شماره ۲۷۷ ــ یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱

ادبی-هنری

سوگند دیگر

همراه با بازخوانی «سوگند دیگر»،۸۱ ‌‌مین سالگرد بنیادگذاری حزب تودهٔ ایران را به رفقای توده‌ای شادباش می‌گوئیم.

​خانۀ خیابانِ شانزدۀ آذر

کَندوُی آدمیّت
نشانۀ رستگاری
ستادِ کار
طُرفه پناهگاهی
با گُشادگیِ درِ مسجد وُ
نظمِ ارتش
آمیزۀ مِهر وُ میثاق
در جامِ پوُلاد
جزیرۀ گُل
در اقیانوسِ تهران
که جوانی
پاس‌اش می‌دهد وُ
کمال در آن چتر می گُشاید.
دخترِ مراقب
چابُک است
پسرِ نگهبان، کاری
و هر دو یک گُل بر دهان می‌بَرَند:
لبخند.

ایّام شمایید ...

نوروز بمانید که ایّام شمایید!
آغاز شمایید و سرانجام شمایید!
آن صبح نخستین بهاری که ز شادی
می‌آورد از چلچله پیغام، شمایید!
آن دشت طراوت‌زده آن جنگل هشیار
آن گنبد گردننده‌ی آرام شمایید!
خورشید گر از بام فلک عشق فشاند
خورشید شما، عشق شما، بام شمایید!
نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟
اسطوره‌ی جمشید و جم و جام شمایید!
عشق از نفس گرم شما تازه کند جان
افسانه‌ی بهرام و گل‌اندام شمایید!
هم آینه‌ی مهر و هم آتشکده‌ی عشق
هم صاعقه‌ی خشم ِ بهنگام شمایید!
امروز اگر می‌چمد ابلیس، غمی نیست
در فنّ کمین حوصله‌ی دام شمایید!
گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است
در کوچه‌ی خاموش زمان، گام شمایید!
ایّام ز دیدار شمایند مبارک
نوروز بمانید که ایّام شمایید!

شاعر و کبوتر

سیاوش کسرایی تنها شاعر حماسه‌سرای معاصر ما بود، شاید از آن رو که حماسه‌سرایی در میهن ما دلی از کوه می‌خواهد که آن را در هر سینه ستبری نمی‌توان سراغ کرد. شاعری که آرش را از ژرفنای اساطیر برمی‌کشد، تن و تیر و ترکش او را به سیماب آرمان صیقل می‌دهد، و پیکره بُرزویش را چون چکادِ راهنمایی پیشاروی نسل‌های تشنه آماج‌های والا برمی‌افرازد، تاوانی سنگین به روزگار کج‌رفتار بدهکار می‌شود. او باید تا پایان زندگی شاهدِ پَرسوزان آرش‌هایی باشد که هریک بهره‌ای از نیروی پهلوانی خود را از قلم او وام گرفته‌اند، و این ستم را هر شاعری برنمی‌تابد. ‬

برچسب ها ( تگ): 

دو نماینده برجسته ادبیات ترکمن سده هفده

در ادبیات ترکمن تا نیمه دوم سده هیجده گرایش به ادبیات آموزنده، اخلاقی و پندآمیز مسلط بود و صرفاً دگم‌ها و جزم‌گرایی اسلامی‌ ـ صوفیانه را بازتاب می‌داد. زبانِ این ادبیات ترکی آسیای میانه (ازبکی قدیمی، چغتایی) بود که از زبان گفتاری مردم ترکمن فاصله داشت. در سده هفده حماسه «گؤراُغلی» به‌وجود می‌آید. شالوده این حماسه  سیمای یک سوارکار دلاور و مدافع جسور توده‌های مردم به‌نام «گؤراُغلی» است (در روایات آذربایجانی «کؤراُغلی» خوانده می‌شود). «گؤراُغلی» در این حماسه به‌عنوان یک جوانمرد، داور و حاکم عادل ظاهر می‌شود.

برچسب ها ( تگ): 

صفحه‌ها

تازه‌ها در کتابخانه مهر

هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)
هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)
هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)
هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)
هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)
هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)
حسن قزلچی
Education - This is a contributing Drupal Theme
Design by WeebPal.