گشایش‌های راهبردی در شرایط محاصره: پروژهٔ سوسیالیستی کوبا در اقتصاد جهانی خصمانه

image_print

صحنه‌ای معمولی از خیابان‌های هاوانای قدیم، کوبا، با معماری شاخص دوران استعمار و پرچم بزرگ کوبا که بر ساختمانی نصب شده است. عکس: Cigar Aficionado / عکس آرشیوی

نویسنده: ایزاک سِینی ــ 

در بحبوحهٔ تشدید جنگ اقتصادی‌ای که توسط دونالد ترامپ و مارکو روبیو به‌راه افتاده است ــــ جنگی که با تشدید بی‌سابقهٔ تحریم‌ها و محاصرهٔ عملی سوخت مشخص می‌شود ــــ هاوانا به سمت گسترش فرصت‌های سرمایه‌گذاری خارجی حرکت کرده است. این تغییر، که ماه‌ها در دست بررسی بوده، نه ناگهانی است و نه ناشی از بی‌ثباتی ایدئولوژیک. بلکه هم پاسخی ضروری به محدودیت‌های حاد مادی است و هم تصمیمی راهبردی که با در نظر گرفتن واقعیت‌های اقتصاد جهانی سرمایه‌داری تنظیم شده است.

در مواجهه با تجاوز بی‌وقفه و دیوانه‌وار آمریکا، کوبا ناگزیر است برای بقا خود را تطبیق دهد. سخنان خود ترامپ ــــ که گفته است «می‌توانم هر کاری که بخواهم با [کوبا] انجام دهم» و «باعث افتخارم خواهد بود که کوبا را به تصرف درآورم» ــــ به‌روشنی جهان‌بینی استعماری و برتری‌طلبانهٔ سفیدپوستانه‌ای را آشکار می‌کند که همچنان سیاست واشنگتن در قبال جنوب جهانی را شکل می‌دهد. گزارش‌هایی مبنی بر این که ایالات متحده خواستار برکناری رئیس‌جمهور کوبا، میگل دیاز ـ کانل، شده است، بیش از پیش هدف گسترده‌تر مطرح‌شده در دکترین راهبردی اخیر آمریکا را نشان می‌دهد: تابع ساختن نیمکرهٔ غربی تحت سلطهٔ ایالات متحده. در این چارچوب، تعدیلات اقتصادی کوبا را باید نه به‌عنوان تسلیم، بلکه به‌عنوان مقاومت در شرایط محاصره درک کرد.

جست‌وجوی سرمایه‌گذاری خارجی پدیده‌ای جدید نیست. پس از فروپاشی بلوک شوروی و «دوران ویژه» ویرانگر دههٔ ۱۹۹۰، کوبا برای بقا به سرمایهٔ بین‌المللی روی آورد. در آن زمان، مقامات کوبایی این گشایش را «شرّی ضروری و اجتناب‌ناپذیر» توصیف کردند که نشان‌دهندهٔ ترجیح برای توسعه‌ای تحت کنترل ملی بود. همان‌گونه که فیدل کاسترو در سال ۱۹۹۶ توضیح داد، کشور به سرمایه، فناوری، و دسترسی به بازارها نیاز داشت ــــ بدون این‌ها، رکود اجتناب‌ناپذیر بود. شرایط آن زمان اجازه سخت‌گیری ایدئولوژیک نمی‌داد؛ بلکه انعطاف‌پذیری عمل‌گرایانه را ایجاب می‌کرد.

امروز نیز فشارهای مشابهی در کار است. با این حال، منتقدانی که پیش‌بینی می‌کنند سرمایه‌گذاری خارجی به‌طور اجتناب‌ناپذیر به خصوصی‌سازی گسترده منجر خواهد شد، هم نیت و هم ساختار اصلاحات کوبا را به‌درستی درک نمی‌کنند. رهبری کوبا به‌طور مداوم و قاطع خصوصی‌سازی را به‌عنوان یکی از ارکان نولیبرالیسم رد کرده است. این کشور در برابر شکل‌گیری یک طبقهٔ سرمایه‌دار داخلی که بتواند قدرت نامتناسبی انباشت کرده و بنیان‌های اجتماعی انقلاب کوبا را تضعیف کند، مقاومت کرده است.

از این‌رو، امتیازهای اقتصادی کوبا ذاتاً سرمایه‌دارانه نیستند، هرچند ممکن است عناصری داشته باشند که در شرایط خاص بتوانند بازگشت سرمایه‌داری را تسهیل کنند.

این تمایز صرفاً لفظی نیست ــــ بلکه بنیادی است. اقداماتی مانند مشارکت‌های مشترک با شرکت‌های خارجی یا واگذاری زمین در قالب حق بهره‌برداری، راهبردهای انطباقی در چارچوبی سوسیالیستی هستند، نه تخریب آن. هیچ خصوصی‌سازی گسترده‌ای از دارایی‌های عمومی صورت نگرفته و هیچ انتقال کلی ثروت ملی به دست بخش خصوصی رخ نداده است. آنچه شکل گرفته، اشکال ترکیبی یا نوینی از مالکیت سوسیالیستی است ــــ ساختارهایی که برای حفظ حاکمیت ملی در عین مواجهه با محدودیت‌های جهانی طراحی شده‌اند.

نکته اساسی این است که «اهرم‌های اصلی اقتصاد» همچنان اجتماعی‌شده باقی مانده‌اند و قدرت سیاسی همچنان در میان جمعیت کارگر ریشه دارد. دولت کوبا همچنان نه به‌عنوان ابزاری برای انباشت سرمایه، بلکه به‌عنوان سازوکاری برای بازتوزیع ثروت اجتماعی و حفاظت از رفاه جمعی عمل می‌کند. درآمدهای حاصل از سرمایه‌گذاری خارجی به جیب یک الیگارشی سرازیر نمی‌شود، بلکه در نظام اجتماعی سرمایه‌گذاری مجدد می‌گردد. هرچند تنش‌ها و اختلاف‌نظرهایی وجود دارد ــــ چنان‌که در هر جامعه‌ای وجود دارد ــــ اما این اختلافات در چارچوبی غیرتقابلی رخ می‌دهند که در آن شهروندان همچنان راه‌های معناداری برای تأثیرگذاری بر سیاست‌ها دارند.

این تعهد پایدار به همبستگی اجتماعی، کوبا را به‌طوری چشمگیر از دولت‌های سرمایه‌داری متمایز می‌کند؛ جایی که سیاست‌های اقتصادی معمولاً تابع سود شرکت‌ها هستند. با وجود فشارهای اجتماعی ناشی از بحران طولانی‌مدت، کوبا همچنان اخلاقی را مجسم می‌کند که نه بر انباشت، بلکه بر پیوند انسانی و مراقبت متقابل استوار است ــــ آنچه می‌توان آن را «اخلاقِ بودن» در برابر «داشتن» نامید.

پایداری این الگو در نهایت بر یک دستاورد تاریخی تعیین‌کننده استوار است: تصرف قدرت دولتی توسط طبقهٔ کارگر کوبا. همان‌گونه که فیدل کاسترو در جریان بحران‌های دههٔ ۱۹۹۰ تأکید کرد، اصلاحات بدون چشم‌پوشی از اصل بنیادین «حکومتی از کارگران، به‌وسیلهٔ کارگران و برای کارگران» پیش خواهد رفت ــــ در تضاد آشکار با نظام‌هایی که توسط منافع بورژوایی، فراملی یا امپریالیستی هدایت می‌شوند.

وقتی از خود کوبایی‌ها پرسیده می‌شود که آیا پروژهٔ استقلال ملی و توسعهٔ سوسیالیستی آن ها می‌تواند دوام بیاورد یا نه، پاسخ‌هایشان واقع‌بینانه و عاری از احساس‌گرایی است. آن‌ها اذعان دارند که هیچ تضمینی وجود ندارد ــــ تنها مبارزه است. اما آنچه قطعی است، عزم آن ها برای دفاع از دستاوردهای انقلاب در برابر تهاجم مستمر خارجی است. بیش از شش دهه است که واشنگتن یک هدف واحد را دنبال می‌کند: سرنگونی دولت انقلابی، نابودی سوسیالیسم، و بازگرداندن سلطهٔ آمریکا.

در برابر این، کوبا همچنان آنچه ولادیمیر لنین زمانی «بادوام‌ترین موانع در برابر ضدانقلاب» توصیف کرد را برپا می‌دارد: دگرگونی عمیق و گستردهٔ جامعه. هرچه انقلاب عمیق‌تر باشد، بازگرداندن آن دشوارتر است.

شاید ماهیت این پروژه نه در اسناد سیاستی، بلکه در یک جملهٔ ساده که زمانی بر تابلویی در هاوانا نقش بسته بود، به‌بهترین شکل بیان شود: «هر روز در جهان، ۲۰۰ میلیون کودک در خیابان‌ها می‌خوابند. حتی یک نفر از آن‌ها کوبایی نیست».

در این تضاد آشکار، هم دستاورد و هم آرمان انقلاب کوبا نهفته است ــــ تعهدی پایدار به کرامت انسانی در برابر دشواری‌های فوق‌العاده.

منبع: اورنیوکو تریبیون، ۱۷ مارس ۲۰۲۶
https://orinocotribune.com/strategic-openings-under-siege-cubas-socialist-project-in-a-hostile-global-economy/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *