبان آتشِ خانه است. 
احترام به آتش در اشکال و اعمال آيينی و عبادی متنوع تجلی می‌کند. در روايت‌ها و افسانه‌ها مالک آتش مالکی در سيمای انسان‌واره است و نگهبان اجاق، خانواده، طايفه و قبيله است. چنانکه در زبان قزاقی تاکنون مرد و رئیس خانواده را«اُتباسی»  می‌نامند که در درک کنونی به‌معنی« رئیس خانواده» و در ترجمه تحت‌اللفظی ـ «رئیس اجاق، حا‌فظ آتش» است. 

برچسب ها ( تگ): 

صفحه‌ها

سایت هواداران حزب توده ایران

مهر، شماره:
۱۳۷
تاریخ:
۶ فروردین ۱۳۹۶
آمار شماره قبلی سایت:
شماره ۱۳۶
تعداد بازدیدکنندگان:
۲۷۵۸
تعداد مراجعه به بخش‌های مختلف :
۱۲۱۰۵
تعداد کلیک به مطالب :
۱۴۸۴۲۷
Education - This is a contributing Drupal Theme
Design by WeebPal.