دیدار مهم ونس از ارمنستان و آذربایجان، تلاشی برای تحکیم جبهه ای جدید علیه روسیه

image_print

نویسنده : فینیان کانینگهام ــ 

نقشۀ کلان عبارت است از ممانعت از مشارکت روسیه و ایران در تجارت جهانی انرژی و دستیابی به یک موضع نظامی تهاجمی در مرز آنان.

سفر این هفتهٔ جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده، به ارمنستان و جمهوری آذربایجان به‌عنوان سفری «بسیار مهم» مطرح شد. این نخستین سفر یک معاون رئیس‌جمهور یا رئیس‌جمهور مستقر آمریکا به این دو کشور در قفقاز جنوبی بود.

این سفر به‌عنوان اقدامی از سوی ایالات متحده برای «تحکیم حضور خود» در منطقه‌ای واقع در مرز جنوبی روسیه محسوب می‏شود؛ منطقه‌ای که به‌طور سنتی روابط نزدیکی با مسکو داشته است. ارمنستان و جمهوری آذربایجان هر دو از جمهوری‌های سابق شوروی بودند و در عین حال در مرز شمالی ایران قرار دارند.

ونس این سفر را تلاشی برای تحکیم «روند صلحی» عنوان کرد، که به گفته او، دونالد ترامپ تابستان گذشته در کاخ سفید مطرح کرده بود؛ زمانی که رهبران ارمنستان و جمهوری آذربایجان توافق صلحی را برای پایان دادن به دهه‌ها درگیری بر سر منطقه مورد مناقشه ناگورنو-قره‌باغ امضا کردند. ترامپ معتقد است که این دستاورد او سزاوار دریافت جایزه صلح نوبل است.

با این حال نکته قابل توجه این بود که ونس دیدارهایی پیاپی، اما جداگانه با رهبران ارمنستان و جمهوری آذربایجان در پایتخت‌های آنان برگزار کرد. اگر هدف این سفر واقعاً تحکیم صلحی با میانجی‌گری آمریکا بود، انتظار می‌رفت نشست سه‌جانبه‌ای برگزار شود. با توجه به این امر، این پرسش مطرح می‌شود که آیا واقعاً صلح هدف اصلی بوده است؟

در کانون توافق صلح تحت رهبری آمریکا طرحی موسوم به «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی» (TRIPP) قرار دارد. یک کریدور امنیتی جدید تحت کنترل آمریکا که دسترسی جمهوری آذربایجان به جمهوری خودمختار نخجوان را فراهم می‌کند؛ منطقه‌ای که از طریق خاک جنوب ارمنستان از سرزمین اصلی آذربایجان جدا شده و در غرب با ترکیه هم‌مرز است.

ونس در سخنرانی‌های خود در ایروان و باکو، این طرح را توافقی برای صلح و رونق اقتصادی توصیف کرد که ایالات متحده به قفقاز جنوبی «اعطا» می‌کند. اما این واژگان نرم، برای پنهان کردن اقدام راهبردی سختی از سوی آمریکا برای تضعیف روسیه و ایران، بکار گرفته شد.

این «کریدور صلح» در واقع مسیر تجاری تازه‌ای میان آسیا و اروپا است که با منافع ژئوپلیتیکی آمریکا و ناتو همسویی دارد. ذخایر عظیم نفت و گاز دریای خزر می‌توانند از طریق ترکیه ــــ عضو ناتو ــــ به اروپا منتقل شوند، و بدین ترتیب روسیه و ایران از بازار انرژی اروپا بی‏نصیب بمانند.

سرگئی لاوروف، وزیر امورخارجهٔ روسیه، اخیراً از تشدید راهبرد آمریکا برای تسلط بر منابع انرژی جهان انتقاد کرده و متذکر شد که واشنگتن در پی به حاشیه راندن رقبایی چون روسیه و ایران است. حملۀ ماه گذشتهٔ ترامپ به ونزوئلا و افزایش فشار بر کشورها برای قطع تجارت انرژی با روسیه و ایران نیز در چارچوب همین بازی ژئوپلیتیکی قابل ارزیابی است. ورود آمریکا به قفقاز را می‌توان امتداد جسورانهٔ همین مانورها دانست.

اما موضوع فقط کنترل تجارت انرژی جهانی نیست؛ بلکه یک تهاجم امنیتی ژئوپلیتیکی نیز در کار است.

در جریان سفر دو روزهٔ ونس، توافق‌هایی برای تأمین تجهیزات نظامی آمریکا به ارمنستان و جمهوری آذربایجان امضا شد. این نخستین بار است که آمریکا همکاری نظامی با این دو کشور را آغاز می‌کند؛ کشورهایی که از نظر دفاعی به‌طور سنتی به روسیه متکی بوده‌اند.

البته تجهیزات اعلام‌شده ماهیت تهاجمی نداشته و حجم چندانی هم ندارند: ۱۱ میلیون دلار پهپاد نظارتی برای ارمنستان و تعداد نامشخصی قایق گشتی برای آذربایجان جهت «حفاظت» از منافعش در دریای خزر. با این حال نفس آغاز این همکاری بسیار اهمیت دارد.

در آینده ممکن است قفقاز جنوبی به پایگاه نظامی آمریکا و ناتو، درست در جناح جنوبی روسیه و شمال ایران بدل شود.

در کتاب کشتن دموکراسی۱ آمده است: «ارمنستان و جمهوری آذربایجان به فرصتی تازه برای ایالات متحده و متحدان غربی‌اش جهت تهدید روسیه تبدیل شده‌اند».

پیش‌تر، چنین سناریویی در مطالعه‌ای از سوی مؤسسه رَند در سال ۲۰۱۹ با عنوان «گسترش فراتر و بی‌ثبات‌سازی روسیه» مطرح شده بود. این اندیشکدۀ مستقر در واشنگتن، سه سال پیش از آغاز جنگ نیابتی در اوکراین، توصیه کرده بود که از کشورهایی مانند اوکراین، مولداوی، گرجستان، ارمنستان و جمهوری آذربایجان به‌عنوان اهرم‌هایی برای بی‌ثبات کردن روسیه استفاده شود.

از دید آمریکا، تثبیت جای پا در قفقاز جنوبی به همان اندازۀ پیوستن اوکراین به ناتو، برای امنیت ملی روسیه تهدیدآمیز است. امری که یکی از علل جنگ نیابتی در اوکراین از سال ۲۰۲۲ محسوب می‌شود. اکنون نیز احتمال امضای «مشارکت‌های راهبردی» میان واشنگتن با ارمنستان و آذربایجان وجود دارد که می‌تواند زمینهٔ حضور نظامی گسترده‌تر آمریکا را فراهم کند.

از نگاه دستگاه سیاست خارجی واشنگتن، جنگ اوکراین فرصتی برای نفوذ بیشتر به حوزهٔ نفوذ سنتی روسیه ایجاد کرده است؛ چرا که تمرکز نظامی مسکو به دلیل جنگ، متوجه جبهۀ اوکراین شده است.

سال گذشته، نشریۀ مسایل سیاست خارجی (Foreign Affairs) طی مقاله‌ای با خوشحالی نوشت: «روسیه در حال از دست دادن حوزهٔ نفوذ در همسایگی خود است» و توصیه کرد که آمریکا و متحدان اروپایی‌اش با افزایش حضور در قفقاز جنوبی، نفوذ روبه افول مسکو را بیشتر تضعیف کنند.

نیکول پاشینیان، نخست‌وزیر ارمنستان، کشورش را از پیمان امنیت جمعی با روسیه خارج کرده است و در مسیر نزدیکی بیشتر به اتحادیه اروپا و ناتو حرکت می‌کند. این سیاست خارجی خشم بسیاری از ارامنه را که خواهان حفظ روابط دوستانه با روسیه هستند، برانگیخته است.

در مقابل، جمهوری آذربایجان تحت رهبری بیش از دو دهه‌ای الهام علی‌اف همواره روابط نزدیکی با ترکیه داشته و به تقویت روابط با ناتو تمایل نشان می‏دهد.

تلاش آمریکا برای جلب قفقاز به دوران ترامپ محدود نمی‌شود، هرچند او اخیراً مدعی میانجی‌گری صلح میان این دو همسایه شده است. حتی در دوران دولت بایدن نیز، واشنگتن پاشینیان را تشویق می‌کرد تا در اختلافات مرزی به آذربایجان امتیاز بدهد؛ امری که موجب نارضایتی بسیاری از ارامنه شد و آن را به حساب خیانت به قره‌باغ گذاشتند. در سال ۲۰۲۳، زمانی که آذربایجان با کمک نظامی ترکیه کنترل منطقه را به دست گرفت، حدود ۱۰۰ هزار ارمنی آواره شدند.

در این معادله، ارمنستان هدف اصلی نیست؛ هرچند که مهره‌ای مهم محسوب می‌شود. نگاه واشنگتن بیش از همه به ذخایر عظیم انرژی دریای خزر است که تحت کنترل آذربایجان قرار دارد. اما برای انتقال این انرژی به اروپا بدون عبور از روسیه و ایران، حضور ارمنستان در این طرح برای تضمین «کریدور صلح» میان آذربایجان و ترکیه ضروری است.

نشانه‎ای آشکار از نقش درجه‌ٔ دوم ارمنستان، اشتباه دیپلماتیکی بود که ونس این هفته در مراسم یادبود نسل‌کشی ارامنه در ایروان مرتکب شد. او و همسرش با اهدای تاج گل به بنای یادبود ملی نسل‌کشی ارامنه ادای احترام کردند، اما بلافاصله هرگونه اشاره به واژه «نسل‌کشی» را از فرسته‌های رسمی خود در شبکه‌های اجتماعی حذف کرد؛ زیرا این اشاره خشم ترکیه و آذربایجان را برمی‏انگیخت ــــ این کشورها که نسل‌کشی بیش از ۱/۵ میلیون ارمنی در سال‌های ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷ توسط امپراتوری عثمانی را انکار می‌کنند.

ونس سپس به آذربایجان رفت و با رئیس‌جمهور علی‌اف توافقی را برای شراکت راهبردی امضا کرد. پیام آشکار است، هدف اصلی آذربایجان است، و نه ارمنستان. در طرح کلان واشنگتن، می‌توان از ستم‏های تاریخی بر ارامنه چشم‌پوشی کرد.

هدف بزرگ‌تر کنار زدن روسیه و ایران از تجارت جهانی انرژی و کسب موقعیت نظامی تهاجمی در مرزهای آنهاست.

روسیه در اوکراین به‌شدت برای مقابله با گسترش نفوذ آمریکا و ناتو جنگیده است. اما سفر این هفتۀ ونس به ارمنستان و آذربایجان نشان می‌دهد که جبهۀ خطرناک و تازه‏ای در قفقاز جنوبی در حال گشایش است.

ــــــــــــــــــــ
۱. Killing Democracy: by Finian Cunningham, Daniel Kovalik , Jeremy Kuzmarov, KJ Noh, & Ron Ridenour.

منبع: بنیاد فرهنگ استراتژیک، ۱۳ فوریهٔ ۲۰۲۶
https://strategic-culture.su/news/2026/02/13/vances-historic-visit-to-armenia-and-azerbaijan-consolidating-a-new-u-s-front-against-russia/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *