پیرامون برخی از دشواری‌های انقلاب

image_print

رفیق نورالدین کیانوری ـــ

پرسش و پاسخ، ۲۵ آبان ۱۳۶۰ ــ 

س: در برخورد با مردم، حتی مردم جنوب شهر، اعتراف‌های زیادی ‫در رابطه با گرانی، احتکار و چگونگی عملکرد دولت و غیره شنیده می‌شود. با توجه به خطری که از جانب ضدانقلاب، انقلاب را تهدید ‫می‌کند، این نارضایتی را چگونه می‌توان برای مردم توضیح داد؟

‫ج: ما دشواری‌هایی را که انقلاب ما الآن با آن‌ها روبه‌رو هست، به‌خصوص دشواری‌های مربوط به زندگی روزمرهٔ مردم، را ناشی از سه عامل می‌دانیم، یک عاملش، عامل عینی است که ما نمی‌توانیم آن را تغییر دهیم و آن این است که ملت ما قیام کرده، امپریالیسم را سرنگون کرده، ارتجاع غارتگر را درهم شکسته، سلطنت را برانداخته، نظام منفوری را که ده‌ها سال برکشور حاکم بود، برانداخته و کینهٔ وحشیانه و ددمنشانهٔ دشمنان انقلاب را برانگیخته است. این دشمنان هم هنوز امکانات ‫وسیعی در اختیار دارند، فشار می‌آورند؛ مثل فشار اقتصادی آمریکا نسبت به ایران: پول ایران را می‌گیرند و ضبط می‌کنند، بعد تجارت خارجی ایران را مانع می‌شوند و نمی‌گذارند نفت فروش برود.

این‌ها همه بهای ‫این پیروزی است که ما به‌دست آورده و یوغ امپریالیسم را از گردهٔ خود برانداخته‌ایم. این بها را ملت ایران باید بپردازد. بدون این بها نمی‌شد آزادی از یوغ امپریالیسم را به‌دست آورد. پس این یک دشواری ‫عینی است. همهٔ کشورهایی که انقلاب کرده‌اند، نه‌تنها در سال‌های اول ‫انقلاب، بلکه در یک دوران دراز پس از تثبیت و بازگشت‌ناپذیر شدن ‫انقلاب هم با چنین دشواری‌هایی روبه‌رو بوده‌اند. اتحاد شوروی، که بزرگ‌‫ترین انقلاب تاریخ بشریت را کرده، سال‌ها از این دشواری‌ها و هزار بار ‫سنگین‌تر از این را داشته، کشورهای سوسیالیستی شرق اروپا، مثل بلغارستان، ‫لهستان، چکسلواکی، جمهوری دموکراتیک آلمان، مجارستان، سال‌های اول ‫پس از پیروزی با دشواری‌های جدی روبه‌رو بودند. کوبا، ویتنام، همهٔ این ‫کشورها چنین دشواری‌هایی داشته‌اند.

بخشی از این دشواری‌ها بهایی ‫است که برای انقلاب پرداخت می‌شود، و بخش دیگر محصول بی‌تجربگی ‫نیروهایی است که می‌آیند در رأس انقلاب قرار می‌گیرند. نیروهایی که ‫بلافاصله پس از پیروزی انقلاب در رأس انقلاب قرار می‌گیرند، طبعاً ‫تجربهٔ کشورداری ندارند. تا در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، و غیره تجربه به‌دست آورند، مدتی طول می‌کشد. و این عامل دوم است که اجتناب‌ناپذیر است.

‫عامل سوم، غارتگری عناصر بازماندهٔ رژیم گذشته ‫است. شاه و سرمایه‌داران درجهٔ اول وابسته به او رفته‌اند، ولی غارتگران بازار مانده‌اند. در گفته‌های اخیر دادستان انقلاب اسلامی دربارهٔ تروریست‌های اقتصادی به این مطلب اشاره شده است که چگونه این زالوها خون مردم را می‌مکند. در همان مصاحبهٔ دادستان کل انقلاب ‫که قسمتی از آن را نقل کردم، گفته شده است که چگونه این عناصر با یک ‫تلفن دویست درصد، سیصد درصد منفعت می‌کنند. می‌گوید:

دیگر این مسأله غلط است که با تلفن از خارج چیزی بخرند و هنوز به داخل نرسیده به چندین برابر بفروشند. ما نمونه‌ای داریم که تا دویست درصد و سیصد درصد سود برده و رویش کشیده‌اند، درحالی که دو دقیقه تلفنی صحبت کرده‌اند. از یک جایی خریده‌اند و هنوز کالا از جایی حرکت نکرده، با تلفن به کسی فروخته‌اند با سیصد درصد ‫منفعت. نظام جمهوری اسلامی جلوی این کار را می‌گیرد. این کار باید بنیادی باشد و بنیادش همان است که الآن وزارت بازرگانی مشغول است و مجلس هم قانونش را نوشته و خوب، قانون اساسی هم الحمدالله ملی شدن تجارت خارجی را پیش‌بینی کرده. این باید به‌سرعت عملی شود، و دارد یواش یواش عملی می‌شود، به‌خصوص در کالاهایی که مورد نیاز اکثریت مردم است.

‫این عامل سوم را می‌شود از بین برد و مردم حق دارند مصرانه بخواهند که برای برانداختن این عامل اقدامات جدی و فوری انجام گیرد. ‫پس، دولت باید هرچه سریع‌تر جلوی ادامهٔ غارتگری بازمانده‌های رژیم پوسیدهٔ سرمایه‌داری وابستهٔ آریا مهری را بگیرد. این کار امکان‌پذیر است و اجرای آن خیلی دیر شده.

چرا دیر شده؟ برای این که دو سال و نیم از وقت کشور ما را همین آقایان بازاری‌ها و نمایندگان سیاسی‌شان، یعنی دولت موقت، قطب‌زاده‌ها و بنی‌صدرها، و امثال آن‌ها، تلف کردند. حکومت در دست آن‌ها بود، آن‌ها مجری این مواد از قانون اساسی نبوده‌اند، دشمن آن بودند. حالا دولت باید هرچه سریع‌تر این عقب‌ماندگی را جبران کند. امام خمینی سه روز پیش به دولت خیلی روشن ‫گفتند که اگر به مردم نرسید، اگر آن چیزی را که مردم به‌حق می‌خواهند و حق دارند ندهید، این مردم از شما جدا می‌شوند. و شما مجبورید یا شکست بخورید و انقلاب را با شکست روبه‌رو کنید و یا مثل آریامهر مردم را با ‫سرنیزه سرکوب کنید. رهنمود از این روشن‌تر نمی‌شود، یعنی دولت باید دست به‌کار شود. اصل اساسی عبارت است از تغییرات بنیادی در نظام. ‫اقتصادی موجود که به‌ارث به ما رسیده است. مسألهٔ تجارت خارجی ‫باید حل شود. هم زمان با آن باید شبکهٔ گستردهٔ تدارک و توزیع ‫کالاهای مورد مصرف عمومی از محل بخش دولتی و بخش تعاونی به‌طور ‫جدی به‌وجود بیاید. انقلاب باید در جهت تثبیت و تحکیم و گسترش ‫برود، و اگر نرود با شکست روبه‌رو خواهد شد. راه سوم وجود ندارد. گفته‌های ‫چند روز پیش امام با نمایندگان دولت در همین معنی بود که اگر شما آنچه ‫را که مردم می‌خواهند برآورده نکنید، از شما جدا می‌شوند و وقتی تکیه‌گاه ‫مردمی شما از بین رفت، انقلاب شکست خورده است و دیگر نمی‌شود نگهش داشت.
‫این واقعیت است و دولتمردان ایران به‌نظر ما روزبه‌روز بیشتر به ‫آن پی می‌برند و امیدواریم که با کمک همهٔ نیروهای مترقی ایران، با تحقق اتحاد همه نیروهای انقلابی ضدامپریالیستی جامعهٔ ما، این روند هم سریع‌تر و قاطع‌تر پیش رود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *