جنبش جهانی صلح، یک جنبش ضدامپریالیستی است

image_print


رفیق نورالدین کیانوری ــ 
پرسش و پاسخ، شمارهٔ ۷ (۲۹ خرداد ۱۳۶۱) ــ 

‫صحبت امروز خودم را می‌خواهم با گفت‌وگو دربارهٔ جریان خوشایندی پایان ‫بدهم، و آن جریان عبارت است از جنبش عظیمی که در سراسرجهان ما شاهدش هستیم: جنبش علیه سیاست تسلیحات اتمی آمریکا. این جنبش، که در درجهٔ اول در کشورهای رشدیافتهٔ سرمایه‌داری اروپا و آمریکا وسعت بی‌سابقه‌ای پیدا کرده است، در حقیقت تنها مربوط به مبارزه برای پیشگیری جنگ اتمی و غیرممکن ساخش جنگ اتمی در دنیا نیست. این جنبش، در حقیقت، جنبش عظیم ضد انحصارهای بزرگ سرمایه‌داری امپریالیستی است. ما وقتی می‌بینیم که در آمریکا، در مرکز بزرگ‌ترین قدرت جنایتکار جهانی، در نیوبورک، در مقر سازمان ملل متحد، در جایی که امپریالیسم می‌‌کوشد سیاست خود را به‌وسیلهٔ دست‌پرورده‌هایش به دنیا تحمل کند، یک میلیون نفر، که در تاریخ ۲۵۰ سالهٔ آمریکا بی‌سابقه است، جمع می‌شوند و سیاست دولت خودشان را محکوم می‌کنند و از دولت آمریکا می‌خواهند که نه‌تنها سیاست نظامی‌گری، سیاست مسابقهٔ تسلیحاتی را پایان دهد، بلکه از بودجهٔ وحشتناکی که امپریالیسم آمریکا برای نابودکردن دنیا الآن دارد به کارخانجات اسلحه‌سازی می‌ریزد، برای رفاه عمومی، برای از بین بردن دردها و رنج‌های میلیون‌ها و میلیون‌ها مردم ستم‌کش و رنج‌دیدهٔ خود آمریکا و سراسر جهان بهره‌گیری شود.

وقتی می‌بینیم که در آلمان غربی، که دومین کشور جهان سرمایه‌داری.است، در شهر بن، که بیش از سیصدهزار نفر جمعیت ندارد، چهارصد هزار نغر جمع می‌شوند و علیه سیاست «ناتو»، همان سیاستی که حملهٔ اسرائیل به جنوب لبنان را تدارک می‌بیند، همان سیاستی که حمله به ایران را بدون تردید دارد تدارک ‫می‌بیند، همان سیاستی که سرکوب کردن انقلاب ایران را دارد تدارک می‌بیند، تظاهرات می‌کنند و این سیاست را محکوم می‌کنند و خواستار یک سیاست دموکراتیک، ‫یک سیاست مردمی و انسانی، سیاستی که هوادار منافع توده‌های زحمتکش آلمان غربی و جهان باشد، هستند ــــ پدیده‌ای که در تاریخ آلمان غربی بعد از ‫جنگ بی‌سابقه است ــــ آن‌وقت پی‌می‌بریم که همه این‌ها نشان‌دهندهٔ این است که در دنیا، بعد از جنگ دوم جهانی، حرکت جدید و بی‌سابقه‌ای آغاز شده که جهت اصلی آن مبارزه علیه حاکمیت مطلق جنگ‌افروزانه و جنایت‌بارانهٔ ‫انحصارهای بزرگ امپریالیستی چندملیتی دنیا است. ما خیال می‌کنیم که این ‫یکی از عناصر بزرگ آن نبردی است که الآن در جهان در جریان است: نبرد برای از بین بردن امپریالیسم. نبردی که ما هم در یک گوشهٔ دنیا درگیر آن ‫هستیم.

مبارزان انقلابی ما بایستی این واقعیت را درک کنند و ببینند که در ‫دنیا چه خبر است، و کوشش کنند که انقلاب ایران را با این انقلاب جهانی، ‫با این نیروی عظیمی که الآن به‌حرکت درآمده، متحد کنند. درست است که ‫شعارهای این جنبش ممکن است شعارهای دیگری باشد. درست است که زنان ‫و دختران شرکت‌کننده در این جنبش ممکن است روپوش اسلامی نپوشیده باشند و یا همهٔ افراد آن به کلیسا نروند. درست است که ممکن است آن‌ها عقاید فلسفی و آداب و رسوم دیگری داشته باشند. ولی همهٔ این‌ها می‌خواهند یک قلعه را خراب بکنند، و آن قلعهٔ امپریالیسم است، آن قلعه‌ای که صد سال است ملت ما هم در آن رنج می‌کشد، درد می‌کشد. چرا ما نبایستی با این نیروها، برای مبارزه‌ای که در پیش داریم، همکاری داشته‌باشیم و از این نیروها بهره‌ بگیریم؟

مسألهٔ عمدهٔ دوران ما، اتحاد همهٔ نیروهایی است که علیه امپریالیسم می‌جنگند. و امپریالیسم، یعنی انحصارهای بزرگ چندملیتی، مثل اختاپوس تمام جهان را فراگرفته‌اند. امپریالیسم، یعنی همان‌هایی که روزنامهٔ اطلاعات دو روز پیش هشت صفحه برایش تبلیغ کرده، این امپریالیسم واقعی است و نبرد تاریخی جهان علیه این امیریالیسم است.

توصیهٔ ما به دوستان عزیز مبارز مسلمان ما این است که: الآن سه سال و نیم از انقلاب ما می‌گذرد. تجربه‌های فوق‌العاده گران‌بهایی به‌دست آمده است. این تجربه‌ها نشان می‌دهد که تنگ‌نظری‌ها کمک نمی‌کند به پیشرفت انقلاب. بایستی دید وسیع جهانی داشت. بایستی جهان را شناخت. این جهان ما جهانی نیست که فقط مبارزان مسلمان دارند در آن علیه ارتجاع، علیه امپریالیسم، علیه دشمنان بشریت، مبارزه می‌کنند. این جهان ۴ میلیارد و نیم جمعیت دارد، که از این چهار میلیارد و نیم، هفتصد میلیون نفر در ‫کشورهای اسلامی ــــ غیر از مسلمانان کشورهای سوسیالیستی ــــ زندگی می‌کنند. و در میان این هفتصد میلیون نفر هم، ملت‌ها در همان شرایطی هستند که دیروز آقای رفسنجانی بیان کرد. اغلب هنوز حرکتی ندارند. اغلب هنوز دشمن را نشناخته‌اند. اغلب هنوز به نیروی خودشان آشنا نیستند. اغلب ‫هنوز نمی‌دانند که اگر به حرکت دربیایند، چه نیرویی را درست می‌کنند. یعنی در شرایط امروز جهان نیروی بالقوه هستند، ولی نیروی بالفعل نیستند.

ما می‌بایستی انقلاب ایران را با نیروهای بالفعل انقلابی در جهان متحد کنیم و با آن‌ها در یک جهت حرکت کنیم، تا بتوانیم بر دشمن چیره شویم. این آن واقعیت تاکتیکی و استراتژیکی دوران ما است. سرداران انقلاب ما بایستی این واقعیت را درک کنند. با خواب و خیال، با تصور این که یک نیروی بالقوه تاریخی ممکن است در شرایطی به حرکت درآید، نمی‌شود دشمن را، در لحظه‌ای که ما الآن با آن روبه‌رو هستبم، سرنگون کرد. این یک اصل مهم نبرد کنونی ما است. و اگر حاکمیت جمهوری اسلامی ما، سرداران انقلاب ما، که امروز قدرت را در دست دارند، فرماندهی را در دست دارند، این اصل را بالاخره قبول نکنند و به آن نپیوندند، به‌نظر ما، در تاریخ مسئولیت فوق‌العاده گرانی را بهه‌عهده خواهند گرفت، و خطر بسیار بزرگی را متوجه انقلاب ما خواهند کرد.

یک نظر

  • ن.ب

    سلام
    زنده یاد مرحوم کیانوری تلاش سترگی برای حفظ ، تثبیت و گسترش انقلاب ۵۷ ایران انجام داد و توصیه های بسیار ارزشمندی را در چارچوب تاکتیک و استراتژی انقلاب ایران برای رهبران و سرداران انقلاب مطرح کردند، ولی متأسفانه این میخ با سنگدان سخت ارتجاع ، حماقت ، بلاهت و خیانت روبرو شد و‌به ثمر ننشست، و بر سر یکی از بزرگ‌ترین انقلابهای جهان در قرن بیستم، همان رفت که امروز نتیجه آنرا در شکل گیری شرایط و وضعیت پیچیده کنونی می بینیم.
    شرایطی که در آن با سوء استفاده قدرتهای ارتجاعی داخلی ، منطقه ای و بین المللی پروژه کشته سازی در جریان است و بد ندیدم که حرفی، گپی با خوانندگان شما داشته باشم.
    شرایط در کل به سمتی پیش رفته که راه حکم عقل و منطق بسته شده و بال فراخ احساسات، هیجان، نفرت، نادانی و خیانت بخش عظیمی از مردم را با خود میبرد. بنظرم اینبار هم بمانند سال‌های ۹۶ و ۹۸ فتیله این انبار باروت را الیگارشهای ایران روشن کردند و خود عقب نشستند تا ناظر جریان بوده و حکومت را وادار به اجرای دستورات به سر فرموده “مرعشیها”بکنند و برای تسلط آمریکا و اسرائیل در غرب آسیا و تضعیف موقعیت چین و روسیه و احتمالاً هند به خدمت درآیند. «مرعشی » در همین بحبوحه، تلاش برای تشکیل مثلث ایران، عربستان و آمریکا را مطرح کرد و باند وی و اعوان و انصارش در جریان اعتراضات و آشوب‌ها ی خیابانی زبان در کام کشیده و در سکوت سیاسی اجتماعی بدنبال گرفتن ماهی خود از این آب گل آلود بودند. ترامپ هم با روی ترش کردن از ملاقات با سرکرده حماقت، بلاهت و خیانت -نیم پهلوی- و واگذاری انجام ملاقات با رهبران اپوزیسیون در ایران بعد از مشخص شدن اوضاع، برای این آقایان زیگنال اجرای خدمت ارسال کرد.
    من تا حدودی با تحلیل آقای فانی یزدی با زد وبند باند الیگارشهای ایران با باند ترامپ موافقم. و اگر این توافق نبود چنین هجمه ای از داخل و خارج نمیتوانست صورت گیرد و پروژه کشته سازی نمیتوانست تا بدین حد پیش برود.
    خلاصه بگم در مملکت گسل های متعددی وجود دارند که هر کدام به تنهایی پایه یک آشوب و بحران است. نیروهای هوادار ارتجاع در داخل و خارج و طرفداران هژمونی آمریکا و غرب و شکل گیری اسرائیل بزرگ در لابلای این گسلها در حال حرکت و مانورهستند. وجود این گسلها منبعی برای تغذیه و حمایت اجتماعی سیاسی برای آنان است. لذا معتقدم که حاکمیت و کشور نیازبه یک خانه تکانی اساسی خصوصاً در عرصه مناسبات اقتصادی اجتماعی و تدوین یک استراتژی نوین در راستا ی تأمین عدالت دارد. برای اینکار باید تمامی نیروهای هوادار آرمان‌های انقلاب ۵۷ با تمامی امکاناتشان و با ایجاد یک ید واحده تحت جبهه ای خلقی- دمکراتیک برای ایجاد تغییر و تحولات و در دفاع از استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی به میدان آمده و یک خانه تکانی اساسی را از بالا تا پایین خواستار شود. تمامی فرصت طلبان، دزدان و غارتگران بیت المال با اجرای اصل «چه داشتی و از کجا آوردی؟»، رانت خواران نفتی، دلاری و صاحبان تراستی ها و هولدینگ های گوناگون را به پای میز بازخواست بکشانند و در صورت لزوم آنان را محاکمه و مورد مجازات سخت قرار دهند.
    در عرصه بین المللی هم کشور ما با تمامی کشورها، که حاضر به برقراری روابط بر پایه احترام متقابل و برابر و پیشبرد سیاست همزیستی مسالمت آمیز در عمل هستند، پیوندهای خود را برقرار کند و از سیاست جهان چندقطبی در مقابل هژمونی گرایی غربی-آمریکایی حمایت، و پیوند خود را با کشورهای سازنده نظم نوین جهانی و بر پایه همان اصول وقواعد مندرج در چارتای سازمان ملل متحد که بعد از تجربه جنگ خانمانسوز دوم جهانی شکل گرفته، گسترش دهد؛ کشور ما باید فعالانه و در حد توان در خدمت گسترش این جبهه جهانی برای تغییر علیه نظم تک قطبی درآید.
    نمیدانم که گفته های سید حسن را در مصاحبه تلویزیونی در چند شب پیش دیده اید یا نه؟ وی در چارچوب روابط بین الملل سمتگیری آقای خامنه ای را تأیید و موجودیت شخص وی را در شرایط بحرانی کنونی برای حفظ قدرت سیاسی نظام و مقابله با توطئه های داخلی و خارجی الزامی میداند.
    سید حسن خمینی همچنین در این راستا به تجربه ویرانی ایران در جنگ جهانی اول ، که بر پایه بی طرفی ایران شکل گرفته بود اشاره کرد و خواهان برخورد فعال نسبت به تغییر مؤلفه های قدرت در عرصه جهانی شد.
    بنابراین در شکل گیری چنین جبهه ای طیف وسیعی از نیروهای درون و بیرون حاکمیت میتوانند به خدمت درآیند و از حضور آنان باید استقبال کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *