شماره ۱۶۱ ـ ۲۴ آبان ۱۳۹۷

ادبی-هنری

برای بزرگداشت نلسون ماندلا

 شعری از: ویلیام ارنست هنلی

شکستناپذیر

در فراسوی این شب تیره
که چون مغاکی میان دو قطب
مرا در بر گرفته است
برای سرشت استوار و تسخیر ناپذیر خود
شکرگزار خدایانم

در شرایط طاقت فرسا
ودر چنگال ضربات زمانه
سر را سندان صبور کردم
نه دست از تلاش برداشتم
و نه به لابه و زاری افتادم
با پتک ایام و زیر آوار سرنوشت
سرم خونین
اما برافراشته است

شاعر تراژدیها یا تراژدی شاعر

بهزاد موسایی
منبع: سایت روستای «کرکان» بندر انزلی *

بررسی کتاب: «فصل پنجم زمین
»
اباذر غلامی

۱۳۸۶
نشر فرهنگ ایلیا- رشت

با یاد «اباذر غلامی» که داغش همیشه در دلم تازه است.

«ارّه بارها مرا ز بُن بریده است
تبر مرا جگر دریده است
باز هم دوباره رُستهام
باز هم ستبر و سبز و سرفراز ماندهام
فصل سبز بیخزان
فصل پنجم زمین کجاست؟»
[از شعر «فصل پنجم زمین»- ص ۴۲-]

گل سرخ

زنده یاد رفیق اباذر غلامی  

هراس

زنده یاد رفیق اباذر غلامی* شاعر تودهای       

صبح فتح

تقدیم به رحمان هاتفی

برخیزید همرزمان!
برخیزید!
همرزمان!

زمان آبستن نبردی تازه است.

سپاه فتح
جوشن کهنه از تن خستهٔ خویش میدرد
و یراق آینده بر دوش میاندازد.

آن سردار پیر،
که میدانست «چه باید کرد»،
باز شمشیر از نیام برکشیده است
و شما را بهحضور خویش فرا میخواند.

سپاهیان خستهٔ فتحهای پیشین،
که دروازههای امروز را گشودند،
زنگار از شمشیرهای خویش میشویند
و آنها را در نیامهایی از عقیق سرخ
به سواران تازه نفس میسپارند.

دروازهها گشودهاند
و افق از سرخی دیگری لبریز است.

صفحه‌ها

Education - This is a contributing Drupal Theme
Design by WeebPal.