چه ونزوئلا باشد چه گرینلند، اتحادیه اروپا هر تصرف ارضی آمریکا را تشویق خواهد کرد ـــ حتی به زیان خودش

نویسنده: راشل مارسدن ــ
اروپای غربی مدتها است استقلال خود را در برابر بندگیِ آمریکا رها کرده و حالا دارد نتیجهاش را درو میکند
سه پروندهی اصلی سیاست خارجی اکنون در کانون توجه اتحادیهٔ اروپا قرار دارند و همگی به هم گره خوردهاند: اوکراین، ونزوئلا و گرینلند. در هر سه مورد، واشنگتن هر کاری که بخواهد انجام میدهد ــــ اغلب به زیان مستقیم اتحادیه اروپا.
و نه، این وضعیت با ترامپ آغاز نشد. او فقط دستکشهای سفید را کنار زد و مشتهای عریان واشنگتن را بیپرده به نمایش گذاشت. در هر سه پرونده، اتحادیهٔ اروپا دستکم تظاهر میکند که در کنار واشنگتن ایستاده است ــــ حتی زمانی که مقاومت، بهروشنی در راستای منافع خود اروپا بوده است. ایالات متحده سالها است اتحادیهٔ اروپا را نه شریک، بلکه رقیبی اقتصادی میداند و بارها با توسل به بهانهی «امنیت ملی» آن را واداشته به منافع خودش لطمه بزند.
اتحادیه اروپا زمانی با اکراه تسلیم شد که مقاومت اولیهاش در برابر تحریمهای آمریکا علیه منبع حیاتی اقتصادش ــــ یعنی گاز ارزان روسیه از طریق نورد استریم ــــ سرانجام فرو ریخت. این مقاومت زمانی کاملاً ناپدید شد که روسیه، پس از سالها رفتار ناتو به رهبری آمریکا با سوی اوکراینی مرزش همچون یک خوابگاه نظامیشده ــــ با نئونازیهایی که در آن لانه کرده بودند ــــ سرانجام به نقطهی انفجار رسید.
اتحادیهٔ اروپا همین الگو را در حملهٔ اخیر ترامپ به ونزوئلا نیز تکرار کرد: ادای احترامهای تشریفاتی به حاکمیت ملی، تحسین پرشور نتیجه، و امتناع قاطع از نام بردن یا محکوم کردن عامل.
چند ساعت زمان برد تا مواضعشان را هماهنگ کنند؛ گویی اعضای یک فرقهاند که همگی با لباسهای بلاغی یکسان برای «بابا ترامپ» آراسته شدهاند. انبوهی سخن از «عدم مشروعیت» ــــ اما نه دربارهٔ خود کودتا. نه دربارهٔ اتهامهای «قاچاق مواد مخدر»، آن هم در حالی که فنتانیل حتی یک بار در کیفرخواست ذکر نشده و وزارت دادگستری آمریکا نیز بیسروصدا از ادعای وجود چیزی به نام «کارتل د لوس سولس» عقبنشینی کرده است؛ همان کارتل خیالی که زمانی مادورو را رهبر آن معرفی میکردند. و البته نه دربارهٔ نامشروع بودن ربودن رئیسجمهور مستقر یک کشور از خاک خودش برای محاکمه در کشوری دیگر ــــ آن هم بدون وجود معاهدهٔ استرداد. در عوض، مدام خود مادورو را «نامشروع» مینامند، در حالی که اتهام از سوی کشوری مطرح شده که قانون اساسیاش حق حمل سلاح را تضمین میکند ــــ و این اتهام، «داشتن سلاح» در ونزوئلا است.
در این میان، نقش کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، بیش از همه شگفتآور است. او ظاهراً یک وکیل طراز اول حقوق بینالملل و حقوق بشر است. با این حال، از محکوم کردن یک کودتا و یک حملهٔ «قطع سر» علیه رهبر بهرسمیتشناختهشدهٔ یک کشور مستقل سر باز میزند. وقتی تحت فشار قرار میگیرد، به همان بهانهٔ آشنا پناه میبرد: «همهٔ واقعیتها روشن نیست» و «بریتانیا دخیل نبوده است». ترجمهٔ سادهترش این است: اگر به اندازهٔ کافی وقتکشی کنم، شاید ترامپ چیزی کمتر آشکارا امپریالیستی بگوید و من مجبور نشوم بابا را ناراحت کنم.
حتی یکی از نمایندگان پارلمان بریتانیا تلاش کرد برای ترامپ استدلال «دفاع از خود» بتراشد. گویا اگر کسی را که هیچ تهدید واقعیای برایت ندارد وسواسگونه تعقیب کنی، به خانهاش یورش ببری، او را بیرون بکشی و بربایی، نامش میشود دفاع از خود.
شاید به همین دلیل است که ترامپ اکنون احساس جسارت میکند مستقیماً اروپا را هدف بگیرد ــــ با گرینلند شروع کند. آیا زمان آن نرسیده که اروپا بالاخره ستون فقرات نشان دهد؟ ظاهراً نه.
دلیلش ساده است. هر امتیازی که اتحادیهٔ اروپا به بهای حاکمیت خودش به واشنگتن داده، آن را هرچه بیشتر وابسته به رضایت ترامپ کرده است ــــ مثل زنی که شغل و استقلالش را رها کرده و اکنون کاملاً به شریک زندگیاش وابسته است. وقتی بیدار میشوی و میفهمی شریک زندگیات آدم نادرستی است، اما سالها پیش استقلال خودت را فروختهای، چه گزینهای برایت باقی میماند؟
اتحادیهٔ اروپا میخواهد آمریکا نقش محافظش را در اوکراین ایفا کند. روسیه صراحتاً اعلام کرده که حضور ناتو را در آنجا ــــ حتی زیر پوشش آتشبس ــــ نمیپذیرد. با پس با «ائتلاف مایلانِ» مکرون و استارمر ــــ اگر روند صلح از مسیر خارج شود، که احتمال آن صفر نیست ــــ اروپا خود را در معرض یک ضربهٔ تقریباً حتمی از سوی روسیه قرار میدهد، مگر آنکه واشنگتن همانجا باشد تا دستشان را بگیرد و آرامشان کند.
در چنین شرایطی، اکنون بدترین زمان ممکن است که اتحادیهٔ اروپا بخواهد به واشنگتن بگوید چه باید بکند؛ آن هم درست زمانی که دولت ترامپ آشکارا برای تصاحب گرینلند ــــ قلمرویی متعلق به دانمارک، عضو اتحادیه اروپا ــــ اشتیاق نشان میدهد.
بهجای رویارویی مستقیم با ترامپ، اتحادیهٔ اروپا همان واکنش همیشگی را نشان داد: صدور یک بیانیهٔ مشترک و دور زدن فیلِ وسط اتاق ــــ یعنی تجاوزگری آمریکا، که با یورش تازه به ونزوئلا شدت گرفته است. همهٔ اینها برای نفت بود؛ واقعیتی که خود ترامپ ۹۰ دقیقه تمام در تلویزیون به رخ کشید. حتی «وزیر جنگ» او، پیت هگسث، اصرار داشت ماجرا مربوط به مواد مخدر است، و مارکو روبیو دستکم وانمود میکرد موضوع دموکراسی است.
رهبران اروپایی مدام تکرار میکنند که دانمارک و گرینلند باید دربارهٔ آیندهی گرینلند تصمیم بگیرند ــــ انگار کسی دربارهٔ این بخش تردید داشته ــــ نه دربارهٔ تهاجم احتمالی آمریکا که همگی از اشاره به آن طفره میروند. آنها فقط حرفهای حفظی را تکرار میکنند؛ گویی استدلال «بدن من، انتخاب من» قرار است روی کسی اثر بگذارد که به تصاحب کشورها افتخار میکند.
و در نهایت، اتحادیهٔ اروپا به خود دلداری میدهد که آمریکا هرگز به خاک یک کشور عضو ناتو دستاندازی نخواهد کرد. اما ترامپ بارها با صدای بلند گفته که تصاحب گرینلند غیرقابل مذاکره است. واشنگتن حسابش روی یک چیز است: پلک زدن اروپا.
تبریک میگویم، آقایان اروپایی. راهبرد خودویرانگریای که سالها با اشتیاق در آن مشارکت داشتید ــــ همراهی با پروژههای تغییر رژیم واشنگتن به بهای مردم خودتان ــــ اکنون چون بومرنگی برگشته و مستقیماً به شیشهٔ جلوی ماشین دلقکگونهٔ خودتان برخورد کرده است.
