مادورو باید آزاد شود، وگرنه فاشیست‌ها پیروز خواهند شد

image_print



نویسندگان: آنتونی بالاس و سودیپ بهاتاچاریا ــ 

اگر نیروهای مترقی در ایالات متحده واقعاً در مبارزه با گسترش فاشیسم در داخل کشور جدی هستند، مطالبهٔ آزادی رئیس‌جمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو، و بانوی اول، سیلیا فلورس، و همچنین توقف فوری هرگونه مداخلهٔ نظامی بیشتر آمریکا در آمریکای لاتین، باید در صدر اولویت‌های آنان قرار گیرد. در مصاحبه‌ای در برنامه صبحگاهی «رسانهٔ رهایی سیاهان»، کریس گیلبرت، اقتصاددان سیاسی ساکن ونزوئلا که بمباران کاراکاس توسط آمریکا در ژانویه را از نزدیک تجربه کرده است، اظهار داشت که دونالد جی. ترامپ و متحدانش «ملت‌ها را به‌رسمیت نمی‌شناسند. مردم را به‌رسمیت نمی‌شناسند. آن‌ها فکر می‌کنند جهان مجموعه‌ای از آدم‌هایی شبیه خودشان است. و تصور می‌کنند با خم کردن این آدم‌ها می‌توانند آن‌ها را وادار کنند هر کاری که آن‌ها می‌خواهند انجام دهند». خود مادورو نیز معاملهٔ شیطانی با رژیم ترامپ را نپذیرفته و در جلسهٔ تفهیم اتهام خود در برابر قاضی آمریکایی، در واکنش به اتهامات ساختگی قاچاق مواد مخدر و نگهداری سلاح، با لحنی سرکش اعلام کرد: «من یک اسیر جنگی هستم!»

نیروهای مترقی در سراسر جهان شاهد این اقداماتِ از سر استیصال از سوی رژیم ترامپ بوده‌اند؛ تلاشی برای مهار روند تضعیف امپریالیسم آمریکا در نیمکره. نفت و صنایع نظامی ــــ دو مورد از منفورترین صنایع سرمایه‌داری ــــ ذی‌نفعان مستقیم این یورش جدید امپریالیستی هستند. در حالی که مدیران صنعت نفت طرح ۱۰۰ میلیارد دلاری ترامپ برای سرمایه‌گذاری در بخش نفت ونزوئلا را رد کردند، و یکی از مدیران اجرایی اکسون‌موبیل این کشور را به‌دلیل خطرات امنیتی و حقوقی «غیرقابل سرمایه‌گذاری» خواند، بخش انرژی در نتیجهٔ آنچه «شوک ونزوئلایی» نامیده شد به سودهای تاریخی دست یافت. برای مثال، شرکت‌هایی مانند شورون، که تا همین اواخر تنها شرکت بزرگ نفتی بودند که به‌طور قانونی اجازه حفاری و تجارت در ونزوئلا داشتند، در اوایل فوریه به بالاترین سطح تاریخی ارزش سهام خود رسیدند.

طبق گزارش «مرکز برنان»، خود صنعت نفت «برای انتخاب ترامپ با ولخرجی فراوان هزینه کرد و دست‌کم ۷۵ میلیون دلار به کارزار انتخاباتی او و کمیته‌های اقدام سیاسی وابسته به آن پرداخت، و به این ترتیب، به یکی از بزرگ‌ترین حامیان شرکتی برای انتخاب مجدد او بدل شد.… چندین غول نفتی نیز به‌طور مستقل میلیون‌ها دلار کمک مالی کردند و برای ترامپ و همکارانش مراسم جمع‌آوری کمک برگزار کردند». با آن‌که هردو صنعت نفت و نظامی مستقیماً کارزارهای ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ را تأمین مالی کرده‌اند، این امر به‌هیچ‌وجه استثنایی در سیاست آمریکا نیست؛ سیاستی که از فروش، تولید و فروریختن بمب‌ها در سراسر جهان تغذیه می‌کند، در حالی که «غول‌های شرکتی مانند شورون از … مالیات سخاوتمندانه [تک‌رقمی] برخوردارند» که «کمتر از مالیاتی است که بسیاری از پرستاران یا آتش‌نشانان می‌پردازند».

بلافاصله پس از آن‌که مادورو و فلورس از تخت‌هایشان ربوده شدند و در برابر رسانه‌های آمریکایی تحقیر شدند، وزیر خارجه، مارکو روبیو، اعتراف کرد که هدف آنان در ونزوئلا «برداشت بین سی تا پنجاه میلیون بشکه نفت» بوده و وعده داد که «آن را با قیمت‌های بازار در بازار جهانی بفروشند، نه با تخفیف‌هایی که ونزوئلا می‌داد». در کاخ سفید، در جریان یک کنفرانس خبری علنی با حضور مدیران بزرگ نفتی، ترامپ اعلام کرد که نفت آمریکا باید در ونزوئلا «پول هنگفتی» به‌دست بیاورد. همان‌گونه که شرکت‌های غرق در مرگ همواره رابطه‌ای نزدیک با بدترین عناصر سیاست آمریکا ــــ چه در حزب دموکرات و چه جمهوری‌خواه ــــ داشته‌اند، همان نیروهایی نیز هستند که در برابر گسترش بی‌وقفهٔ بودجه نظامی، که بسیار فراتر از مجموع بودجه نظامی ده کشور بعدی از جمله روسیه و چین است ــــ «لولوهای» دوران کنونی ــــ هیچ مقاومتی نشان نمی‌دهند.

طبق گزارشی از «شهروندان خواهان مسؤولیت اخلاق در واشنگتن»، «از میان ۴۰ شرکتی که بیشترین کمک مالی را به “فراکسیون شورش” داده‌اند ــــ یعنی ۱۴۷ عضو کنگره که بنا به درخواست ترامپ علیه تأیید نتایج انتخابات ۲۰۲۰ رأی دادند ــــ و نیز کسانی که بعدها به کنگره راه یافتند» و دروغ بزرگ را ترویج کرده‌اند، «ده شرکت متعلق به صنعت دفاعی هستند». این گزارش می‌افزاید: «در مجموع، لاکهید مارتین، بوئینگ، جنرال داینامیکس، هانیول، شرکت RTX (ریتیون سابق)، نورثروپ گرومن، L3Harris Technologies، بی‌ای‌ئی سیستمز، جنرال اَتُمیکس، و لایدوس از ۶ ژانویه تاکنون بیش از ۶ میلیون دلار به قانون‌گذاران شورش‌طلب کمک مالی کرده‌اند». این همان قانون‌گذارانی هستند که واکنش غریزی‌شان دفاع شدید از ترامپ در برابر هرگونه انتقاد و حمایت از واقعیت جعلی‌ای است که دولت او تبلیغ می‌کند. در واقع، بسیاری از همین قانون‌گذاران همان کسانی هستند که با سخنان بیگانه‌هراسانه مهاجران سومالیایی را چنان توصیف می‌کنند که گویی بخشی از ارتشی اسلامی برای حمله به آمریکا هستند ــــ همان قانون‌گذارانی که اکنون تک‌تک دروغ‌ها را برای حمایت از اراذل و اوباش ادارهٔ مهاجرت و گمرک (ICE) که در مینه‌سوتا جولان می‌دهند ــــ تأیید می‌کنند.

از دیدگاه تاریخی، هیچ‌یک از این‌ها نباید چندان شگفت‌آور باشد. مارکسیست بریتانیایی، آر. پالمر دات، در اثر کلاسیک سال ۱۹۳۲ خود با عنوان «انقلاب اجتماعی و فاشیسم»، نشان داد که چگونه سرمایه‌داران با سخاوتمندی به فاشیست‌ها کمک مالی می‌کنند تا سوسیالیست‌ها، کمونیست‌ها، اتحادیه‌های کارگری، و نیروهای ضداستعماری را سرکوب کنند. او نوشت: «بودجه‌های نامحدود، نه‌تنها از سوی بورژوازی آلمان بلکه از منابع بورژوایی خارجی، به خزانه‌های حزب ناسیونال‌سوسیالیست سرازیر شد». چنین الگوی خطرناک اکنون از طریق غارت و اخاذی از ونزوئلا و همچنین ایران، هائیتی، کوبا و بسیاری کشورهای دیگر که هدف تحریم‌ها و توطئه‌های کودتایی تحت رهبری آمریکا قرار گرفته‌اند، بار دیگر تکرار می‌شود.

با ربوده شدن مادورو و فلورس، همچنین توقیف‌های اخیر نفتکش‌های ونزوئلایی تحت تحریم ــــ که برخی از آن‌ها تحت پرچم روسیه در حرکت بودند ــــ و نیز کشتارهای فراقضایی و فرامرزی ماهیگیران ترینیدادی در حوزهٔ دریای کارائیب توسط وزارت جنگ آمریکا، نگرانی‌ها دربارهٔ احتمال تهاجم به ونزوئلا نه غیرمنطقی است و نه بی‌اساس. همچنین باید به‌خاطر داشت که رژیم ترامپ در سال ۲۰۱۹ از ادعای نامشروع و رسوای خوان گوایدو برای ریاست‌جمهوری ونزوئلا حمایت کرد؛ رویدادی که در سال ۲۰۲۰ در کنگرهٔ آمریکا ــــ زمانی که سیاستمداران آمریکایی از هر دو حزب در نمایشی سرشار از اطاعت، در جریان سخنرانی سالانه ترامپ در مورد وضعیت کشور برای گوایدو ایستاده تشویق کردند ــــ با حمایت دوحزبی همراه شد. سال ۲۰۲۰ همچنین سال «عملیات گیدئون» نافرجام ــــ یا آن‌گونه که برخی مفسران اکنون می‌گویند «خلیج خوکچه‌ها» ــــ بود که در آن مزدوران خصوصی‌کار آمریکایی و نیروهای سابق کلاه‌سبزها همراه با مزدوران کلمبیایی و دیگر نیروهای ضد مادورو تلاش کردند کودتایی علیه کاراکاس ترتیب دهند (طرحی که به‌نظر می‌رسد مادورو دست‌کم از سال ۲۰۱۹ از آن آگاه بوده است). حتی یک سال بعد، همان تالارهای کنگره، که پیش‌تر با شور و هیجان از گوایدو حمایت کرده بودند، به صحنهٔ تلاش برای کودتای ۶ ژانویهٔ ۲۰۲۱ بدل شدند که توسط ترامپ تحریک و توسط حامیانش، از جمله گروه‌های افراطی راست‌گرا مانند «پسرام مغرور» (Proud Boys) و «سوگند داران» (Oathkeepers) اجرا شد ــــ گروه‌هایی که اعضایشان بعدها در سال ۲۰۲۵ توسط ترامپ عفو شدند.

در حالی که روشن است حمایت دوحزبی از کودتاهای آمریکا در خارج از کشور هیچ نتیجهٔ مثبتی برای دموکرات‌ها یا جمهوری‌خواهان مخالف ترامپ نداشته است، به‌همان اندازه آشکار است که نیروهای سرمایه، بدون هیچ شرم یا توجهی به پیامدها، در حمایت از عوامل افراط‌گرایی همسو شده‌اند. حمایت از انحلال حزب سوسیالیست متحد ونزوئلا در تلاش برای تضعیف صنعت نفت ملی‌شدهٔ این کشور یادآور پژواک‌های «عملیات کندور» تحت حمایت «سیا» در شیلی و به قدرت رساندن خشونت‌آمیز آگوستو پینوشه در سپتامبر ۱۹۷۳ است. اگر در برابر این آشوب کنونی در سال ۲۰۲۶ آگاهانه به ساده‌لوحی سیاسی تن ندهیم، نیروهای مترقی باید این درس‌های تاریخی را همواره در نظر داشته باشند و نسبت به تاکتیک‌های مختلفی که برای سرکوب و سلب آزادی بیان و مخالفت به کار گرفته می‌شود ــــ زمانی که مردم علیه تهاجم غیرقانونی رژیم ترامپ به ونزوئلا یا هر کشور مستقل دیگر اعتراض می‌کنند ــــ هوشیار بمانند. همان‌گونه که ایالات متحده در برابر کابوس عقب‌نشینی خود از جایگاه هژمون جهانی واکنش نشان می‌دهد، و گویی از سایهٔ خود می‌ترسد، ما نیز باید درس‌هایی را دربارهٔ نیروهای همسو با آمریکا و اسرائیل در نظر داشته باشیم که در داخل کشور به تخریب اعتبار، حمله، افشای اطلاعات شخصی، و اخراج فعالان ضد نسل‌کشی پرداخته‌اند؛ فعالانی که بسیاری از آنان به دلیل این اقدامات با آسیب‌های اقتصادی، جسمی و روانی قابل‌توجهی روبه‌رو شده‌اند.

اگر ونزوئلا تحت طرح‌های نواستعماری بیشتر آمریکا قرار گیرد، می‌توان انتظار داشت که صنایع نفت و نظامی ــــ به‌ویژه از طریق فروش تسلیحات و قراردادهای نظامی به متحدان فاشیست خود در کاراکاس ــــ قدرت و نفوذ سیاسی بیشتری کسب کنند. همان نیروهایی که حتی اکنون نیز در برابر مطالبات نسبتاً معتدل برای حفظ اندکی انسانیت در نظام حکمرانی داخلی ما می‌ایستند ــــ خواه این مطالبات شامل لغو ICE باشد یا صرفاً افزایش مالیات شرکت‌های بزرگ.

هوگو چاوز، بنیان‌گذار انقلاب بولیواری نوین در ونزوئلا، یک بار پس از حملهٔ ناتو به لیبی در سازمان ملل گفت: «آیندهٔ یک جهان چندقطبی و صلح‌آمیز ــــ در سازمان‌یابی اکثریت مردم جهان برای دفاع از خود در برابر استعمار نوین، تا بتوانیم تعادلی در جهان ایجاد کنیم که قادر باشد امپریالیسم و تکبر را خنثی کند ــــ در دست ما است».

او به مردم خود و همچنین به مردم جهان، از جمله مردم ایالات متحده، ایمان داشت که کار درست را انجام خواهند داد. در این مورد، کار درست آن است که مردم آمریکا، به‌صورت نیرویی متحد، بازگشت امن مادورو و فلورس به ونزوئلا را تضمین کنند. این بدان معنا است که نیروهای مترقی در داخل آمریکا در کنار ونزوئلایی‌ها، کوبایی‌ها، و فلسطینی‌هایی قرار گیرند که برای حق زندگی شایسته و حق تعیین سرنوشت در مبارزه‌ای جهانی علیه امپراتوری آمریکا ــــ بستر اصلی فاشیسم ــــ تلاش می‌کنند.

ما یا پیوندهای راهبردی میان وضعیت خود و وضعیت سرزمین‌هایی مانند ونزوئلا و کوبا را به‌رسمیت می‌شناسیم، یا خود را به‌مفهومی از سیاست محدود می‌کنیم که صرفاً داخلی و از نظر سیاسی ساده‌لوحانه است. همانند چاوز و قهرمانان پیش از او، ما ایمان داریم که نیروهای مترقی از میان مه غلیظ تبلیغات داخلی عبور خواهند کرد و درک خواهند کرد که تا زمانی که مادورو و فلورس پشت میله‌های زندان هستند، همهٔ ما با همان سرنوشت روبه‌رو هستیم.

منبع: اورینوکو تریبون، ۱۱ مارس ۲۰۲۶
https://english.10mehr.com/maduro-must-be-released-or-the-fascists-win/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *