خون سووِتو: زمانی که کودکان به مقابله با سلاح‌های آپارتاید برخاستند

عکس سیاه‌وسفید نمادین «سام نزیما»، عکاس خبری اهل آفریقای جنوبی، از پیکر بی‌جان «هکتور پیترسون» که در آغوش «مبویسا ماخوبا» حمل می‌شد ــــ در حالی که خواهر پریشان‌حال او، «آنتوانت سیتوله»، در کنارشان می‌دوید ــــ جهان را با میزان بی‌رحمی رژیم آپارتاید روبه‌رو کرد.

نویسنده: بریدون نایدو ــ

قیام تاریخی ۱۶ ژوئن ۱۹۷۶ به جرقه‌ای بدل شد که در نهایت نظام جداسازی نژادی را فروپاشید.

هکتور، که تنها ۱۲ سال داشت، یکی از بیش از ۱۰ هزار دانش‌آموزی بود که در قیام سووِتو در ۱۶ ژوئن ۱۹۷۶ شرکت کردند. این راه‌پیمایی اعتراضی گسترده علیه دستور دولت بود که بر اساس آن برخی دروس اصلی مدارس باید به زبان آفریکانس تدریس می‌شد؛ زبانی که برای بیشتر دانش‌آموزان سیاه‌پوست بیگانه بود و به‌شدت با طبقهٔ حاکم سرکوبگر پیوند داشت.

تا پایان آن روز خونین، گزارش‌های رسمی دولت اعلام کردند که ۱۷۶ نفر در سووِتو کشته، ۱۱۳۹ نفر زخمی و ۱۲۹۸ نفر بازداشت شده‌اند. در همین حال، کمیتهٔ مبارزه با آپارتاید سازمان ملل متحد در نیویورک برآورد کرد که شمار واقعی قربانیان سیاه‌پوست آفریقای جنوبی بیش از ۱۰۰۰ نفر بوده است.

گزارش‌های شاهدان عینی تعداد واقعی کشته‌شدگان در سووِتو را بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ نفر تخمین می‌زدند که «هکتور پیترسون» نیز در میان آنان بود. اگرچه او به‌سرعت به یک درمانگاه نزدیک منتقل شد، اما هنگام رسیدن جان‌باخته اعلام شد.

پلیس در جریان تظاهرات ضدآپارتاید در سووتو، ۱۵ ژوئن ۱۹۸۰، یک معترض را روی زمین می‌کشد. © ویلیام کمپبل / سیگما از طریق گتی ایمجز (Getty Images)

ظهور آپارتاید

آپارتاید نظامی بسیار سازمان‌یافته از جداسازی نژادی قانونی و برتری نژاد سفید بود.

برای نزدیک به سه قرن، آفریقایی‌های بومی توسط استعمارگران بریتانیایی و هلندی از سرزمین‌های خود محروم شده و مورد استثمار قرار گرفته بودند. در سال ۱۹۴۸، آپارتاید (به‌معنای «جدایی» در زبان آفریکانس) زمانی به سیاست رسمی دولت تبدیل شد که «حزب ملی»، که توسط رأی‌دهندگان کاملاً سفیدپوست به قدرت رسیده بود، تبعیض را در قالب یک ساختار حقوقی سخت‌گیرانه نهادینه کرد.
این رژیم برای اعمال جداسازی شدید، از صدها قانون استفاده کرد. ویرانگرترین این قوانین، شهروندی سیاه‌پوستان آفریقای جنوبی را سلب می‌کرد، رفت‌وآمد روزانهٔ آنان را از طریق «قوانین گذرنامه» بدنام به شدت کنترل می‌نمود و تعیین می‌کرد که آنان در کجا اجازهٔ زندگی داشته باشند.
برای سیاه‌پوستان آفریقای جنوبی، این به‌معنای رانده شدن به مناطق مسکونی فرودست و محروم، ممنوعیت ورود به رستوران‌ها، سینماها و سواحل مخصوص سفیدپوستان، و محدود شدن به وسایل حمل‌ونقل عمومی تفکیک‌شده و مشاغل کم‌درآمد بود.

توالت‌های عمومی جداگانه با تابلوهای «غیراروپایی» در یک طرف و «تسهیلات عمومی برای مردان اروپایی» در طرف دیگر، در دوران آپارتاید در آفریقای جنوبی، ۱ اوت ۱۹۸۰.

«برابری با سفیدپوستان برای آنان نیست»

آفریکانرها یک گروه قومی در جنوب آفریقا هستند که عمدتاً از مهاجران هلندی، آلمانی، و هوگنوهای فرانسوی تشکیل شده‌اند که نخستین بار در سال ۱۶۵۲ به دماغهٔ امید نیک وارد شدند.

گذار از کنترل استعماری بریتانیا به سلطهٔ کامل آفریکانرها در دو مرحله رخ داد. نخست، تشکیل اتحادیهٔ آفریقای جنوبی در سال ۱۹۱۰، که توافقی برای تقسیم قدرت میان نخبگان بریتانیایی و آفریکانر ایجاد کرد. دوم، انتخابات سرنوشت‌ساز سال ۱۹۴۸، که حزب ملی‌گرای ملی را به قدرت انحصاری رساند و آپارتاید را نهادینه کرد.

در این مرحله، مجموعه‌ای از قوانین دوران استعمار پیشاپیش جمعیت بومی را به حاشیه رانده بود؛ جمعیتی که زبان‌های مادری آنان شامل زولو، خوسا و تسوانا بود.

در سال ۱۹۵۳، رژیم قانون بدنام «آموزش بانتو» را تصویب کرد که کنترل آموزش سیاه‌پوستان را از مقامات استانی و مدارس مبلغین مذهبی گرفته و مستقیماً به ادارهٔ مرکزی امور بومیان (DNA) به‌ریاست دکتر «هندریک فِروورد» واگذار کرد. مفاد این قانون، همراه با سیاست‌های اجراشده توسط زیرمجموعهٔ آن، یعنی ادارهٔ آموزش بانتو، زمینه‌های قیام را بیش از دو دهه بعد فراهم ساخت.

«فِروورد» استدلال می‌کرد که سیاه‌پوستان آفریقای جنوبی نباید از آموزش آکادمیک یا حرفه‌ای استاندارد برخوردار شوند. او برای حفظ سلسله‌مراتب سخت نژادی اصرار داشت که آموزش آنان باید به مهارت‌های فنی و حرفه‌ای محدود شود؛ مهارت‌هایی که صرفاً برای آماده‌سازی آنان جهت ایفای نقش‌های فرودست در جامعه طراحی شده بودند.
همان‌گونه که «فِروورد» اعلام کرد:

بومیان [سیاه‌پوستان] باید از همان سنین پایین بیاموزند که برابری با اروپایی‌ها [سفیدپوستان] برای آنان نیست.

در دوران آپارتاید، اصطلاح «بانتو» به‌طور رسمی توسط دولت اقلیت سفیدپوست برای اشاره به آفریقایی‌های سیاه‌پوست به‌کار می‌رفت. با گذشت زمان، این واژه مترادف با سرکوبگرانه‌ترین سیاست‌های حکومت شد؛ به‌ویژه قانون آموزش بانتو و ایجاد اجباری «بانتوستان‌ها» (سرزمین‌های فقیر و جداشده بر اساس قومیت).

اگرچه قانون ۱۹۵۳ از نظر فنی باعث شد تعداد بیشتری از کودکان سووِتو نسبت به نظام آموزشی مبلغین مذهبی به کلاس درس دسترسی پیدا کنند، اما مدارس دولتی «بانتو» با کمبود فاجعه‌بار معلمان، امکانات، و منابع اولیه روبه‌رو بودند. در سطح ملی، نسبت دانش‌آموز به معلم از ۴۶ به ۱ در سال ۱۹۵۵ به رقم حیرت‌آور ۵۸ به ۱ در سال ۱۹۶۷ افزایش یافت. هم‌زمان، دولت برای آموزش هر کودک سفیدپوست چندین برابر بیشتر از یک کودک سیاه‌پوست هزینه می‌کرد.

شورشگران آفریقای جنوبی در سووِِتو در جریان ناآرامی‌های ناشی از اعتراض به استفاده از زبان آفریکانس در مدارس، خودروها را به‌عنوان موانع جاده‌ای به کار گرفته‌اند. ۲۱ ژوئن ۱۹۷۶.

فرمان آموزش به زبان آفریکانس

در سال ۱۹۷۴، ادارهٔ آموزش بانتو «فرمان آموزش به زبان آفریکانس» را صادر کرد. این سیاست مقرر می‌کرد که نیمی از تمامی دروس مدرسه، از جمله ریاضیات و مطالعات اجتماعی، به زبان آفریکانس تدریس شوند؛ زبانی که برای بیشتر دانش‌آموزان سیاه‌پوست بیگانه بود و به‌طور گسترده به‌عنوان زبان ستمگران مورد نفرت قرار داشت.

برنامهٔ دولت این بود که در کلاس‌های درس، تقسیم‌بندی دقیق ۵۰-۵۰ میان زبان انگلیسی و آفریکانس اعمال شود. مخالفان این فرمان تلاش کردند معلمان را برای مقاومت بسیج کنند، به‌ویژه به این دلیل که بسیاری از آموزگاران خود زبان آفریکانس را نمی‌فهمیدند، چه رسد به این که آموزش لازم برای تدریس به آن زبان را داشته باشند.

اگرچه معلمان نگرانی‌های عمیقی داشتند، اما به‌عنوان کارمندان دولت چاره‌ای جز تبعیت نداشتند، زیرا در صورت سرپیچی با اخراج روبه‌رو می‌شدند.

تا سال ۱۹۷۶، این نظام سازمان‌یافتهٔ آموزش فرودست موجی گسترده‌ از خشم را در میان جوانان ایجاد کرده بود. کلاس‌های درس به‌سرعت به اصلی‌ترین میدان نبرد مقاومت ضدآپارتاید بدل شدند.

پلیس در جریان یک تجمع ضدآپارتاید در ۱۵ ژوئن ۱۹۸۰، سگی را به‌سوی مردی که ظاهراً تنها یک رهگذر بود رها می‌کند.

۱۶ ژوئن: تاریک‌ترین روزها

با تشدید اختلافات بر سر زبان آموزشی در سراسر نیمهٔ نخست سال ۱۹۷۶، تحریم مدارس به تدریج در سراسر سووِتو گسترش یافت. در اوایل ژوئن، شورای شهری بانتوی سووِتو به دولت هشدار داد که اگر مقامات به سرعت به مسألهٔ فرمان زبان آموزشی رسیدگی نکنند، تنش‌های رو به افزایش به خشونت خواهد انجامید. این هشدارها نادیده گرفته شدند.

در ۱۳ ژوئن، رهبران دانش‌آموزی به‌طور مخفیانه گرد هم آمدند تا برای یک تظاهرات گسترده برنامه‌ریزی کنند. آنان عمداً والدین خود را از روند برنامه‌ریزی کنار گذاشتند، زیرا بیم داشتند نسل‌های مسن‌تر که از خشونت‌های دولتی به‌ستوه آمده بودند، تلاش کنند آنان را از برگزاری اعتراض منصرف کنند.

سه روز بعد، در صبح ۱۶ ژوئن، بیش از ۱۰ هزار دانش‌آموز ــــ که توسط کمیتهٔ اقدام «جنبش دانش‌آموزان آفریقای جنوبی» بسیج شده بودند و از سوی «جنبش آگاهی سیاه‌پوستان» (BCM) انگیزه گرفته بودند ــــ به‌صورت مسالمت‌آمیز در خیابان‌های سووِتو راهپیمایی کردند. مقصد آنان تجمعی در ورزشگاه اورلاندو بود؛ جایی که قصد داشتند یادداشت رسمی شکایات خود را تنظیم کرده و به ادارهٔ آموزش تحویل دهند.

اما به جای آن، با تمام قدرت نظامی‌شدهٔ دولت آپارتاید روبه‌رو شدند.

در مقابل دبیرستان اورلاندو وست، در خیابان ویلاکازی، پلیس مجهز به باتوم، گاز اشک‌آور، و سگ‌های حمله‌کننده، راه ستون دانش‌آموزان را سد کرد.

آنچه به‌عنوان یک راه‌پیمایی منظم و مسالمت‌آمیز آغاز شده بود، به‌سرعت به صحنه‌ای از وحشت بدل شد.

پلیس ابتدا گاز اشک‌آور پرتاب کرد و تیرهای هشداردهنده به هوا شلیک نمود. هنگامی که دانش‌آموزان بر مواضع خود ایستادگی کردند و پلاکاردهای دست‌نویسی با شعارهای زیر در دست داشتند: «مرگ بر آفریکانس»؛ «آفریکانس باید لغو شود»؛ «ما مدرک می‌گیریم اما آموزش نمی‌بینیم»، مأموران مستقیماً به سوی جمعیت آتش گشودند. کودکان که هیچ سلاحی نداشتند، برای محافظت از خود درپوش سطل‌های زباله و سنگ‌ها را برداشتند.

هکتور پیترسون از نخستین کسانی بود که بر زمین افتاد.

با وجود استفاده از گلولهٔ جنگی، تظاهرکنندگان جوان از متفرق شدن خودداری کردند. در پاسخ، مقامات خشونتی بی‌هدف و بی‌تمایز را به‌راه انداختند، که طی ساعت‌های بعد صدها کودک را به قتل رساند.

با فرارسیدن تاریکی شب، پلیس کنترل خیابان‌های سووِتو را از دست داد. جوامع خشمگین دست به تلافی زدند؛ ساختمان‌های اداری دولت را به آتش کشیدند و در درگیری‌های مداوم با پلیس وارد نبرد شدند. در پاسخ، دولت واحدهای شبه‌نظامی به‌شدت مسلح و نیروهای ارتش را برای اعمال یک محاصرهٔ سخت و بی‌رحمانه مستقر کرد.

گروهی از شورشگران سیاه‌پوست با دستانی بالا برده در کنار یک حصار ایستاده‌اند، در حالی که یک سرباز سفیدپوست مسلح به مسلسل دستی در ژوئن ۱۹۷۶ در سووِتو، آفریقای جنوبی، آنان را زیر نظر دارد.

قیام سووِتو سه روز در این منطقه ادامه یافت، و سپس همچون آتشی مهارنشدنی در سراسر آفریقای جنوبی گسترش پیدا کرد و یکی از گسترده‌ترین و مهم‌ترین شورش‌ها علیه حکومت اقلیت سفیدپوست در تاریخ این کشور را رقم زد.

واکنش دولت به این قیام، سازمان‌یافته و بی‌رحمانه بود. در طول اعتراضات و بلافاصله پس از آن، هزاران نفر بازداشت شدند. بر اساس اسناد تاریخی و شهادت‌هایی که به «کمیسیون حقیقت و آشتی» (TRC) ارائه شد، تنها در هفته‌های نخست بیش از ۱۰۰۰ نفر بازداشت شدند. بسیاری از آنان در سلول‌های انفرادی کوچک و بدون پنجره نگهداری می‌شدند، برای روزهای متوالی مجبور به تحمل وضعیت‌های دردناک جسمی بودند و تحت شکنجه‌های شدید قرار می‌گرفتند.

در دو سال پس از راهپیمایی اولیه، دستگاه آپارتاید بیش از ۴۲ هزار نفر را تحت پیگرد قضایی قرار داد. دست‌کم ۹ هزار نفر از کسانی که به دادگاه کشانده شدند، کودکانی زیر ۱۸ سال بودند.

پلیس و سربازان سفیدپوست به دانش‌آموزان سیاه‌پوستی که علیه استفاده از زبان آفریکانس در کلاس‌های درس اعتراض می‌کنند حمله می‌کنند. ۲۱ ژوئن ۱۹۷۶.

میراث زندهٔ سووِتو

برای «آنتوانت سیتوله»، میراث ماندگار سووِتو گواه آن است که جوانانی دارای آگاهی سیاسی می‌توانند مسیر تاریخ را به‌طور بنیادین تغییر دهند. «سیتوله»، که در آن زمان ۱۷ سال داشت، همچنان داستان برادرش را برای بازدیدکنندگان محلی و بین‌المللی که به موزهٔ هکتور پیترسون در اورلاندو وستِ سووِتو می‌آیند، بازگو می‌کند؛ جایی که او به‌عنوان راهنما مشغول به کار است.

او به یاد می‌آورد که در روز آن اعتراض سرنوشت‌ساز، برادر ۱۲ ساله‌اش اساساً قرار نبود در تظاهرات شرکت کند. او توضیح می‌دهد: «او خیلی کوچک‌تر از آن بود که بفهمد چه اتفاقی در حال رخ دادن است».

زمانی که هرج‌ومرج آغاز شد، او با تمام توان تلاش کرد به برادرش اطمینان دهد که در امان خواهند بود. «سیتوله» می‌دانست که رویارویی با پلیس آپارتاید بسیار محتمل است، اما تصمیم گرفته بود برای برادر کوچک‌ترش شجاع باقی بماند.

سرکوب مرگبار حکومت هزاران جوان را مجبور کرد آفریقای جنوبی را ترک کرده و به تبعید بروند. در میان آنان «مبویسا ماخوبا» نیز حضور داشت: جوان ۱۹ ساله‌ای که «هکتور پیترسون» در حال مرگ را در عکس تاریخی «سام نزیما» در آغوش گرفته بود. «ماخوبا»، که تحت تعقیب پلیس امنیتی قرار داشت، از کشور گریخت و سرانجام در سال ۱۹۷۹ در نیجریه ناپدید شد. تا به امروز، محل حضور و سرنوشت نهایی او همچنان نامعلوم باقی مانده است.

اگرچه سازمان‌های آزادی‌بخش مانند کنگرهٔ ملی آفریقا (ANC) در سازمان‌دهی راه‌پیمایی ۱۶ ژوئن نقشی نداشتند، اما اندکی بعد با موجی عظیم از هزاران جوان تبعیدی مواجه شدند که به آن‌ها پیوستند. این دانش‌آموزان به این نتیجه رسیده بودند که رژیم آپارتاید تنها بر شدت خشونت خود خواهد افزود و از این رو تصمیم گرفتند به مبارزهٔ مسلحانه بپیوندند.

«آنتوانت سیتوله»، خواهر «هکتور پیترسون» که در سال ۱۹۷۶ توسط پلیس آفریقای جنوبی کشته شد، در کنار تصویر نمادین برادرش در یادمان هکتور پیترسون در سووِتو، ۹ ژوئن ۲۰۰۶.

نقطهٔ عطفی برای آزادی

قیام سووِتو نقطهٔ عطفی تعیین‌کننده‌ در جنبش ضدآپارتاید بود. این قیام توهم کنترل کامل دولت را در هم شکست، خشم بین‌المللی را برانگیخت و موجی از تحریم‌های جهانی را به راه انداخت که رژیم پرتوریا را منزوی ساخت. شجاعت دانش‌آموزان سووِتو زنجیره‌ای از مقاومت داخلی و فشار بین‌المللی را به حرکت درآورد که سرانجام به فروپاشی نظام آپارتاید و تولد آفریقای جنوبی دموکراتیک در سال ۱۹۹۴ انجامید.
پس از ناآرامی‌های سال ۱۹۷۶، رژیم آپارتاید با شتاب تلاش کرد پیامدهای بحران را مهار کند. سه سال ناآرامی و اعتراض مداوم طول کشید تا قانون منفور آموزش بانتو با «قانون آموزش و پرورش ۱۹۷۹» جایگزین شود؛ قانونی که امتیازهای محدودی در زمینهٔ تأمین مالی آموزش ارائه می‌کرد. با این حال، تنها پس از سقوط رژیم بود که جداسازی نهادینه‌شدهٔ آموزشی به‌طور کامل و قانونی، از طریق «قانون مدارس آفریقای جنوبی»، مصوب ۱۹۹۶، لغو شد.
پنجاه سال پس از آنکه آن کودکان به سوی گلوله‌های واقعی گام برداشتند، خیابان‌های سووِتو همچنان گواه نسلی هستند که نپذیرفت برای اطاعت و فرودستی تربیت و تأیید شود.

ـــــــــــــــــــــــ
* بریدون نایدو، تحلیلگر امور بین‌الملل مستقر در جنوب آفریقا.

منبع: راشا تودی ، ۱۶ ژوئن ۲۰۲۶

The blood of Soweto: When children confronted apartheid’s guns