موج تازهٔ تهمت و افترا به حزب تودهٔ ایران

image_print

رفیق نورالدین کیانوری ــ 
 پرسش و پاسخ، ۳ مردادماه ۱۳۶۰ ــ 

س: چرا مبارزه علیه حزب تودهٔ ایران اوج جدیدی گرفته است، در عین حال که حزب تودهٔ ایران در سخت‌ترین شرایط نشان داده است که صادقانه از انقلاب ایران و جمهوری اسلامی ایران پشتیبانی می‌کند، از سمت‌گیری ضدامپریالیستی و مردمی خط امام با تمام نبرو پشنیبانی می‌کند، و در افشای تمام حرکت‌های ضدانقلابی، مثل لیبرال‌ها، بنی‌صدر، مجاهدین، و سایر گروه‌ها، تأثیر زیاد داشته است؟

‫ج: خوب هر دو قسمت این سؤال واقعیت است. نقش سازنده و مؤثر حزب تودهٔ ایران، چه در دوران پیش از پیروزی انقلاب و چه در دوران پس از انقلاب، طوری است که کسی نمی‌تواند به آن ایراد بگیرد. حتی شدیدترین مخالفان در میان نیروهای مسلمانان مبارز، فقط ایرادشان به ما این است که ایدئولوژی حزب تودهٔ ایران، ایدئولوژی پیروی از سوسیالیسم علمی است، و خیلی که می‌خواهند برای خودشان استدلال بیاورند باز می‌روند به سی سال پیش و همان چیزهایی را تکرار می‌کنند که دشمنان انقلاب ایران ساخته و پرداخته‌اند. خوب، برای این که ما بتوانیم محتوای اوج کنونی مبارزه علیه حزب تودهٔ ایران را کمی دقیق‌تر بررسی کنیم، بد نیست تصویری بدهیم از کلیهٔ جریان‌هایی که الآن شدیداً علیه حزب تودهٔ ایران به مبارزه مشغولند.

اگر درست دقت کنیم، می‌بینیم که آقای ریگان و تمام ارگان‌های سیاسی و تبلیغاتی‌اش، یعنی تمام طیف ضدانقلاب، از اشرف و اویسی و بختیار و مقدم و نزیه و ساواکی‌ها در خارج کشور گرفته، تا لیبرال‌ها، یعنی جبههٔ ملی، نهضت آزادی، روزنامهٔ میزان، قطب‌زاده، امثال امیر انتظام‌ها و یزدی‌ها، و غیره و غیره، و یا جناح بنی‌صدر با تمام مائوئیست‌های تازه مسلمان شده‌اش و تمام مائوئیست‌های رنگارنگ دیگر و تروتسکیست‌ها ‫و آن گروهک‌های کوچولویی که در مجموع ستون پنجم امپریالیسم را تشکیل ‫می‌دهند، یا امثال قاسملوها، کومله، پیکار، تمام چپ‌روها مثل اقلیت، مجاهدین، و غیره، که با طیف ضدانقلاب همدست شده‌اند، همهٔ این‌ها در این دوران اخیر حملات خود را به حزب تودهٔ ایران شدت داده‌اند. از این‌ها که بگذریم، ما در مطبوعات وابسته به جنبش مسلمانان ایران و هواداران خط امام خمینی هم می‌بینیم که به اشکال مختلف حملات به حزب تودهٔ ایران شدت پیدا کرده است. آن قسمت اول، تکلیف همه‌شان روشن است. ما همهٔ آن‌ها را می‌شناسیم. به آن‌ها اضافه می‌شوند تمام وازده‌ها و خود فروخته‌ها و فاسدشده‌های حزب که در دوره‌های مختلف از حزب تودهٔ ایران اخراج شدند یا رفتند با با ساواک و امپریالیسم ساختند و یا الآن با ضدانقلاب همکاری می‌کنند. این‌ها هم همه‌شان انواع و اقسام نشریه صادر می‌کنند، به حزب تودهٔ ایران فحش می‌دهند، و تمام زرادخانهٔ خودشان را به‌کار انداخته‌اند. این‌ها همه‌شان کاملاً قابل فهم‌اند، برای این‌که همان مبارزهٔ حزب تودهٔ ایران در جهت پشتیبانی از انقلاب ایران از عصبانیت کف به دهان این‌ها آورده است. این‌ها تأثیر مبارزهٔ ما را در افشای گروه‌های چپ‌گرا و چپ‌نما، که نیروی مهمی برای ضدانقلاب و امپریالیسم تشکیل می‌دهند، خوب می‌فهمند و احساس می‌کنند. ضدانقلاب می‌داند که حزب تودهٔ ایران با پشتیبانی از جنبش انقلابی ایران چه تأثیر قاطعی در روشنگری بخش معینی از جامعه، که آن‌ها خیال می‌کردند تحت اختیار و نفوذ خودشان می‌گیرند، داشته است. خوب، دشمنی آن‌ها به تمام معنی کاملاً قابل فهم است. تمام آنچه هم که این‌ها می‌گویند یک رنگ و یک شکل است، و دو قسمت هم بیشتر ندارد: یکی این‌که حزب توده در دوران مصدق و نفت چه کرد، و یکی هم این که حزب توده از «حکومت آخوندها» دفاع می‌کند. هیچ‌کدام از این دسته‌هایی که من گفتم سوای این دو تا مطلب، چیز دیگری ندارند.

و اما مبارزان مسلمان. در میان مسلمانان، به‌طورکلی، به‌نظر ما دو گرایش کاملاً متفاوت را از همان آغاز باید از هم تشخیص داد. یکی گرایش تاریخی است که ما می‌دانیم همیشه علیه پیروان سوسیالیسم علمی در جنبش‌های آزادی‌بخش ملی عمل کرده، و این گرایش هم به ستون پنجم امپریالیسم در این جبهه‌ها تعلق دارد. ما نمونهٔ بقابی و مکی را داریم، و این‌ها همه‌جور قیافه‌ای هم دارند، هم قیافهٔ معمم دارند، هم قیافهٔ فکلی، و هم قیافهٔ فرنگ‌رفتهٔ غربزده. همه‌جور قیافه‌ای دارند. شما ترکیب حائری‌زاده، مکی، بقائی، شمس قنات‌آبادی و خلبل ملکی را در نظر بگیرید و ببینید چه ‫طیف رنگینی را تشکیل می‌دهند. یکی سوسیالیست بود و یکی «مذهبی»؛ یکی دموکرات قدیمی بود و دوتاش «انقلابی» خیلی دوآتشهٔ ضدامپریالیست. ولی همهٔ این‌ها یک کنسرت درست کرده بودند و از ‫سفارت آمریکا دستور می‌گرفتند. هدفشان هم عبارت بود از کوبیدن حزب تودهٔ ایران. برای این که حزب تودهٔ ایران، یعنی جنبش اصیل پیرو سوسیالیسم علمی، را از جنبش اصیل مصدقی جدا کنند. شما کتابی را که اخیراً توسط یکی از کسانی نوشته شده است که سی ـ سی‌وپنج سال با آن جبهه همکاری کرده است، بخوانید. خیلی گویا و روشن‌کننده است. این کتاب به‌طور خیلی روشن نشان می‌دهد که این آقایان جبههٔ ملی، بقائی‌ها، و مکی‌های جبههٔ ملی، و آقایان نهضت آزادی، ماهیت واقعی‌شان چه بوده. کار واقعی این‌ها تأمین موفقیت سیاست آمریکا در ایران، و هدف اساسی آن‌ها هم عملی کردن همین توصیهٔ امروزی برزژینسکی بوده است که تفرقه بیانداز و جنبش اصیل ضدامپریالیستی را از جنبش پیروان سوسیالبسم علمی در ایران و در جهان جدا کن تا بتوانی حکومت کنی. خوب پس برای ما مشخص است که در این جناح یک گرایش این‌شکلی، که از نظایر بقائی‌ها، کلاهی‌ها، امیرانتظام‌ها و غیره وجود دارد، که امام آن‌ها را «تفاله‌های آمریکا» نامیده که خودشان را جازده‌اند و هنوز هم هستند. واقعاً هم اصطلاحی صائب‌تر‌ از «تفاله‌های آمریکا» برای این افراد نمی‌شود به‌کاربرد؛ تفاله‌های آمریکا که خودشان را جازده‌اند و هنوز هم هستند. این‌ها همه‌جا هستند. من در گفتار قبلی هم گفتم که این‌ها در روزنامه‌ها هستند، در رادیو و تلویزیون هستند، در آژانس پارس هستند، در دستگاه دولتی هستند، در احزاب دیگر مثل کلاهی رخنه کرده‌اند، در نهادهای انقلابی جاگرفته‌اند و با تمام قوا به خرابکاری مشغولند ــــ نه فقط علیه حزب تودهٔ ایران، بلکه علیه تمام انقلاب.

البته، در مورد حزب تودهٔ ایران ما نمی‌توانیم بگوییم که فقط همین‌ها هستتد که به حزب تودهٔ ایران حمله می‌کنند و فحش می‌دهند. گرایش دیگری هم هست که از موضع طبقاتی یا از موضع صرفاً ایدئولوژیک، از قشری‌گری مذهبی ــــ یا اگر نخواهیم اسمش را قشری‌گری بگذاریم، از معتقدات خیلی عمیق مذهبی ــــ برمی‌خیزد، و نسبت به حزب تودهٔ ایران، به‌علت آن که پیرو سوسیالیسم علمی است، برخورد خصمانه دارد. آن‌ها که از موضع طبقاتی به ما حمله می‌کنند طرفدار اقشار مرفه بینابینی جامعه هستند و عدهٔ نمایندگان آن‌ها در مجلس و در حاکمیت کم نیست. بخشی از آن‌ها ‫هم در مواضع مذهبی هستند که با سوسیالیسم علمی و با تئوری‌هایی که ما ‫به آن عقیده داریم مخالف‌اند و برخورد خصمانه به ما دارند. خوب، این ‫واقعیتی است. واقعیت این است که تمام ارگان‌هایی که این‌ها در اختیار ‫دارند، الآن علیه حزب تودهٔ ایران فعالیت می‌کنند. ما گاه خودمان هم ‫با تعجب به خود می‌گوییم که راستی ما چه شده‌ایم که آماج حملهٔ این‌همه نیرو قرار گرفته‌ایم! رادیو صدای آمریکا، بی‌بی‌سی، اسرائیل، آلمان‌غربی، ‫قاهره، بغداد، رادیوهای بختیار، اویسی، اخیراً رادیوی مجاهدین و ‫بنی‌صدر. مجله‌ها و روزنامه‌های دوران‌های گذشته را نگاه کنید: طیف تهران مصور، آیندگان، امید ایران، بامداد، انقلاب اسلامی، میزان، ‫جبههٔ ملی، و در چند ماه اخیر، روزنامهٔ مجاهد. سمت اساسی تبلیغات ‫همهٔ این‌ها حمله به حزب تودهٔ ایران و حمله به اتحاد شوروی است، فقط برای این که حزب تودهٔ ایران را جدا کنند از این جنبشی که الآن هست ‫و ما از آن پشتیبانی می‌کنیم. و با کمال تأسف، ما می‌بینیم که اخیراً دو ‫نشریه هم به آن‌ها اضافه شده که ظاهراً در جهت خط امام هستند. یکی که ‫خود را روزنامهٔ «احزاب» می‌نامد، دو ورق از سه چهار ورقش حتماً به فحاشی علیه حزب تودهٔ ایران اختصاص دارد، و مثل این است که در واقع جز این وظیفهٔ دیگری برای خودش قائل نیست. یکی هم مجلهٔ «جوانان» وابسته به «اطلاعات» است که درست نقش «تهران‌مصور» را به‌عهده گرفته است، یعنی عین همان چبزهایی را که «تهران مصور» در سابق و در آغاز دوران بعد از انقلاب علیه حزب تودهٔ ایران می‌نوشت، همان چبزها را الآن این نشریه واگو می‌کند، جویده‌های آن‌ها را دومرتبه نشخوار ‫می‌کند.

شیوه‌هایی هم که به‌کار می‌برند به‌طورکلی چهار نوع است: یکی فحش و اتهام و افترا است، که هرچه دلشان می‌خواهد می‌گویند. این اتهام‌ها و افتراها هم همان‌هایی است که ما مجموعهٔ کاملش را در کتاب‌های ساواک داریم و می‌توانیم منتشر کنیم و در اختیار همه بگذاریم. عین همان چیزهایی که ساواک علیه ما نوشته، این‌ها حالا تکرار می‌کنند. منتها ساواک این‌ها را به‌علت دشمنی ما با رژیم آریامهری نوشته بود، و این‌ها از همان ‫ساخته‌ها استفاده می‌کند برای این که بگویند آقا ما با جمهوری اسلامی صادق نیستم. خلاصه این‌که، زرادخانهٔ فحاشی همهٔ این‌ها یکی است. ‫همان چیزهایی است که انگلیسی‌ها، آمریکایی‌ها، ساواکی‌ها، ستون پنجم آمریکا، بقائی و ملکی و مائوئیستها، چه در صحنهٔ جهانی یعنی در ارتباطات جهانی علیه سوسیالیسم علمی، و چه در ایران علیه حزب تودهٔ ‫ایران و قبل از آن علیه حزب کمونیست ایران، ساخته و پرداخته‌اند. حالا همهٔ این‌ها را جمع می‌کنند و دومرتبه هی نشخوارمی‌کنند، و هی نسخه‌های تازه‌ای از همان کتاب‌ها با اسم‌های تازه بیرون می‌دهند. این یک شیوه.

شیوهٔ دوم، افسانهٔ «وابستگی» حزب تودهٔ ایران به اتحاد شوروی است، بدون این‌که اصولا این «وابستگی» تعریف شود که یعنی چه؟ ما از این حضرات می‌خواهیم بیایند بگویند در این دو سال ‌و نیم اخیر کدام‌یک از تصمیم‌های حزب تودهٔ ایران منافع مردم ایران را زیر پا گذاشته، مخالف منافع مردم ایران و موافق منافع یک کشور دیگر یا یک نیروی جهانی دیگر، به زیان منافع مردم ایران بوده است ــــ تمام مطبوعات و نشریات حزب تودهٔ ایران در طول این دو سال همه‌جا پیدا می‌شود. این‌ها بدون این‌که جرأت داشته باشند یک مسأله را به‌طور مشخص و روشن بگویند، هی این اتهام را تکرار می‌کنند که آقا شما وابسته‌اید، شما ملی نیستید، شما از ایران نیستید، و غیره. اگر این‌ها واقعاً عقیده دارند که سیاست حزب تودهٔ ایران در برخورد به انقلاب اسلامی و به خط امام خمینی، عین سیاستی است که اتحاد شوروی نسبت به انقلاب ایران دارد، که خوب آن‌وقت باید خجالت بکشند به شوروی فحش بدهند! این سیاست، سیاستی است که تمام ذراتش از پشتیبانی صادقانه و جدی از جنبه‌های ضدامپریالیستی، مردمی، ضداستبدادی این خط ترکیب شده و همهٔ جوانبش هم روشن است. آن‌ها به اینجا که می‌رسند، در همین تضاد گیر می‌کنند، یعنی فحش را می‌دهند بدون این‌که خود را موظف به کم‌ترین کوشش برای توضیح بدانند. ما هم که امکانی نداریم، نه رادیو داریم. نه وسیله‌ای داریم، نه حالا روزنامه‌ای داریم که جواب این‌ها را بدهیم. وقتی هم که روزنامه داشتیم، در مقیاس محدودی می‌توانست منتشر بشود. اما آن‌ها، با استفاده از رادیو و تلویزیون، تمام این اتهامات و افتراها را به شیوه‌های فوق‌العاده زننده و غیراخلاقی، و در عین حال با قیافهٔ خیلی اخلاقی اسلامی، پخش می‌کنند.

سومین جنگ‌افزار عظیمی که آن‌ها دارند تحریک احساسات مذهبی مردم علیه حزب تودهٔ ایران و علیه پیروان سوسیالیسم علمی است. خوب، این را هم که ما می‌دانیم که حربه‌ای است ارتجاعی، حربه‌ای است غیرانسانی. برای این‌که اگر جمهوری اسلامی ایران در قانون اساسی خودش برای دیگراندیشان آزادی به‌شیوهٔ دیگراندیشیدن و آزادی بحث و انتقاد و اظهارنظر قائل شده، دیگرتحریک کردن علیه این آزادی که در ‫قانون اساسی تعیین شده معنایش کاربرد شیوه‌های غیرفانونی است، و ‫غیرقانونی هم در جمهوری اسلامی ایران می‌شود غیراسلامی. یعنی آنچه که با قوانین جمهوری اسلامی ایران تطبیق نکند، حتماً غیراسلامی است و یا آن قانون غیراسلامی است. و ما این‌طور شنیده‌ایم و این‌طور نتیجه گرفته‌ایم که قوانینی که جمهوری اسلامی ایران می‌گذراند، آن‌قدر از مراجع ‫عبور می‌کند که مسلماً قوانین اسلامی است. پس ما به این نتیجه می‌رسیم که هر کار غیرقانونی در جمهوری اسلامی ایران حتماً غیراسلامی است، و طبعاً دیگر تردیدی نمی‌شود کرد که در آن صورت غیراخلاقی و غیرانسانی هم ‫هست، برای این که مطابق آنچه که خود آن‌ها عقیده دارند، آنچه که اسلامی هست بهترین نمونهٔ اخلاقی و انسانی هم درش نهفته است. به این ترتیب، ما می‌گوییم که شیوه‌هایی که این‌ها به‌کار می‌برند مخالف قانون اساسی جمهوری اسلامی هست؛ این شیوه‌ها غیراسلامی، و طبق نظریات ‫خود آن‌ها و ادعاهای خود آن‌ها، غیراخلاقی و غیرانسانی است. این ‫شیوه‌ها همان شیوه‌هایی است که امپریالیسم و تمام دستگاه‌های ارتجاعی جنایتکاران همیشه در تاریخ و از جمله در ایران ما، به‌کار برده‌اند. و نتیجه‌اش آن وضعی است که دیدیم. یعنی این شیوه‌ها نمی‌تواند کاربرد طولانی تاریخی داشته باشد و تاریخ این شیوه‌ها را به فنای محتوم محکوم می‌کند. فیدل کاسترو ضمن صحبتی که دربارهٔ تهمت و افترازنی و دروغ‌پردازی‌های چینی‌ها و مائوئیست‌ها علیه اتحاد شوروی کرده، جملهٔ خیلی خوبی دارد.

او می‌گوید: هیچ نیرویی در تاریخ به‌اندازهٔ نازیسم آلمان علیه کمونیسم و اتحاد شوروی دروغ‌پردازی و اتهام‌زنی و افترازنی نکرد، ولی تاریخ از آن نیرومندتر بود. امروز ما می‌بینیم که در مرکز همان دروغ‌سازی، یعنی مرکز تبلغات آقای گوبلز و هیتلر، نظام آلمان سوسیالیستی دارد روزبه‌روز با شکوفایی بیشتری می‌بالد و می‌روید. تاریخ دروغ‌پردازی‌ها و اتهام‌زنی‌ها را این‌طورمحکوم می‌کند. ما خیال می‌کنیم هیچ برنامهٔ دروغ‌سازی در دنیا سرنوشتی غیر از سرنوشت دروغ‌های نازی در دنیا ندارد و نخواهد داشت. امیدواریم که نیروهای مبارز اسلامی ما بتوانند بر این شیوه‌های غیرانسانی که بعضی از همکاران‌شان به‌کار می‌برند، چیره شوند، به آن لجام بزنند، و در تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی به آن راه ندهند.

چهارمین شیوه‌ای که در این زمینه‌ها به‌کار برده می‌شود، پرونده‌سازی علیه حزب تودهٔ ایران است. ما نمونه‌هایی داریم که در نهادهای انقلابی، افراد بدون مسئولیت، افرادی که ما معتقدیم حتماً به جریانات معین منفی ‫غیرمتعهد نسبت به خط امام وابسته هستند، وجود دارند. حال آبشخور ‫آن‌ها در کجا هست، آینده نشان خواهد داد. ما نمونه‌های آن‌ها را در ‫وجود ابوالقاسم صادق در وزارت ارشاد اسلامی دیدیم. نمونهٔ دیگرش ‫همین کلاهی هست که چنین جنایتی را مرتکب شده. نمونه‌هایش را در ‫گذشته به‌صورت امیرانتظام‌ها دیده‌ایم. بسیاری از این نمونه‌ها را که در ‫نهادهای مختلف نفوذ کرده بودند، خود محافل حاکمیت اسلامی ایران، ‫که آن‌ها را گرفته و تعقیب کرده و بعضی‌هاشان را محکوم کرده‌اند، بهتر ‫می‌شناسند. به‌نظر ما، از این عناصر در این نهادها هنوز هم هستند، و این‌ها ‫کوشش می‌کنند علیه حزب تودهٔ ایران پرونده‌های غیرواقعی بسازند. من ‫در هفتهٔ گذشته در «پرسش و پاسخ» یکی از این نمونه‌ها را ذکر کردم. اینجا ‫و آنجا هم ما به این نتیجه رسیدیم که افراد دشمن از طرف لیبرال‌ها، از ‫طرف این گروه‌های چپ‌رو که با ضدانقلاب الآن مربوط هستند، مشغول کارند ‫و اخیراً دستور مجاهدین هست که برای مقاصد گوناگون، و از جمله برای ‫ایجاد پرونده در محاکم علیه ما، به داخل حزب تودهٔ ایران نفوذ کنند و ‫افرادی را بدنام بکنند با چیزهایی را به حزب نسبت بدهند که به‌هیچ‌وجه ‫واقعیت ندارد، و غیره.

این‌ها شیوه‌هایی است که الآن از طرف ضدانقلاب، از ‫طرف نیروهایی که با ضدانقلاب شروع به همکاری کرده‌اند، از طرف افرادی ‫در نهادهای مختاف انقلابی، و در انتشارات وابسته به نیروهای مسلمان ‫جامعه علیه ما به‌کار می‌رود. ما با تمام قوا کوشش می‌کنیم به‌اتکای صداقتی ‫که چه در موضع‌گیری‌های برنامه‌ای، چه در موضع‌گیری‌های سیاسی، و چه ‫در عمل سیاسی داریم، هجوم بزرگی را که از طرف این جبههٔ وسیع و این ‫طیف وسیع به حزب ما می‌شود، خنثی کنیم. البته، از لحاظ تاریخی، ممکن ‫است که نیروی ما در این لحظه یا در آن لحظه از تاریخ نتواند همهٔ این ‫حملات را خنثی کند. ممکن هست دشمن بتواند علیه حزب ما یک جوّ ‫مصنوعی به‌وجود بیاورد. در دوران محمدرضا، حزب ما در سخت‌ترین شرایط ‫تعقیب پلیسی قرار داشت، هیچ‌گونه وسیله‌ای برای دفاع از خودش نداشت، ‫و تمام ماشین تبلیغاتی وسیع دشمن، با استفاده از همکاری عناصر آمریکا‌زدهٔ ‫جبههٔ ملی، حزب ما را مورد هجوم تبلیغاتی خصمانه قرارداده بود، و با ‫کمک مائوئیست‌ها و چپ‌روها جوّ بسیار منفی و نامساعدی برای فعالیت ‫حزب ما به‌وجود آورده بود. ولی باز هم تاریخ از آن‌ها نیرومندتر بود. تاریخ دو سال و نیم اخیری که ما در صحنهٔ سیاسی ایران هستیم نشان ‫می‌دهد که ما تا حدود زیادی توانسته‌ایم این جوّ را درهم بشکنیم. ‫توانستیم عناصر بسیار زیادی از نیروهای سالم و صادق را از این بیماری مسری نجات بدهیم. امروز برخورد به سیاست حزب تودهٔ ایران، به فعالیت و عملکرد حزب تودهٔ ایران، به‌مراتب مساعدتر از آغاز انقلاب است. و اما در آینده ممکن است یا همین روند ادامه یابد و این در صورتی است که نیروهای واقع‌بین در حاکمت کنونی ایران بتوانند بر نیروهای افراطی چیره بشوند و سیاستی را عملی کنند که قانون اساسی در مجموع خود، و با همان محتوای به‌تصویب رسیده، ایجاب می‌کند. اگر چنین روندی ادامه یابد، آن‌وقت زنگار تبلیغات کنونی خصمانه و به‌کلی غیرعادلانه علیه حزب ما زدوده خواهد شد. ولی امکان دیگر را هم، که در تاریخ سابقه دارد، باید مورد توجه قرار داد: یعنی نباید این فرض را از نظر دور داشت که امکان دارد نیروهای افراطی در ایران دست بالا را بگیرند و بتوانند نظریات افراطی نادرست خودشان را در همهٔ زمینه‌ها، و منجمله در زمینهٔ برخورد با حزب نودهٔ ایران و پیروان سوسیالیسم علمی در مجموع خودش، به کرسی بنشانند. این امکان هم هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *