جنگ خاموش علیه یمن: نبرد اطلاعاتی و سایبری آمریکا و اسرائیل برای نفوذ در جبهه مقاومت

نویسنده: موده اسکندر ــ
روایت این گزارش از نفوذ، جاسوسی، عملیات روانی و تخریب زیرساختهای یمن، بهطرزی هشداردهنده آئینهای است از آنچه سالها است در ایران، با شدت و ابعادی بهمراتب گستردهتر، توسط آمریکا، رژیم صهیونیستی و شبکههای وابستهشان در حال اجراست. همان شیوههایی که در یمن برای تخریب وحدت اجتماعی، نفوذ به نهادهای مدنی، جاسوسی از زیرساختهای نظامی و فرهنگی، و بهکارگیری پوششهای رسانهای، بشردوستانه و توسعهای به کار گرفته شده، در ایران نیز از مدتها پیش با عملیات پیچیدهتری پیاده شده است: از ترور دانشمندان هستهای و خرابکاری در تأسیسات راهبردی گرفته تا راهاندازی شبکههای رسانهای و فرهنگی مزدور، تا نفوذ در نهادهای آموزشی، خیریهها، و حتی پلتفرمهای دیجیتال. آنچه امروز بر یمن میگذرد، پردهبرداری دیگریاست از پروژهای دیرپا علیه ملتهای مستقل؛ پروژهای که ایران یکی از اصلیترین میدانهای آن بوده است (تحریریهٔ «۱۰ مهر»)
در اکتبر ۲۰۲۳، نیروهای مسلح وابسته به انصارالله یمن به حمایت از عملیات «طوفان الاقصی» مقاومت فلسطین وارد نبرد شدند و علیه جنگ اسرائیل بر غزه موضع گرفتند. امروز، با گذشت نزدیک به دو سال، میدان نبردی تازه سر برآورده است ـــ دور از آبهای دریای سرخ یا آسمانهای فلسطین اشغالی.
این جنگ نه با پهپاد همراه است و نه با موشکهای بالستیک. بلکه تهاجمی خاموش، پیوسته و دیجیتال است که هدف آن، شکستن انسجام درونی دولت صنعا از طریق جاسوسی، دستکاری روانی و راهبردهای نفوذ نرم میباشد.
تماسهای تلفنی از سرزمین اشغالی
این جنگ پنهانی بهطور خزنده آغاز شد. «محمود»، یک روزنامهنگار یمنی که با یک رسانهی محلی همکاری دارد، پیامی از شمارهای بینالمللی و ناشناس دریافت کرد. اما آنچه توجه او را جلب کرد، تنها ارقام ناآشنا نبود، بلکه نام کشوری بود که زیر شماره نقش بسته بود: «اسرائیل».
«ترسناک بود»، محمود به کریدل میگوید. «فرستنده با نام کامل من سلام کرد، از فعالیتهای رسانهایام تمجید نمود، و سپس مرا به همکاری با تیم خود دعوت کرد. بلافاصله گفتگو را حذف کردم، پیش از آنکه چیز بیشتری بگوید.»
مورد محمود استثنا نیست. «سامی»، ساکن صنعا، پیامی با الگوی مشابه اما محتوایی متفاوت دریافت کرد. یک حساب کاربری در فیسبوک که خود را پزشک فلسطینی معرفی کرده بود، او را به مشارکت در «بحثی آکادمیک» با حضور یک کارشناس یمنی دعوت نمود. پیام شامل نامهایی از شخصیتهای شناختهشده یمنی بود که ظاهراً او را توصیه کرده بودند. سامی که به موضوع مشکوک شده بود، با افراد نامبرده تماس گرفت و دریافت که هیچکدام از چنین رویدادی اطلاعی ندارند.
بر پایه شهادتهای متعددی که کریدل از روزنامهنگاران و فعالان یمنی گردآوری کرده، این تماسها بخشی از کارزار رو به گسترش نفوذ سایبری و عملیات جذب اسرائیلی-آمریکایی در یمن هستند.
این فعالیتهای مخفی اطلاعاتی بهویژه پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، با ورود نظامی یمن به حمایت از غزه، بهشدت افزایش یافت و موجب شد که تلآویو و واشنگتن دولت صنعا را بهعنوان یکی از اولویتهای اصلی اطلاعاتی خود هدف قرار دهند.
خلأ اطلاعاتی
حملات پهپادی و موشکی یمن، خطوط کشتیرانی اسرائیل را به لرزه درآورد و در عین حال تا عمق سرزمینهای اشغالی نفوذ کرد؛ زیرساختهای کلیدی نظامی و اقتصادی را هدف قرار داد و حتی به فرودگاه بنگوریون رسید. این جبهه مقاومتِ پیشبینینشده، خلأ اطلاعاتی قابلتوجهی را برملا ساخت؛ چیزی که نخبگان امنیتی اسرائیل بعدها ناگزیر به پذیرش آن شدند.
«اسرائیل سالهاست که با دشمنانی چون ایران، حزبالله و حماس آشناست. ما در آن جبههها اطلاعات داریم و عنصر مهمی بهنام عملیات زمینی در اختیار ماست، اما در یمن چنین امکانی نداریم. مقیاس در اینجا کاملاً متفاوت است.» این سخنان را ایال پینکو، مقام پیشین وزارت دفاع اسرائیل و پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات راهبردی بگین-سادات ـ یکی از اتاقهای فکر اسرائیلی ـ بیان کرده است.
تا پیش از ۱۸ نوامبر ۲۰۲۳، نه موساد و نه واحد اطلاعات نظامی «آمان»، نفوذ و جمعآوری اطلاعات در یمن را در اولویت خود قرار نداده بودند. اما پس از سلسلهحملات مداوم از سوی صنعا، فضای گفتوگوهای درونی اسرائیل تغییر کرد. درخواستهایی برای «گشایش اطلاعاتی» نسبت به یمن مطرح شد تا حاشیه امن و غافلگیری کاهش یابد.
آویگدور لیبرمن، وزیر جنگ پیشین اسرائیل، آشکارا خواهان ایجاد مسیرهای اطلاعاتی در داخل یمن شد؛ از جمله حمایت از نیروهای نیابتی محلی برای تضعیف انصارالله. به همین ترتیب، یعقوب آمیدرور، مشاور پیشین امنیت ملی، اعتراف کرد که دستگاه امنیتی تلآویو بهشکل بنیادین محاسبات راهبردی یمن و انصارالله را نادرست فهمیده است.
اما این تغییر نگرش بسیار دیر رخ داد. صنعا پیش از آن، دکترین بازدارندگی اسرائیل را مختل کرده و آن را ناگزیر به گسترش شتابزده و فراگیر ردپای اطلاعاتی خود کرده بود.
یمنیها در آماج حملات آنلاین
در خلأ اطلاعاتی اسرائیل درباره یمن، تلآویو کوشید این کمبود را با عملیاتهای پیچیده نفوذ و جاسوسی جبران کند. یکی از منابع امنیتی به کریدل میگوید: «فرایند جذب عوامل، با جستوجوی یهودیان یمنی مسلط به گویش صنعا یا دیگر لهجههای محلی آغاز میشود؛ هدف از این کار، بهکارگیری آنان بهعنوان عاملان میدانی برای جمعآوری اطلاعات از داخل کشور است.»
افزون بر این، منبع یادشده به روشی دیگر و در حال گسترش اشاره میکند:کارزارهای گسترده تبلیغاتی در فضای مجازی. این تبلیغات در حین مرور شبکههای اجتماعی ظاهر میشوند و اغلب وعده پاداشهای مالی ـــ تا سقف یک میلیون دلار ـــ یا درخواست اطلاعات درباره چهرههای انصارالله و دادههایی مرتبط با «عملیاتهای پشتیبانی دریایی» را مطرح میکنند.
برخی از این آگهیها از صفحات مشکوک وابسته به موساد منتشر میشوند، اما شماری دیگر از صفحات رسمی ایالات متحده، نظیر وزارت خزانهداری آمریکا یا سفارت این کشور، با پوششهایی چون «حفاظت از منافع دریایی» یا «تأمین امنیت ناوبری جهانی» سرچشمه میگیرند.
به گفته منبع امنیتی، «هدف، گردآوری اطلاعات درباره مناطق یا اهداف خاصی است که با جبهه دریایی فعال در ارتباطند ـــ هر آنچه با توان نظامی صنعا در عرصه دریای سرخ پیوند دارد.»
او فاش میسازد که برخی از جاسوسان بازداشتشده، آموزشهای اطلاعاتی پیشرفته را در کشورهای اروپایی دریافت کردهاند و سپس با پوششهایی چون سازمانهای بینالمللی، رسانهها یا نهادهای توسعهای به یمن بازگشتهاند. این پوششها به آنان امکان تحرک گستردهای میداد که تحت شرایط عادی، رصد آن بسیار دشوار بود.
وظایف اصلی این افراد شامل رصد پایگاههای نظامی حساس، جمعآوری اطلاعات دقیق درباره نیروهای دریایی، و دستیابی به دادههای فنی و عملیاتی مربوط به موشکها و پهپادها میشد. آنها همچنین دست به خرابکاری و عملیات ترور زدند، مختصات لازم برای حملات هوایی را منتقل کردند و از دستگاههای رمزگذاریشده، جاسوسافزارهای پیشرفته و سامانههای ارتباط ماهوارهای استفاده کردند که شناسایی آنها با ابزارهای سنتی بسیار دشوار بود.
این عملیاتها بخشی از راهبردی سازمانیافته برای نفوذ به یمن از طریق نهادهایی است که ظاهری توسعهمحور و همکاریجویانه دارند، اما در واقع بازوی جاسوسی و خرابکاری در حوزههای اقتصادی، کشاورزی، آموزشی و امنیتی به شمار میروند.
این شبکهها زیر پوششهای متنوعی چون مأموریتهای دیپلماتیک، فعالیتهای بشردوستانه، پروژههای اقتصادی یا برنامههای علمی فعالیت میکنند و در خدمت منافع اطلاعاتی سازمان سیا و موساد قرار دارند.
در سالهای اخیر، فعالیتهای مشکوک در بخش رسانهای نیز رشد چشمگیری یافته است. این فعالیتها، با شعارهایی جذاب، در عمل دستورکارهایی بسیار خطرناک را پنهان میکنند. روزنامهنگاران از الگوهای تکرارشوندهای گزارش میدهند: از جذب در قالب سازمانهای غیردولتی و نهادهای فرهنگی، تا برگزاری کارگاههایی در فضاهای بسته مانند هتلها، طراحی پرسشنامههایی مشکوک درباره گرایشهای سیاسی، دعوتهای خصوصی پس از نشستها، و پیشنهادهای غیررسمی برای تأمین مالی تحقیقات هدفمند.
برخی حتی دعوتنامههایی برای سفر یا پیشنهادهایی برای مشارکت در پروژههای بینالمللی رسانهای دریافت کردهاند ـــ اما بعدها دریافتهاند که این طرحها در خدمت دستورکارهای بیگانه بودهاند.
اکثر این ابتکارات توسط نهادهای وابسته به ایالات متحده تأمین مالی میشدند که بودجه آنها معمولاً از طریق کشورهای واسطه، سفارتخانهها یا بازوهای فرهنگی منطقهای منتقل میگردید. یکی از این گروهها که با نام «Labs» فعالیت میکرد، توسط نهادهای اطلاعاتی یمن شناسایی شد؛ این گروه با پوشش رسانهای توسعهمحور، در حقیقت مستقیماً به اجرای عملیات جاسوسی اشتغال داشت.
جاسوسی در روشنای روز
تکنیکهای نفوذی که کریدل از آنها پرده برداشته، از سناریویی نگرانکننده و در عین حال منسجم پیروی میکنند. بسیاری از یمنیها گزارش دادهاند که پیامهایی ناخواسته از شمارههایی خارجی ـــ اغلب با کد کشورهایی چون اسرائیل یا کشورهای اروپایی ـــ دریافت کردهاند که در آنها شغلهایی پردرآمد در حوزه رسانه یا سازمانهای غیردولتی پیشنهاد شده است.
در این پیامها، فرستندگان اغلب خود را بهجای دانشگاهیان یا متخصصان جا میزنند، برای جلب اعتماد از نام چهرههای شناختهشده محلی استفاده میکنند، و بهتدریج درباره جزئیات مکانهای حساس، رهبران محلی، و زیرساختهای نظامی پرسوجو میکنند.
عبدالرحمن، روزنامهنگاری در صنعا، به یاد میآورد که چگونه از سوی حسابهایی در فیسبوک پیامهایی دریافت کرده که ظاهراً از سوی دوستان یا همکارانش ارسال شده بودند. «همهچیز با پیامهای خصوصی از حسابهایی آغاز شد که نام آشنا داشتند ـــ گاهی حتی عکس پروفایل آنها متعلق به دوستان یا همکارانم بود. اما وقتی حسابها را بررسی کردم، متوجه شدم تازه ساخته شدهاند و تقریباً هیچ پستی نداشتند.»
یکی از این حسابها از او درباره اطلاعاتی حساس درباره یکی از همکارانش پرسید؛ حساب دیگری تلاش کرد او را وارد یک بحث سیاسی کند و سپس لینکی مشکوک برایش ارسال کرد. عبدالرحمن میگوید: «آنچه اوضاع را بدتر میکرد، این بود که زبان واحد و تکرارشونده آنها نشان میداد که احتمالاً همگی از یک مرکز هدایت میشوند. استفاده از نامها و تصاویر واقعی نیز شناسایی فریب را بسیار دشوارتر کرده بود.»
سلطان السامعی، عضو شورای سیاسی انصارالله، تأیید میکند که جوانان یمنی بهشکل گسترده در معرض این نوع هدفگیریها قرار گرفتهاند. او در گفتوگو با کریدل داستان جوانی از صنعا را بازگو میکند که اعتراف کرده با موساد همکاری داشته، پس از آنکه این سازمان با سوءاستفاده از فقر خانوادهاش، در ازای تنها ۲۵۰ دلار از او خواسته بود تا یک اپلیکیشن دوربین مخفی نصب کرده و از محلهاش ـــ شامل خیابانها، کوچهها، مسئولان محلی و ناظران ـــ فیلمبرداری کند:
«وظایف بین گروههایی تقسیم میشد که هرکدام حدود ۹۴ نفر عضو داشتند. با هر مأموریت جدید، میزان پرداختها افزایش مییافت ـــ ابتدا ۳۰۰ دلار، سپس ۶۰۰ دلار، و در نهایت مبالغ بیشتر برای تصاویر و ویدیوهای دقیقتر.»
السامعی هشدار میدهد که موساد در ماههای گذشته توانسته تعدادی از جوانان ـــ چه زن و چه مرد ـــ را با موفقیت جذب کند.
در یکی از پروندههای محرمانه که کریدل به بررسی آن پرداخته، از روزنامهنگاران خواسته شده بود که گزارشهایی مفصل درباره میدان سیاسی و حساس «السبعین» در صنعا تهیه کنند ـــ میدانی که یکی از اهداف مکرر حملات هوایی اسرائیل بوده است. وظایف آنها شامل عکسبرداری از ایستهای بازرسی، مستندسازی کاربری ساختمانها، و ارزیابی زیرساختهای ارتباطی در منطقه بود.
جنگ دادهها به خانهها میرسد
فراتر از جاسوسها و عکاسی پنهانی، نوعی نفوذ خاموش و نظاممند در حال شکلگیری است. «عبدالحفیظ معجب»، متخصص جنگ روانی، دو روزنه خطرناک را شناسایی میکند: کارگران آفریقاییِ بدون مدارک رسمی و گسترش افسارگسیخته پلتفرمهای تحویل کالا.
او توضیح میدهد که بسیاری از این کارگران بهطور غیررسمی وارد یمن شدهاند و اکنون در فضاهایی حساس مشغول بهکارند ـــ از جمله هتلهایی که مسئولان در آن رفتوآمد دارند یا حتی ساختمانهای دولتی ـــ جایی که بیآنکه تحت نظارت باشند، میتوانند به زیرساختهای حیاتی دسترسی یابند.
همچنین، معجب گسترش بیرویه اپلیکیشنهای تحویل غذا و کالا در شهرهای یمن را بهشدت نگرانکننده میداند. این پلتفرمها که اغلب بدون وضعیت حقوقی روشن یا مالکان شناختهشده فعالیت میکنند، به بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره تبدیل شدهاند و دادههای شخصی حساسی گردآوری میکنند: نشانی دقیق منازل، ترکیب جمعیتی خانوار، الگوهای مصرف، و حتی ترجیحات غذایی:
«این شرکتها بدون آنکه زیر نظر وزارتخانههای حملونقل یا ارتباطات باشند، با تبلیغات دیجیتالی و تخفیفهای اغواکننده گسترش یافتهاند. اما خطر اصلی در پرسشهایی است که کسی پاسخ نمیدهد: چه کسی این دادهها را جمعآوری میکند؟ کجا ذخیره میشوند؟ و سرانجام، به دست چه کسانی میرسند؟»
السامعی نیز این هشدار را تکرار میکند و میگوید جنگ اطلاعاتی وارد مرحلهای جدید و خزنده شده است. کارگران مهاجرِ فاقد نظارت و اپلیکیشنهای تحویل، اکنون به مکملی برای عملیات فریب دیجیتال بدل شدهاند ـــ عملیاتهایی که از طریق تبلیغات شغلی جعلی، شمارههای اروپایی و آمریکایی، و روشهای مهندسی اجتماعی، یمنیها را جذب میکنند؛ همگی در خدمت دستگاههای اطلاعاتی متخاصم.
شبکههای جاسوسی منهدمشده
طبق اعلام نهادهای امنیتی صنعا، از سال ۲۰۱۵ تا مارس ۲۰۲۴، بیش از ۱۷۸۲ سلول جاسوسی شناسایی و منهدم شده و ۲۵۶۶۵ نفر به اتهام همکاری اطلاعاتی با طرفهای خارجی بازداشت شدهاند. در ژانویه ۲۰۲۵، مقامات از بازداشت یک حلقه جاسوسی پرده برداشتند که برای سازمان اطلاعات خارجی بریتانیا (MI6) و دستگاه امنیتی سعودی فعالیت میکرد و هدف آنها، ضربهزدن به حمایت یمن از غزه بود.
تنها چند روز پیشتر، یک شبکه مشترک سیا و موساد در استان صعده کشف و بازداشت شد؛ این شبکه، تأسیسات پهپادی و مراکز فرماندهی یمن را هدف گرفته بود. اما مهمترین عملیات در مه ۲۰۲۴ انجام شد: انهدام «یگان ۴۰۰» ـــ یک شبکه جاسوسی مشترک آمریکا و اسرائیل که در سواحل غربی یمن فعالیت میکرد.
مأموریت این یگان، نفوذ به ساختار دفاعی داخلی و شناسایی مکانهای پرتاب موشک و مراکز فرماندهی بود. انهدام آن، ضربهای جدی به دقت حملات هوایی آمریکا و اسرائیل وارد کرد.
دکترین سکوت
یمن اکنون درگیر گونهای دیگر از جنگ است ـــ جنگی که نه با گلوله، بلکه با زمزمهها، اپلیکیشنها، سازمانهای غیردولتی و آگهیهای شغلی جعلی بهپیش میرود. واشنگتن و تلآویو میکوشند تا با نفوذ در بافت اجتماعی و فضای رسانهای کشوری رسوخ کنند که تا همین اواخر، از سوی بسیاری بهعنوان بازیگری حاشیهای قلمداد میشد.
اما تهدیدهای متعارف نیز در حال تشدیدند. در ۲۳ ژوئیه، شبکه ۱۴ اسرائیل گزارش داد که ارتش این رژیم خود را برای آنچه «یورش بزرگ» علیه یمن مینامد آماده میکند و تنها منتظر چراغ سبز سیاسی از سوی مقامات تلآویو است. بنا بر این گزارش، دستگاه امنیتی اسرائیل «بهصورت شبانهروزی در حال طراحی طرحی برای حمله گسترده به دولت صنعا» است.
با این حال، یمن همچنان در حال شکلدادن به موازنههای منطقهای است ـــ و مقاومتی که از آن الهام گرفته میشود، صرفاً نظامی نیست؛ این مقاومت فرهنگی، اطلاعاتی، و برخاسته از جامعهای است که تا کنون نفوذ در آن دشوار، فهم آن پیچیده، و پیشبینی آن غیرممکن بوده است.
در واکنش به این تهدیدهای چندلایه، وزارت اطلاعرسانی صنعا کارزار آگاهیرسانی عمومیای به نام «مدری» ـــ اصطلاحی عامیانه در یمن بهمعنای «نمیدانم» ـــ را در شبکههایی چون تلگرام، ایکس، فیسبوک و اینستاگرام آغاز کرده است.
این کارزار، شهروندان را به خودداری از انتشار اطلاعات حساس در فضای مجازی فرامیخواند. یکی از حسابهای رسمی این کمپین، بهطور منظم ویدیوهایی منتشر میکند که درباره خطرات شنود تلفنی، فیشینگ (دزدی اطلاعات)، و تهدیدات سامانههای ماهوارهای مانند «استارلینک» هشدار میدهند ـــ سامانههایی که بنا به گفته مقامات، ممکن است بهراحتی در اختیار ارتشهای متخاصم قرار گیرند.
آنچه زمانی عبارتی ساده و روزمره بود، اکنون به دکترین امنیت سایبری و یکی از ارکان کارزار حاکمیت یمن بدل شده است. در سرزمینی که ابهام، زرهی حفاظتی است و طفره رفتن، غریزه ای برای بقا، «مدری» دیگر واکنشی منفعلانه نیست. بلکه کنشی آگاهانه و مقاومتی است برای محافظت از بافت اجتماعی یمن در برابر تعرضات دشمنانه و اعلام صریح این حقیقت که جبهه داخلی این کشور نه آسیبپذیر است و نه به فروش میرسد.
منبع: کریدل، ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۵
https://thecradle.co/articles/cracking-sanaa-the-us-israeli-cyber-war-on-yemen
