شماره ۱۷۰ ـ ۱۵ آذر ۱۳۹۸

ادبی-هنری

نگاهی کوتاه به روند تکامل ادبیات ترکمن

زبان ترکمنی به‌عنوان زبان قبایل اوغوز منطقه دریای آرال که در سده‌های هشتم تا نوزدهم میلادی سکنی گزیده بودند به‌وجود آمد. این زبان در فرایند تکاملی خود برخی ویژگی‌های گروه زبان «قبچاق» را پیدا کرد، یعنی به زبان ترکی ترکیه و ازبکی نزدیک شد. علاوه بر این زبان ترکمنی به‌طور سنتی حاوی شمار قابل‌توجهی واژه‌های فارسی و عربی بود که در دوران شوروی به جایگزین کردن آنها با کلمات و اصطلاحات ترکمنی آغاز کردند، اما پس از اعلام استقلال ترکمنستان این فرایند متوقف شد. امروزه پنچ میلیون نفر به زبان ترکمنی در جمهوری ترکمنستان جایی که زبان دولتی آن است صحبت می‌کنند.

برچسب ها ( تگ): 

«کارل مارکس جوان»

فیلم تفکربرانگیز و زیبای «کارل مارکس جوان»، اثر «رائول پک» که در سال ۲۰۱۷ آفریده شده، اثری درخشان است که می‌توان آن را چندین بار دید، لذت برد و از آن آموخت. رائول پک (۱۹۵۳) زاده هائیتی و دانش‌آموخته دانشگاه «فرهنگ و هنر برلین» و خالق آثاری چون «لومومبا، مرگ یک پیام‌آور» (۱۹۹۲)، «قتل‌عام رواندا» (۲۰۰۵)، «من کاکا سیاه شما نیستم» (۲۰۱۸ـ۲۰۱۷) و سرانجام فیلم به‌یاد ماندنی «کارل مارکس جوان» است که نخستین بار در ۶۷‌مین جشنواره سینمایی برلین به نمایش درآمد.

برچسب ها ( تگ): 

آنّا زگرز: انسان‌دوستی در حال گذر

آنّا زگرز، با نام مستعار نتی ریلینگ (١) زنی آلمانی، کمونیست ونویسنده‌ای بود که با گزینش این نام مستعار بهتر توانست وحشی‌گری‌های نازیسم را در طول مهاجرت خود افشاء نماید. در این راه، سلاح او ادبیات بود.

ایّام شمایید ...

 
 
 
 
 
 
نوروز بمانید که ایّام شمایید!                    آغاز شمایید و سرانجام شمایید!
آن صبح نخستین بهاری که ز شادی                    می‌آورد از چلچله پیغام، شمایید!
آن دشت طراوت‌زده آن جنگل هشیار                    آن گنبد گردننده‌ی آرام شمایید!
خورشید گر از بام فلک عشق فشاند                    خورشید شما، عشق شما، بام شمایید!
نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟                    اسطوره‌ی جمشید و جم و جام شمایید!
عشق از نفس گرم شما تازه کند جان                    افسانه‌ی بهرام و گل‌اندام شمایید!

در برگ‌ریزان ایمان، به دیدار آرش برویم!

لحظه‌هایی هست که باید همه چیز را داد تا همه چیز را نجات بخشید
 
 
آرش که بد؟ این تندر از پیشانی کدام کوه سر زد؟ چرا آمد؟ چه کسی خرقه اسطوره به دوش او انداخت؟ کدام سینه او را آرزو کرد؟
شاعر، نخستین پرسش‌ها را در برابر تاریخ می‌گذارد، اما نخستین پاسخ خود را می‌دهد:
این آب از لای انگشتان زمخت مورخان می‌گریزد. من شبح آرش را نمی‌خواهم، قلب او را می‌خواهم، با همه خونی که در آن فواره می‌زند.…

برچسب ها ( تگ): 

صفحه‌ها

تازه‌ها در کتابخانه مهر

فرهاد نعمانی ـ سهراب بهداد
محمود اعتمادزاده (م. ا. به‌آذین)
محمود اعتمادزاده (م. ا. به‌آذین)
محمود اعتمادزاده (م. ا. به‌آذین)
محمود اعتمادزاده (م. ا. به‌آذین)
محمود اعتمادزاده (م. ا. به‌آذین)
محمود اعتمادزاده (م. ا. به‌آذین)
محمود اعتمادزاده (م. ا. به‌آذین)
Education - This is a contributing Drupal Theme
Design by WeebPal.