با افزایش نارضاییها نباید موضع چپتری بگیریم؟

رفیق نورالدین کیانوری ــ
پرسش و پاسخ، شمارهٔ ۱۱، خرداد ۱۳۵۹ ــ
س: آیا با توجه به نارضایتیهایی که اکنون در میان مردم روزبهروز گسترش بیشتری مییابد، حزب تودهٔ ایران راستروی نمیکند؟ آیا بهتر نیست که ما اکنون برای تجهیز نارضایتیهای مردم علیه رژیم حاکم کنونی، در موضع چپتری قرار گیریم؟
ج: خوب! یعنی از موضع کنونی خود دست برداریم و در موضع سازمان چریکهای فدایی خلق یا گروهها و سازمانهایی مانند آن، قرار گیریم. خلاصه، از تلاش برای اتحاد بکاهیم و به مبارزه شدت بخشیم. اینطور نیست؟
اما در این مورد باید بگویم این ادعا که حزب تودهٔ ایران بدون چونوچرا رژیم حاکم کنونی را تأیید میکند بهکلی نادرست است، روش حزب تودهٔ ایران بههیچوجه روش تأیید دربست رژیم کنونی نیست. اگر شما روزنامهٔ مردم را بخوانید، درخواهید یافت که ما در مورد تمام مسائل بهطور صریح و قاطع موضعگیری انتقادی و سازنده داریم و در بسیاری موارد، موضعگیریهای ما با سیاست رژیم حاکم کنونی دارای اختلافات جدی است. ما در مورد تمام مسائل مبرمی که اکنون در جامعه مطرح است پیشنهادات مشخص خود را ارائه کردهایم، و این پیشنهادات با سیاستی که شورای انقلاب یا دولت در پیش گرفته و اکنون در جریان است تفاوتهای بسیار جدی دارد.
مسلماً در میان مردم نارضایتیهایی هست. نخست باید توجه کرد که این نارضاییها همگون نیستند. بخشی از این نارضاییها محصول این است که اقشاری از مرفهالحالان جامعه بخشی از امتیازات نابهجا و نابهحق خود را از دست داده و یا در حال از دست دادن میبینند. این نارضاییها ریشه و محتوی ارتجاعی دارد و بهصورت دشمنی سیاسی با رژیم انقلاب و گرایش به ضدانقلاب شکل فعال بهخود میگیرد.
بخش دیگر از نارضاییها خلقی است، یعنی تودههای زحمتکش و نیروهای انقلابی که خواستها و انتظاراتشان برآورده نشده است، از روند کار رژیم ناراضی هستند. اینگونه نارضاییها ریشههای گوناگونی دارد و ناشی از دشواریهایی است که در پی هر انقلاب بروز میکند. پارهای از این دشواریها عینی است و پارهای دیگر ذهنی. این دشواریها به اختصار عبارتند از:
۱. بیکاری، که بهطور جدی وجود دارد؛
۲. گرانی و تورم، که روزبهروز شدت بیشتری پیدا میکند؛
۳. کمبود برخی از مایحتاج زندگی، که مردم را آزار میدهد؛
۴. چرخهای اقتصاد و تولید بهکار نیفتاده، و در نتیجه، بسیاری کارخانهها بیتحرک ماندهاند؛
۵. برای حل مسألهٔ اصلاحات ارضی و پایان دادن به فئودالیسم در روستاها هنوز گامهای قطعی برداشته نشده، اما در اینجا و آنجا، کارهای بسیار کوچکی انجام گرفته است؛
۶. مسألهٔ ملی همچنان حلنشده باقی مانده است؛
۷. در بسیاری موارد، مسائل مربوط به حقوق دموکراتیک حل نشده است؛
۸. در راه حل مسائل مبرم زندگی مردم، مسألهّ مسکن، تعمیم بهداشت، بیمهٔ اجتماعی، آموزش، مبارزه با بیسوادی، و …، گامهای مؤثر و چشمگیری برداشته نشده است؛
۹. در بخشها و گوشههایی از نهادهای انقلابی، که امید مردم به آنها است، مانند کمیتهها، سپاه پاسداران، بنیاد مستضعفین، نواقص و کمبودها تا حد رواج فساد و دزدی و رشوهگیری رسوخ کرده، تا حدی که امام خمینی یادآور شدهاند که گویا بنیاد مستضعفین به بنیاد مستکبرین تغییر ماهیت یافته است.
اینها مسائل عمدهای است که بدون تردید موجب بروز نارضایتیها در میان مردم میشود. حزب ما معتقد است که مسلماً بخشی از این دشواریها در چارچوب مشکلات عینی قرار دارد، و هر نیروی انقلابی دیگری نیز که روی کار میآمد، با بخشی از این دشواریها روبرو میشد و نمیتوانست تمام آنها را یکباره حل کند. ما باید با خود صادق باشیم و این واقعیت را بپذیریم. اما بخش مهمی از این عوامل تشدید نارضایی مردم محصول موضعگیریهای غیرانقلابی دستگاه رهبری کشور، محصول موضعگیریهای مغایر با منافع خلق، ناشی از وابستگی طبقاتی اکثریت افراد مؤثر هیأت حاکمهٔ کنونی است. در کنار این عامل تعیینکننده، باید به عامل ضعف کادر اجرایی انقلابی در دستگاه ادارهکنندهٔ کشور هم توجه جدی مبذول داشت، به این معنی که در موارد بسیاری، کمبودها و نارساییها محصول ضعف شناخت علمی و فنی، ندانمکاری، و بیتجریگی است، نه محصول سوءنیت و یا موضعگیری ضدانقلابی و یا لیبرالی.
این واقعیتی است، که در چارچوب خاصی که رژیم کنونی برای برگزیدن کادرهای اجرایی برای خود پذیرفته است، نمیتواند کادرها و سازماندهانی را که بتوانند از عهدهٔ این مسائل برآیند، پیدا کند. و بهسبب انحصارطلبی برخی نیروهای اسلامی حاکم، از وجود کسانی که هم مایلند کار کنند و هم میتوانند از عهدهٔ کارها برآیند، استفاده نمیکنند. آنها میکوشند تا نظرات اقتصادی خود را نیز به جامعه تحمیل کنند. اینها عوامل ذهنی است و قابل انتقاد است. ولی باید این نکته را هم در نظر بگیریم که تمام جریانات و تحولات جامعهٔ ما در چارچوب یک نبرد بسیار دشوار با امپریالیسم انجام میگیرد. ما هرگز از یاد نمیبریم که جبههٔ اصلی نبرد ما هنوز هم جبههٔ ضدامپریالیستی است. چرا؟ زیرا، بهاعتقاد ما، امپریالیسم آمریکا هرگز و بههیچوجه نمیتواند با انقلاب ایران آشتی کند. آمریکا هرقدر هم که ادعا کند خواستار مناسبات حسنه با ایران است، هدفی جز بازگرداندن اوضاع گذشته به ایران ندارد، و در این زمینه حاضر نیست حتی ذرهای تخفیف دهد. حتی ماندن ایران در چارچوب کنونی، خود برای متزلزل کردن پایههای تسلط امپریالیسم در منطقه و در سراسر جهان خطر بزرگی است. انقلاب ایران یکی از ضربات سنگین و مهلکی است که در دوران دهسالهٔ اخیر، پس از شکست آمریکا در ویتنام و جنوب آفریقا، به امپریالیسم وارد آمده است. بههمین جهت، آمریکا با تمام نیرو خواهد کوشید تا اوضاع گذشته را به ایران بازگرداند، و در این زمینه، هم در اطراف ایران و هم در داخل آن، امکانات ضدانقلابی وسیعی در اختیار دارد.
بنابراین، در جریان مبارزه برای دگرگونیهای اصلاحی در داخل ایران باید همیشه توجه داشته باشیم که این نبرد در چنان چارچوبی باید انجام گیرد که به مبارزهٔ متحد نیروهای انقلابی علیه امپریالیسم زیانی وارد نسازد. زیرا ممکن است در شرایط ویژهای، این دو با یکدیگر اصطکاک پیدا کنند. در این چارچوب است که ما برخورد خود را با یکیک مسائل، تعیین میکنیم. یعنی در این زمینه همواره توجه داریم که هدف اصلی و جبههٔ اساسی نبرد کدام است، تا به پیشرفت و گسترش آن صدمهای وارد نیاید. البته روشن است که در پارهای موارد، حل مسائل داخلی و مبارزهٔ ضدامپریالیستی نهتنها با یکدیگر اصطکاک پیدا نمیکنند، بلکه مستلزم یکدیگرند، یعنی پیشروی در هریک از این جبهههای نبرد با پیشروی و حل مشکلات در جبههٔ دیگر مستقیماً بستگی دارد. ما بهخوبی میدانیم که انجام یک سلسله اصلاحات اجتماعی در داخل ایران تا چه حد به پیشرفت جبههٔ متحد خلق علیه امپریالیسم کمک خواهد کرد. ما بهخوبی میدانیم که اگر پیشنهادات ما در زمینهٔ تحولات اقتصادی و اجتماعی با قاطعیت عملی گردد، تا چه حد به تجهیز و اطمینان خلق برای مبارزه با امپریالیسم و دفاع از دستاوردهای انقلاب یاری خواهد رساند.
حزب تودهٔ ایران، با برخورد دقیق و علمی خود نسبت به تمام این مسائل، و با توجه عمده به سمتگیری ضدامپریالیستی جنبش، به این نتیجه رسیده است که روش تبلیغاتی خود را در همین وضع متعادل نگاهدارد. به این معنی که حزب ما نسبت به منافع تودههای زحمتکش برای برانداختن غارت سرمایهداری بزرگ وابسته، برای پایان دادن به مالکیت فئودالی زمینداران بزرگ، برای از میان بردن سفتهبازی و رباخواری و انواع و اقسام دیگر سرمایهداری انگلی، برای ریشهکن کردن تمام آثار تسلط امپریالیستی در زمینههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، و نظامی، و برای پایان دادن به محرومیتهای ملی، موضعگیری قاطع و پیگیر خود را بهروشنی تمام بیان کرده است و خواهد کرد. حزب ما تمام نیروها را تجهیز و متشکل میسازد تا با استفاده از همهٔ شیوههای دموکراتیک ممکن، خواستههای خود را مطرح سازند و قاطعانه از آنها دفاع کند. اما، اگر ما گروههای گوناگون را برای این مقاصد به تحصن و اعتصاب و کمکاری بکشانیم و موجب تحریک آنها شویم، به مبارزهٔ عمومی ما زیان وارد خواهد شد، و این کار نه در جهت تقویت امکانات ما برای رسیدن به هدفهای خود، بلکه در جهت تضعیف آنها خواهد بود.
ما معتقدیم که برای رسیدن به این هدفها، میتوان از سایر شیوههای دموکراتیک اعمال فشار بهره گرفت. این است موضعگیری ما در شرایط کنونی. ما این سیاست را راستروی تلقی نمیکنیم، بلکه آن را با شرایط کنونی جامعهٔ ایران کاملاً منطبق میدانیم. بهنظر ما، این بهترین شیوهٔ پیاده کردن مارکسیسم ـ لنینیسم خلاق، یعنی جهانبینی و ایدئولوژی انقلابی طبقهٔ کارگر، در شرایط مشخص ایران در نخستین ماههای سال ۱۳۵۹ شمسی است. این شرایط، ممکن است در ماههای بعدی سال ۱۳۵۹ دستخوش تغییر شود و شرایط دیگری پدید آید. در آن صورت، شیوهٔ مبارزهٔ ما نیز ممکن است شیوهٔ دیگری باشد. ما این مسأله را بارها قاطعانه مطرح کردهایم و اکنون نیز در اینجا آن را تکرار میکنیم.
