شماره ۱۵۴ ـ فروردین ماه ۱۳۹۷

ادبی-هنری

صبح فتح

تقدیم به رحمان هاتفی

برخیزید همرزمان!
برخیزید!
همرزمان!

زمان آبستن نبردی تازه است.

سپاه فتح
جوشن کهنه از تن خستهٔ خویش میدرد
و یراق آینده بر دوش میاندازد.

آن سردار پیر،
که میدانست «چه باید کرد»،
باز شمشیر از نیام برکشیده است
و شما را بهحضور خویش فرا میخواند.

سپاهیان خستهٔ فتحهای پیشین،
که دروازههای امروز را گشودند،
زنگار از شمشیرهای خویش میشویند
و آنها را در نیامهایی از عقیق سرخ
به سواران تازه نفس میسپارند.

دروازهها گشودهاند
و افق از سرخی دیگری لبریز است.

هنر گام زمان

هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است

ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری


دانی که رسیدن هنر گام زمان است

تو رهرو دیرینه ی سر منزل عشقی

بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است

آبی که بر آسود زمینش بخورد زود

دریا شود آن رود که پیوسته روان است

 باشد که یکی هم به نشانی بنشیند

 بس تیر که در چلهی این کهنه کمان است


از روی تو دل کندنم آموخت زمانه


این دیده از آن روست که خونابه فشان است

دردا و دریغا که در این بازی خونین

صفحه‌ها

Education - This is a contributing Drupal Theme
Design by WeebPal.