شماره ۱۶۷ ـ ۲۶ خرداد ماه ۱۳۹۸

بهروز مطلب‌زاده

سلام رفیق لنین!

به نزدیکی‌های میدان لنین رسیده‌ایم. از بلندگو سرود پُرطنین انترناسیونال پخش می‌شود. چوپ پرچم را محکم‌تر در دستانم می‌فشارم و قدم‌هایم خود‌به‌خود نظم می‌گیرد. با صدای آرامی ‌شروع می‌کنم به خواندن:
کار و دانش را به تخت زر بنشانیم          دیو استبداد زِ خانه بیرون رانیم

 
 

۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۴:

همیشه ساعت پانزده دقیقه مانده به چهار بعدازظهر، شیفت کار ما تعطیل می‌شد. ولی امروز ساعت سه، کار را تعطیل کردیم و مشغول تمیزکردن دستگاه‌ها و محل کارمان شدیم.

برچسب ها ( تگ): 

نگاهی کوتاه به زندگی و آثار علی اشرف درویشیان

علی اشرف درویشیان، خدمتگذار فراموش نشدنی ادبیات کودکان ایران، دیگر در میان ما نیست. او آرزو داشت، تا پس از مرگ، جنازه‌اش را در کنار گور مادر، که در شهر زادگاهی‌اش کرمانشاه مدفون است به خاک بسپارند. اما به‌دلیل مخالفت نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ‌با انتقال جنازه‌اش به کرمانشاه، پیکر بی‌جان او در روز هشتم آبان ماه ۱۳۹۶ با شرکت انبوهی از مردم و هنرمندان کشور در حالی که ترانه ماندگار «مرغ سحر» را زمزمه می‌کردند در «بهشت سکینه» کرج به خاک سپرده شد.
 
 

علی اشرف درویشیان که بود؟

برچسب ها ( تگ): 

مرتضی کیوان، آوازه‌خوانی که ترانه‌اش گل می‌کند در دشت سینه‌ها

در جامعه روشنفکری و به‌ویژه در میان نخبگان فرهنگی و سیاسی ایران، کمتر کسی هست که از پیشینه سیاسی و فرهنگی پرافت و خیز پنجاه ـ شصت سال اخیر کشور استبداد زده خود مطلع باشد، اما نیک‌نام‌ترین مرد روزگار یعنی «مرتضی کیوان» را نشناسد.
در لابلای برگ‌های این تاریخ پراعوجاج و استبداد زده، چهره‌های درخشان و ماندگار بسیاری  را می‌توان سراغ گرفت که یاد و خاطره گرانقدرشان همواره چون مشعلی فروزان، روشنگر راه پر سنگلاخ جانبازان و پیکارگران راه عدالت، آزادی و آزاداندیشی میهن ما بوده‌اند.

برچسب ها ( تگ): 

بدرود با هنرمند توده‌ای، رفیق مجید فلاح‌زاده

«آوازه‌خوان گذشت ولیکن ترانه‌اش                     گل می‌کند به دامنه کوه پایه‌ها!»

برچسب ها ( تگ): 

رفیق قزلجی وچشمان مهربان او *

برخوردش بی‌تکلف بود و بسیار خودمانی. چون جویباری آرام و بهاری آرامبخش روح و جان اطرافیانش را می‌نواخت. در غمگین‌ترین لحظه زندگی هم اگر با او روبرو می‌شدی او تو را چون برکه‌ای آرام و نوازشگر به خود می‌خواند و در آغوش چشمان آرام و مهربانش، کدورت و خستگی را از تن و جانت می‌زدود. آرامش، روح لطیف، عشق و دوستی، این آن چیزهایی بود که او می‌توانست به‌وفور ارزانی آن‌هایی سازد که به دیدارش می‌رفتند. 
 

برچسب ها ( تگ): 

صفحه‌ها

Education - This is a contributing Drupal Theme
Design by WeebPal.