شماره ۱۵۱ ـ دی ماه ۱۳۹۶

ادبی-هنری

گابریل گارسیا مارکز: انسانی پیشرو و ضدامپریالیست

پییر لوران، دبیر اول حزب کمونیست فرانسه
 ـــ منبع: اومانیته، ارگان مرکزی ح.ک.ف. ـــ ۱۸ آوریل ۲۰۱۴

گابریل گارسیا مارکز دیگر در میان ما نیست. یکی از پدران ادبیات آمریکای لاتین و یکی از بزرگترین نویسندگان سدهٔ بیستم از میان ما رفت، یک قاره و فراتر از آن، میلیونها خواننده را در دنیا یتیم گذاشت. گابریل گارسیا مارکز، خبره در واژهها و استاد در ادبیات بود؛ او استادی در رمان نویسی بود که با نوشتن رمان «صد سال تنهایی»اش موفق شد عصارهٔ تمام آمریکای لاتین را به بیرون بتاباند.

ژاله اصفهانی، شاعرهٔ امیدها

سال‌ها شهاب‌وار می‌گریزند، اما سایهٔ آن‌ها همیشه با ما و برجاست. هیچ‌کس از غروب، از فرونشستن خورشید زندگی خویش چیزی نگفته است. زیرا، «آن را که خبر شد، خبری باز نیامد.» شاید هم خبری در کار نیست این مستانند که از غروب «نیستان» و نقش آن‌ها در سایه‌های سال، سخن می‌گویند و به ارزیابی می‌نشینند.

برچسب ها ( تگ): 

ده شاخه گل سرخ ...

  ده شاخه گل سرخ بچینید
  در راه بمانید
  یک یک شهدا را همه با نام بخوانید
  تا زمزمه خلق به فریاد درآید
  آن بغض فروخورده بترکد
  خلقی بخروشد
  وین تیره شب آخر به سرآید

  ده شاخه گل سرخ بچینید
  از جای برآیید
  از خانه درآیید
  پرپرشده گل را سر هر کوچه بپاشید
  کان «قصه ناگفته» همه خلق بداند
  تا خشم فروخفته دگر سربگشاید
  وین تیره شب آخر به سرآید

از «انوشه» تا «افضلی»

زنده یاد سیاوش کسرایی
 ـــ ۱۰ اسفند ۱۳۶۲

نه بدین «دم» و آن، «آن»
به سالیان،
نا رام،
پشت چهرهی آرام،
بحر و بر،
بریدی
طومار علم و آزمون
درنوردیدی
و
توفنده دل
چونان موج
خروشان،
ماندی.

از سپیده تا شامگاه،
 از غروب تا پگاه،
مرغان دریایی،
مژده میدادند،
چرا که ابر سترون بارید
رود خشک، جوشید
و دریای ساکن
غرید.

دریاییان را
شبچراغ دل تو، رهنما
و ساحلنشینان را
زورق سپید تو، امید!

برچسب ها ( تگ): 

به‏ برادر سیاهم۱

برادر! اشک در چشمان، در این شب‏های پر وحشت
 چه غمگین نغمه‌‏ها کز سینه‌ای خونین سرودستی!
به‏‌خاک مصر، اهرامی که گردون سود از رفعت
به‏‌نام و کام دژخیمان خود برپا نمودستی

شکار آدمی گشتی، اسیری بسته در غل‏‌ها                                    
به غربت رفته‌ای مطرود و خوار و بی‌نوا و برگ
بلی، طی هزاران سال نکبت‌خیز وحشت‌زا
هماره بود تنها سرنوشتت: بردگی یا مرگ

گریزنده ز صیادان نهفتی روی در جنگل
خموش و بی‌‏زبان در کام مرگی بی‏‌امان رفتی.
بدان را گاه در چنبر، ددان را گاه در چنگل
تب‌آلود و هراسان و نژند و خسته‌جان رفتی

برچسب ها ( تگ): 

صفحه‌ها

تازه‌ها در کتابخانه مهر

علی‌اشرف درویشیان
علی‌اشرف درویشیان
علی‌اشرف درویشیان
علی‌اشرف درویشیان
علی‌اشرف درویشیان
علی‌اشرف درویشیان
علی‌اشرف درویشیان
علی‌اشرف درویشیان
علی‌اشرف درویشیان
علی‌اشرف درویشیان
Education - This is a contributing Drupal Theme
Design by WeebPal.