دربارهٔ اظهارات آقای توکلی سخنگوی دولت

image_print

رفیق نورالدین کیانوری ــ 
پرسش و پاسخ، ۲۶ بهمن ۱۳۶۰ ــ 

س: مطالبی را که آقای توکلی سخنگوی دولت، علیه حزب تودهٔ ایران عنوان کرده است چگونه باید تلقی کرد؟

ج: البته اگر ایشان سخنگوی دولت نبودند، کسی به‌این فحاشی و توهین ایشان، اعتنایی نمی‌کرد. ولی ظاهراً ایشان فراموش کرده‌اند که در مقام سخنگوی دولت جمهوری اسلامی ایران وظایفی دارند، که کمی با ویژگی‌های یک فرد بددهن و غیرمسئول باید تفاوت داشته باشد. ولی ظاهراً ایشان به این «باید» اصلاً توجهی ندارد.

به‌خاطر ناراحتی بعضی از دوستان ما از آن گفتار و طرز بیان آقای توکلی و دربارهٔ محتوای گفتار ایشان، من چند نکته را یادآوری می‌کنم:

دربارهٔ طرز بیان آقای توکلی، من یک پاسخ دارم و یک توصیه: پاسخ من این است که: حزب ما با این‌گونه افتراها و فحاشی‌ها چهل سال است که روبروست و عادت کرده است. شکل ظاهری و محتوای آن‌ها هم همه‌اش یکی است: «حزب توده، نوکر روس‌هاست، وابسته است به روس‌ها، خائن است. بلند شوید بروید روسیه. از آنجا آمده‌اید» ــــ لاطائلاتی که صدها و هزارها بار صفحات روزنامه‌ها و کتاب‌های ارتجاعی آریامهری و ساواکی و غیره را پُر کرده و باز هم تکرار می‌شود. شما درست نگاه کنید به مظفر بقایی‌ها، تمام نشریات آریامهری مثل «تهران مصورِ» دهقان و والا و «فرمانِ» شاهنده و روزنامه‌های دیگر. فحاشان دوران جمهوری اسلامی، مثل قطب‌زاده و بنی‌صدر و صباغیان و یزدی و غیره نیز همین کلمات را با همین لحن تکرار کرده‌اند. چه‌خوب بود اقلاً یکی از این‌ها چیز نویی می‌آورد و ما را وادار می‌کرد که برای پیدا کردن جواب برای آن یک تفحص تازه‌ای کنیم!

این فحاشی و افترازنی، نشانهٔ ضعف منطق است، نشانه‌ٔ این‌است که این‌ها از جای دیگر ناراحت هستند، از موضع‌گیری سیاسی و اجتماعی ماست که ناراحت هستند. من در این‌باره، بعداً توضیح مفصل‌تری می‌دهم.

و اما توصیهٔ ما: من دیشب تصادفاً گلستان سعدی را ورق می‌زدم. بار دیگر به‌این حکایت مشهور برخوردم که برای این بحث ما بسیار گویا است:

لقمان را گفتند ادب از که آموختی، گفت از بی‌ادبان، هرچه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از عمل آن پرهیز کردم.
نگویند از سر بازیچه حرفی کزان پندی نگیرد صاحب هوش   اگر صدباب حکمت پیش نادان بخوانند آیدش بازیچه در گوش

عجیب حکمت قشنگی است! مثل این‌که احتیاجی به توصیف دیگری نباشد. توصیهٔ من به دوستان توده‌ای و همهٔ مبارزین راستین راه محرومان این است که از آقای توکلی و نظایر ایشان، که متأسفانه در نهادها و رسانه‌های گروهی کم نیستند، به‌عنوان آموزگار و معلم پند بگیرند. ما می‌توانیم از ایشان ادب، متانت و وقار را بیاموزیم. برای ما که از حقوق محروم‌ترین طبقات جامعه دفاع می‌کنیم، این سرمایه‌ها بسیار به‌درد می‌خورد. سرمایه‌های آن‌ آقایان که جز فحش و کمی ریش، چیز بیشتری نیست.

و اما دربارهٔ‌علت این توده‌ستیزی آقای توکلی: در این‌باره اول ببینیم که بهانهٔ آقای توکلی چه بوده است. ایشان در پاسخ پرسش خبرنگار روزنامهٔ «صبح آزادگان» این مطلب را بهانه قرار داده‌اند که گویا حزب تودهٔ ایران شعار انقلاب ایران را تغییر داده است! به‌نظر من این پرسش را خود آقای توکلی به خبرنگار روزنامهٔ «صبح آزادگان» داده‌اند، تا دلیلی برای بدگویی و توهین به حزب تودهٔ ایران داشته باشند. در آینده هم ما باید انتظار داشته باشیم که هر از چندی، ایشان مثل هم‌فکرانشان، دلایل کج و معوج دیگری برا انجام این تعهد پیدا کنند.

دومین مطلب این است که من اگر توضیح می‌دهم که بهانهٔ ایشان بی‌پایه است، نه به‌این امید است که ایشان قانع شوند ــــ در مورد ایشان باز هم همان مثال معروف ما که: «نرود میخ آهنین در سنگ»، صادق است ــــ توضیح من تنها به‌این علت است که افراد با حسن نیت ادعای ایشان و امثال ایشان را یک‌بار دقیق بررسی کنند.

ببینید ما چه نوشته‌ایم: در مقالهٔ «سومین سال انقلاب شکوهمند میهن ما» این‌طور نوشته شده:

انقلاب شکوهمند ضداستبدادی، ضدامپریالیستی و مردمی میهن ما، که در آن به استثنای اقلیت کوچکی، که از وابستگان به‌طبقات غارتگر و صاحب‌امتیاز تشکیل می‌شد، اکثریت مطلق ساکنین کشور، به‌ویژه خیل عظیم ده‌ها میلیونی محرومان و زحمت‌کشان شهر و روستا، زیر رهبری پُردرایت و تزلزل‌ناپذیر امام خمینی شرکت داشتند، توانست با نیروی انفجاری کم‌نظیری در تاریخ، نظام فاسد و منحط و غارتگر و جابر آریامهری وابسته به امپریالیسم جهانی را سرنگون کند و به‌جای آن جمهوری اسلامی ایران را با سه شعار اصلی استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی برپا سازد.

ما هرچه فکر می‌کنیم که کجای این می‌تواند آقای توکلی را متشنج کند هیچ نفهمیدیم. خلق زیر رهبری امام خمینی مبارزهٔ تاریخی قهرمانانه‌ای کرده، جمهوری اسلامی به‌وجود آمده، جمهوری اسلامی هم در قانون اساسی خودش استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی را وعده داده است. این چه ایرادی دارد؟

پس باید دید که چرا کسی با خواندن این‌ها به‌رعشه درمی‌آید؟ به نظر ما، اصل مسأله در همین است. در همین است که ما روی این عدالت اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران تکیه می‌کنیم. نظام جمهوری اسلام ایران محصول انقلاب ایران است. این را ما رسماً گفته‌ایم و به‌آن عقیده داریم و از آن پشتیبانی می‌کنیم. این دیگر شعار نیست، این واقعیت است و وجود دارد. شعار جمهوری اسلامی ایران که دیگر نمی‌تواند جمهوری اسلامی باشد. رفراندم آن‌را به‌وجود آورده، قانون اساسی آن را تثبیت کرده و دیگر تمام شده است. ولی آنچه که هنوز به‌آن نرسیده‌ایم، عبارتست از آن وعده‌ای که قانون اساسی داده، یعنی استقلال ــــ هنوز استقلال اقتصادی نداریم، هنوز از لحاظ اقتصادی وابستگی داریم ــــ و آزادی که هنوز به‌معنای کاملش در جامعه نیست. امام می‌گویند ما جامعهٔ نیمی اسلامی داریم. عدالت اجتماعی برقرار نیست. امام با این شکل، با این حدت می‌گویند که هنوز خیلی مانده تا ما عدالت اجتماعی را برقرار کنیم. ما خیال می‌کنیم که آقای توکلی ناراحت می‌شوند از این‌که ما بر تأمین عدالت اجتماعی، به‌عنوان یکی از عمده‌ترین تعهدات و هدف‌های نظام جمهوری اسلامی، تکیه کنیم. خوب، این‌را ما نگفتیم. این‌را هم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران گفته، هم امام. می‌شود گفت امام به‌زیباترین شکلش هم گفته‌اند. امام در گفتار خودشان می‌گویند:

هریک از انبیاء که آمدند برای اجرای عدالت آمدند.

یعنی مهم‌ترین مسأله را می‌گذارند روی عدالت اجتماعی. امام ادامه می‌دهند:

و مقصدشان هم این بود که اجرای عدالت را در همهٔ عالم بکنند، لیکن موفق نشدند، حتی رسول ختمی که برای اصلاح بشر آمده بود، برای اجرای عدالت آمده بود و برای تربیت بشر آمده بود.

امام می‌گویند که اگر حضرت محمد، مبارزه با سرمایه‌دار نمی‌کرد و فقط می‌رفت و نماز می‌خواند و دعا می‌کرد، که دیگر آن وظیفهٔ اساسی پیامبری را انجام نداده بود. اینست آن‌چیزی که آقای توکلی را خیلی عصبانی کرده. خودشان هم می‌گویند که‌ آقا ما عدالت اجتماعی مارکسیستی نمی‌خواهیم، عدالت اجتماعی اسلامی می‌خواهیم. مگر ما گفته‌ایم که شما عدالت اجتماعی مارکسیستی را در جمهوری اسلامی ایران برقرار کنید. ما هرگز چنین حرفی نزده‌ایم. ما گفته‌ایم آن عدالت اجتماعی که امام و پیروان طراز اول امام: آیت‌الله منتظری، آیت‌الله مشکینی، شهید عالی‌قدر آیت‌الله بهشتی بیان کردند، آن‌را اجرا کنید. خوب آقای توکلی! شما با آن مخالفید، نه با عدالت اجتماعی مارکسیستی، که مطرح نیست و البته با آن‌هم مخالفید. شما رسماً، با آن طرح اصلاحات ارضی خودتان، در مقابل طرح تصویب شده از طرف سه فقیه عالی‌قدر اسلامی موضع گرفته‌اید. شما طرحی دادید که عبارتست از حفظ مالکیت بزرگ. اینجا نگویید که با حزب تودهٔ ایران مخالف هستید. به‌ در نگویید که دیوار بشنود. شما با صراحت بگویید که با آن عدالت اجتماعی، با آن مفاهیمی که اسلام از عدالت اجتماعی دارد و با آن خطی که ما برایش احترام قائلیم و از آن پشتیبانی می‌کنیم، یعنی اسلام انقلابی، با آن خط موافقت ندارید. خوب، ببینید، حجت‌الاسلام محمد یزدی با صراحت نظرش را در روزنامه نوشت، که با نظر آیت‌الله منتظری و آیت‌الله مشکینی موافق نیست. خوب، اقلاً این صراحت در آن وجود دارد. حالا موضع، موضع راست، موضع دفاع از مالکیت، موضع دفاع از سرمایه‌داری است، آن به‌جای خودش. ولی بالاخره صراحت دارد.

به نظر ما، درد اساسی اینجا است که حزب تودهٔ ایران پی‌گیرانه از محتوای انقلاب ایران حمایت می‌کند. یعنی از آن خط امام خمینی که در رهنمودها و گفتارهای خود امام دربارهٔ محرومان، در گفتارهای شایسته‌ترین وزبده‌ترین پیروان طراز اول امام مرتباً تکرار می‌شود و توضیح داده می‌شود و صراحت کامل دارد. و تمام مسائل، ناشی از این حمایت است. این واقعیت را ما در آن مقالهٔ توضیحی با صراحت نوشتیم که در حاکمیت کنونی، یعنی در مجلس و در دولت، دو خط در مسائل اجتماعی در مقابل هم قرار گرفته‌اند، و این کاملاً روشن است: یکی خط اصیل پیروان امام خمینی، که طرف‌دار اصلاحات بنیادی ــــ مطابق با احتیاجات امروزی اجتماع ما ــــ می‌باشد. و دیگری خط نگهداری از نظام سرمایه‌داری ـ مالکی گذشته، که با یک روپوش اسلامی می‌خواهند همان را حفظ کنند و خواهان چیز دیگری نیستند. منتها اسمش را می‌گذارند که آقا ما عدالت اجتماعی اسلامی می‌خواهیم.

امام گفتند که هرکه مخالف این اسلام واقعی است، به‌نام اسلام عمل می‌کند. خب، این دو خط در مقابل هم قرار گرفته‌اند. ببینید وقتی آیتالله مشکینی دربارهٔ اهمیت بند «ج» ــــ از لحاظ اسلامی، اجتماعی و از لحاظ انقلابی ــــ صحبت می‌کند، فقط ۱۳۲ نفر از نمایندگان مجلس پشتیبانی فوری خودشان را نسبت به‌آن اعلام می‌دارند. یعنی چه؟ یعنی ۶۰ ـ ۷۰ نفر در مجلس هستند که با این مسأله مخالف هستند. این واقعیتی است که امروز دیگر نمی‌شود آن‌را پوشاند. ما می‌دانیم که در خارج از مجلس نیز این نیروها وجود دارند. این‌ها در بین تجار بازار و در بین بزرگ‌مالکان، فراوان هستند. اگر خوب توجه کنیم، می‌بینیم اکثر کسانی که با این اصلاحات اجتماعی مخالف هستند، خودشان هم تقریباً سرشان به‌یک جایی ــــ به‌همان تجارت و مالکیت بزرگ ــــ بند است; یا شخصاً یا خانواده‌شان، بالاخره یک ارتباطی با تجارت دارند، حالا یا تجارت خارجی است یا داخلی یا تجارت آهن است، یا برنج و غیره. به‌این ترتیب این‌ها هستند که با این اصلاحات مخالف‌اند. و تمام درد هم همین است. قطب‌زاده هم با این اصلاحات عمیق اجتماعی مخالف و با بازار موافق بود. حالا هم با بازار ــــ نه بازار به‌طور کلی ــــ با سرمایه‌دارهای کلان بازار ارتباط دارد.

خلاصه کنیم: به‌نظر ما آقای توکلی از موضع کاملاً مشخص طبقاتی، که عبارت‌است از هواداری از نظام سرمایه‌داری و بزرگ‌مالکی در ایران، به حزب توده‌ٔ ایران حمله می‌کند و این جملهٔ اعلامیهٔ ما یک بهانهٔ بی‌مزه و بی‌نمکی بیش‌تر نبوده است.

در این رابطه ــــ مبارزه بین دو گرایش متضاد در حاکمیت ــــ اظهار نظر آقای محمد یزدی از یک‌طرف و از طرف دیگر پاسخ حجت‌الاسلام کروبی به دفاع از لزوم دگرگونی‌های عمیق اجتماعی، به‌دفاع از شخصیت ممتاز و برجستهٔ آیت‌الله منتظری و آیت‌ا‌لله مشکینی که مورد توهین ایشان (آقای یزدی) قرار گرفته بودند، کاملاً روشن می‌سازد، همان‌طور که گفته شد دو خط در مقابل هم وجود دارند و هرقدر که مبارزهٔ این دو جریان ــــ مبارزه‌ای که اکنون در حاکمیت آشکار شده است ــــ شدیدتر شود، فحاشی به حزب تودهٔ ایران نیز بیش‌تر خواهد شد. ما همان «در» هستیم که به ما می‌گویند، برای این که «دیوار» بشنود. یعنی هرچه که می‌خواهند به‌طرف مقابل که خواهان تعمیق انقلاب است فحاشی کنند، به‌ ما خواهند گفت. زیرا جرأت نمی‌کنند مستقیماً آن اتهامی را که ارتجاع و رادیوهای امپریالیستی به خط امام می‌زنند، تکرار کنند. بعد می‌گویند آقا این اصلاحات، اصلاحات کمونیستی است که توده‌ای‌ها طرف‌دارش هستند. این محتوای دعواست. یعنی ما باید انتظار داشته باشیم از طرف یک قشر و یک جناح معین ــــ که در حاکمیت و رسانه‌های گروهی هم به‌صورت قابل توجهی دست دارند و امام و آیت‌الله منتظری خیلی روشن دربارهٔ آن‌ها گفتند که قیافهٔ خیلی اسلامی و خط امامی و غیره و غیره هم به‌خود می‌گیرند ــــ افترازنی و فحاشی نسبت به ما هر روز شدیدتر شود.

شما تاریخ برخورد قطب‌زاده را به حزب تودهٔ ایران نگاه کنید. به‌همان اندازه که مبارزات ضد‌آمریکایی بالا می‌گرفت، شدت حملات قطب‌زاده نسبت به ما و نسبت به اتحاد شوروی بیش‌تر می‌شد. او که می‌خواست بند و بستش را با آقای کارتر و یا «سیا» روبراه کند و تعهداتی را که در آن طرف برای مسخ انقلاب ایران کرده، انجام دهد، فحاشی به حزب تودهٔ ایران را شدت می‌داد. بنی‌صدر، درست با تشدید مبارزات در داخل حاکمیت علیه جناحی که ضد‌آمریکایی بود، علیه جناحی که طرف‌دار تحولات اجتماعی بود، فحاشی‌اش نسبت به حزب تودهٔ ایران شدیدتر می‌شد، تا این‌که روزنامهٔ‌ «انقلاب اسلامی» و «میزان» دیگر به فحش‌نامه نسبت به حزب تودهٔ ایران مبدل شده بودند. و این‌را بایستی حالا هم انتظار داشته باشیم که ناسزاگویی و افترازنی به حزب تودهٔ ایران شدت خواهد گرفت. ولی ما از آن‌راه و روش اصولی که در پیش گرفته‌ایم، هرقدر هم برای ما دشواری ایجاد کنند، هرقدر هم شدت عمل این گروه‌های دشمن انقلاب، گروه‌های مخالف انقلاب، گروه‌هایی که در جهت حفظ سرمایه‌داری با پوشش اسلامی گام بر‌می‌دارند، علیه ما شدیدتر بشود، ما در راه و روش و در سمت‌گیری‌های انقلابی خود تغییری نخواهیم داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *