در مرحلهٔ کنونی، آمریکا با تمام قوا مخالف پایان یافتن جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است
رفیق نورالدین کیانوری ــ
پرسش و پاسخ، شمارهٔ ۶ (۱۵ خرداد ۱۳۶۱) ــ
س: با رسیدن نیروهای مسلح ایران به مرزهای دولتی درناحیهٔ خوزستان، و با توجه به این واقعیت که صدام هنوز هم برای پایان دادن به این جنگ برادرکشی آمادگی نشان نمیدهد، و با در نظر گرفتن فعالیت شدید محافل امپریالیستی و ارتجاع منطقه، بهویژه سخنرانی تحریکآمیز چند روز پیش ژنرال هیگ، شما تحولات منطقه را در آینده چگونه پیشبینی میکنید؟
ج: واقعیت اینست که در اثر پیروزیهای چشمگیر نیروهای مسلح ایران در بیرون راندن مهاجمین صدامی ـ آمریکایی در هفتههای اخیر، سرگیجهٔ شدیدی محافل امپریالیستی و ارتجاعی منطقه را فراگرفته است. آنها خیلی از عواقب پیشرفت ارتش ایران در جبهه و درهم شکستن رژبم صدام مضطرب و هراسناک شدهاند، که در نطق هیگ هم بازتاب پیدا کردهاست. مسألهای که اهمیت دارد این است که: حالا امپریالیسم چه امکاناتی دارد برای نشان دادن عکسالعمل؟ چون مسلم این است که امپریالیسم آمریکا و ارتجاع منطقه بههیچوجه نمیتوانند و نمیخواهد و منافعشان اقتضا نمیکند که یک چنین شکستی را به همین سادگی تحمل کنند. آنها آنچه که در امکان دارند، مسلماً بهکار خواهند انداخت، برای این که مانع از درهم شکسته شدن رژیم صدام شوند. و بیشتر از آن، تلاش میکنند برای وارد آوردن ضرباتی به جمهوری اسلامی ایران.
ما الآن از طرف امپریالیسم و ارتجاع منطقه با دو نوع تاکتیک روبهرو هستیم، که در سیاستشان وارد شدهاست: یکی این که تظاهر میکنند به تلاش برای پایان دادن جنگ. اقداماتی نظیر اعلامیهٔ وزارت خارجهٔ آمریکا، یا مراجعه کردن به شورای امنیت برای این که دستور آتشبس بدهد، یا حبیب شطی و ضیاءالحق باز میآیند به تهران برای این که بحث کنند دربارهٔ آتشبس و پایان دادن به جنگ ــــ همهٔ اینها سلسله اقداماتی است که از طرف محافل امپریالیستی و ارتجاعی میشود. ولی از طرف دیگر هم ما میبینیم که تدارک توسعهٔ تجاوز به جمهوری اسلامی ایران، از طرف آمریکا و دستنشاندگانش در منطقه با شدت زیادی ادامه دارد.
واقعیت این است که اهمیت فوقالعاده زیاد دارد که ما بدانیم کدام یک از این دو تاکتیک، تاکتیک اصلی امپریالیسم و ارتجاع منطقه است و کدام یک، بازی سیاسی است برای هدفهای تبلیغاتی و آماده کردن افکار عمومی. چون نمونهٔ این بازی دو تاکتیک را ما در گذشته هم بهخوبی دیدهایم. مثلاً، در آستانهٔ حملهٔ طبس، ما خوب بهخاطر داریم که نامهٔ کارتر به امام خمینی، که ظاهراً بهوسیلهٔ قطبزاده تنظیم شده بود، منتشر میشود. این نامه سر تا پایش عبارت بود از آمادگی برای «تفاهم»، آمادگی برای «دوستی»، آمادگی برای «همکاری»! ولی در همان لحظه هم جریان حملهٔ طبس و حملهٔ وسیع به جنوب ایران، که عملی نشد، یعنی بمباران شهرهای جنوب ایران و اشغال بنادر ایران، با تمام قوت در حال تدارک بود. به این ترتیب، این دوگانگی هیچ چیز تازهای نیست. همیشه سیاست امپریالیسم این بوده است که به آمادگی برای «همکاری» تظاهر میکرده، ولی در باطن برای نیل به هدف اساسیاش که همیشه در مورد ایران داشته، یعنی درهم شکستن جمهوری اسلامی ایران و بازگشت به دوران آریامهر، یعنی دوران تسلط همهجانبه به تمام شئون کشور، تدارک میدیده است. به این ترتیب، سیاستمداران ما، دولت ما، و حاکمیت ایران بایستی در این مسألهٔ بغرنج خیلی دقت کنند و به اشتباه نیفتند؛ چون واقعاً ممکن است اشتباه شود. یعنی اگر ما به این نتیجه برسیم که آمریکا با تمام قوا میخواهد هرچه زودتر جنگ را پایان بدهد، تا از این راه بتواند صدام را حفظ کند، آنوقت این فکر پیش میآید که ما بایستی فعلاً صدام را زیر فشار نظامی بگذاریم، برای این که سیاست آمریکا درهم شکسته شود. ولی اگر به این نتیجه برسیم که این سیاست آمریکا یک تظاهر دروغین است و آمریکا دارد تدارک میبیند برای توسعه دادن جنگ، و این که آمریکا دارد افکارعمومی را برای حمله به ایران از جاهای دیگر آماده میکند، آنوقت سیاست ما بایستی بر اساس این واقعیت تنظم شود.
به این ترتیب، بهعقیدهٔ ما، اکنون لحظهٔ فوقالعاده بغرنجی در سیاست جمهوری اسلامی ایران و در وضع منطقه است، و بایستی روی آن خیلی دقت کرد. چون توطئهٔ جبههٔ متحد ضدانقلاب بهرهبری امپریالیسم آمریکا برای سرنگونی حاکمیت کنونی ایران، که بر روی خط امام خمینی حرکت میکند، با تمام قوا ادامه دارد و در تدارک این توطئه حتی یک لحظه هم ایست وجود ندارد.
خوب، حالا ما ممکن است که در اینجا به این شکل برخورد کنیم که: دولت آمریکا در نتیجهٔ مقاومت و مبارزهٔ خستگی ناپذیر ما در مقابل این توطئهها، و بالاخره از ترس عمیقتر شدن انقلاب ایران، به این نتیجه خواهد رسید که سیاست خودش را تغییر بدهد و انقلاب ایران را بهرسمیت بشناسد. چرا میگوییم که ممکن است ما به این نظر برسیم؟ برای این که ما در بعضی برآمدها، در بعضی گفتارها از طرف بعضی رجال سیاسی، یک چنین اظهارنظری را شنیدهایم، یک چنین ارزیابی را دیدهایم که: ما اگر یک مقدار دیگرهم مقاومت بکنیم، آمریکا بالاخره حاضر خواهد شد با ما کنار بیاید و انقلاب ایران را بهرسمیت بشناسد!
ولی خط حرکت اصلی امپریالیسم آمریکا نسبت به انقلاب ایران آن چیزی است که برزژینسکی با تمام صراحت بیان کرده، ریگان گفته، و هیگ آن را تکرار کرده، و آن این است که: برای ما (مقصود برای آمریکا است) امنیت در خلیج فارس دارای اهمیت حیاتی است، و این امنیت به خلیج فارس برنمیگردد مگر اینکه در ایران یک حکومت «معتدل میانهرو» روی کار بیاید که به «ارزشهای غربی» احترام بگذارد. این خط حرکت آمریکا است، و این خط حرکت آمریکا با یک رژیمی در ایران، که در خط امام خمینی است، و این خط هم اساسش عبارت است از ریشهکن کردن حاکمیت و سلطهٔ آمریکا در منطقهٔ خلیج فارس و حتی دورتر از آن، هرگز سازش نخواهد کرد.
به این ترتیب، این برداشت که آمریکا انقلاب ایران را بهرسمیت خواهد شناخت، اشتباه بسیار بزرگی است. آمریکا تا وقتی که حاکمیت جمهوری اسلامی ایران در خط تأمین همهجانبهٔ استقلال سیاسی، افتصادی، نظامی و فرهنگی ایران، و در خط کمک رساندن به سایر ملل محروم و زیر سلطهٔ امپریالیسم آمریکا و همدستانش در منطقه حرکت کند، آشتیناپذیر علیه جمهوری اسلامی ایران خواهد جنگید.
در آخربن گفتار امام خمینی، در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران، میبینیم که خط امام با تمام قوت خودش باقی است. امام با صراحت در این گفتار باز یادآور شدهاند که دشمن مشترک ما امروز آمریکا و اسرائیل است، و باید آنها را دفع کنیم. این چکیدهٔ سیاست امام و خط امام است، و امپریالیسم با این خط هرگز سازش نخواهد کرد.
سیاست آمریکا در تمام دوران اوجگیری انقلاب و بعد از انقلاب، در این سه سال و نیمی که از انقلاب میگذرد، همیشه روی این خط حرکت کرده است، منتهی اشکال مختلفی داشته است. نامهٔ کارتر و قطبزاده به امام، حملهٔ طبس، کودتای نوژه، توطئهٔ بنیصدر، تجاوز نظامی صدام، تحریکات داخلی، تروریسم سیاسی، تروریسم اقتصادی، محاصرهٔ اقتصادی ــــ همهٔ اینها از یک مرکز و از یک سیاست سرچشمه گرفته و رهبری شدهاند.
بهنظر ما، در مرحلهٔ کنونی، آمریکا با تمام قوا مخالف پایان یافتن جنگ است، وبا تمام قوا برای تدارک در جهت توسعه دادن آتش جنگ در مجموعهٔ منطقه تلاش میکند. و این رفتوآمدهای بسیار پرمعنا ــــ رئيس ستاد ترکیه میرود به عربستان؛ ضیاءالحق میرود عربستان؛ کشتیهای جنگی ضیاءالحق از عربستان دیدن میکنند ــــ و کمکهای مختلفی که از نواحی مختلفه به عراق میرسد، نشاندهندهٔ این است که امپریالیسم آمریکا با تمام قوا کوشش میکند که این آتش را همینطور شعلهور نگهدارد. علتش هم قابل فهم است، برای این که این جنگ تا بهحال فقط به امپریالیسم و صهیونیسم فایده رسانده است. اگر این عدد دقیق باشد که رئیس جمهور دیروز بیان کرد، ایران ۱۵۰ میلیارد دلار خسارت دیده است. باید حساب کرد که عراق هم حداقل در حدود ۱۰۰ میلیارد دلار خسارت دیده است. خوب، ۲۵۰ میلیارد دلار، یعنی درآمد ده سال نفت ایران در بهترین شرایطش؛ یعنی ضربهٔ فوقالعاده سنگین و مخربی به دو ملت بزرگ در این منطقه وارد شده است؛ ملتهایی که میتوانستند نقش عمدهای در مبارره علیه تجاوزگری اسرائیل، علیه سلطهگرایی اسرائیل، ایفا کنند. تضعیف این دو ملت از لحاظ اقتصادی، از لحاظ نظامی، از لحاظ انسانی، با این شدت سنگینی که وارد آمده، فقط بهسود امپریالیسم است. ما میبینم که اسرائیل کاملاًً راحت میتواند جولان را به خود ملحق کند، میتواند به بیروت حمله کند، یعنی دستش باز است برای این که پایههای حملات آینده خود را تقویت کند. و این برای آن است که در نتیجهٔ تحریک امپریالیسم، در نتیجهٔ جنگی که امپریالیستها بهدست صدام تحمیل کردهاند، دو ملت ایران و عراق مشغول آن هستند که همدیگر را خرد کنند و تضعیف کنند و ناتوان کنند. بهنظر ما، این جنگ بهسود امپریالیسم است و در آینده هم به سود امپریالیسم است، و به همین جهت، امپریالیسم نقشههای گوناگونی برای توسعهٔ این جنگ در پیش دارد.
من فقط میتوانم بعضی از اطلاعات را، که ما به آن دست یافتهایم، و این اطلاعات را در اختیار مقامات جمهوری اسلامی ایران هم گذاشتهایم، در اینجا تکرار کنم و نگرانی خودمان را از این نقشهٔ امپریالیستی ـ ارتجاعی بیان کنم.
ما یکی دو ماه پیش اطلاع پیدا کردیم که در وزارت خارجهٔ آلمان فدرال جلسهٔ مشاورهای از نمایندگان وزارتخانههای خارجهٔ کلیه کشورهای «ناتو» تشکیل شده است. موضوع بحث در این جلسه عبارت بوده است از: آماده کردن تبلیغاتی افکارعمومی برای پذیرش حملهٔ نظامی به ایران. این خبر جدی است. این خبر شایعه نیست. این جلسه تشکیل شده و این بحث انجام گرفته است. یعنی از همان موقع امپریالیسم آمریکا و دستیارانش (امروز آقای وزیر خارجهٔ آلمان فدرال در اسرائیل است و دیروز آقای وزیر خارجهٔ فرانسه در مصر و اسرائیل و عربستان سعودی دور میزد) دارند این فکر را مخفیانه در اروپای غربی و آمریکا میپرورانند که افکار عمومی کشورهای خودشان را برای یک حملهٔ نظامی به ایران آماده کنند. از طرف دیگر، به خاطر داریم که در اظهارات یکی دو ماه اخیر برزژینسکی و همچنین در مصاحبهای که اخیراً از کارتر و همسرش در مجلههای آلمان غربی انتشار یافته، کاملاًً روشن شده است که نقشهٔ هجوم نظامی به!یران، در همان دوران تدارک حملهٔ طبس، بهطور خیلی دقیق طرح شده و آمادهٔ اجرا بوده است.
این نقشه حاکی از این بوده است که ارتش آمریکا مستقیماً بنادر جنوب ایران را یا بمباران و یا اشغال کند، نفت خارک را بمباران کند، یعنی امکان ارسال نفت را از ایران به خارج و امکان وارد شدن کشتیهای خارجی را برای واردات برای کالاهایی که ایران از خارج تهیه میکند، مطلقاً غیرممکن سازد. نقشههای گوناگونی بوده است برای این که دور بنادر مهم ایران را از هوا مینگذاری کنند، و یا این که اصولاً با ایجاد یک صحنهسازی مثل خلیج تونکن، به این عنوان که خط کشتیرانی خلیج فارس از طرف ایران مورد تهدید قرار گرفته، تنگهٔ هرمز را بهروی کشتیهای ایران ببندند، و غیره و غیره. از این جهت است که ما امیدوار هستیم که حاکمیت جمهوری اسلامی، در مسألهٔ تحول آیندهٔ اوضاع سیاسی منطقه، دچار سادهنگری بعضی از مسئولان نظامی و اجتماعی نشود، و با یک دید خیلی دقیق و همهجانبه، و با همکاری و مشورت با کلیهٔ نیروها و کشورهایی که در جهت پشتیبانی از انقلاب ایران و در جهت مبارزه برای کوتاه کردن نفوذ امپریالیسم آمریکا در منطقه عمل میکنند، و با در نظر گرفتن تمام نظریات نیروهای اجتماعی فعال در خود عراق و در سایر کشورهای خلیج فارس، سیاست خود را تنظیم کند، تا مبادا امپریالیسم موفق شود که بالاخره با این ترفندهای مختلف، جمهوری اسلامی ایران را به برداشتن گام در راه نادرستی بکشاند.
بهنظر ما، الآن امپریالیسم در تمام کشورهای تحت نفوذ خود، از ترکیه گرفته تا عراق، اسرائیل، اردن، مصر، عربستان سعودی، کویت، قطر، عمان، و پاکستان، با تمام قوا دارد ضربه وارد آوردن به جمهوری اسلامی ایران را تدارک میبیند. حتی اگر تاکتیک پایان دادی موقتی به جنگ هم از طرف امیریالیسم آمریکا صادقانه باشد و بتواند عملی شود، نقشه برای ضربه زدن به انقلاب ایران با تمام امکانات امپریالیسم و ارتجاع منطقه دنبال خواهد شد.
یک خبر دیگر هم از طرف دوستان ما در عمان، از راه غیرمستقیم، به ما رسیده است، حاکی از این که به واحدهای دریایی عُمان دستور داده شده است که از هر امکان مساعدی برای بهجود آوردن یک برخورد با نیروی نظامی ایران استفاده کنند. این در جهت همان چیزی است که ما گفتیم، یعنی آمریکا کوشش میکند که حادثهای در خلیج فارس و در دریای عمان بسازد، که شاید مثلاً ظاهرش این باشد که گویا از طرف نیروهای مسلح ایران به خط کشتیرانی عادی، مثلأ نفت با چیزهای دیگری که در خلیج فارس هست، حمله شده است و بعد این را بهانه قرار دهند برای وارد کردن ضربه، به منظور محدود کردن امکانات ایران در خلیج فارس و دریای عمان. ما امیدوار هستیم که حاکمیت جمهوری اسلامی ایران با در نظر گرفتن تمام ابعاد توطئهای که آمریکا الآن در کار تدارک آن است، سیاست دقیق خود را تنظیم کند.
