اشغال جاسوسخانهٔ آمریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در واقع «انقلاب دوم» بود

image_print

نورالدین کیانوری ــ 
‫پرسش و پاسخ ‫۱۵ آبان ۱۳۶۱ ‌ــ

‫قبل از این که پاسخ به پرسش‌های دوستان را آغاز کنم، به‌مناسبت آزادسازی بخش دیگری از خاک میهن‌مان و بیرون رانده شدن متجاوزین صدامی از قسمت قابل‌توجهی ــــ حدود ۵۰۰ کلومترمربع ــــ از اراضی اشغال‌شده، از طرف همهٔ توده‌ای‌ها شادی خود را ابراز می‌‌دارم و امیدوارم که بقیهٔ خاک ایران نیز که هنوز در اشغال عراقی‌ها است، با تلاش پیگیر مبارزان می‌هن‌مان هرچه زودتر آزاد گردد.

همچنین می‌‌باید دربارهٔ روز ۱۳ آبان، روزی که باید آن را به‌حق یکی از روزهای بزرگ و تاریخی انقلاب میهن‌مان به‌حساب گذارد، روزی که بدون تردید دارای اهمیت جهانی در مبارزهٔ استقلال‌طلبانهٔ تمام ملل محروم علیه امپریالیسم جهانی، به‌ویژه علبه امپریالیسم خونخوار آمریکا، به‌شمار می‌‌آ ید، صحبت کنیم.

همه می‌‌دانیم که این روز یک حادثهٔ خودبه‌خودی نبود، بلکه دنبالهٔ جریان انقلاب شکوهمند میهن ما بود؛ انقلابی که در بنیاد خود دارای محتوای ضدامپریالیستی، ضداستبدادی، و مردمی، یعنی استقلال‌طلبانه و آزادی‌خواهانه و عدالت‌پژوهانه بود. ولی این انقلاب در همان مرحلهٔ اول ‫خود، به‌علت این که نیروهای لیبرال طرفدار سازش با آمریکا، طرفدار نگهداری نظام غارتگر وابستهٔ گذشته، قدرت دولتی را در دست گرفتند، دچار فلج، دچار ترمز، شد. ولی نیروی انقلابی جوشان بود و از هفته‌ها و ماه‌ها قبل از رویداد ۱۳ آبان احساس می‌‌شد که مبارزهٔ دو خط ــــ خط راستین امام علیه هرگونه سلطه، امپریالیسم، به‌خصوص امپریالیسم آمریکا، و خط سازشکاران، که لیبرال‌ها و گروه معینی از روحانیون از آن پشتیبانی می‌‌کردند ــــ در حال شدت گرفتن است. از طرفی، لیبرال‌ها به طرف سازش می‌‌رفتند، تا حد ملاقات با برزژینسکی، از دشمنان سوگندخوردهٔ ایران. درست در همان روزهایی که برزژینسکی تدارک براندازی انقلاب ایران را با کارتر و سایر همکاران خود در «سیا» و پنتاگون و غیره می‌دیدند، نخست‌وزیر ایران به الجزایر می‌‌رود و با برزژینسکی ملاقات می‌‌کند. مسلماً ملاقات لیبرال‌ها و امیرانتظام و امثال او با آمریکاییان ــــ همان‌طور که بعدها در اسناد جاسوسخانه فاش شد ــــ در جهت بازگرداندن وابستگی گذشته به امپریالسم آمریکا بوده است. از یک طرف، آن‌ها چنین ملاقاتی را انجام می‌‌دادند، از طرف دیگر هم مبارزان انقلابی ضدامپریالیست تلاش می‌‌کردند که آمریکا و وابسنتگی به آمریکا را بیشتر در جامعه مطرح کنند، و مردم را برای مبارزه در جهت پایان دادن به این وابستگی، هم از لحاظ سیاسی، هم از لحاظ اقتصادی، و هم از لحاظ نظامی، یعنی در جهت تحکیم، تثبیت، وگسترش دستاوردهای ضدامپریالیستی انقلاب، تجهیز کنند. پیام تاریخی امام خمینی در روز ۱۲ آبان به دانشجویبان و دانش‌آموزان، که در آن دو مفهوم بسیار ارزنده و تجهیزکننده وجود داشت: یکی این که «تمام گرفتاری‌های ما از آمریکا است»، و دیگر این که «هرچه فریاد دارید بر سرآمریکا بکشید»، نیز نقش قاطعی در این زمینه داشت.

با این مقدمه، ما فکر می‌کنیم که عکس‌العمل تاریخی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، که پس از تظاهرات در دانشگاه به‌سمت لانهٔ جاسوسی رفتند و آنجا را به‌اشغال خود درآوردند و به وجود این ستاد ضدانقلاب در قلب انقلاب ایران پایان دادند، دارای اهمیت بسیار بزرگی در روند انقلاب در ایران بود. به‌همین علت هم، چنان که همه می‌‌دانند ــــ حزب تودهٔ ایران بلافاصله از آن با تمام وزن و موجودیت خود پشتیبانی کرد. اگر ما ادعا نکنیم که حزب تودهٔ ایران اولین سازمانی است که پشتیبانی خود را از این اقدام شجاعانهٔ دانشجویان مسلمان پیرو خط امام اعلام کرد، مسلماً در ردیف ۳-۲ سازمان اولی هستیم.

این جریان به‌درستی به «انقلاب دوم» موسوم شده است، زیرا «انقلاب اول»، انقلاب ضدسلطنتی و ضداستبدادی بود، که به سلطنت استبدادی ‫پایان داد. البته، در خود آن مرحلهٔ اول انقلاب نیز عناصر ضدامپریالیستی بسیار نیرومندی وجود داشت. نمی‌شود گفت که به‌هیچوجه عوامل ضدامپریالیستی در مرحلهٔ اول انقلاب نبود، زیرا انقلاب در مرحلهٔ اول خود مستشاران آمریکابی را بیرون انداخت، نفت را از دست کنسرسوم خارج کرد، قراردادهای نظامی یک‌طرفه را لغو کرد، و بسیاری از قراردادهای غارتگرانه را که با کشورهای امپریالیستی بسته شده بود لغو کرد. بدین‌سان، در همان مرحلهٔ اول انقلاب، یعنی پس از پیروزی ۲۲ بهمن، در جهت تأمین استقلال سیاسی و اقتصادی ایران قدم‌های بزرگی برداشته شد. ولی، همان‌طور که گفتم، این گام‌ها به‌وسیلهٔ دولت موقت ترمز شد و می‌رفت که روند پیشرفت انقلاب به عقب بازگردد.

«انقلاب دوم» ــــ اشغال جاسوسخانه ــــ که به‌درستی چنین نامی دارد، محتوای ضدامپریالیستی، به‌ویژه ضدآمریکایی انقلاب را به‌میزان زیادی در جامعه گسترش داد، و ضربهٔ بسیار سختی به اعتبار امپریالیسم غارتگر آمریکا، نه‌فقط در جامعهٔ ایران، نه‌فقط در منطقه، بلکه در سراسر جهان، وارد آورد. خدمت بزرگ «انقلاب دوم» ــــ اشغال جاسوسخانه ــــ این بود که در داخل ایران چهرهٔ سازشکاران و ستون پنجم آمریکا را از دو راه افشا کرد: یکی از راه مستقیم، یعنی اعلام موضع‌گیری نسبت به این عمل ضدآمریکایی، که سازشکاران و ستون پنجم آمریکا عموماً خود را لو دادند، به این ترتیب که علیه این اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام موضع گرفتند. دوم، در نتیجهٔ بیرون آمدن اسناد بسیار ذیقیمتی از لانهٔ جاسوسی، که نشان می‌‌داد که این گروه‌های سازشکار و وابسته به آمریکا، این افراد و شخصیت‌هایی که عامل و ستون پنجم آمریکا بودند، نا چه حد سرسپرده و دور ازمنافع ملی ما بودند، در عین حال که در ظاهر بسیار ادعای ملی‌گرایی و ملت‌دوستی می‌‌کردند.

این اقدام دانشجوبان مسلمان پیرو خط امام تأثیر دیگری هم داشت، و آن این بود که قیافهٔ گروه‌های چپ‌نما و مدعی ضدامپریالیست بودند را، که در حقیقت از اول انقلاب با پرچم‌های به‌ظاهر «چپ»، علیه انقلاب موضع گرفته بودند، نیز نمایان کرد، و به آن گروه‌هایی که واقعاً صادق بودند ولی اشتباه می‌کردند، بسیار یاری نمود تا به اشتباه خود پی ببرند؛ از آن جمله است «سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران» در آن زمان. بعد از جریان اشغال جاسوسخانه، این سازمان اولین گام‌ها را در جهت تحصیح اشتباهات خود، اشتباهاتی که آن را در کنار مواضع دشمنان انقلاب قرار داده بود، برداشت.

حزب تودهٔ ایران هم، همان‌طور که گفتم، اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام را در اشغال لانهٔ جاسوسی، در جهت سمت‌گیری ضدامپریالیستی ‫خط امام خمینی ارزیابی کرد و بدون قید وشرط از آن حمایت نمود.

تا کلان‌سرمایه‌داری و بزرگ‌مالکی در جامعهٔ ما ریشه‌کن نشود، توطئه‌های آمریکا و ضدانقلابِ پرورده‌اش تکرار خواهد شد

‫حالا بد نیست دربارهٔ نقش افشاگری‌های دانشجویان مسلمان پیرو خط امام ــــ در نتیجهٔ بررسی اسنادی که از جاسوسخانه به‌دست آمده ــــ چند کلمه‌ای صحبت کنیم:

اسناد لانهٔ جاسوسی در درجهٔ اول ضربهٔ محکمی به دولت موقت و به‌خصوص عناصری از دولت موقت که مشخصاً سرسپردگی نسبت به امپریالیسم آمریکا داشتند، وارد آورد. ولی باکمال تأسف باید گفت که این ضربه جناح «آمریکا ستایان» در حاکمیت را نتوانست ریشه‌کن کند. درست است که دولت موقت، به‌ریاست مهندس بازرگان، سقوط کرد، ولی بعضی از مهم‌ترین اعضای آن دولت در دستگاه دولتی باقی ماندند، و حتی به‌عنوان وزیر هم به ادامهٔ کار پرداختند. بعضی از آن‌ها، از جمله خود مهندس بازرگان و چند نفر دیگر، تا خاتمهٔ انتخابات مجلس و شروع کار مجلس شورای اسلامی، حتی در شورای انقلاب هم باقی ماندند و به سیاست خود ــــ فلج کردن روند انقلاب ــــ ادامه دادند. به این ترتیب، نقش افشاگری‌ها محدود بود. افشاگری‌ها نقش بسیار بااهمیتی بازی کرد، ولی نتوانست ستون پنجم آمریکا و سازشکاران را از حاکمیت جمهوری اسلامی ریشه‌کن کند و به‌دور اندازد. پیدا شدن این وضع البته تقصیر دانشجویان مسلمان پیرو خط امام و نیروهای پیرو خط امام نیست. ولی این واقعیتی بوده است که جناح «آمریکا ستایان» و طرفداران سازش با آمریکا، یعنی نیروهای قابل‌ملاحظهٔ کلان‌سرمایه‌داران و بزرگ‌مالکان هوادار وابستگی به امپریالیسم در جامعه، به‌هیچ‌وجه ضربهٔ مهلکی نخورد: آن‌ها ضربه خوردند و زخمی هم شدند، ولی ضربهٔ مهلک و از پا درآورنده نخوردند؛ حتی چند ماه بعد ‫از انقلاب، شروع کردند به تحکیم مواضع خود و آغاز ضدحمله (پاتک).

به این ترتیب، وضع دشواری پدید آمد. مرحلهٔ بعدی و دشواری‌های بعدی، یعنی عروج بنی‌صدر، به‌عنوان یک عامل ضدانقلابی، تا حد ریاست جمهوری، و عروج عنصر وابسته به «سیا»، مثل قطب‌زاده، تا حد وزیر امور خارجه، که نعیین‌کنندگان روزمرهٔ بخش مهمی از سیاست کشور بودند، نشان داد که جریان پاتک‌های نیروهای ضدانقلابی و سازشکار با امپریالیسم ‫تا چه حد پیشرفت کرده است. توجه کنیم که زمانی بنی‌صدر رئیس شورای انقلاب بود، و بعد از این‌که به ریاست جمهوری رسید، فرمانده کل قوا شد؛ یعنی تمام نیروهای ارتش و مسلح ایران در اختیار او بود. همچنین دستگاه رادیو تلویزیون در اختیار او بود، با توجه به نقش عوام‌فریبی بسیار مزورانه‌ای که بنی‌صدر داشت. روزنامهٔ «انقلاب اسلامی» و روزنامهٔ «میزان» متعلق به لیبرال‌ها هم، که از پرتیراژترین روزنامه‌های ایران شدند و با کمک تمام سرمایه‌داری غارتگر فعال در جامعهٔ ایران منتشر می‌‌شدند، از نیروهای ضدانقلابی حمایت می‌‌کردند. همهٔ این‌ها در اختیار نیروهای ضدانقلابی بود. در نتیجه، ضربهٔ افشاگری‌های دانشجوبان مسلمان پیرو خط امام، با انتشار اسناد جاسوسخانه، توانست گام بزرگی درجهت تضعیف لیبرال‌ها و «آمریکا ستایان» بردارد. ولی، باکمال تأسف، موفق نشد که ریشه‌های آن‌ها را بکند، تا حدی که نیروهای ضدانقلابی خطر بسیار بزرگی برای انقلاب به‌وجود آوردند.

این تجربه به ما می‌‌آموزد که هرگونه مماشات با دشمنی که واقعاً در جهت تضعیف و براندازی انقلاب و سازش با دشمنان انقلاب عمل می‌‌کند می‌‌تواند شرایط فوق‌العاده خطرناکی را برای انقلاب ایجاد کند، که آن داستان معروف را به یاد آورد: «یک‌بار جستی ملخک، دوبار جستی ملخک، بار سوم به‌دستی ملخک!». یعنی ممکن است که یک‌بار و دوبار انقلاب موفق شود که این خطرها را از سر بگذراند و بر آن‌ها چیره گردد، ولی ممکن است که در شرایط نامساعد، یکی از این خطرها انقلاب را با ناکامی روبه‌رو سازد؛ مثل بسیاری از انقلاب‌ها که در نتیجهٔ وجود همین دمل‌های چرکین در داخل انقلاب، با شکست روبرو شدند.

ما فکر می‌‌کنیم که توطئهٔ مسخ انقلاب هنوز ادامه دارد و به‌هیچ‌وجه قطع نشده است. این توطئه هنوز هم از جانب جناح هوادار سازش و نزدیکی با امپریالیسم، همان کسانی که آقای خوئینی‌ها در مصاحبهٔ خود از آن‌ها نام بردند، که: خیلی هم ته‌دلشان از آمریکا بدشان نمی‌آید، می‌‌گویند که آمریکا هیچ بد نیست، بلکه خوب هم هست؛ همان‌هایی که زیر شعار مبارزه با «بهائیت و بابیگری»، عقیده دارند که آمریکا چون به «کتاب» عقیده دارد و چون رهبران آمریکا، امثال ریگان و کارتر، خود را «مسیحی» می‌‌دانند، پس این‌ها دشمنان اسلام نمی‌توانند باشند، و دشمنان اسلام آن‌هایی هستند که «کتاب» ندارند، با پیگیری دنبال می‌‌شود. البته این یکی از ترفندهای جدید امپریالیسم است، که ما در پاسخ به پرسش‌ها و در گفتاری دیگر به آن توجه خواهیم کرد.

به این ترتیب، تجربهٔ اشغال جاسوسخانه و افشای سازشکاران و ‫ستون پنجم آمریکا بار دیگر درستی ارزیابی کامل و دقیق ما را نشان می‌دهد که: با این که چهره‌های معین ضدانقلاب، دولت موقت‌ها، جبههٔ ملی‌ها، نهضت آزادی‌ها، بنی‌صدرها، قطب‌زاده‌ها، و چپ‌نماها ــــ با توجه به این‌که این‌ها تنها چهره‌های ضدانقلاب نیستند ــــ نقش خیلی مؤثری بازی می‌کنند، ولی نقش اساسی در تمام توطئه‌های ضدانقلاب عبارت است از: بنیان و پایهٔ طبقاتی این نیروها، یعنی کلان‌سرمایه‌داری و بزرگ‌مالکی، که تا ریشه‌کن نشود، توطئه‌های ضدانقلاب یکی بعد از دیگری، توسط آن‌ها ساخته می‌‌شود.

امام خمینی در گفتار دیروز خود به‌درستی گفتند که ریشهٔ همهٔ این توطئه‌ها که علیه خلق‌ها و علیه مردم مظلوم دنیا می‌‌شود آمریکا است، و تا ‫آمریکا از پا درنیاید، این توطئه‌ها تکرار خواهد شد. این کاملاً درست ‫است: تا امپریالیسم آمریکا وجود دارد، توطئه‌های ضد استقلال‌طلبی و ‫ضد آزادی‌خواهی و ضد عدالت‌پژوهی، در دنیا تکرار خواهد شد. امپریالیسم آمریکا منبع و سرچشمهٔ اصلی این جنایات توطئه‌گرانه است. در داخل هم، وابستگان اصلی طبقاتی به امپریالیسم منبع و سرچشمهٔ اصلی توطئه‌های ضدانقلابی هستند. اگر امپریالیسم آمریکا عبارت است از انحصارات بزرگ ‫غارتگر سرمایه‌داری، در ایران هم آن دمل چرکین اصلی عبارت است از: مراکز ‫بزرگ غارتگری‌های عظیم اجتماعی، یعنی کلان‌سرمایه‌داری و بزرگ‌مالکی. در مورد وابستگی غارتگری بخش خصوصی در داخل به غارتگری امپریالیستی ‫در سراسر جهان، ما دلایلی داریم که در گفتار امروز به بحث خواهیم گذاشت.

این‌که ما می‌‌گوییم: در نتیجهٔ افشاگری‌ها عوامل فساد در دستگاه حاکمیت ریشه‌‌کن نشد، به این دلیل است که گرچه بیش از سه سال از اشغال جاسوسخانه گذشته است، ولی همین چند هفتهٔ پیش، آقای شاهچراغی، نمایندهٔ دامغان، در جلسهٔ مجلس (۲ آبان۱۳۶۱) به‌وجود دمل‌های چرکینی که هنوز در دستگاه حاکمیت کشور ما وجود دارد اشاره کرد، که کاملاً مورد تأیید ما است .نمایندهٔ دامغان گفت («صبح آزادگان»، ۳ آبان ۱۳۶۱):

مردم انقلابی ایران بزرگ‌ترین خطرات را پشت سر گذاشته‌اند، اما این بدان معنی نیست که همهچیز تمام شده است. ما هنوز مسألهٔ نفوذ فرصت‌طلبان امروز و سازشکاران دیروز را داریم. ما اگر در بعضی موارد ضعفی و نارضایتی و نگرانی مشاهده می‌‌کنیم، مقدار فراوانی از آن معلول همین روحیهٔ پست فرصت‌طلبی است که بعضی افراد دارند. متأسفانه، در گوشه و کنار نهادها و گاه در مقالات بالاتر جمهوری اسلامی، شاهد نفوذ این‌ها می‌‌باشیم. اینان برای پوشاندن ‫سوابق خویش معیارها را عوض می‌‌کنند و با عملکرد ضعیف و قدرت‌طلبی به حذف وانزوای نیروهای صادق و انقلایی می‌‌پردازند. نیروهای مؤمن، مجرب، و رنج‌کشیده را متهم می‌‌کنند و با ظاهر آراسته و فریبندهٔ خویش اسلام و انقلاب را بی‌محتوا جلوه می‌‌دهند. این‌ها گاه با نفوذ در آموزش و پرورش و اعمال تظاهر به مکتبی و حزب‌اللهی بودن باعت رنجش افراد مؤمن و لایق شده‌اند و به بی‌سوادان فرصت عمل و تاخت‌وتاز داده‌اند. و با این شیوهٔ غلط، در ادارات روح تملق را بالا برده‌اند، و در نتیجه، اعتماد مردم به مسئولین و حمایت آنان از مسئولین را به شکست و تردید می‌‌کشانند.

‫در ارتباط با بقای فرصت‌طلبان امروز و سازشکاران دیروز، که امروز قیافهٔ خود را عوض کرده‌اند و با ماسک‌های تازه‌ای، به نام «حزب‌اللهی» و مکتبی و «طرفدار انقلاب»، از درون تیشه به ریشهٔ انقلاب می‌‌زنند، این گفتار بسیار اهمیت دارد.

امروز بهترین عناصر انقلابی وفادار به خط امام خمینی را از دو جهت مورد حمله قرار داده‌اند: تروریست‌ها آن‌ها را با بمب و گلوله هدف فرار می‌‌دهند، و آن موذیان سازشکار با امپریالیسم از راه افترا و تهمت زدن به عناصر صدیق. اینجا دیگر مسألهٔ چپ‌ها و توده‌ای‌ها مطرح نیست. عناصر صدیق خط امامی را هم با همین لجن‌پراکنی‌ها لکه‌دار می‌‌کنند تا بتوانند آن‌ها را از پست‌های حساس برکنار کنند و خود تمام دستگاه را در دست بگیرند، و ضربهٔ نهایی را در لحظهٔ معین به انقلاب وارد کنند. این دو نوع خطری است که امروز به‌طور جدی انقلاب را مورد تهدید قرار داده است. ما امیدواریم که خط امامی‌‌ها، یعنی هواداران راستین انقلاب ضدامپریالیستی و مردمی، این خطر را به‌درستی احساس کنند، تا بتوانند نیروهای خلق را، به موقع و درست، برای سرکوب این جبههٔ خطرناک تجهیز کنند.

ما دربارهٔ افشاگری‌های دانشجوبان مسلمان پیرو خط امام، که یکی از محصولات بزرگ اقدام شجاعانهٔ آن‌ها در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ است، بحث مفصلی در مطبوعات خود کرده و نشان داده‌ایم که تا چه حد این افشاگری‌ها با ارزیابی‌های ما ــــ قبل از این افشاگری‌ها ــــ نسبت به جریان‌های سیاسی داخل ایران وفق داشته و درستی آن‌ها را مورد تأیید قرار داده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *