شماره ۱۵۴ ـ فروردین ماه ۱۳۹۷

ادبی-هنری

به‏ برادر سیاهم۱

برادر! اشک در چشمان، در این شب‏های پر وحشت
 چه غمگین نغمه‌‏ها کز سینه‌ای خونین سرودستی!
به‏‌خاک مصر، اهرامی که گردون سود از رفعت
به‏‌نام و کام دژخیمان خود برپا نمودستی

شکار آدمی گشتی، اسیری بسته در غل‏‌ها                                    
به غربت رفته‌ای مطرود و خوار و بی‌نوا و برگ
بلی، طی هزاران سال نکبت‌خیز وحشت‌زا
هماره بود تنها سرنوشتت: بردگی یا مرگ

گریزنده ز صیادان نهفتی روی در جنگل
خموش و بی‌‏زبان در کام مرگی بی‏‌امان رفتی.
بدان را گاه در چنبر، ددان را گاه در چنگل
تب‌آلود و هراسان و نژند و خسته‌جان رفتی

برچسب ها ( تگ): 

برای بزرگداشت نلسون ماندلا

 شعری از: ویلیام ارنست هنلی

شکستناپذیر

در فراسوی این شب تیره
که چون مغاکی میان دو قطب
مرا در بر گرفته است
برای سرشت استوار و تسخیر ناپذیر خود
شکرگزار خدایانم

در شرایط طاقت فرسا
ودر چنگال ضربات زمانه
سر را سندان صبور کردم
نه دست از تلاش برداشتم
و نه به لابه و زاری افتادم
با پتک ایام و زیر آوار سرنوشت
سرم خونین
اما برافراشته است

شاعر تراژدیها یا تراژدی شاعر

بهزاد موسایی
منبع: سایت روستای «کرکان» بندر انزلی *

بررسی کتاب: «فصل پنجم زمین
»
اباذر غلامی

۱۳۸۶
نشر فرهنگ ایلیا- رشت

با یاد «اباذر غلامی» که داغش همیشه در دلم تازه است.

«ارّه بارها مرا ز بُن بریده است
تبر مرا جگر دریده است
باز هم دوباره رُستهام
باز هم ستبر و سبز و سرفراز ماندهام
فصل سبز بیخزان
فصل پنجم زمین کجاست؟»
[از شعر «فصل پنجم زمین»- ص ۴۲-]

گل سرخ

زنده یاد رفیق اباذر غلامی  

هراس

زنده یاد رفیق اباذر غلامی* شاعر تودهای       

صفحه‌ها

Education - This is a contributing Drupal Theme
Design by WeebPal.