پشتیبانی ما از خط امام «تاکتیکی» نیست، استراتژیک است

رفیق نورالدین کیانوری ــ
پرسش و پاسخ، ۳۰ آذرماه ۱۳۶۰ ــ
س: روزنامهٔ «جمهوری اسلامی» چند روز پیش نوشته بود حزب تودهٔ ایران از خط امام پشتیبانی میکند، اما این پشتیبانی «تاکتیکی» است. حزب تودهٔ ایران وابسته به شوروی است و بهاین علت حزب جمهوری اسلامی و نیروهای خط امام نمیتوانند با حزب تودهٔ ایران همکاری داشته باشند.
ج: پشتیبانی حزب ما از خط ضدامپریالیستی و مردمی امام خمینی آنقدر انکارناپذیر است که حتی روزنامهٔ «جمهوری اسلامی» و نویسندگانش نیز، که بههیچوجه نمیشود آنها را نسبت به حزب تودهٔ ایران بینظر دانست، بهآن معترفاند، و ما تا همین حدش هم از آنها تشکر میکنیم. منتها روزنامهٔ «جمهوری اسلامی» ضمن اعتراف بهاین پشتیبانی، ادعا میکند که این «تاکتیکی» است. مقصود از «تاکتیکی» یعنی چه؟ مردم که این کلمه را درست درک نمیکنند. ولی ما مقصود نویسندگان این روزنامه را توضیح میدهیم: آنها میخواهند بگویند که حزب تودهٔ ایران، روی حسابهای خاص و معینی، که بهزعم بعضیها «فرصتطلبی» و «ریاکارانه» است، از این خط، از جنبههای عدالتطلبانه، مردمی، و ضدامپریالیستی خط امام خمینی پشتیبانی میکند.
ما به این دوستان، اگر واقعاً بهآنچه میگویند اعتقاد هم داشته باشند و سوداگرانه حرفی نزده باشند، یک پاسخ جدی میخواهیم بدهیم. برعکس دعوی این دوستان، ما اعلام کردهایم که پشتیبانی حزب تودهٔ ایران از خط ضدامپریالیستی و مردمی امام خمینی جنبهٔ استراتژیک دارد. این مطلب با نهایت صراحت در اعلامیهٔ پلنوم شانزدهم ما، در همان روزهای اول انقلاب آمده است. استراتژیک یعنی چه؟ یعنی ما در خط امام خمینی، در موضعگیریهای سیاسی و اجتماعی امام خمینی در زمینههای ضدامپریالیستی و مردمی، آماجهایی را تشخیص دادهایم که بر بخش قابلتوجهی از آماجهای خودمان و نظریاتی که برپایهٔ جهانبینی خود به آن معتقدیم، در مرحلهٔ کنونی انقلاب ایران قابل انطباق میدانیم. ضمناً، ما براین عقیدهایم که این مرحله بههیچوجه کوتاهمدت نیست. ما شعار استقلال ملی بهمعنی رهایی از تمام وابستگیهای اقتصادی، نظامی، فرهنگی، و سیاسی بهکشورهای امپریالیستی و بههرکسی که بخواهد ارادهٔ خود را بهما تحمیل کند، شعار آزادی برای تودههای محروم، و شعار عدالت اجتماعی بهسود مردم زحمتکش، این سه شعار را ما با بخش مهمی از آماجهای خودمان در مرحلهٔ کنونی تحول تاریخی جامعهٔ ایران منطبق میدانیم.
در «بیانیهٔ مشترک» با سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، ما موضع روشن خودمان را در مورد این سه آماج مهم انقلاب بیان کردهایم و هیچگونه ابهامی در این زمینه وجود ندارد، و خرسندیم از اینکه تا بهحال بهجز پرروهای توطئهگر کسی به مفاد این «بیانیه» ایرادی نگرفته است، چون واقعاً هم هیچ مطلبی نیست که بتوانند بهآن ایراد بگیرند. محتوای اساسی آن همان اصولی است که همهٔ کسانی که واقعاً در خط امام هستند آن را قبول دارند و میپذیرند. روزنامهٔ «جمهوری اسلامی» هم تلویحاً قبول دارد که حزب تودهٔ ایران از خط امام، از این خط ضدامپریالیستی و ضدسرمایهداری پشتیبانی میکند. ولی یک چنین پشتیبانی چطور میتواند کوتاهمدت باشد؟ آیا رسیدن به استقلال سیاسی و اقتصادی، آزادی، و عدالت اجتماعی در جامعهٔ ایران، آنطور که در خط امام مطرح میشود، آماجهای کوتاهمدت است؟ در آغاز انقلاب، وقتی انقلاب پیروز شد، خیلیها ساده بهاین مسائل برخورد میکردند و بهدشواریهایی که در این راه وجود داشت، واقف نبودند. مثلاً، آقای فارسی در یکی از صحبتهای خود گفت که ما بهزودی بههمهٔ مردم ایران یک آپارتمان و حتی یک حیاط میدهیم. دیگران میگفتند که مسألهٔ مسکن را در عرض شش ماه حل میکنیم. میگفتند تأمین رفاه اجتماعی، مسألهٔ دشواری نیست، کوخنشینی بهکلی از بین خواهد رفت، گودها از بین میرود، و رفاه اجتماعی تحقق مییابد. دوستان انقلابی صدیق، ولی بیتجربه، آنقدر از این وعدههای آسان بهمردم دادند که حالا خودشان در آن ماندهاند و میبینند که کار چقدر دشوار است و تا رسیدن به هدف چه راه درازی در پیش است.
تأمین استقلال کامل سیاسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی، ایران از امپریالیسم، تأمین آزادیهایی که در قانون اساسی ایران بهرسمیت شناخته شده، برانداختن استثمار فرد از فرد و تأمین عدالت اجتماعی، بهنظر ما کار دهها سال است. و اگر ما دهها سال از یک جریان سیاسی پشتیبانی کنیم، «تاکتیکی» نامیدن این پشتیبانی نمیتواند پایهای داشته باشد. این سه شعار از عمدهترین شعارها، و تقریباً محتوای اساسی برنامهٔ حزب تودهٔ ایران از لحاظ سیاسی ـ اجتماعی است. هدف حزب تودهٔ ایران از لحاظ اجتماعی عبارت است از برانداختن استثمار فرد از فرد. شاید برخی از کسانی که پشتیبانی ما را «تاکتیکی» مینامند، استثمار را بهمفهومی غیر از آنچه که ما برای آن قائلیم، درک میکنند، و مثلاً معتقدند که برانداختن استثمار فرد از فرد همان چیزی است که الان در جامعهٔ جمهوری اسلامی ایران وجود دارد. ولی من خیال نمیکنم که نویسندگان روزنامهٔ «جمهوری اسلامی» جزو چنین کسانی باشند، چون خودشان بارها نوشتهاند که ما هنوز از آماجهای اساسی انقلاب خیلی دور هستیم، و حق هم باآنها است، زیرا حتماً بهاین گفتهٔ مکرر امام توجه دارند که ما هنوز به محرومان جامعه، به زحمتکشان کوخ نشینی که انقلاب بهدست آنها انجام گرفته است، هیچچیز ندادهایم. شهید رجایی میگفت فریاد بزنید بر سر من که انقلاب هنوز هیچچیزی به شما محرومان جامعه، بهشما پابرهنهها نداده است. پس آنها حتماً اعتقاد ندارند در جامعهٔ ما استثمار فرد از فرد از بین رفته است، و تجربهٔ سه ساله هم بهآنها نشان داده است که امپریالیسم بهاین آسانیها از ایران دستبردار نیست. یا باید لیبرالها و رژیم سرمایهداری وابسته را دوباره در ایران ــــ مثل مصر ــــ مستقر کند، و یا با انقلاب ایران هم همانگونه خواهد جنگید که در زمان جمال عبدالناصر با انقلاب مصر جنگید، و شاید هم از آن شدیدتر و کینتوزانهتر.
پس ما برای رسیدن بهاین آماجها راه بسیار درازی در پیش داریم. راه بسیار دشواری در پیش داریم، و بههمکاری در چنین راه درازی هم ما میگوییم همکاری استراتژیک، و معتقدیم که مبارزان انقلابی مسلمان و نیروهای پیرو سوسیالیسم علمی، یعنی نیروهای تودهای و فداییان خلق ایران (اکثریت) و سایر نیروهایی که در آینده بهاین خط میپیوندد، باید در اینراه دست به دست هم بدهند و این راه دشوار و طولانی را با همکاری یکدیگر طی کنند. این که میگویند تودهایها «نقشههایی دارند» و «کار تاکتیکی» میکنند برای این که در لحظهٔ معین بهما ضربه بزنند، واقعاً بدخواهانه و یا ناشی از کماطلاعی است. ما تعجب میکنیم که این دوستان مسلمان مبارز ما، که تودهایها را آنقدر ناقلا و تودار تصور میکنند و گاه بهعنوان دشمن دانا از ما نام میبرند، چطور بهاینجا که میرسند، این سادهلوحی را بهما نسبت میدهند که گویا ما آنقدر کور و کودن هستیم که نمیدانیم در جامعهٔ ایران، با توجه بهتمام سنتهای تاریخی و گذشتهٔ تاریخیاش، هیچ نیرویی نمیتواند بدون همکاری نیروهای اصیل خلقی دارای اعتقادات مذهبی، هیچ تحول بنیادی انجام دهد! تحول بنیادی را باید با خلق انجام داد و این خلق هم همین است که میبینیم، با تمام ویژگیها و سنتهایش. پس روش طولانی و درازمدت ما عبارت است از همکاری صمیمانه و صادقانه با نیروهایی که با تمام وجودشان به مذهب معتقدند. تجربهٔ کشورهای سوسیالیستی هم که انقلاب کردند و انقلابشان را به پیروزی رساندند، همین را نشان میدهد. حتی در کشور شوروی، که میگویند کشور یک حزبی است، لیست نامزدها لیست حزبی نیست، بلکه لیست توافقشدهٔ حزبی و غیرحزبی است. عدهٔ زیادی از نمایندگان شوراها در تمام سطوح، غیرحزبی هستند، مذهبی هستند، عیسوی هستند، مسلمان هستند و غیره.
این حقایق را دوستان ما یا نمیبینند و یا نمیخواهند ببینند. ولی ما به کسانی که از روی سوداگری حرف نمیزنند، توصیه میکنیم، واقعیت جهان را با دقت بیشتری بررسی کنند. مثلاً روزنامهٔ «جمهوری اسلامی» چند روز پیش مطلبی نوشته بود دربارهٔ سیستم یکحزبی و چندحزبی. نوشته بود که در تمام کشورهای سوسیالیستی سیستم یکحزبی وجود دارد. ولی این دیگر بیانصافی است. ما در گفتوگوی تلویزیونی با شهید بهشتی که این مسأله مطرح شد، به قانون اساسی جمهوری دمکراتیک آلمان، به قانون اساسی مجارستان و بلغارستان و دیگر کشورهای سوسیالیستی مراجعه کردیم و نشان دادیم که در این کشورها احزاب دیگر، و حتی احزاب مذهبی، در دولت و در پارلمان شرکت دارند. نمایندگان احزاب مذهبی در این کشورها شامل مقامات بسیار حساس و مهمی هستند. با این وصف چطور میشود گفت که این کشورها سیستم یکحزبی دارند. چرا واقعیت را نمیگویید؟ چرا نمیگویید که سیستم حزبی این کشورها، سیستم چندحزبی است، اما حزب طبقهٔ کارگر، حزب کمونیست در آنها نیروی تعیینکننده است. این میشود صادقانه. چرا غیرصادقانه با مردم صحبت میکنید؟ از نادرست گفتن چه فایدهای میبرید؟ وقتی نمایندهٔ شما میرود به جمهوری دموکراتیک آلمان و رهبر حزب دمکرات مسیحی او را برای گفتگو دعوت میکند و بعد میرود به کلیسا و میبیند کلیساهای آنجا هر روز آداب مذهبی بهجا میآورند و هرکس دلش میخواهد میتواند هر روز به کلیسا برود، همین نمایندهٔ خود شما، وقتی آن حرفهای شما را میشنود، اگر صادق باشد، دیگر به حرفهای شما باور نخواهد کرد.
حقیقت این است که برداشتهای برخی از دوستان مسلمان مبارز ما مُهر و نشان عمیق تأثیر القائات شصت سالهٔ دستگاههای تبلیغاتی امپریالیسم جهانی را علیه نیروهای پیرو سوسیالیسم علمی برخود دارد. تبلیغات آنها سالها است در مغزها رسوب کرده است و بسیاری از آن صدها هزار دانشجوی غربزدهای که هرسال به غرب و بهخصوص به آمریکا رفته و با کولهبار سنگینی از غربزدگی به ایران بازگشته، و شیوهٔ زندگی و تفکر منحط آمریکایی را به جامعهٔ ما منتقل کردهاند، در این زمینه، نقش مؤثری دارند.
وقت آن است که انقلاب ایران از تجربهٔ سهساله درس بگیرد و در برخی از شناختهای گذشتهٔ خود تجدید نظر کند. با شناخت غلط نمیشود در حرکت انقلابی نتیجهٔ درست بهدست آورد. دوستان! بهنظر ما، شما در این دعوی خود که نمیتوانید با حزب تودهٔ ایران همکاری کنید، چون گویا این حزب همکاریاش «تاکتیکی» است و یا «وابسته به شوروی» است، تجدید نظر کنید. بگذارید همین عدالت اجتماعی را که شما بیانگرش هستید و قانون اساسی تصریح کرده، یعنی برانداختن استثمار فرد از فرد، را با هم پیاده کنیم. انقلاب شکوهمند ما الان با دشواریهایی روبرو است که اگر این عدالت اجتماعی، گام به گام پیاده نشود، همانطور که خودتان در یک سرمقالهٔ دیگر یادآور شدهاید، خطر شکست، تهدیدش خواهد کرد. با تهمت و افترا به حزب تودهٔ ایران و سایر دیگراندیشان، نه مسائل اقتصادی جامعهٔ ایران حل میشود، نه مسائل اجتماعی، و نه مسألهٔ استقلال از امپریالیسم.