شماره ۱۵۷ ـ ۲۴ تیر ۱۳۹۷

ادبی-هنری

کیش آتش

کيش آتش بين ترکان قديم ريشه‌های بسيار کهنی دارد که به اعماق هزاران سال، به‌طور مشخص ـ تا عصر کيش الهه اومای (۱) ـ می‌رسد و نگهبان آتشِ خانه است. 
احترام به آتش در اشکال و اعمال آيينی و عبادی متنوع تجلی می‌کند. در روايت‌ها و افسانه‌ها مالک آتش مالکی در سيمای انسان‌واره است و نگهبان اجاق، خانواده، طايفه و قبيله است. چنانکه در زبان قزاقی تاکنون مرد و رئیس خانواده را«اُتباسی»  می‌نامند که در درک کنونی به‌معنی« رئیس خانواده» و در ترجمه تحت‌اللفظی ـ «رئیس اجاق، حا‌فظ آتش» است. 

برچسب ها ( تگ): 

روگردانندگان از «جاده طلا» و روآورندگان به «جاده صلیب»

همراه با بازخوانی «سوگند دیگر»، ۷۵‌مین سالگرد بنیادگذاری حزب تودهٔ ایران را به رفقای توده‌ای شادباش می‌گوئیم.

 

«سوگند دیگر»

برچسب ها ( تگ): 

در گرامی‌داشت قمرالملوک وزیری، زنی که توأمان انسانیت و موسیقی بود

پیش‌درآمد
اینکه کِی آمد و کِی رفت، معنایی ندارد. چرا که قمر از آنهایی است که روزی آمد و برای همیشه ماند و همیشه نیز خواهد ماند. مگر نه اینکه بسیاری از ما، که در آن روزها حتی به دنیا نیامده بودیم، او را می‌شناسیم، دوستش می‌داریم، حرمتش را پاسداری می‌کنیم، شهامت و جسارتش را ستایش می‌کنیم و در برابر بخشندگی، عزت نفس و بی کرانگی عشقش به انسان، سر تعظیم فرود می‌آوریم؟

در سوگ و یاد احمد محمود

دکتر «هاشم بنی‌طرفی» پزشک انسان‌دوست و مبارز سرشناس توده‌ای که چندی پیش با زندگی وداع گفت و چشم بر جهان فروبست، در میان اهل قلم و کتاب در ایران نامِ نام‌آشنایی بود.  

او ۲۳ سال از عمر گرانقدر خود را درزندان‌ها و بیغوله‌های دو نظام شاهنشاهی و جمهوری اسلامی سپری کرد (۱۸ سال درزندان‌های شاه و ۵ سال در زندان‌های جمهوری اسلامی). 

دکتر بنی‌طرفی، هم در سال‌های سپری شده در زندان و هم در خارج از زندان، در کنار کار پزشکی و مداوای دردهای دردمندان بی‌چیز، به کارهای فرهنگی و از جمله ترجمه کتاب نیز می پرداخت که در این زمینه ارثیه معنوی ارزشمندی از او به یادگار مانده است.  

در این روز اول ماه مه

نام مرا تمام جهان می‌داند، 

نامی ‌به سادگی خاک 

نامی‌ به روشنی آفتاب و آب 

من هستم! 

در «کیپ تاون» 

و «‌هارلم» و «ممفیس» 

رنگم سیاه است، 

در «کنتاکی» و «میسوری» سرخ‌ام، 

در «تایپه» زردم 

و در «اُتاوا» سپید، 

فرقی نمی‌کند، 

باید میان اسکله‌ها، 

باید میان بندر و بارانداز 

برای خاطر یک جرعه زندگی 

با گرده‌های مجروح 

بچرخم، 

باید تمام خیابان‌های دنیا را 

بروبم، 

باید 

مهمیز چکمه‌های اربابانم را 

بربندم، 

اما ـ خود ـ اینچنین که می‌بینید 

صفحه‌ها

Education - This is a contributing Drupal Theme
Design by WeebPal.