راه را بازتعریف میکنیم: از عصر روباتها تا عصر انسان

روز جمعه ۲۶ سپتامبر، فراکسیون حزب کمونیست فدراسیون روسیه (CPRF) در خانهٔ اتحادیهها در مسکو، که در دومای دولتی قرار دارد، نشستی بهصورت میزگرد تحت عنوان «از عصر روباتها تا عصر انسان: هوش مصنوعی و سوسیالیسم» برگزار کرد. در این نشست گنادی زیوگانف، صدر کمیتهٔ مرکزی حزب کمونیست روسیه، نیز حضور یافت.
همچنین، در این میزگرد اعضای هیأترئیسهٔ کمیتهٔ مرکزی حزب کمونیست، ن. و. کولومِیتسِف و ن. و. آریفیِف، دبیران کمیتهٔ مرکزی حزب: ای. ن. ماکاروف و آ. آ. یِوشچِنکو، اعضای کمیتهٔ مرکزی حزب: و. ای. سوبولِف، ل. آ. زوگانف و یا. ای. لیستوف، بههمراه شماری از دانشمندان، اقتصاددانان و فیلسوفان شرکت داشتند.
این نشست علمی به ریاست و با میزبانی گ. آ. زیوگانف آغاز شد. وی در سخنانی خطاب به حاضران گفت:
رفقای گرامی، خوش آمدید. امروز ما میزگردی را دربارهٔ موضوعی بسیار جذاب و بهروز برگزار میکنیم: “از عصر روباتها تا عصر انسان”. به باور من، این موضوع فقط در حد یک میزگرد نیست؛ بلکه باید هم در شورای دولتی و هم در پارلمان مورد بحث قرار گیرد.…
اگر به چالشهایی که از سوی ناتو و آنگلوساکسونها بر ما تحمیل میشود پاسخ ندهیم، نخواهیم توانست اهدافی را که رئیسجمهور در سخنرانی خود ترسیم کرده است محقق سازیم: دستیابی به پیروزی، آزادسازی سرزمینهای ما از نازیسم و باندراگرایی، انجام همهٔ اقدامات لازم برای وحدت جامعه و حرکت قاطعانه بهسوی پیشرفت. بهویژه آن که سه سال پیش پوتین اعلام کرده بود کشور و سرمایهداری به بنبست رسیدهاند و باید راهحلهای تازهای جستجو شود.
موضوعی که امروز بدان میپردازیم، امکان یافتن چنین راهحلهایی را فراهم میسازد. پیش و بیش از هرچیز باید به عصر بزرگ شوروی بازگردیم. عصری که انسان، دانش، علم، صنعت و صنعتیسازی را در مرکز توسعهٔ اجتماعی قرار داد. همین امر بود که به ما امکان داد در عرض چند سال عقبماندگیها را پشت سر بگذاریم و کشور ــــ اتحاد جماهیر شوروی ــــ را در کنگرهای بهطور مسالمتآمیز بازسازی و متحد سازیم. و همین بنیانی شد که پیروزی بر فاشیسم را تضمین کرد. حتی در بحبوحهٔ جنگ داخلی، بیش از ۳۰ پژوهش علمی در کشور انجام شد. کمیسیونی برای مبارزه با بیسوادی و بیخانمانی تشکیل گردید. برنامههای درسی تدوین و کتابهای درسی آماده شد. در آن زمان ما بر بهترین دستاوردهایی تکیه کردیم که انسان را پرورش میداد.
در صدمین سالگرد درگذشت پوشکین، مراسم یادبودی باشکوه در نزدیکی همینجا، با حضور برجستهترین شخصیتهایی که بهخوبی درک میکردند شعر پوشکین چه اندازه والا و زبان روسی چه اندازه عظیم است، در تئاتر بولشوی برگزار شد.
پس از جنگ، با وجود خسارات سنگین، ما توانستیم سرمایهگذاریهای عظیمی انجام دهیم؛ در دههٔ ۱۹۵۰ از هر پنج روبل، یک روبل به آموزش و علم اختصاص یافت.
دقیقاً به همین دلیل، تصادفی نیست که هفتاد سال پیش، کورولِف نخستین موشک بالستیک جهان، «آر-۱۱» را ساخت. محصولی که با کمک سامانههای روباتیک و برترین ریاضیدانان توسعه یافت. در واپسین سالهای دوران شوروی، «بوران» از پایگاه فضایی بایکونور پرتاب شد. این شاهکار فناوری مدرن بود که همهٔ دستاوردهای علمی آن زمان را در خود جای داده بود. بوران دو بار بهطور خودکار و بدون سرنشین به دور زمین گردش کرد و در شرایط باد جانبی شدید، با دقت سه سانتیمتر بر روی باند فرود آمد. هنگامی که آمریکاییها و مدیر وقت ناسا این صحنه را دیدند، او پیامی تبریک برای متخصصان ما فرستاد که تنها شامل دو کلمه بود: «کلاه از سر برمیداریم.»
و زمانی که من در مأموریت مشترک میان کیهاننوردان ما و آمریکاییها حضور داشتم، جانشین او، که باز هم مدیر ناسا بود، در کنارمان بود. از او پرسیدم چه چیزی برنامه فضانوردی ما را متمایز میسازد؟ او پاسخ داد: «کیهاننوردان شوروی پانزده سال جلوتر بودند؛ متخصصان شما مهندسانی درجهیک هستند؛ ریاضیدانان و برنامهنویسان شما امروز برای تمام جهان تعیینکنندهٔ خط مشیاند.»
برای ما حیاتی است که هنگام پرداختن به این مسأله، بر چنین تجربههای بیهمتا تکیه کنیم. تراژدی دههٔ ۱۹۹۰ در این نهفته بود که کسانی که به کشور و نظام شوروی خیانت کردند، همانها که به سوی پارلمان آتش گشودند، ترجیح دادند فرمانبردار «عمو سام» و سازمان سیا باشند، اموال را به کمتر از یکسوم ارزش واقعی فروختند … آنها به همهچیز خیانت کردند. نهتنها منافع ملی راهنمایشان نبود، بلکه تنها جیبهایشان برایشان اهمیت داشت. خائنان، علم و آموزش را نابود کردند.
وقتی فورسنکو و لیوانوف پیشنهاد خود را دربارهٔ آموزش و دروس پایه به دوما آوردند، حقیقتاً شگفتزده شدم. هیچیک از عناصر پرورشدهندهٔ اندیشهٔ علمی در آن وجود نداشت. نه ادبیات، نه تاریخ، نه هیچ چیز دیگری که حس شهروندی را شکل دهد. آنان نظام آموزشی یک کشور مستعمره را معرفی کردند؛ نظامی که هدفش پرورش انسانهای خلاق نبود، بلکه تربیت دستههای تازهای از مجریان مطیع بود. خدا را شکر که توانستیم تا حدودی بر این وضع غلبه کنیم، هرچند نه بهطور کامل. گروه ما همهٔ توان خود را در این مسیر بهکار بسته است. در این میان انسانهای توانمندی حضور دارند که شناختی عمیق و درخشان از آموزش دارند: کاشین، کولومیتسِف، آفونین، نوویکوف، اوستانینا و کسانی که خود دورههای آموزشی گستردهای را پشت سر نهادهاند. با این همه، تا امروز «قانون آموزش برای همه» به تصویب نرسیده، گرچه برخی بخشهای آن اجرایی شده است.
اکنون شمارهٔ امروز روزنامهٔ «روسیه شوروی» را در دست دارم. میخواهم توجه شما را به نکتهای جلب کنم که بدون آن نه در عرصهٔ روباتیک و نه در زمینهٔ توسعۀ انسانی و هوش مصنوعی هیچ پیشرفتی حاصل نخواهد شد. اینجا ارقام سرمایهگذاری «روسیهٔ واحد» و دولت ما در بخش آموزش طی بیست سال گذشته درج شده است. در سال ۲۰۰۶، سهم آموزش ۵ درصد از بودجهٔ فدرال بود. امسال به پایینترین میزان، یعنی ۳/۸ درصد رسیده است. در سال ۱۹۴۳، زمانی که نازیها در آستانه مسکو بودند، ما ۵ تا ۶ درصد سرمایهگذاری کردیم. هنگامی که آلمانیها در نبرد کورسک شکست خوردند، تصمیم ویژهای گرفته شد تا مدارس حرفهای، فنی، و همچنین مدارس «سواروف» و «ناخیموف» ایجاد شود و کودکان یتیم امکان تحصیل عالی بیابند و نیروی کار مهندسی و یدی تقویت گردد. در دههٔ ۱۹۵۰ توانستیم از هر پنج روبل، یک روبل را به این حوزه اختصاص دهیم. و این نتایجی شگرف به بار آورد.
میخواهم بگویم که تنها در مسکو ۱۹ کارخانهٔ ابزارسازی داشتیم که خطوط خودکار داشتند و ماشینهای CNC خود را به سراسر جهان صادر میکردند.
وقتی به کارخانه رفتم، روی جعبهها نوشته شده بود: ژاپن، سوئیس، آلمان. ما در این عرصه توانا بودیم. و زلنوگراد، شهری که بهطور ویژه برای صنایع الکترونیک ساخته شده بود، بهترین مؤسسات و مراکز تولیدی را در خود جای میداد. ما ۲۶ درصد از کل الکترونیک جهان را تولید میکردیم. هنگامی که به کارخانهٔ زیردریاییسازی رفتم، حتی یک قطعه خارجی در آن نبود. و همهٔ تجهیزات سفینههای فضایی، تولید داخلی بود.
اکنون وضعیت بسیار دشوار است. من در دوما سخنرانی کردم. میخواهم توجه شما را به مطلبی جلب کنم که با عنوان: «زمان، تصمیمات مسئولانه میطلبد» در پراودا و سوتسکایا روسیا منتشر شده. کولومیتسِف خطاب به نمایندگان ما گفت که رئیسجمهور پوتین اکنون پیشنهاد تمدید پیمان استارت نو را مطرح خواهد کرد. ما با این امر موافقیم، زیرا دو نسل، یکسوم ثروت ملی را برای دستیابی به برابری راهبردی صرف کردهاند. و این کار درستی است.
اما میخواهم نکتهای را یادآور شوم: آمریکاییها به سخنان شما گوش خواهند داد، تنها به شرطی که هوشمند، نیرومند، جنگآور و کامیاب باشید. ترامپ تنها یک هفته پس از ورود به کاخ سفید فرمانی برای ایجاد «گنبد طلایی» صادر کرد؛ سامانهای که به برآورد خودشان ۸۳۰ میلیارد دلار هزینه دارد و توان موشکی هستهای ما را کاملاً بیارزش خواهد ساخت. صدها سامانهٔ ماهوارهای روباتیک همهچیز را نابود خواهند کرد.
همزمان، آنها قصد دارند ۵۰۰ میلیارد دیگر به هوش مصنوعی اختصاص دهند. اروپاییها نیز تا کنون ۱۷۰ میلیارد برای تجاوز در اوکراین سرمایهگذاری کردهاند. ترامپ ناتو را وادار کرده است ۵ درصد کامل از تولید ناخالص داخلی خود را صرف تسلیحات کند. اگر میخواهید پیروز شوید، رقابت کنید و به میدان رقابت بروید. باید دریابید که داشتن تواناییهای همسنگ امری ضروری است.
اتحاد شوروی ظرفیتهای بسیار بیشتری داشت ــــ هر سومین مسافر جهان با هواپیماهای ما پرواز میکرد. ما سالانه ۱۵۰۰ هواپیما در ۱۵ کارخانه میساختیم. اما امروز نه نفر از هر ده مسافر با هواپیماهای خارجی پرواز میکنند و ما قطعات یدکی دریافت نمیکنیم. ناگزیر خواهیم بود همهٔ مشکلات خود را خودمان حل کنیم.
و دربارهٔ هوش مصنوعی: من گفتوگوی ماسک با کارلسون را دیدم. بسیار جالب بود. کارلسون پرسید: «شما روی هوش مصنوعی کار میکنید، چه انتظاری دارید؟» پاسخ این بود: اگر الگوریتمهای دروغین به آن خورانده شود، بشریت نابود خواهد شد. او دو نمونه آورد. پرسیدند: «چه کسی آمریکا را بنیان نهاد؟» از آنجا که دموکراتها بهشدت به آرای سیاهپوستان و لاتینتبارها علاقهمند بودند، دادهها را وارد سامانهٔ هوش مصنوعی کردند و دکمه را فشردند. نتیجه این شد که پدران بنیانگذار با همان نام خانوادگیها ظاهر شدند، اما با چهرههایی تیرهتر. سپس پرسش دوم مطرح شد: «واحدهای وافن-اساس در جنگ چه شکلی بودند؟» و هوش مصنوعی تصویری از مردی در یونیفورم اساس نشان داد که او نیز تیرهپوست بود.
جنبهٔ دیگری هم وجود دارد. توصیه میکنم سخنرانی ناتالیا کاسپرسکی را ببینید. او گفت: هنوز کسی نمیداند سرنوشت کودکان در نتیجهٔ رشد هوش مصنوعی چه خواهد شد. حافظه محدود میشود، قوهٔ تخیل از میان میرود، مردم دیگر قادر نیستند حتی جمع اعداد دو رقمی را در ذهن انجام دهند. در نتیجه، نمیتوانند برای مدتی طولانی تمرکز کنند، بیندیشند، یا مسائل را عمیقاً درک کنند. بدینترتیب، دچار زوال میشوند. تنها گروه کوچکی خواهند بود که میدانند و میفهمند، و آنان شرایط خود را بر دیگران تحمیل خواهند کرد.
اکنون ترامپ میکوشد شرایط خود را بر ما تحمیل کند. او به ابتکار رئیسجمهور پوتین اشاره نکرد، اما گفت روسیه خرسی کاغذی است؛ حال آنکه خرس هرگز از کاغذ ساخته نمیشود.
اما باید دریابیم که اگر منابع را متمرکز نکنیم، اگر سیاست مالی و اقتصادی خود را بازنگری نکنیم … و اگر تولید با نرخ بهرهٔ ۱۷ تا ۲۰ درصدی ادامه یابد، هیچ معجزهای رخ نخواهد داد. اگر مالیاتها افزایش یابد، مالیاتها از جیب مردم ستانده شود، سرمایهها به خارج صادر گردد، و کسانی که اموال را به تاراج بردند مجازات نشوند ــــ بهویژه در شرایط جنگی ــــ هیچ دستاوردی حاصل نخواهد شد. ناچار خواهیم بود بودجهٔ بعدی را از دریچهٔ آنچه دولت ما آماده کرده است مورد بررسی قرار دهیم.
آکادمیسین کاشین و تیم او بودجهای برای توسعه تهیه کردهاند. ما آن را پس از برگزاری سه همایش بزرگ اقتصادی بینالمللی در زادگاهم، منطقهٔ اوریول، تدوین کردیم. گفتوگویی جدی دربارهٔ آینده کشورمان در دانشگاه محل تولدم شکل گرفت.
میخواهم بگویم این گامی رو به پیشرفت است. تبریک میگویم! برای نخستین بار در تاریخ، بهترین برداشت محصول نه در خاک سیاه کوبان بهدست آمد، نه در زمینهای حاصلخیز ورونژ، بلکه در خاکهای فقیر پودزولی و ماسهای اوریول. میانگین برداشت ۱۵۲ سانتر در هکتار بود. و بهترین محصول از گندمی بهدست آمد که به نام من «زیوگانوفکا» نامگذاری شده است: ۱۸۵ سانتر در هر هکتار؛ پنج سانتر بیشتر از بهترین واریتهٔ قهرمان اروپا که در سراسر این قاره کشت میشد و همهٔ مؤسسات و آزمایشگاههای تحقیقاتی بر روی آن کار کرده بودند.
پس، حل این مشکل ممکن است. اما برای تحقق آن، باید بیاموزیم، ترویج کنیم و حمایت بهعمل آوریم. و اکنون که میزگردمان را آغاز میکنیم، بار دیگر از همهٔ سخنرانان میخواهم این مسأله را جدی بگیرند؛ چرا که این موضوعی برای آینده است.
منبع: سوویتسکایا روسیا، ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۵
https://english.10mehr.com/were-refining-the-route-from-the-era-of-robots-to-the-era-of-man/
