«ما هیچگاه از اصول خود عدول نکرده‌ایم»

image_print

رفیق نورالدین کیانوری ــ
پرسش و پاسخ، شمارهٔ ۱۰، سال ۱۳۵۹ ــ

س: دوست مسلمانی می‌گوید: پشتیبانی حزب تودهٔ ایران از جمهوری اسلامی و از خط امام یک «فریبکاری» است. امروز حزب تودهٔ ایران از امام پشتیبانی می‌کند، چون می‌بیند که ملت از امام پشتیبانی می‌کند، واین «زرنگی» است، چون سرنوشت مجاهدین و فدائیان خلق را پیش بینی می‌کرد. وگرنه حزب تودهٔ ایران طرفدار نظام کمونیستی است. مگر جمهوری اسلامی گامی در راه نزدیکی به جامعه کمونیستی است که حزب تودهٔ ایران از آن پشتیبانی می‌کند؟

ج: خوب، این سؤال بسیار جالبی است. این دوست یک سؤال دیگر هم مطرح کرده که آن هم بسیار جالب است: مگر تنها اصول عقیدتی و آرمانی حزب تودهٔ ایران دفاع از شوروی است که حزب برای جلب سایر نیروها در تمام موارد عقب نشینی می‌کند، ولی در این یک مورد هیچ گونه عقب‌نشینی نمی‌کند؟

هر دو سؤال این دوست مسلمان ما بسیار جالب است. ما به این دو سؤال در جلسه‌های گذشته به اشکال دیگری جواب داده ایم. حالا در این چارچوب هم من کوشش می‌کنم که جواب روشن کننده‌ای بدهم.

چند نکته از این پرسش استتناج می‌شود. یکی اینکه دوست مسلمان ما قبول دارد که حزب تودهٔ ایران به‌طور جدی از خط امام خمینی پشتیبانی می‌کند، و به عقیدهٔ او این «زرنگی» و به بیان دقیق‌تر کار درستی است که ما می‌کنیم و اگر ما این کار را نمی‌کردیم به سرنوشت مجاهدین و فدائیان گرفتار می‌شدیم که البته سرنوشت خوبی نیست. و او هم معتقد است که آنها به سرنوشت ناگواری گرفتارند که از جنبش سراسر خلق جدا مانده‌اند.

از این سؤال یک نکته هم استتناج می‌شود که آن هم درست است، یعنی حزب تودهٔ ایران طرفدار نظام سوسیالیستی در جامعه است. و بعد سؤال می‌کند که آیا جمهوری اسلامی گامی است در راه نزدیکی به جامعه‌ای که هدف حزب توده است؟ آیا برای این است که حزب تودهٔ ایران از آن دفاع می‌کند؟ در این سؤال توأم با تردید، تمام پاسخ درست مسأله نهفته است و آن این است که برخلاف آنچه که این دوست ما گفته است، ما به هیچ وجه در اتخاذ این سیاست «فریبکاری» نمی‌کنیم. اگر ما می‌خواستیم «فریبکاری» کنیم اصلاً مسألهٔ هواداری از سوسیالیسم علمی را می‌گذاشتیم کنار، یا آن را مسکوت می‌گذاشتیم…. اگر می‌خواستیم «فریبکاری» کنیم، ما هم راه خود را ترک می‌کردیم و می‌گفتیم: «اصلاً مسلمان هستیم» و شاید هم می‌توانستیم وکیل مجلس شویم…. اگر آن طور بودیم می‌توانستیم در کابینهٔ «گام به گام» راه پیدا کنیم. توده‌ای‌ها آدم‌های «بی عرضه ای» هم نیستند و همه قبول دارند که آدم‌های لایق و با عرضه‌ای هستند. ولی به همان دلیل که سر سوزنی فریبکاری در سیاست ما نیست و می‌دانیم دفاع علنی از سوسیالیسم علمی در جامعه‌ای که مذهب در آن به عامل سیاسی تبدیل شده، کار آسانی نیست، علی‌رغم تمام مخاطرات با شجاعت و شهامت از سوسیالیسم علمی دفاع می‌کنیم. حزب تودهٔ ایران و توده‌ای‌ها این شجاعت و شهامت را دارند که علی‌رغم همهٔ خطراتی که دفاع از این هدف و از این عقیده برای آنها در بر دارد، با صراحت تمام از عقیدهٔ خودشان دفاع کنند و ضمناً با همان صراحت و فداکاری و ایثار هم در جبههٔ جنگ علیه دشمن نبرد می‌کنند، کشته می‌شوند و خون می‌دهند. با این توصیف، تهمت «فریبکاری» به توده‌ای‌ها زدن بی‌انصافی و حتماً ناشی از بی‌اطلاعی و ناآگاهی است. ما معتقدیم که دوستان مسلمان واقعی … شناخت‌شان در مسائل سیاسی و اجتماعی هنوز به‌اندازهٔ کافی رشد نکرده و هنوز نمی‌توانند این پدیده را درک کنند، اصولاً همان‌طور که دنیا نتوانست اسلام انقلابی را درک کند و الان در مقابل این پدیدهٔ تاریخی بهت زده است، همان‌طور هم قسمتی از دنیا هنوز سوسیالیسم و کمونیسم را درک نکرده و نمی‌فهمد که چگونه نیروهایی با حد اعلای ایثار در راه این عقیده جانبازی می‌کنند و برای هرگونه فداکاری در راه تغییر بنیادی جامعه به‌سود زحمتکشان و محرومان جامعه آماده‌اند. آنها محتوای این پدیده را نفهمیده‌اند، و چون نفهمیده‌اند، گرفتار مجموعهٔ پیشداوری‌هایی هستند که محصول تبلیغات بیش از ۱۳۰ سالهٔ انواع دشمنان جنبش انقلابی سوسیالیستی جهان است.

به این ترتیب، مسأله «فریبکاری» در کار نیست. ولی حالا یک کسی می‌تواند بگوید که خوب، شما فریبکار نیستید و ما این اتهام را از روی شما بر می‌داریم ولی آخر شما که طرفدار سوسیالیسم علمی هستید، چطور از جامعهٔ اسلامی که جمهوری اسلامی ایجاد آن را در نظر دارد، دفاع می‌کنید؟ آیا این گامی در آن راه است؟ اینجا جواب خیلی روشن است و قبلاً هم گفته‌ایم که ما عقیده نداریم که این گامی است در آن راه، یعنی برای رسیدن به جامعهٔ سوسیالیستی باید از این جا گذشت. ما به‌هیچ‌وجه چنین عقیده‌ای نداریم. ولی ما و همهٔ هواداران سوسیالیسم علمی در دنیا قبل از هرچیز به پدیده‌های جهان برخورد علمی داریم، و طرفدار سوسیالیسم علمی هم به همین دلیل هستیم که به مسائل اجتماعی و تحولات دنیا برخورد علمی دارد. برخورد علمی داریم یعنی چه؟ یعنی قبل از هرچیز واقعیت را ارزیابی می‌کنیم ــــ آن طور که هست، نه آن طور که دلمان می‌خواهد باشد. واقعیت یک جامعه آن طور که هست. علم تحولات اجتماعی دارای قانونمندی و ویژگی و خواص معینی است که به میل ما تغییر نمی‌کند. در این واقعیت اجتماعی همیشه جنبه‌های مثبت و منفی، پدیده‌های مثبت و منفی وجود دارد و ما باید به درستی و به دور از ذهنیات، بتوانیم تشخیص دهیم که کدام یک از پدیده‌های این واقعیت مثبت و یا منفی است و چقدر جهت مثبت‌اش به جهت منفی‌اش می‌چربد. اگر از نظر ما، با معیارها و مقیاس‌هایی که ما داریم، جهت مثبت آن چربید، ما آن را یک پدیدهٔ مترقی تشخیص می‌دهیم و از آن در جهت تحولات خلقی در دنیا پشتیبانی می‌کنیم. و اگر جهت منفی‌اش چربید، ما آن را مضر تشخیص می‌دهیم، علیه آن مبارزه می‌کنیم و در صدد از بین بردنش خواهیم بود.

و اما معیارهای ما کاملاً مشخص است. معیارهای ما یک طرفش عبارت است از منافع تودهٔ زحمتکش، دهقانان و کارگران که اکثریت مطلق شان مسلمان هستند و مسلمان معتقد و متعهد هستند، ولی رنج می‌کشند و درد می‌کشند و در مقابل زحمتی که می‌کشند و ارزش‌هایی که تولید می‌کنند هیچ چیز ندارند جز بدبختی، بیماری و گرسنگی برای خودشان و بچه‌هایشان. اینها، همانطور که گفتم، اکثریت مطلق شان مسلمان هستند و ما در راه بهبود زندگی اینها مبارزه می‌کنیم، و چهل سال است که ما توده‌ای‌ها زندگی خود را وقف این راه کرده‌ایم، در این راه تلفات داده‌ایم، قربانی داده‌ایم، این همه زندانی داده‌ایم. طولانی‌‌‌ترین زندان‌کش‌های جامعهٔ ما توده‌ای هستند که الان در رهبری حزب توده‌ای ما هستند. اینها ۲۵ تا ۳۰ سال از عمر خود را در زندان‌های ارتجاع به‌سر برده‌اند و آن هم به خاطر دفاع از حقوق زحمتکشانی که اکثریت مطلق‌شان مسلمان و مذهبی متعهد هستند، و نه به خاطر منافع فردی و شخصی. اگر برای منافع شخصی بود، این افسران ما که تا ۲۵ سال در زندان بودند، به‌جای گذراندن عمر در گوشه زندان‌ها، به درجهٔ سپهبدی شاهنشاهی رسیده بودند و الان چند میلیون دلار در آمریکا داشتند و مثل اویسی در آنجا به عیاشی می‌پرداختند. مهندسین ما که ۴۰ سال در این کشور زندگی و مبارزه کرده‌اند، امروز یک دانه پتو برای رو انداز خودشان ندارند. اما اگر به فکر منافع خودشان بودند، مثل اکثر مهندسینی که امروز در جامعهٔ ما هستند، صاحب مال و منال و کارخانه شده بودند.

ولی توده‌ای‌ها، اعم از افسران و مهندسان و کارگران و روشنفکران زندگی خود را فقط به مبارزه در راه منافع حیاتی توده‌های میلیونی زحمتکش میهن ما که اکثریت مطلق‌شان مذهبی و متعهد هستند، اختصاص داده و همه‌چیز خود را در این راه فدا کرده‌اند. این پدیده را این دوستان مسلمان ما هنوز درک نمی‌کنند. آنها به مفهوم واقعی این پدیده که از اواسط قرن نوزدهم میلادی در دنیا پیدا شده و ۶۰ سال است افکار عمومی سراسر جهان را مشغول می‌دارد، پی‌نبرده‌اند و نمی‌دانند چرا کمونیست‌ها حاضر می‌شوند برای جمهوری اسلامی خون خود را نثار کنند. آنها باید به این سؤال جواب دهند. پاسخ ما همان است که همه در جمهوری اسلامی شاهد آنند: ما با تمام امکانات برای تحکیم این جمهوری مبارزه کرده‌ایم و می‌کنیم. چرا؟ برای این که در جمهوری اسلامی نیروهایی را می‌بینیم که علیه بدبختی‌هایی مبارزه می‌کنند که جامعهٔ ما طی قرن‌ها و بخصوص طی ده‌ها سال اخیر گرفتار آن بوده است. آنها علیه سلطهٔ امپریالیسم، علیه سودجویی طبقات وابسته به امپریالیسم، یعنی سرمایه‌داران وابسته و بزرگ مالکان، و به نفع توده‌های میلیونی محروم مبارزه می‌کنند. و چون می‌بینیم که نظام جمهوری اسلامی با تمام خصوصیاتش در زمینه‌های استقلال و رهایی از وابستگی به امپریالیسم و برانداختن نظام غارتگر سرمایه داران وابسته و مالکان، تاکنون، یک سلسله اقدامات جدی به نفع توده‌های میلیونی انجام داده است، با تمام قوا از آن پشتیبانی می‌کنیم و حاضریم جانمان را در این راه فدا کنیم. با توجه به این واقعیت است که ما بدون اینکه هیچ چیزی از این جمهوری بخواهیم، و بدون اینکه جمهوری اسلامی چیزی به ما بدهد، حتی با آن که افراد توده‌ای را از حقوق حقه‌ای که مطابق قانون به آنها تعلق می‌گیرد محروم می‌کنند و از کار بیرون‌شان می‌کنند، برای تحکیم جمهوری اسلامی خواهیم کوشید و همان‌طور که توده‌ای‌ها در سنگرهای جبهه نشان داده‌اند، آماده‌ایم تا پای جان از آن دفاع کنیم. پس مسأله به‌هیچ‌وجه «فریبکاری» نیست. ما هر روز انتظارداریم که مسلمانان خیلی متعصب و کوتاه بین باز هم به جان توده‌ای‌ها بیافتند و همان طوری که دفترهای ما را اشغال کردند و رفقای ما را زدند و در بعضی موارد حتی علیه توده‌ای‌هایی که از جمهوری اسلامی دفاع می‌کردند، حکم اعدام صادر کردند و حکم را هم به موقع اجرا گذاشتند، مثل کرمانشاهان. هیچ بعید نیست که بازهم این اعمال تکرار شود. ولی معذلک تا وقتی که ما احساس کنیم و با محک خودمان به این نتیجه برسیم که سیاست تعیین کننده در جمهوری اسلامی، سیاستی است به‌طور عمده علیه امپریالیسم و علیه سلطهٔ همه‌جانبهٔ امپریالیسم بر میهن ما، سیاستی است به سود محرومان جامعه و علیه غارتگری چپاولگران اجتماعی، از این نظام پشتیبانی خواهیم کرد. این است صداقت انقلابی، که بدان می‌بالیم.

و اما قسمت دوم سؤال این است که: مگر تنها اصل عقیدتی و آرمانی حزب تودهٔ ایران دفاع از شوروی است، که حزب برای جلب نیروها در تمام موارد عقب نشینی می‌کند ولی در این مورد هیچ گونه عقب نشینی نمی‌کند؟

این قسمت از سؤال دوست مسلمان ما هم به کلی غلط و ناشی از شناخت نادرستی است که از سیاست حزب ما دارد. یک نکتهٔ بسیار نادرست در اینجا هست که گویا ما حاضریم برای جلب سایر نیروها از اصول عقیدتی خودمان، غیر از آنچه که به اتحاد شوروی و کشورهای سوسیالیستی مربوط می‌شود، عدول کنیم. این ناشی از عدم شناخت مطلق از توده‌ای‌ها است. برای آنکه یکی از صفات مشخصهٔ توده‌ای و امثال توده‌ای‌ها، نه‌تنها در ایران، بلکه در تمام دنیا و در طول تمام تاریخ صد و سی و چند ساله‌ای که سوسیالیسم علمی وارد میدان سیاست شده، این است که برای دفاع از اصول عقیدتی خود حاضر به تحمل همه‌گونه محرومیت‌ها هستند. اگر تنها همین تاریخ ۴۰ سالهٔ اخیر را در نظر بگیریم، می‌بینیم برای دفاع از سوسیالیسم علمی در جنگ جهانی دوم چه تلفات عظیمی داده شد. در جنگ دوم جهانی، نه‌فقط در کشور اتحاد شوروی، بلکه در فرانسه، آلمان، یوگسلاوی، ایتالیا و در سایر کشورهایی که تحت اشغال فاشیسم درآمده بودند، کمونیست‌ها بیش از هر نیروی سیاسی دیگر برای دفاع از اصول عقیدتی خودشان قربانی دادند. اصلاً بارزترین صفت مشخصهٔ هواداران سوسیالیسم علمی، توده‌ای‌ها، همین است که از اصول خود یک گام هم عقب‌نشینی نمی‌کنند. یعنی اگر به ما بگویند که حاضریم شما را وزیر کنیم به شرط این که بگویید دیگر طرفدار سوسیالیسم علمی نیستید، در جواب می‌گوییم ، وزارت مال خودتان، ولی ما طرفدار سوسیالیسم علمی هستیم، و یک گام هم از اصول خود عقب نمی‌نشینیم. ولی اگر با علم به اینکه ما طرفدار سوسیالیسم علمی هستیم، خواستید فلان کارخانه را به ما بدهید که اداره کنیم، با تمام صداقت آن را خواهیم پذیرفت.

ما، در عین این که در تاکتیک، در برخورد به مسائل روز، نرمش اصولی داریم، به خاطر هیچ‌چیز، نه برای مقام و نه برای جلب سایر نیروها، هرگز حاضر نیستیم از اصول خودمان عدول کنیم. آنجا هم که نرمش نشان می‌دهیم این نرمش همراه است با کوشش برای شناخت بیشتر نیروهای دیگر. ما می‌گوییم بر سر اصول دعوا راه نیاندازید: ما طرفدار سوسیالیسم علمی هستیم، شما طرفدار نظریات ایدئولوژیک دیگر. ولی برای اینکه دست آمریکایی‌ها از ایران کوتاه شود، هر دوی ما باهم توافق داریم. همه باهم نیروهای خود را به کار بریم تا شر آمریکایی‌ها از ایران کنده شود. و وقتی هم شر آنها کنده شد، آن وقت اگر شما اکثریت داشتید، تمام دستگاه دولتی مال شما است. اگر واقعاً منطقی و عاقلانه عمل کنید، از همکاری ما و نیرویی که داریم استفاده خواهید کرد، مثل خیلی از جنبش‌های اجتماعی غیرسوسیالیستی کشورهای دیگر که با همین برخورد توانسته‌اند استقلال ملی‌شان را حفظ کنند. یکی از نمونه‌های آن، نحوهٔ عمل سوریه در مقابل امپریالیسم، صهیونیسم و طبقات ارتجاعی جامعه است.

ما این اتهام را که گویا به‌خاطر جلب پشتیبانی سایر نیروها، حاضریم از اصول عدول کنیم، نشانه‌ای از عدم شناخت می‌دانیم. ما حاضریم با سایر نیروها در آن بخشی از راه که با آنها هدف‌های مشترک داریم، همکاری کنیم، نرمش نشان دهیم، و در برخی از مسائل که جنبهٔ اصولی ندارد، حتی عقب‌نشینی کنیم. این مسأله که دوستان و دشمنان ایران چه کسانی هستند و اعتقادات ما در این زمینه، ناشی از شناخت اصولی ما است و ما از هیچ طرف آن، عقب‌نشینی نخواهیم کرد. مگر ما در مورد شناخت دشمنان ایران عقب‌نشینی کرده‌ایم؟ گفته‌ایم که امپریالیسم دشمن ایران است و به خاطر همین شناخت، آماج انواع حملات قرار می‌گیریم. اولین حزب سیاسی که در ایران گفت بزرگ‌‌‌ترین دشمن ایران آمریکاست، حزب تودهٔ ایران بود. هیچ کس نمی‌تواند این حقیقت را منکر شود. ما از سال‌ها پیش تشخیص می‌دادیم که آمریکا دشمن اصلی و خطرناک ملت ایران است و به همین جهت هم ما را می‌کوبیدند…. ما هم با تمام جان خودمان ایستاده‌ایم که این راه را سد کنیم و حاضریم تا آخرین نفر کشته شویم. ولی نگذاریم آمریکا دو مرتبه به ایران برگردد. این جزو اصول است، برای اینکه ما امپریالیسم را دشمن شمارهٔ یک بشریت زحمتکش می‌دانیم. و یکی از علل پشتیبانی ما از خط امام، همین چشم بیدار امام و همین دید تاریخی امام است…. کجا ما از اصول خودمان در مقابل سخت‌‌‌ترین فشارها عقب‌نشینی کرده‌ایم؟ برای جلب کدام نیرو تن به سازشکاری داده‌ایم؟ به این ترتیب این اتهام دوست ما‌به هیچ‌وجه درست نیست.

همین طور است، مسأله مربوط به تشخیص دوستان انقلاب ایران. ما از ۴۰ سال پیش، از همان روز که حزب تودهٔ ایران تأسیس شد، و از ۶۰ سال پیش که حزب هواداران سوسیالیسم علمی، حزب کمونیست ایران تشکیل شد، بر این عقیده بوده و هستیم که ایران در دنیا دوستان و دشمنان مشخصی دارد. دوستان آن عبارتند از: زحمتکشان جهان و طبقات محروم و ستمکش جهان، و دشمنان ایران عبارتند از: طبقات استثمارگر و غارتگر. پشتیبانی ما هم از خط امام برای همین است که امام بر پایهٔ معتقدات عمیق خود، تشخیص داده است که دنیا تقسیم می‌شود به مستکبران، یعنی غارتگران، زورگویان، چپاولگران از یک سو، و محرومان و ستمدیدگان و مستضعفان از سوی دیگر، و این مستضعفان همه در یک جبهه علیه استکبار جهانی، به‌طور طبیعی و بالقوه متحد و دوست هستند. ما هم، منتها با معیارهای خودمان، از ۶۰ سال پیش، از ۱۳۰ سال پیش، از همان روز که مارکسیسم به میدان سیاست جهانی گام نهاد، این اصل را مطرح کرده‌ایم که دنیا تقسیم می‌شود به استثمارگران و استثمارشدگان، غارتگران و غارت شدگان، ستمگران و ستمکشان، و تمام تاریخ جهان، نبرد میان این دو جبههٔ جهانی است. ما از این اصل هم هیچ‌وقت عقب‌نشینی نکرده‌ایم و معتقدیم که دوستان جنبش انقلابی و خلقی و توده‌ای و محرومان کشور ما عبارتند از: همهٔ نیروهایی که در دنیا به توده‌های میلیونی کارگران و دهقانان و تولیدکنندگان کوچک و زحمتکشان فکری تکیه دارند. حالا این نیروها در کشورهایی مثل کشورهای سوسیالیستی قدرت را به‌دست گرفته‌اند، در کشورهایی در قدرت شریک هستند، و در جاهای دیگر هم که در قدرت نیستند یا در جنبش‌های آزادی بخش ملی مبارزه می‌کنند، یا در جنبش‌های مترقی کارگری علیه استکبار کشور خودشان، مثل: فرانسه، آلمان غربی، ایتالیا و بسیاری از کشورهای دیگر. اینها دوستان انقلاب ما هستند. این یکی از اصول ما است. و ما از این اصل در مقابل هیچ تهدید و فشاری هرگز عدول نخواهیم کرد. ممکن است ما را خفه کنند، دهانمان را ببندند، جلوی روزنامه‌مان را بگیرند، کتاب‌هایمان را نگذارند منتشر شود، خودمان را بگیرند، حبس کنند و دار هم بزنند. ولی مطمئن باشند که با این اعمال هرگز نخواهند توانست ما را به عدول از اصول خود وادارند.

خلاصه اینکه، در جواب این دوست خودمان می‌گوییم، خصوصیت حزب ما این است که هرگز برای جلب سایر نیروها و یا جلب نظر بعضی از مقامات، هیچ گاه حاضرنیست اصول عقیدتی خودش را زیر پا بگذارد و در زمینه‌های اصولی تن به سازشکاری دهد.

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *