شماره ۲۱۵ ــ ۱۰ مهر ۱۴۰۰

سرمقاله

سند تحلیلی سایت «۱۰ مهر» (برای بحث) ـ بخش نخست

به‌دنبال برچیده شدن حکومت سوسیالیستی در اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱، طبقات حاکم بر کشورهای امپریالیستی، به‌ویژه جناح راست نومحافظه‌کار در آمریکا، تلاشی جدی را برای پُرکردن خلأ قدرت ناشی از فروپاشی اردوگاه سوسیالیستی و تبدیل ایالات متحده به تنها قدرت بلامنازع حاکم بر جهان آغاز کردند.

دفاع از حاکمیت ملی،‌ مهم‌ترین وظیفه مبارزاتی در شرایط کنونی

استراتژی «نومحافظه‌کاران»، که امروز با انتخاب ترامپ بار دیگر مستقیماً در مسند قدرت قرار گرفته‌اند، بر این اصل استوار است که آمریکا باید به‌هر قیمت، از‌جمله دست زدن به جنگ و اشغال نظامی، از ظهور هرگونه رقیب برای خود در سطح جهانی جلوگیری کند. در رابطه با قدرت‌های منطقه‌ای نیز هدف استراتژیک تعیین شده حذف، یا جلوگیری از ظهور هر قدرت منطقه‌ای است که «توان» مقاومت در برابر سلطه مطلق آمریکا را داشته باشد، و بتواند به‌عنوان نیرویی «بازدارنده» در برابر برنامه‌های امپریالیستی ایالات متحده عمل کند.
 
 

غول سپاه چگونه ساخته شد؟

موضوع گسترش تحریم‌های آمریکا و گسترش نقش سپاه در اقتصاد، سیاست و فرهنگ ایران همواره پابه‌پای هم پیش‌ رفته است. اگر به‌دنبال ریشه‌های ایجاد آن «غول بی‌شاخ و دمی که بر همه امورات ایران مسلط است» می‌گردیم باید به وزارت خزانه‌داری و وزارت خارجه آمریکا نگاهی بیفکنیم. این دو وزارت‌خانه از ابتدای پیروزی انقلاب مردمی ۵۷ در ایران تا اکنون تمام تلاش‌هایشان را مصروف داشته‌اند تا زمینه‌های زیست عادی و طبیعی اقتصادی در ایران مختل شود. در این اختلال گسترده هر حکومتی و نه‌تنها ایران، به‌سمت سپردن امور به دست نزدیک‌ترین نیرو و وفادارترین نیرو به هسته مرکزی قدرت خواهد رفت.

مردم ایران میان دو لبه قیچی ـ بخش پایانی

پُررنگ شدن دوگانه «تداوم جمهوری اسلامی و بدتر شدن روزبه‌روز وضعیت» یا «تابع امپریالیسم آمریکا شدن» نتیجه قرار گرفتن مردم در دو لبه این قیچی است. وجود چنین شرایطی کار را برای احزاب و نیروهای سیاسی اصیل و حامی توده‌ها سنگین‌تر و البته مهم‌تر می‌سازد. چنانچه هدف از مبارزه از میان برداشتن ستم طبقاتی، حفظ استقلال و تأمین پایدار منافع توده‌های محروم باشد، چاره‌ای جز مبارزه در هر دو جبهه، علیه امپریالیسم و علیه حاکمیت استبدادی وجود ندارد و نیروهای چپ می‌بایست تاکتیک‌های مناسب برای مبارزه در این دو جبهه به نفع توده‌ها را به‌کار ببندند.

یک سال پس از دی‌ماه ۹۶

گرچه بیانیه‌های حمایتی احزاب و گروه‌های اپوزیسیون یکی پس از دیگری منتشر شد ولی در تحلیل این بیانیه‌ها، می‌توان عنصر غافلگیری و ابهام در رابطه با خاستگاه، ماهیت و شکل اعتراضات و عناصر کلیدی آن را مشاهده کرد. به عبارت دیگر این بیانیه‌ها نشان می‌داد که «ماهیت جمهوری اسلامی» به عنوان یک دیکتاتوری مذهبی و ضدمردمی برای احزاب و گروه‌ها بیش از «وضعیت فعلی طبقه کارگر و فرودستان»، مطالباتشان و چگونگی راهبری این مطالبات مکشوف بوده است.
 
 

صفحه‌ها

Education - This is a contributing Drupal Theme
Design by WeebPal.