کمونیست‌ها نسبت به ترامپ دچار توهم نیستند

توضیح تحریریه: در تاریخ ۲۵ آبان ماه سایت «مهر» بخش عمده «اظهارات گنادی زوگانف، صدر کمیته مرکزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه درباره انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا» را منتشر کرد. پس از دو روز، در سایت دیگری، ترجمهای نارسا و مخدوش از این «اظهارات» منتشر شد. براین اساس تحریریه «مهر» تصمیم گرفت تا این بار ترجمه متن کامل مطلب را در اختیار علاقهمندان قرار دهد

 

مطمئنترین راه موفقیت در برقراری مجدد روابط عادی با آمریکا، این نیست که به «عمو ترامپ مهربان» چشم امید داشته باشیم بلکه راهی است که طی آن به استحکام قدرت اقتصادی، علمیو نظامیروسیه بیانجامد و جامعه را بر گرد آرمان عدالت اجتماعی و دوستی خلقها متحد کند

 

انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در تاریخ هشتم نوامبر سال ۲۰۱۶ برگزار شد. دونالد ترامپ، کاندیدای حزب جمهوریخواه، پیروز شد. او با برتری قابلتوجهی بر هیلاری کلینتون، نماینده حزب دمکرات، غلبه کرد. پیروزی دونالد ترامپ تأییدی است بر ناپایداری فزاینده سرمایهداری گلوبال

بحران مالی در آمریکا که از سال ۲۰۰۷ آغاز شده است، سیستم مالی ـ اقتصادی جهانی را به تزلزل سنگینی کشانده است. پیآمدهای آن به تقریب دامن ۲۰۰ کشور را گرفته است. واشنگتن در جستجوی راه خروج از این بحران، به یک رشته از ماجراجوییهای نظامی ـ سیاسی تازه، دست یازیده است. این کار به سرنگونی دولت قانونی لیبی و قتل بیرحمانه معمر قذافی انجامید. آمریکا سپس به ویرانگری در سوریه صلحدوست و پیشرونده، پرداخته است. اوج بیدادگری امپریالیسم آمریکا، افروختن جنگ داخلی در اوکراین است که در آن به طرفداری از نیروهای فاشیستی برخاسته است

پژواک ناپایدارکننده این ماجراجوییها در اروپا وآمریکا، تیرگی روابط میان غرب با روسیه و تفرقه میان نخبگان آمریکا و اروپا را بهدنبال داشته است. مردم هلند در مخالفت با جهانیسازی، طی رفراندومیاز پذیرش اوکراین به اتحادیه اروپا سر باز زدند. مردم بریتانیا ناخشنودی خود از فرمانفرمایی کمیسیون اروپا را با رأی به خروج کشورشان از اتحادیه اروپا نشان دادند

بهنظر میرسد که موفقیت ترامپ نشانه شکست ایده جهانیسازی است. برنامه اقتصادی رئیسجمهور جدید آمریکا، بازتاب گرایش جهانی بازگشت  تولید و همه زنجیره تکنولوژیکی از کشورهای دارای نیروی کار و منابع ارزان به سرزمین ملی و ایجاد اشتغال و سود و مالیات است. این پیروزی سرمایه تولیدی ملی بر سرمایه جهانی مالی ـ اسپکولاتیف است

موفقیت ترامپ اما، بهمعنای لرزه در بنیان سرمایهداری نیست بلکه بیانگر تغییر توازن قوا در درون سرمایهداری جهانی است. ما کمونیستها نسبت به رئیسجمهور جدید آمریکا دچار توهم نیستیم. ترامپ در اصل جزء جداییناپذیر الیگارشی آمریکایی و جهانی است. تفاوت تنها در آن است که او نماینده آن بخش از سرمایه بزرگ است که درک کرده است که مدل تاکنونی جهان تک قطبی، دیگر کارساز نیست. مدلی که اقتصاد را به کسادی و رکود دچار کرده است و اوضاع بینالمللی را به تیرگی و تشنج کشانده است

در قیاس با وضعیت اقتصاد روسیه، آمریکا، واحه رفاه و آسایش، جلوه میکند. اما این منظره فریبندهای است. در پس آن بدهی نجومی۲۰ تریلیون دلاری پنهان شده است. گویا ترامپ که اندیشهاش غیرمعمول است و برخلاف جریان حرکت میکند، استعداد آن را دارد که آمریکا را از غرقاب بدهیها و ماجراجوییها که هرچند به آرامیاما پیوسته در آن فرومیرود، بیرون بکشد. تصادفی نیست که ترامپ اعلام کرده است که میخواهد سیاست بازصنعتی کردن آمریکا و احیاء تولید کشاورزی را در پیش بگیرد

گروهبندیهای حاکم در آمریکا آنقدر عقلشان رسید که در انتخابات تقلب  نکنند. بله درست است، همه کانالهای تلویزیونی و روزنامههای مهم ضد ترامپ فعالیت میکردند. ذهنیت انتخابکنندگان  در معرض دستکاری شدید رسانههای خبری گلوبالیست قرار گرفت. از آن جمله با راه انداختن چندباره «نظرسنجیهای عمومی» پیوسته پیروزی کلینتون را پیشگویی میکردند. با این همه بالاییها در آمریکا برخلاف آنچه در انتخابات اخیر روسیه رخ داد، به تحریف آشکار و استفاده ناهنجار از منابع دولتی متوسل نشدند

این امر حاکی از آن است که سیستم سیاسی در آمریکا، برای حفظ سلطه سرمایه انحصاری قادر به بازتطبیق خود با اوضاع جدید است. این تفاوت کلیدی ساختار قدرت در آمریکا با محافل حاکم در روسیه است که با بیاعتنایی به خواست سنجیده همگانی مبنی بر تغییر اساسی خطمشی جاری و نوسازی کابینه، فقط به فکر حفظ موقعیت خود بههر وسیله است

بعضی از گفتههای ترامپ درباره روسیه و اوضاع جهان مثبت است. اما نباید توقع زیادی داشته باشیم زیرا او آماده شده است تا محکم از منافع طبقه خود و آمریکا دفاع کند

درضمن در جامعه روسیه، بهدلایلی، تأثراتی شکل گرفته است مبنی بر اینکه ترامپ، کسی که به برپایی مناسبات حسنه با روسیه فراخوانده است، به ما نزدیکتر از خانم کلینتون جنگطلب است. اما در عمل، نتیجه این خطمشی «تجدید روابط دوستانه با روسیه» ممکن است به بازگشت سیاست «خفه کردن در آغوش دوستانه» که صنایع، علوم و سیستم آموزشی ما را ویران کرد، بیانجامد. همانا به بهانه نبود تهدید خارجی، ارتش بزرگ شوروی را ازهم پاشاندند

نیات خیر ترامپ زمانی که ضرورت اقتضا کند، بسته به این که سیاست خارجی آمریکا را واقعاً چه کسانی اداره کنند، تغییر داده خواهد شد. نومحافظهکاران که درصدد حفظ و افزایش برتری آمریکا بر جهان هستند، بیدرنگ میتوانند به ترامپ بفهمانند که تعارفهای احترامآمیز به پوتین در تبلیغات انتخاباتی یک چیز است و منافع واقعی آمریکا چیز دیگر. منافعی که تأمین آن در گرو حفظ هزینههای کلان جنگی و سودهای تولیدکنندگان سلاح و خلق دشمن خارجی است

در هر حال معاون رئیسجمهوری جدید آمریکا، مایک پنس، نسبت به روسیه اظهاراتی کرده است که از گفتههای خانم کلینتون کمتر خصمانه نیست. همچنین خود ترامپ، خیلی جدی از ضرورت حفظ میزان بالای مخارج نظامیخبر داده است

مطمئنترین راه موفقیت در برقراری مجدد روابط عادی با آمریکا، این نیست که به «عمو ترامپ مهربان» چشم امید داشته باشیم بلکه راهی است که طی آن به استحکام قدرت اقتصادی، علمیو نظامیروسیه بیانجامد و جامعه را بر گرد آرمان عدالت اجتماعی و دوستی خلقها متحد کند

ما به کپیبرداری از مدلهای ورشکسته لیبرالی سرمایهداری آنچنان که دارودسته  کودرینا ـ چوبایسا در نظر دارند، احتیاجی نداریم بلکه راه موفقیت ما اتخاذ یک خطمشی فعال در راستای صنعتی کردن و احیای علوم و آموزش و پرورش و در یک کلام خطمشی ایجادگرانه است.

تنها روسیه قدرتمند میتواند بهطور برابر با آمریکا به گفتوگو بنشیند.

 

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *