پس از «پ.ک.ک» و «نیروهای دموکراتیک سوریه»، آیا ایران جبههٔ بعدی کردها است؟

image_print

نویسنده احسان موحدیان ــ 

در حالی که یک میدان نبرد کردی بسته می‌شود، قدرت‌های منطقه‌ای از هم‌اکنون در حال آزمودن این هستند که میدان بعدی را کجا بگشایند.

بخش عمدهٔ تحلیل‌ها دربارهٔ تحولات کردها در سال ۲۰۲۶ بر این متمرکز بوده است که پس از انحلال حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) در ترکیه و ادغام «نیروهای دموکراتیک سوریه» (SDF) در دولت سوریه، چه بر سر جنگجویان و کادرهای این دو گروه خواهد آمد. هرچند این پرسش مهم است، اما بازآرایی گسترده‌تر جنبش‌های مسلح کرد و نقشهٔ ژئوپلیتیکی منطقه را از نظر پنهان می‌کند؛ بازآرایی‌ای که ایران را هرچه بیشتر به مرکز تحولات نزدیک می‌سازد.

کارشناسان ایرانی مسائل کردها معتقدند سازمان‌دهی مجدد نیروهایی که پیش‌تر در ترکیه و سوریه فعال بودند می‌تواند جبههٔ ایران را به عرصهٔ اصلی درگیری میان گروه‌های مسلح کرد و جمهوری اسلامی تبدیل کند. اگر این ارزیابی درست از آب درآید، رهبری «پ.ک.ک»، «حزب حیات آزاد کردستان» (پژاک)، ترکیه، و ایالات متحده هر یک نقشی را دنبال خواهند کرد که بر اساس منافع خاص خودشان شکل گرفته است.

مبارزه به‌سوی شرق منتقل می‌شود

در نگاه نخست، فراخوان تاریخی عبدالله اوجالان برای انحلال «پ.ک.ک» و پایان دادن به مبارزهٔ مسلحانهٔ آن در ترکیه. نقطهٔ عطفی تاریخی به‌شمار می‌رفت. اما اظهارات بعدی او دربارهٔ «پژاک» نشان داد که این تغییر لزوماً شامل ایران نمی‌شود.

بر اساس صورت‌جلسهٔ رسمی پارلمان ترکیه، اوجالان در نوامبر ۲۰۲۵ گفته بود تا زمانی که اعدام‌ها در ایران ادامه داشته باشد، «پژاک» نیز مسلح باقی خواهد ماند؛ هرچند او در عین حال از گفت‌وگو و دستیابی نهایی به یک راه‌حل سیاسی حمایت کرده بود.

دکتر حسن صادقیان، مدرس دانشگاه تهران، با اشاره به پیام‌های اوجالان می‌گوید:

اوجالان در پیام‌های خود گفته است که رژیم شیعه در ایران نفس‌های آخرش را می‌کشد و دولت ترکیه باید خود را آماده کند تا همراه با گروه‌های کرد ضربهٔ نهایی را به ایران وارد کند. بنابراین، اوجالان برای تقویت و آماده‌سازی «پژاک» جهت مقابله با جمهوری اسلامی ایران با اسرائیل، ترکیه و آمریکا همکاری می‌کند.

از این منظر، صلح «پ.ک.ک» با دولت ترکیه به‌معنای تقسیم کار جدیدی است که مبارزهٔ مسلحانه در ترکیه را پایان می‌دهد، اما اجازه می‌دهد این مبارزه با تمرکز بیشتری در ایران ادامه پیدا کند.

هوشنگ شیخی، تحلیلگر مسائل کردها و مدرس دانشگاه آزاد اسلامی، نیز به‌طور مشابه استدلال می‌کند که دیدگاه اوجالان دربارهٔ مبارزهٔ مسلحانه طی چند سال تغییر کرده و ابتکار صلح بخشی از پروژه‌ای گسترده‌تر است که بر ایران تمرکز دارد:

اوجالان با هستهٔ سخت قدرت در ترکیه و نیروهای به‌شدت ملی‌گرای این کشور، مانند دولت باغچلی، متحد شده است. او گفته است تا زمانی که مجازات اعدام در ایران وجود داشته باشد، مبارزهٔ «پژاک» ادامه خواهد یافت. گزارش‌ها و مصاحبه‌های مکرر ژیار گل، خبرنگار کرد بی‌بی‌سی فارسی، و حضور او در تونل‌های «پژاک» در نزدیکی مرز ایران، نیز نشان داد که این گروه در مسیر خلع سلاح نیست، بلکه با استفاده از میراث «پ.ک.ک» و عبدالله اوجالان در حال تقویت خود است.

در برداشت شیخی، رهبری «پ.ک.ک» پژاک را به‌عنوان شاخهٔ مسلح جنبش خود در جبههٔ ایران حفظ می‌کند. خود «پژاک» نیز در مه ۲۰۲۵ اعلام کرد که فراخوان اوجالان آن را ملزم به خلع‌سلاح نمی‌کند.

بنابراین، هنگامی که روند صلح در ترکیه از منظر منافع رقیب ایران، ترکیه و ایالات متحده نگریسته شود، معنایی گسترده‌تر پیدا می‌کند. «پژاک»، به‌جای یک گروه مسلح حاشیه‌ای، به نقطهٔ بالقوهٔ تلاقی این منافع بدل می‌شود.

سهیل فرهمند، پژوهشگر مسائل کردها، معتقد است انحلال «پ.ک.ک» و ادغام SDF می‌تواند ظرفیت نظامی کردها را بر یک جبهه متمرکز کند:

آنچه در حال تغییر است جغرافیای مبارزه است، نه ماهیت آن. باید منتظر باشیم که آمریکا در پاییز بار دیگر از ظرفیت‌های نظامی و لجستیکی تقویت‌شدهٔ «پژاک» برای ایجاد ناآرامی و بی‌ثباتی در مرزهای غربی و شمال‌غربی ایران استفاده کند.

کارت دو لبهٔ کردیِ آنکارا

به‌نظر می‌رسد ترکیه اصلی‌ترین ذی‌نفع روند صلح باشد، اما منافع این کشور در جبههٔ ایران پیچیده‌تر از منافع یک متحد سادهٔ آمریکا است.

محمد مطلق، کارشناس مسائل کردها و عضو سابق هیأت تحریریهٔ روزنامه ایران، استدلال می‌کند که آنکارا بارها از گروه‌های کرد برای پیشبرد منافع منطقه‌ای خود استفاده کرده است.

همان‌طور که ترکیه در سوریه جنگید و راه را برای حضور آمریکا و اسرائیل در آن کشور و ضربه زدن به محور مقاومت در لبنان هموار کرد، از کارت کردها نیز برای مهار و تضعیف ایران استفاده می‌کند.

او می‌افزاید آنکارا نمی‌خواهد نیروهای کرد ایران را تا آنجا تضعیف کنند که موجب شعله‌ور شدن قیامی در شرق ترکیه شوند. مطلق مدعی است که، اگرچه مقام‌های ترکیه علناً حملات علیه ایران را رد می‌کنند، حمایت آمریکا و اروپا از «پژاک» بدون درجه‌ای از مشارکت ترکیه نمی‌تواند به این گروه برسد.

اگر «پژاک» حملات نظامی را در غرب ایران آغاز کند، ترکیه ممکن است به بهانهٔ حفظ نظم و امنیت خود، در غرب ایران مداخلهٔ نظامی کند و در پی ایجاد یک منطقهٔ حائل در خاک ایران، مشابه آنچه در عراق و سوریه انجام داد، باشد. البته مقام‌های ایرانی کاملاً نسبت به این موضوع هوشیار هستند.

صادقیان پا را فراتر می‌گذارد و مدعی می‌شود که آنکارا برای هدایت مجدد فعالیت مسلحانهٔ کردها به‌سوی ایران، با واشنگتن و تل‌آویو همکاری می‌کند:

ترکیه و شخص [رجب طیب] اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، ۲۵ سال پیش خود را پیمانکار اجرای طرح خاورمیانهٔ بزرگ آمریکا معرفی کردند، و برای اجرای طرح جنگ کردی علیه ایران، همکاری با اسرائیل و آمریکا را دنبال می‌کنند. تمام سلاح‌های گروه‌های کرد در ترکیه و سوریه که به روند صلح پیوسته‌اند، در حال رسیدن به «پژاک» است. ترکیه از «پ.ک.ک» فقط شهروندان ترکیه را می‌پذیرد و کردهای تروریست ایران، عراق، و سوریه در «پژاک» ادغام می‌شوند.

فرهمند وزن بیشتری برای سیاست داخلی ترکیه قائل است. او معتقد است رئیس‌جمهور اردوغان می‌خواهد قانون اساسی را اصلاح کند، و برای تضمین یک دورهٔ دیگر، آرای کردها را جلب کند، و بعید است به‌دنبال یک رویارویی مستقیم و گسترده با ایران باشد. با این حال، آنکارا از فشاری که رقیب منطقه‌ای‌اش را تضعیف کند استقبال می‌کند.

ترکیه می‌خواهد درگیری با کردها را از داخل ترکیه خارج کند و در مرز خود با ایران، به‌سود خودش، منطقه‌ای حائل ایجاد کند و کردها را در آنجا اسکان دهد تا نگرانی از بازگشت ملی‌گرایی کردی به ترکیه کاهش یابد.

در این تفسیر، آنکارا می‌کوشد مسألهٔ کردها را به‌سمت ایران سوق دهد، بی‌آن‌که اجازه دهد یک موجودیت قدرتمند کردی در مرزهای خودش شکل بگیرد. ترکیه می‌تواند در کوتاه‌مدت از فشار اعمال‌شده توسط «پژاک» سود ببرد، و در عین حال نسبت به رشد بلندمدت این گروه محتاط باقی بماند.

مطلق همچنین به هشدار پیشین هاکان فیدان، وزیر خارجهٔ ترکیه، به تهران دربارهٔ حملهٔ احتمالی گروه‌های کرد اشاره می‌کند. در جریان ناآرامی‌های ژانویهٔ ایران، گزارش شد که ترکیه، دربارهٔ تلاش برای عبور از اقلیم کردستان عراق، به ایران به تهران هشدار داده است. مطلق استدلال می‌کند که حتی اگر اردوغان در پی مهار «پژاک» باشد، عناصری در دستگاه امنیتی ترکیه که به ناتو نزدیک‌ترند ممکن است رویکردی تقابلی‌تر اتخاذ کنند.

واشنگتن به‌سوی جنگ فرسایشی می‌رود

تحولات اوایل سال ۲۰۲۶ نشان داد که واشنگتن مایل است گروه‌های مسلح کرد را به‌عنوان ابزاری برای اعمال فشار بر ایران در نظر بگیرد. در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، نیروهای کرد ایرانی را به انجام حملات تشویق کرد، در حالی که احزاب کرد ایرانی از مقام‌های آمریکایی درخواست سلاح و خودروهای زرهی کردند. سپس پیام‌های واشنگتن تغییر کرد و ترامپ بعداً اعزام این گروه‌ها به داخل ایران را منتفی دانست.

حملات ایران به پایگاه‌های واقع در اقلیم کردستان عراق، اختلافات میان احزاب، و پیام‌های متناقض آمریکا، به جلوگیری از یک تهاجم هماهنگ کمک کرد. تحقیقی از رویترز نشان داد که فشار و تهدیدهای نظامی ایران نیروهای کرد در دو سوی مرز را از اقدام بازداشت.

شیخی به «ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران» اشاره می‌کند که در فوریهٔ ۲۰۲۶، با وجود اختلافات دیرینه، توسط پنج حزب تشکیل شد. او همکاری ناگهانی آن‌ها را نشانه‌ای از فشار آمریکا تفسیر می‌کند، هرچند هیچ مدرک علنی‌ای وجود ندارد که ثابت کند واشنگتن دستور تشکیل این ائتلاف را داده است.

این ائتلاف، «پژاک»، «حزب دموکرات کردستان ایران» (KDPI)، «حزب آزادی کردستان» (PAK)، سازمان «خبات»، و «کوملهٔ زحمتکشان کردستان» را گرد هم آورد. شیخی می‌گوید پوشش رسانه‌ای «پژاک» و PAK توسط رسانه‌های مورد حمایت اسرائیل و آمریکا در جریان ناآرامی‌های زمستانی نیز نشانه‌ای از آمادگی برای عملیات مسلحانه در داخل ایران بود.

پیش از اعلام این ائتلاف، «پژاک» و «حزب دموکرات کردستان ایران» بر سر راهبرد، ایدئولوژی، و کنترل فضای اپوزیسیون کردی اختلاف داشتند. توافق آن‌ها این اختلافات را از میان نبرد؛ اما در زمانی که جنگ و ناآرامی‌های داخلی ایران بحث‌ها را در واشنگتن دربارهٔ ارزش نظامی احزاب کرد مستقر در آن سوی مرز عراق دوباره زنده کرده بود، یک سکوی مشترک ایجاد کرد.

مطلق معتقد است واشنگتن از تلاش برای ایجاد یک قیام سریع به‌سمت ساختن یک جنگ فرسایشی چندلایه حرکت کرده است:

در این الگو، «پژاک» هستهٔ مسلح را تشکیل می‌دهد، گروه‌های سیاسی پوشش دیپلماتیک فراهم می‌کنند، رسانه‌ها روایت‌ها را شکل می‌دهند، و کادرهای آموزش‌دیدهٔ «پ.ک.ک» و SDF تجربهٔ عملیاتی خود را به «پژاک» منتقل می‌کنند. هدف تصرف تهران نیست، بلکه ایجاد ناامنی پایدار، وادار کردن ایران به پراکنده کردن نیروهای امنیتی خود و افزایش هزینه‌های داخلی است.

او انتظار دارد همین رویکرد بتواند هم‌زمان با فشار اقتصادی و اعتراضات تازه دوباره به‌کار گرفته شود. عبدالله مهتدی، رهبر «کومله»، در ماه مارس گفت اگر حمایت آمریکا را دریافت کنند، ده‌ها هزار جوان آمادهٔ برداشتن سلاح خواهند بود. با این حال، ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا، که در آن زمان مورد استناد قرار گرفتند، تردید داشتند که گروه‌های کرد ایرانی از نیروی انسانی یا قدرت آتش لازم برای ادامه دادن یک شورش برخوردار باشند.

این تفاوت در توانایی‌ها، یک راهبرد فرسایشی را نسبت به تلاش برای تصرف و حفظ مناطق عمده محتمل‌تر می‌کند. واحدهای کوچک مسلح می‌توانند کمین کنند، سلاح جابه‌جا کنند، از ناآرامی‌ها بهره ببرند، و دولت ایران را ناچار سازند یک منطقهٔ مرزی گسترده را تقویت کند. سپس احزاب سیاسی و رسانه‌های همسو می‌توانند تأثیر هر حادثه را بسیار فراتر از اثر نظامی فوری آن بازتاب دهند.

دامنهٔ نفوذ «پژاک» و محدودیت‌های آن

«پژاک» در این بازآرایی موقعیتی متمایز دارد. شیخی برآورد می‌کند که نیروی انسانی آن حدود شش برابر دیگر گروه‌های کرد ضدایرانی، از جمله «کومله»، PAK، خبات، و «حزب دموکرات کردستان ایران» است.

ترورهای دو ماه گذشته در استان‌های کردستان و آذربایجان غربی، کشف مقادیر زیادی سلاح، به‌ویژه در غرب ایران، اجرای عملیات کمین، و موارد مشابه، عمدتاً توسط «پژاک» انجام می‌شود. آن‌ها ادعا می‌کنند آمادهٔ مذاکره با مقام‌های ایرانی هستند، اما در عمل اهداف تروریستی را دنبال می‌کنند.

با این حال، «پژاک» با محدودیت‌های جدی روبه‌رو است، و همان‌گونه که مطلق تأکید می‌کند، نباید در توانایی‌های آن اغراق کرد:

این گروه‌ها در مناطق کردنشین ایران اصلاً خوشنام نیستند و اکثریت مطلق مردم کرد ایران از آن‌ها متنفرند. در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی، بیش از ۵۰۰ نفر در شهر سنندج در استان کردستان ایران در مبارزه با گروه‌های تروریستی کرد مانند «پژاک» شهید شدند. آن‌ها برخی از کردهایی را که با آن‌ها مخالفت می‌کردند زنده‌به‌گور کردند، به زنان کرد تجاوز کردند، و کردهای ایران خاطرات بسیار تلخی از آن‌ها دارند. به همین دلیل، «پژاک» هرگز نمی‌تواند به نیرویی مردمی و محبوب در ایران تبدیل شود.

مطلق همچنین مدعی است که امارات متحدهٔ عربی، پیش از جنگ ۱۲روزهٔ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ژوئن ۲۰۲۵، حدود هزار خودرو برای گروه‌های مسلح کرد ایرانی خریداری کرده بود و این خودروها در سوریه، ترکیه، و عراق تجهیز شدند.

در جریان ناآرامی‌هایی که در دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد، گروه‌های مسلح کرد تلاش کردند از عراق وارد ایران شوند، و نیروهای ایرانی پایگاه‌های مخالفان را در آن سوی مرز هدف قرار دادند. مطلق مدعی است جنگجویان کرد تا کرج پیش رفتند و در جریان اعتراضات در قتل‌هایی مشارکت داشتند.

او همچنین خشونت‌ها در آذربایجان غربی، ایلام و کرمانشاه را به گروه‌های کرد مرتبط می‌داند، و می‌گوید برخی عوامل بعداً با حمایت سازمان مجاهدین خلق به‌سمت همدان، ساوه، و تهران حرکت کردند.

بهترین شیوه برای درک «پژاک» این است که آن را نه یک ارتش متعارف، بلکه هسته‌ای مسلح و آموزش‌دیده بدانیم که در شرایط مساعد و با حمایت خارجی قادر به ایجاد ناامنی موضعی است. نقش محتمل‌تر آن گشودن جبهه‌ای فرسایشی خواهد بود که تهران را ناچار کند منابع امنیتی خود را از رویارویی با آمریکا و اسرائیل منحرف سازد.

فرهمند معتقد است ایران در عوض باید بر محدودیت‌های روند صلح ترکیه، از جمله ابهام دربارهٔ حقوق فرهنگی و اجتماعی کردها و مخالفت ملی‌گرایان ترک، تأکید کند. از دید او، نشان دادن این ابتکار به‌عنوان پروژه‌ای انتخاباتی برای جذب آرای کردها به‌سود اردوغان می‌تواند جذابیت آن را در خارج از ترکیه کاهش دهد.

مشخص نیست که ترکیه در این روند ادغام اجتماعی، حقوق فرهنگی و اجتماعی کردها را به‌رسمیت خواهد شناخت یا نه. از سوی دیگر، در جامعهٔ ترکیه، در میان نخبگان آن و برخی احزاب تندرو، پذیرش کافی برای صلح با گروه‌های مسلح کرد وجود ندارد، و این شکاف می‌تواند به سود ایران عمل کند.

آیا تهران می‌تواند جبههٔ بعدی را مهار کند؟

مطلق هشدار می‌دهد که فشار اقتصادی و اعتراضات تازه ممکن است بار دیگر با تلاش گروه‌های مسلح کرد برای ورود به ایران هم‌زمان شود. با این حال، او موانع قابل‌توجهی را نیز برمی‌شمارد؛ از جمله: آسیب واردشده به پایگاه‌های آن‌ها، نفوذ اطلاعاتی ایران در عراق، و وابستگی این گروه‌ها به پوشش هوایی آمریکا برای هرگونه پیشروی پایدار.

ممکن است در پاییز امسال سناریوی زمستان گذشته تکرار شود: فشار اقتصادی، اعتراضات، و نفوذ گروه‌های تروریستی کرد. اما چند مانع وجود دارد: ایران آسیب سنگینی به پایگاه‌های آن‌ها وارد کرده، اشراف اطلاعاتی گسترده‌ای در عراق دارد، و این گروه‌ها بدون حمایت نیروی هوایی آمریکا قادر به پیشروی نیستند. علت شکست آن‌ها تا امروز دقیقاً همین بوده است.

فرهمند همچنین احتمال همکاری تاکتیکی میان گروه‌های کرد و پان‌ترکیست در شمال‌غرب ایران را مطرح می‌کند. تنش‌های تاریخی چنین اتحادی را شکننده خواهد کرد، هرچند دشمنی مشترک با تهران ممکن است در جریان یک بحران به هماهنگی موقت منجر شود.

مبارزهٔ مسلحانهٔ کردها در ترکیه و سوریه در سال ۲۰۲۶ وارد مرحلهٔ تازه‌ای می‌شود؛ مرحله‌ای که در آن مرکز ثقل این مبارزه به‌سمت ایران حرکت می‌کند، و پژاک در موقعیتی قرار دارد که بخشی از نیروها و توانایی‌های آزادشده از «پ.ک.ک» و SDF را جذب کند.

این بازآرایی لزوماً نیازی به یک توافق محرمانه میان آمریکا و ترکیه ندارد. در شرایطی که قدرت‌های منطقه‌ای و خارجی برای کسب موقعیت بهتر مانور می‌دهند و می‌کوشند از طریق فرسایش قدرت ایران برای خود مزیت ایجاد کنند، هم‌گرایی موقت منافع ممکن است کافی باشد.

مطلق استدلال می‌کند که ایران باید سیاست کردی خود را در سطح ملی تدوین کند و تصمیم‌های عمده را به نهادهای نظامی محلی واگذار نکند.

یک نیروی اجرایی نظامی محلی نباید کار ستادی و تصمیم‌گیری‌های عمده دربارهٔ کردها را انجام دهد، زیرا گروه‌های پان‌ترک و افراد متمایل به ترکیه ممکن است سیاست‌های ایران را به بیراهه بکشانند. تصمیم‌گیری دربارهٔ چگونگی حل مسألهٔ کردها باید در سطح ملی انجام شود.

برای تهران، مسألهٔ تعیین‌کننده این است که این محیط در حال تغییر را چگونه تفسیر کند. برخورد با «پژاک» صرفاً به‌عنوان یک مشکل امنیتی محلی ممکن است ایران را در برابر یک کارزار گسترده‌ترِ مورد حمایت از خارج آماده‌نشده باقی بگذارد. راهبردی که تعامل سیاسی، پیوندهای فرهنگی، فعالیت اطلاعاتی، و بازدارندگی نظامی را با یکدیگر ترکیب کند، شانس بیشتری برای جلوگیری از شکل‌گیری یک جبههٔ پایدار در امتداد مرزهای غربی ایران فراهم می‌کند.

پرسش این است که آیا ایران می‌تواند این امکان را پیش از آن‌که به بلوغ برسد خنثی کند، یا ای‌نه صلح کردی در ترکیه و سوریه مرکز یک منازعهٔ قدیمی را به‌سوی خاک ایران منتقل خواهد کرد.

منبع: کریدل، ۹ سپتامبر ۲۰۲۶
https://thecradle.co/articles/after-the-pkk-and-sdf-is-iran-the-next-kurdish-front

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *