امپریالیسم و رفتار قلدرانهٔ آن با هند

image_print

نویسنده: پرابات پاتنایک ــ 

این طنزی تلخ است که در هفتاد و هشتمین سالگرد پیروزی مبارزۀ مردم هند علیه امپریالیسم بریتانیا، امپریالیسم ایالات متحده آشکارا با قلدری تمام هند را به اطاعت از دستورات خود می‌خواند. اما باید خاطر نشان کرد که این امری نهفته در ذات امپریالیسم است؛ در واقع در طول همین هفتاد و هشت سال، بارها امپریالیسم آمریکا کوشید تا هند را وادار به تبعیت از خواسته‌های خود کند. با این حال، دو تفاوت اساسی میان تلاش کنونی و تلاش‌های پیشین وجود دارد: نخست، این بار تلاش آمریکا در قالب این پیام که «آنچه می‌گوییم برای منفعت خودتان است» ارائه نمی‌شود، بلکه بسیار صریح‌تر است: «برای منفعت ما آنچه می‌گوییم انجام دهید، وگرنه مجازات خواهید شد». دوم، برخلاف گذشته، دولت هند در برابر این زورگویی موضعی قاطع اتخاذ نکرده است و مواضعی متناقض در پاسخ‌های آن مشاهده می‌شود. اجازه دهید توضیح دهم.

زمانی که هند مستقل، از پیوستن به هر یک از پیمان‌های نظامی مانند سیتو (SEATO) و سنتو (CENTO)، که امپریالیسم آمریکا در سراسر جهان برای محاصرهٔ اتحاد شوروی ایجاد کرده بود، خودداری کرد و در عوض سیاست عدم تعهد را برگزید، خشم ایالات متحده برانگیخته شد. جان فاستر دالس، وزیر امور خارجۀ وقت آمریکا، از قاعدۀ «اگر با ما نیستید، پس علیه ما هستید» سخن می‏‌گفت، و بر اساس همین منطق، ایالات متحده با هند رفتاری خصمانه در پیش گرفت. در سال‌های پرتلاش برنامه‌ریزی اقتصادی که بر خودکفایی، ایجاد پایۀ صنایع سنگین تحت نظارت بخش دولتی، و رهایی اقتصاد از چنگال سرمایه‌داری متروپل، تأکید می‌شد، تقریباً هیچ «کمکی برای توسعه» نه از سوی آمریکا و نه از سوی نهادهایی مانند بانک جهانی زیرکنترل آن، در اختیار هند قرار نگرفت. کارشناسانی که با حمایت مالی آمریکا به هند می‌آمدند، «توصیه» می‌کردند که از راهبرد ماآلانویس* ــــ که بازتاب‌دهندۀ اولویت در خودکفایی بود ــــ صرف‌نظر شود. (نگاه کنید به مقالۀ «ناکامی سیاست برنامه‌ریزی در کشاورزی» از کتاب زمین و کار در هند، نوشتۀ دانیل و آلیس تورنر).

با وجود این، هند با پشتیبانی استوار اتحاد شوروی در سیاست عدم تعهد و همچنین در سیاست اتکا‎به‏خود پایدار ماند و از بخش دولتی برای مقابله با سلطۀ سرمایه‌داری متروپل بهره گرفت. با آن که این کشور ناچار شد فشار سهمیه‌بندی شدیدی را در ارز خارجی تحمل کند، اما از مسیر خود منحرف نشد. در اواخر دهۀ ۱۹۵۰، پس از مرگ دالس، ایالات متحده به‌تدریج موضع خود را تغییر داد، زیرا بیم آن می‌رفت که سیاست‌های خصمانه، به جای واداشتن کشورهایی مانند هند به تمکین، به خود آمریکا آسیب برساند و به‌سود اتحاد شوروی تمام شود. پس از سفر آیزنهاور به هند در اواخر دهۀ پنجاه، سرانجام «کمک هایی» از سوی بانک جهانی، آن هم صرفاً برای پروژه‌های زیربنایی، به هند داده شد.

بار دیگر، در جریان جنگ بنگلادش، زمانی که مداخلۀ هند فرصت طلایی ایالات متحده را برای بهره گیری از آب گل‌آلود از میان برد، دولت آمریکا چنان خشمگین شد که حتی نیروی ضربت ۷۴ خود را به‌رهبری ناو هواپیمابر یو.اس.اس اینترپرایز به خلیج بنگال فرستاد تا هند را مرعوب کند. با این حال، هند بی‌اعتنا به تهدیدهای آمریکا بر مسیر خود پای فشرد و به روند ایجاد کشور بنگلادش کمک کرد.

زورگویی امپریالیسم آمریکا ــــ که افزون بر تلاش کلی امپریالیستی برای برقراری هژمونی، شامل اقداماتی مشخص برای واداشتن این کشور به همسویی با دستورکار آمریکا می‌شود ــــ پدیده‌ای دیرینه است که هند مستقل در گذشته با موفقیت در برابر آن ایستادگی کرده بود. با این حال، زورگویی کنونی، هرچند تازه نیست، اما در بستری کاملاً متفاوت رخ می‌دهد: موقعیتی که هند به سرمایه‌داری نولیبرال روی آورده و در نتیجه زیر سلطۀ سرمایۀ مالی جهانی‌شده قرار گرفته است
.
زورگویی امروزۀ دونالد ترامپ، که منحصر به هند هم نیست، به دو موضوع اساسی مربوط می‌شود: نخست، تعرفه‌ها: جایی که شکست در دستیابی به توافق تا اول اوت، به این معنا است که کالاهای هندی در بازار آمریکا مشمول تعرفۀ ۲۵ درصدی خواهند شد. دوم، تعرفه‌های تنبیهی که ایالات متحده، به این دلیل که هند با نقض تحریم‌های غرب علیه روسیه، از آن کشور نفت خریداری کرده، تهدید به اعمال آن بر کالاهای هندی کرده است. افزون بر این، ترامپ اظهاراتی دربارۀ بریکس مطرح کرده که حاکی از آن است که قصد دارد هند را یا وادار به ترک این سازمان کند، یا ــــ محتمل‌تر ــــ نقش «اسب تروا»ی آمریکا را در آن به عهده گیرد؛ هرچند این موضوع فوریت چندانی ندارد. با این حال، دربارۀ موضوع فوری و اساسی خرید نفت از روسیه، دولت هند رویکردی تعلل‌آمیز داشته و مواضعی متناقض بیان کرده است، که نشانۀ تمایل آن به دلجویی از ایالات متحده است.

از آنجا که نفت روسیه ارزان‌تر از هر منبع دیگری است که می‌تواند با تأیید آمریکا در دسترس هند قرار گیرد، آشکار است که فشار بر هند برای توقف خرید نفت روسیه به‌معنای واداشتن آن به اقدام علیه منافع خود است. این‌ها تحریم‌هایی با مجوز سازمان ملل ــــ مانند تحریم‌های اعمال‌شده علیه آفریقای جنوبیِ آپارتاید ــــ نیستند، بلکه تحریم‌هایی یک‌جانبه‌اند که توسط ایالات متحده و دیگر کشورهای امپریالیستی علیه کشورهایی همچون کوبا، ایران یا ونزوئلا، که از دستورات آن‌ها سرپیچی می‌کنند، وضع شده‌اند. واداشتن کشورها به پذیرش چنین تحریم‌هایی، به‌معنای وادار کردن آن‌ها به عمل برخلاف منافع خود برای پیشبرد اهداف امپریالیسم است. به بیان دیگر، حتی تظاهری هم وجود ندارد که این کشورها به نام اصل یا آرمانی برتر به همسویی با آمریکا دعوت ‌شوند؛ بلکه به‌ شکلی آشکار و محسوس برای خدمت به منافع راهبردی امپریالیسم، به بهای زیان خودشان، تحت فشار و زورگویی قرار می‌گیرند.

چرا دولت مودی در این مسأله قاطع و جسورانه دست رد به سینۀ ترامپ نزد؟ به هر حال، حتی اگر چین را مستثنی کنیم، دولت کشوری سرمایه‌داری مانند برزیل نیز با جسارت در برابر ترامپ ایستاده است؛ رئیس‌جمهور لولا اعلام کرده که اگر ترامپ ۵۰ درصد تعرفه بر کالاهای برزیلی اعمال کند، برزیل هم ۵۰ درصد تعرفه بر کالاهای آمریکایی خواهد گذاشت. حزب کنگره به‌درستی به بزدلی مودی اشاره کرده و آن را با رویارویی شجاعانۀ ایندیرا گاندی در برابر نیکسون در جریان جنگ بنگلادش مقایسه کرده است (نیکسون زمانی اعتراف کرده بود که از نگاه کردن به چشمان او وحشت می‌کرده است).

با این حال، جسارت یا بزدلی یک رهبر مستقل از پایگاه طبقاتی او نیست؛ تفاوت میان لولا و مودی آنجا است که اولی ریشه در طبقۀ کارگر دارد، در حالی که دومی ــــ هرچند بی‌تردید بخشی از آرای کارگران را به دست آورده ــــ اما اساساً تکیه‏اش بر ستون بورژوازی بزرگ است. به همین ترتیب، تفاوت میان موضع هند در برابر زورگویی‌های امپریالیسم آمریکا در گذشته و امروز، نه‌چندان در ویژگی‌های فردی نهرو یا ایندیرا گاندی در مقایسه با مودی (هرچند که این تفاوت البته انکارناپذیر است)، بلکه در تفاوت میان یک رژیم ضد‌استعماریِ هدایت‌گر و یک رژیم نولیبرال، نهفته است.

شک نیست که میان سیاست خارجی یک کشور و سیاست اقتصادی آن رابطه‌ای نزدیک وجود دارد. سیاست اقتصادی هدایت‌گر، که بر خوداتکایی اولویت می‌داد، با سیاست خارجی عدم تعهد هند و در نتیجه با آمادگی و توانایی آن برای ایستادگی در برابر زورگویی امپریالیستی همسو بود. اما اکنون رژیم نئولیبرال به خود می‌بالد که هر حرکت به‌سوی خوداتکایی را خنثی می‌کند؛ شعار «ساخت هند» در واقع دعوتی است از سرمایۀ خارجی برای تولید در این کشور. ذات و فلسفۀ وجودی نئولیبرالیسم، کنار گذاشتن همۀ تلاش‌ها برای خوداتکایی در کشورهای در حال توسعه است؛ امری که به‌طوری اجتناب‌ناپذیر آن‌ها را در برابر فشار و باج‌گیری امپریالیستی آسیب‌پذیر می‌سازد.

وقتی رژیم نئولیبرالیسم در هند غالب شد، استدلال رایج این بود که این رژیم نمایندۀ نظم جدید پایداری است که سرمایه را در جهان سیال کرده است و به همین دلیل کشورهای کم‌دستمزد در جنوب جهانی اکنون باید مراکز اصلی فعالیت‌هایی شوند که پیش‌تر در شمال جهانی وجود داشتند، و در نتیجۀ این جابجایی از شمال به جنوب، توسعه‌نیافتگی و فقر در جنوب از بین خواهد رفت. مشکل اصلی این استدلال در اینجا است که اعتبار هیچ نظم جهانی را نمی‌توان دائمی به حساب آورد؛ نظمی که توسط امپریالیسم ایجاد شده و می‌تواند به میل امپریالیسم تغییر کند، همان‌طور که اکنون در جریان است. اما زمانی که امپریالیسم نظم موجود را تغییر می‌دهد، برای کشورهای جنوب، مانند هند که در چنگ آن قرار دارند، تغییر مسیر دشوار است.

کشوری که اقتصاد آن وابسته به تجارت است در برابر اختلالات تجاری آسیب‌پذیر می‌شود، و در نتیجه احتمال دارد که در مواجهه با زورگویی‌های امپریالیستی به سازش تمایل پیدا کند. مگر این که کشور بخواهد یک بازسازی عمده در رژیم اقتصادی خود انجام دهد. اما هر نوع بازسازی این چنینی با مخالفت بورژوازی بزرگ و طبقه متوسط شهری، که از رژیم نئولیبرالی بیشترین سود را می‌برند، مواجه خواهد شد. هر دولتی که بیشتر نگران منافع این گروه باشد، چاره‌ای جز مصالحه در برابر خواسته‌های زورگویانۀ امپریالیسم ندارد.

مثال زیر روشن‎گر این مطلب است: تهدید تعرفه‌های ترامپ به‌معنای تضعیف روپیه است. با اعمال تعرفه‌های بالاتر، روپیه بیشتر سقوط خواهد کرد، مگر این که کنترل سرمایه اعمال شود؛ و علاوه بر این، برای مدیریت بخش ارز خارجی باید کنترل‌های تجاری نیز اعمال گردد. همهٔ این‌ها به‌معنای عقب‌نشینی از رژیم نئولیبرالی و جایگزینی آن با یک رژیم بدیل خواهد بود. اما بورژوازی بزرگ، که در سرمایهٔ مالی جهانی ادغام شده است، در برابر این موضوع مقاومت خواهد کرد، و دولت متعهد به منافع آن هیچ‌گونه گزینه جایگزینی را نخواهد پذیرفت و می‌رود تا در برابر فشارهای امپریالیستی به سازش هایی دست یابد.

استقلال از امپریالیسم، به طبع، از بیخ وبن مخالف اعمال یک استراتژی نئولیبرال است. دولت‌های مختلف هند مدت‌ها پیش از تغییرات دهه ۱۹۹۰ به این موضوع پی برده بودند که پذیرش نئولیبرالیسم، آزادی کشور را محدود می‏کند. نمایش‌های قلدرمآبانه دونالد ترامپ تنها این نکته را با وضوح بیشتری نشان می‌دهد.

ــــــــــــــــــ
* الگوی مارکسیستی توسعۀ اقتصادی که توسط اقتصاددان اتحاد شوروی گریگوری فلدمن (۱۹۲۸) و پراسانتا ماآلانویس، آماردان هندی (۱۹۵۳)، به‌طور مستقل طراحی شد و اساس برنامۀ پنج‌سالۀ دوم هندوستان قرار گرفت.

منبع: دموکراسی خلق، ۱۰ اوت ۲۰۲۵
https://peoplesdemocracy.in/2025/0810_pd/imperialism ـ and ـ its ـ bullying ـ india

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *