نظری به سخنان آقای نخست‌وزیر در مجلس شورای اسلامی

image_print

رفیق نورالدین کیانوری ــ 
پرسش و پاسخ، ۲۶ بهمن ۱۳۶۰ ــ

س: آقای موسوی، نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران، هنگام تقدیم لایحهٔ بودجه از نفوذ لیبرال‌ها در تهیه و تنظیم بودجه سال جاری و دیگر مسائل سخن گفت. لطفاً در این زمینه توضیح بیشتری بدهید.

ج: آقای موسوی هنگام تقدیم بودجه، مطالب جالبی گفتند، از جمله:

دولت شهید رجایی در شرایطی بودجهٔ سال ۶۰ را به مجلس تقدیم کرد که لیبرال‌های سیاسی و اقتصادی برای خود جولانگاه یافته بودند و از هرسو نیروهای مؤمن به هویت اسلامی انقلاب، تحت عناوین حمایت از قانون و حمایت از دموکراسی و حمایت از حقوق بشر، مورد تهاجم بودند. ولی گذشت زمان نشان داد که آنان از قانونی حمایت می‌کنند که بتواند آمریکای رانده شده از در را از پنجره به‌داخل کشور دوباره بازآورد.

ما با این گفتار، صددرصد موافقیم، زیرا بسیار متین، شایسته و منطبق با واقعیات تاریخی جامعهٔ ما است. نخست‌وزیر اضافه می‌کند:

آنچه در این زمینه و در آستانهٔ پیروزی انقلاب با آن مواجه بودیم، یک اقتصاد وابسته، متورم و تقاضا و اشتهای قابل‌توجهی برای مصرف، سطح پایین تولیدات داخلی، بیکاری، حجم فراوان پول در گسترش، و مشابه این‌ها بود. پس از انقلاب نیز با توجه به ضرورت دگرگون‌سازی بنیان‌های پوسیدهٔ نظام سابق، تغییر مدیریت، محاصرهٔ اقتصادی، انسداد ذخایر ارزی خارج از کشور، کاهش درآمد نفت و لطمات فیزیکی ناشی از جنگ تحمیلی، کمبود نیروی انسانی متعهد و متخصص، ناسازگاری بافت تولیدی با نیازهای جامعهٔ کنونی، و ناهمخوانی بافت و سازمان اداری با اهداف و انقلاب، و مانند این‌ها، نارسایی‌ها و مشکلات دیگری را برآنجه در آستانهٔ انقلاب با آن مواجه بودیم، افزود.

ما با این گفتار هم صددرصد موافق هستیم و آن را تأیید می‌کنیم. نخست‌وزیر سپس می‌گوید:

ولی ما انقلاب کرده بودیم تا جهانی نو، جهانی نوین، بنیاد نهیم؛ جهانی که در آن از وابستگی و سلطهٔ شوم بیگانگان خبری نباشد، جهانی که مدیریت سرسپردهٔ داخلی، تصفیه شده باشد. طبیعی است که راه انقلابی این چنین، راه آسفالته نیست که بتوان با یک ماشین لوکس آمریکایی و اروپایی و ژاپنی در آن حرکت کرد. دستانی نیرومند، اراده‌هایی نیرومندتر، مورد نیاز است تا بتوان موانع را از سر راه برداشت. من اینجا به‌صورت روشن اعلام می‌کنم …

ببینید، تا اینجا ما صددرصد با گفته‌های آقای نخست‌وزیر موافقیم. ولی ایشان چنین ادامه می‌دهند:

من اینجا به‌صورت روشن اعلام می‌کنم که در چارچوب شرع و قانون اساسی، دولت مدافع گرایش سرمایه‌های بزرگ از توزیع به تولید است. در عین حال دولت قصد ندارد خود به‌صورت یک توزیع‌کنندهٔ انحصاری دربیاید و توزیع همه‌چیز را در اختیار بگیرد. گرچه دولت کالاهای کمیاب مورد نیاز همگان را تا فراوانی آن کالا و رفع نیاز و رفع محظورات، زیر کلید خود نگه‌خواهد داشت.

خوب، در این قسمت اخیر، و دربارهٔ گفته‌هایی که مورد تأیید ما است چند سؤال مطرح می‌شود: یکی این که آقای نخست‌وزیر گفتند لیبرال‌های سیاسی و اقتصادی می‌خواستند کشور را دوباره به وابستگی به آمریکا بکشانند. خوب، این لیبرال‌های سیاسی را همه می‌شناسیم، یعنی نمایندگان سیاسی سرمایه‌داری بزرگ وابستهٔ ایران. لیبرال‌های اقتصادی را هم به‌‌درستی می‌توانیم فکر کنیم که سرمایه‌داری بزرگ وابسته به بازار امپریالیستی هستند. این لیبرال‌های اقتصادی می‌خواستند دومرتبه پای آمریکا را به ایران باز کنند.

خوب، حالا ما می‌خواهیم که این لیبرال‌های اقتصادی را از توزیع به تولید منتقل کنیم. آیا در این صورت، در سیاست آنان تغییری پیدا خواهد شد؟ این‌هایی که یک عمر در وابستگی به امپریالیسم بوده‌اند، و بعد از انقلاب، به‌قول آقای نخست‌وزیر، آمریکای رانده شده از در را می‌خواستند از پنجره بازآورند، این‌ها غُسل تعمید خواهند دید و همه‌شان میهن‌پرست خواهند شد و دیگر هیچ علاقه‌ای به این که آمریکا را از پنجره دومرتبه به ایران وارد کنند، نخواهند داشت؟!

خوب، این تصور به‌نظر من تصور خیلی خوش‌بینانه‌ای نسبت به واقعیات اجتماعی ما است. باید توجه بیشتری به‌این مسأله داشت که: اولاً به این آسانی‌ها امکان‌پذیر نیست که سرمایهٔ تجاری بزرگ ایران منتقل شود به سرمایهٔ تولیدی. این امر نه با ارشاد ممکن است و نه با نصیحت و یادآوری موازین اسلامی. سرمایه به‌دنبال سود حداکثر است؛ این قانون سرمایه است. کسی که این قانون را درک نکند، مفهوم سرمایه‌داری را نمی‌تواند بفهمد، و قادر نخواهد بود اصولاً با سرمایه‌داری مبارزه کند. این سودی که الان سرمایه در توزیع می‌برد، با وضع کنونی ایران، در بخش تولید تا چندین سال آینده، غیرقابل تصور است. زیرا اگر سرمایه‌دار بخواهد به سرمایه‌داری در صنعت بپردازد، امسال و سال دیگر، صنعتی در کار نیست، مگر این‌که بخواهد دکان آهنگری باز کند، که آن‌وقت سرمایهٔ بزرگ آنجا نمی‌رود. سرمایهٔ بزرگ بایستی کارخانهٔ بزرگ صنعتی درست کند. کارخانهٔ بزرگ صنعتی ۵ سال، ۶ سال دیگر تازه محصول می‌دهد. سرمایه‌دار امروز اصلاً نمی ‌داند که ۶ سال دیگر در ایران چه خبر است، و در اینجا به چه شکل، خط انقلابی پیشرفت خواهد کرد.

این یک تخیل، یک آرزو، بیشتر نیست. به‌این ترتیب، نه ماهیت سرمایهٔ تجاری ایران ــــ از لحاظ کیفیت، از لحاظ وابستگیش به بازار امپریالیستی ــــ چنان است که برود به‌طرف یک ماهیت ملی، نه از لحاظ شرایط مشخص ایران این امکان وجود دارد. به‌نظر من، چشم امید داشتن دولت به چنین راه حلی می‌تواند فاجعه‌انگیز باشد. نتیجهٔ این راه حل، کنار گذاشتن راه‌های اساسی و به‌دنبال سراب رفتن است. درست مانند سراب. دو کیلومتر آن‌طرف‌تر در صحرا، آب می‌بینیم و تشنه می‌دویم به‌طرف آن، بعد می‌فهمیم هیچ چیزی غیراز انعکاس نور نبوده و از آب در آنجا خبری نیست.

ما به‌ این مسأله توجه جدی می‌دهیم. در هیچ جای دنیا چنین تجربه‌ای نتوانسته عملی شود و نمی‌شود، زیرا این قانونِ اقتصادی است. توجه نکردن به این قوانین اقتصادی فاجعه‌انگیز خواهد بود. تجربهٔ چین به‌اندازهٔ کافی برای ما گویا است: کشوری با آن‌همه امکانات، و با آن نیروی عظیم انقلابی، در نتیجهٔ عدم توجه به قوانین تزلزل‌ناپذیر اقتصادی، با چنین فاجعه‌ای از نقطه‌نظر اجتماعی روبه‌رو شد که می‌بینیم. و این فقط در چین نیست. در بسیاری از کشورهای «دنیای سوم» که تصور کردند می‌شود با تحمیل عقیدتی، بعضی از مسائل اقتصادی را عوض و قانونمندی‌های اقتصادی را دگرگون کرد، چنین فاجعه‌هایی اتفاق افتاد.

آقای نخست‌وزیر گفتند که گرفتاری‌های ما به عللی زیاد شده. ما این علل را در نَقل جملات ایشان دیدیم. ولی ایشان به‌یک علت توجه نکردند: آنچه که ایشان گفتند تمام عوامل عینی بود، که درست است. ولی، به‌نظر ما، یک عامل ذهنی بسیار مهم هم در تشدید دشواری‌ها دخالت داشته، و آن عبارت است از این‌ که: در رهبری اقتصادی کشور، علاوه بر فعالیت خرابکارانهٔ لیبرال‌ها ــــ که هنوز هم در دستگاه دولتی، مقام‌های کاملاً کلیدی در دست‌شان هست ــــ یک گرایش خودمحوری، گرایش عدم توجه به تجربهٔ دیگران، عدم توجه به راهنمایی‌ها و پیشنهادهای سازندهٔ دگراندیشان انقلابی، تأثیر خیلی زیاد داشته و هنوز هم دارد. هنوز برای رهبری اقتصادی ایران مرز بین دشمنان و دوستان به‌اندازهٔ کافی روشن نیست، و سیاستِ مدارا کردن با دشمنان و مخالفان، و دشمنی‌کردن با دوستان و پشتیبانان، به‌معنی کامل در سطوح مختلف اقتصاد ایران به‌چشم می‌خورد. روش‌های خشونت‌آمیزی که اخیراً از طرف وزارت کار در مناسبات با کارگران در پیش گرفته شده، نشان‌دهندهٔ این است که رهبری دولتی ایران هنوز نمی‌داند که طبقهٔ کارگر چه عامل مهم استواری در انقلاب است، و ناراضی کردن این طبقه چگونه می‌تواند برای انقلاب مضر باشد.

در مورد گرایش‌های لیبرال‌منشانه در اقتصاد و در مسألهٔ صنعتی کردن کشور، باید بگوییم که ما با گفتار نخست‌وزیر در این مورد که گویا این گرایش‌ها ریشه‌کن شده ــــ البته ایشان این‌را به‌صراحت نگفتند، ولی از مفهوم گفتهٔ ایشان این‌طور برمی‌آید ــــ به‌هیچ‌وجه موافق نیستیم. ما معتقد هستیم که در سه‌ واحد از رهبری اقتصادی ایران، یعنی در سازمان برنامه، در وزارت بازرگانی، و در وزارت صنایع، هنوز عوامل لیبرال تا حد بسیار زیادی اهرم‌های اصلی را در دست داشته، و سیاست را در جهت خواست خودشان می‌گردانند، و می‌کوشند تا مناسبات اقتصادی را در همان جهتی که قبل از انقلاب بوده ــــ یعنی در جهت تحکیم و توسعهٔ مناسبات با دنیای امپریالیستی، که خون ملت ایران را ده‌ها سال مکیده‌اند ــــ هرچه بیشتر توسعه بدهند. نمونه‌های بسیار زیادی هست که ما در اینجا بیان نمی‌کنیم، ولی اگر واقعاً مقامات دولتی ایران، آقای نخست‌وزیر، بخواهند، ما حاضر هستیم که این نمونه‌ها را در اختیارشان بگذاریم تا ببینند چگونه کوشش می‌شود با بعضی از ترفندها از مناسبات برابر حقوق، طفره رفته و قراردادهایی بسته شود که به‌زیان اقتصاد ایران است. ما دربارهٔ یکی از این نمونه‌ها، همین مسألهٔ ذوب آهن اصفهان ــــ که چند روز پیش باطری‌های کُک‌سازی آن به‌راه افتاد ــــ و ذوب آهن مبارکه، توضیحی می‌دهیم:

در روزنامهٔ «کیهان»، ۴ بهمن، در این زمینه یک مقایسهٔ روشن و جدی انجام گرفته است. این را روزنامهٔ ما ننوشته و ما هم ننوشتیم، که در مقایسهٔ روش سنتی ذوب آهن و روش احیاء مستقیم، روش احیأ مستقیم از آن پروژه‌هایی است که امپریالیسم به ایران تحمیل کرده و ترفندهای عظیمی هم در جریانش هست. و بعد از انقلاب هم، امپریالیست‌ها و لیبرال‌ها توانستند واقعاً با مهارت و حقه‌بازی این قرارداد را تجدید کنند و این قرارداد را به جمهوری اسلامی ایران تحمیل کنند. ولی، خوب، این آماری که روزنامهٔ کیهان داده، نشان می‌دهد که چه جریاناتی هنوز در کار است. این آمار می‌گوید که در روش سنتی کورهٔ بلند، هزینهٔ ساخت برای هر تُن، ارزان‌تر است و در روش احیاء مستقیم، گران‌تر است. مصرف برق برای هر تُن فولاد در روش کورهٔ بلند، ۸۷ کیلو وات و برای احیاء مستقیم ۶۱۶ کیلو وات است. در کشوری که از فقیرترین کشورها در تولید برق است، و مواد خام برای هردو روش در کشور موجود است، تربیت کادر فنی برای روش سنتی به‌مراتب آسان‌تر و بهتر و آماده‌تر، و برای احیاء مستقیم به‌مراتب دشوارتر است. در مورد خودکفایی در ساخت قطعات و وابستگی به خارج، برای روش کورهٔ بلند ۴۰ درصد است، و برای روش احیأ مستقیم ۱۰۰ درصد وابستگی به امپریالیسم است. در یک چنین کشوری، سؤال می‌شود: چه دست‌هایی تلاش می‌کنند این تولید احیاء مستقیم را، که هنوز تجربهٔ فوق‌العاده ناچیز در دنیا دارد، و کشورهای زیادی اصلاً به‌طرفش نرفته‌اند، به جمهوری اسلامی ایران تحمیل کند؟ این، به‌نظر ما، یک رسیدگی مافوق وزارتی برایش لازم است. ما اطمینان داریم که اگر به‌این مسأله توجه نشود، در چند سالی که خواهد گذشت و میلیاردها خرجی که برای این احیاء مستقیم خواهد شد، عاقبت بسیار دردناکی برای تولید ما به‌بار خواهد آورد.

به‌این ترتیب است که ما خیال می‌کنیم دربارهٔ آنچه که به‌عنوان علل ذهنی و عینی، دشواری‌هایی در اقتصاد صنعتی ایران به‌وجود آورده است، دولت باید به تجدیدنظر و مطالعهٔ خیلی جدی‌تر از آنچه که الان انجام می‌گیرد، بپردازد. ما نگران هستیم که اگر همین وضع ادامه پیدا کند، پس از مدتی در مقابل یک سلسله قراردادها و تعهداتی قرار بگیریم که این قراردادها و تعهدات براساس آن سه اصل اساسی که ما باید در روابط‌مان با کشورهای خارجی در زمینهٔ استقلال اقتصادی مراعات کنیم، به‌وجود نیامده باشند، یعنی اصل به‌دست آوردن بهترین محصول صنعتی از دنیا با کم‌ترین قیمت، با کم‌ترین وابستگی، و یا کم‌ترین تعهد. رعایت این سه اصل فقط از راه به‌ مناقصه گذاشتن پیشنهادهای واحدهای بزرگ صنعتی که می‌باید خریداری شوند، امکان‌پذیر است. این‌که گروه‌هایی، افرادی، دسته‌هایی، بروند به کشورهای دیگر و بعد قرارداد ببندند ــــ بدون مقایسهٔ این قرارداد با امکانات دیگری که در دنیا وجود دارد ــــ به‌نظر ما خطرناک و تردید‌آور است؛ چون ما می‌دانیم در اقتصاد تمام کشورهایی مثل کشور ایران، این می‌تواند منبع جریان‌های ناسالمی قرار گیرد. از اینجا است که ما، ضمن پشتیبانی از خط کلی دولت کنونی در مسألهٔ صنعتی کردن کشور، ناچاریم هشدارهای لازم را برای آن نقاط ضعفی که در این برنامه‌ریزی هست با تمام صراحت بیان کنیم، و امیدوار هستیم که در دولت، گوش شنوایی برای این تذکرات سازندهٔ ما وجود داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *