
میگل دیاس-کانل برمودس ــ
سخنرانی میگل ماریو دیاس ـ کانل برمودس، دبیر اول کمیتهٔ مرکزی حزب کمونیست کوبا و رئیسجمهور، در مراسم اختتامیهٔ نشست فوقالعادهٔ پلنوم کمیتهٔ مرکزی حزب کمونیست کوبا، در کاخ انقلاب، ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، «سال صدمین سالگرد تولد فرمانده کل، فیدل کاسترو روس».
رفقای عضو کمیتهٔ مرکزی حزب؛
میهمانان گرامی؛
هممیهنان عزیز:
این نشست فوقالعادهٔ پلنوم در لحظهای سرنوشتساز برای کوبا برگزار میشود. ما، بهعنوان وارثان پرافتخار میراث فرمانده کل، امروز با چالشهایی عظیم روبهرو هستیم که وحدت، استواری ایدئولوژیک، شجاعت، جسارت، و مقاومت خلاقانه را طلب میکنند.
ما از رهبری کسی الهام میگیریم که از برجستهترین اعضای پیشگام نسل صدمین سالگرد و پاسدار وفادار تداوم انقلاب سوسیالیستی است؛ انقلابی که او از پایهگذاری تا امروز نقشی تعیینکننده در ساخت آن داشته است. منظورم ارتشبد رائول کاسترو روس، قهرمان جمهوری کوبا، است که هر روز ارزش مقدس وحدت را به ما آموخته است.
شرایط کنونی بهدلیل تهاجم بیوقفهٔ ناشی از تشدید محاصرهٔ اقتصادی، تجاری، و مالی تحمیلشده از سوی دولت ایالات متحده، و نیز نیت مجرمانهٔ نهفته در اقدامات خصمانهٔ دولت کنونی آمریکا، فوقالعاده پیچیده و دشوار است؛ از جمله، قرار دادن کوبا در فهرست بدنام و جعلی کشورهای بهاصطلاح حامی تروریسم و دیگر اتهامات دروغینی که هدفشان بیاعتبار ساختن اقتدار و مدیریت دولت و محروم کردن کشور از هرگونه منبع ارز خارجی است.
این محاصره، با فرمانهای اجرایی ۲۹ ژانویه و اول ماه مه، بیش از پیش تشدید شده است؛ فرمانهایی که محاصرهٔ نسلکشانهٔ انرژی را تقویت کرده و از طریق تحریمهای ثانویه، محاصره را بینالمللی ساختهاند، و فشارهای مالی، انرژی، و سرمایهگذاری را به سطحی بیسابقه از «فشار حداکثری» رساندهاند.
در همین حال، براندازی سیاسی و ایدئولوژیک نیز از طریق عملیات رسانهای و انتشار اطلاعات نادرست در شبکههای اجتماعی شدت یافته است؛ اقدامی که با هدف تضعیف اعتبار انقلاب در میان کوباییها و خارجیها و ایجاد سردرگمی اجتماعی صورت میگیرد، آن هم در شرایطی که هم ساختار اجتماعی ـ اقتصادی و هم ژئوپلیتیک جهانی در حال دگرگونیهای عمیق هستند؛ پیامد قدرت بیحدوحصر سیاست امپریالیستی هژمونیکی که میکوشد چندجانبهگرایی را درهم بشکند، جنبشهای نوفاشیستی را تغذیه کند، تنشهای جهانی را تشدید نماید، بهطور مداوم صلح و امنیت بینالمللی را تهدید کند، و وحدت ضروری نیروهای چپ را از هم بگسلد.
نسلکشی خاموشی که علیه کوبا در جریان است خساراتی غیرقابل اندازهگیری و دشواریهای هولناکی را در زندگی روزمرهٔ مردم ما ایجاد کرده است ــــ در حالی که عاملان آن با گستاخی به جهان دروغ میگویند؛ محاصرهٔ انرژی را انکار میکنند و مدعیاند که ما مانع ورود کمکهای میلیوندلاری میشویم؛ کمکهایی که بسیار دربارهشان تبلیغ شده، اما تقریباً هیچیک از وعدههای دادهشده در مورد آنها عملی نشده است.
کوبا با قهرمانی و خلاقیت مقاومت میکند، اما برای مدتی بسیار طولانی گرفتار مجازاتی وحشیانه، ناعادلانه، و غیرقابل تحمل بوده است؛ مجازاتی که اکنون تهدید به تجاوز نظامی نیز بهعنوان سلاحی جدید علیه مقاومت جمعی ما به آن افزوده شده است.
کوبا با محاصرهای بیرحمانه و با آزار و اذیت مالی واقعی و روزانه روبهرو است؛ وضعیتی که هزینهٔ هر قطرهٔ سوخت، هر دارو، هر ماده غذایی، هر قطعهٔ یدکی، و هر فناوری مورد نیاز کشور را افزایش میدهد.
واقعیت، تغییرات فوری و ضروری را طلب میکند. و هنگامی که زندگی مردم تا این اندازه دشوار میشود، وظیفهٔ اصلی حزب کمونیست و دولت انقلابی آن نیست که بحران را بهتر توضیح دهند؛ بلکه باید هر آنچه لازم است تغییر کند تا بر بحران غلبه شود. آنچه نیاز داریم، یک برنامهٔ اقتصادی جامع و چابک است که در کوتاهمدت قابل اجرا باشد؛ برنامهای که تثبیت اقتصاد کلان را با مشوقهایی برای تحریک و گسترش گشایش تولیدی، ایجاد امنیت حقوقی، جذب سرمایهگذاری، استفادهٔ فشرده از فناوری، و حمایت اجتماعی هدفمند و مؤثر ترکیب کند.
به یاد بیاوریم که در پایان یازدهمین نشست پلنوم اعلام کردیم که بهتعویق افتادن کنگره مانعی برای انجام تغییرات، اصلاحات، و تعدیلات ضروری نیست؛ بهویژه با توجه به اختیارات ساختارهای حزبی و دولتی، از جمله پلنومهای کمیتهٔ مرکزی در ارتباط با مصوبات کنگرههای حزب.
برای این منظور، کار گستردهای انجام شده است که بر پایهٔ گزارشها و مباحث کنگرهٔ ANEC، مشورت عمومی دربارهٔ برنامهٔ اقتصادی و اجتماعی سال ۲۰۲۶، دیدگاههای اقتصاددانان و کارشناسان، مباحث و پیشنهادهای کمیسیون اقتصادی کمیتهٔ مرکزی حزب، خطوط راهنمای سیاست اقتصادی و اجتماعی مصوب و بهروزرسانیشده در ششمین، هفتمین، و هشتمین کنگرهٔ حزب، پیشنهادهای یازدهمین پلنوم کمیتهٔ مرکزی، و همچنین فعالیت کمیسیونهایی استوار بوده که برای تهیهٔ اسناد نهمین کنگرهٔ حزب ــــ که بهدلایل شناختهشده به تعویق افتاده است ــــ فعالیت کردهاند؛ اسنادی همچون بهروزرسانی مفهومسازی مدل اقتصادی و اجتماعی، خطوط راهنما، و برنامهٔ ملی توسعهٔ اقتصادی و اجتماعی تا سال ۲۰۳۰.
علاوه بر این، تجربههای ساخت سوسیالیسم در کشورهای دیگر، از جمله چین و ویتنام، مورد مطالعه قرار گرفته و از هوش مصنوعی نیز برای گسترش جستوجوی منابع و ارزیابی پیشنهادها در چارچوب قوانین و مقررات کنونی کشور استفاده شده است.
ما با چالشی عظیم روبهرو هستیم: ادامهٔ پیشبرد روند ساخت سوسیالیسم، دفاع از انقلاب و دستاوردهای آن، و تکامل بخشیدن به جامعهٔ خود، آن هم در شرایط کشوری که زیر شدیدترین، نسلکشانهترین، و طولانیترین محاصرهٔ اقتصادی، مالی، انرژی، و تجاری از سوی قدرتمندترین کشور جهان قرار دارد. و برای غلبه بر این وضعیت، میراثی که در اختیار داریم، میراث فرمانده کل ما فیدل کاسترو روس است. (تشویق)
هیچکس در تاریخ بشریت هرگز با چالش ساخت سوسیالیسم در شرایطی که امروز این کشور، این ملت، و این مردم با آن روبهرو هستند، مواجه نبوده است! بیتردید، با وحدت، شجاعت، مشارکت مردمی، و ایمان کامل به توانایی خود برای دستیابی به پیروزی، بر این چالش غلبه خواهیم کرد.
تحولاتی که پیشنهاد میکنیم با هدف پیشبرد دفاع از سوسیالیسم، حمایت و گسترش عدالت اجتماعی و ایجاد ثروت اقتصادی و توزیع عادلانهٔ آن طراحی شدهاند. بدون ثروت، چیزی برای توزیع وجود ندارد؛ در آن صورت ما فقط بهطور انتزاعی از عدالت اجتماعی سخن خواهیم گفت. عدالت اجتماعی، آنگونه که انقلاب آن را تعریف میکند ــــ با مأموریت انسانی خود برای حمایت از محرومان، عمدتاً از طریق برنامهها و پروژههای رفاهی رایگان ــــ هزینهای برای مردم ندارد، اما برای دولت هزینهبر است. و برای اجرای آن، تعمیق آن، تداوم آن و حفظ آن، دولت به ثروت نیاز دارد؛ و ما باید این ثروت را خودمان تولید کنیم. اگر ثروتی وجود نداشته باشد، عدالت اجتماعی نیز وجود نخواهد داشت و هر چیز دیگری صرفاً یک افسانه است؛ هر چیز دیگری صرفاً یک افسانه است! یا در این شرایط تولید میکنیم، ثروت میآفرینیم، و سپس آن را با عدالت اجتماعی و انصاف توزیع میکنیم ــــ نه با مساواتگرایی ــــ یا هیچکدام. این همان چالش ما است!
ما باید نیروهای مولد را آزاد کنیم؛ باید تولید بیشتر داشته باشیم، نه محدودیتهای بیشتر. زیرا ثابت شده است که کنترل بدون عرضه، صرفاً فعالیتهای اقتصادی را به بازار غیررسمی سوق میدهد.
برابری و همگرایی میان همهٔ بازیگران اقتصادی، مطابق با برنامهٔ ملی توسعهٔ اقتصادی و اجتماعی تا سال ۲۰۳۰ و راهبردهای توسعهٔ سرزمینی و محلی، ضروری است؛ راهبردهایی که شامل شرکتهای دولتی، بنگاههای کوچک و متوسط (MSME)، تعاونیها، تولیدکنندگان کشاورزی، سرمایهگذاران خارجی و کوبایی، و نیز افراد مقیم و غیرمقیم میشود. همه باید فعالیت کنند و در توسعهٔ اقتصادی و اجتماعی کشور، بر اساس قواعدی روشن، مشارکت داشته باشند.
ما باید صادرات داشته باشیم و تولید کنیم تا ارز خارجی جذب و وارد کشور شود و از آن بهصورت مولد استفاده گردد. هر واحد ارز خارجی که وارد کشور میشود باید برای تأمین مالی تولید، واردات، سرمایهگذاری، دستمزدها، و زیرساختها بهکار گرفته شود.
باید امنیت حقوقی تضمین شود: قراردادها، حقوق انتفاع، اجارهها، امتیازها، حقوق بهرهبرداری از زمین، و مجوزها باید از ثبات زمانی و حفاظت در برابر تغییرات خودسرانه برخوردار باشند. بدون امنیت حقوقی، هیچکس سرمایهگذاری نخواهد کرد و هیچکس ریسک نخواهد پذیرفت.
ما باید دیجیتالیسازی مبتنی بر قابلیت ردیابی را ترویج کنیم: صورتحساب الکترونیکی، پرداختهای دیجیتال، ثبتهای عمومی، و دادههای قابل تعامل باید به پایهای برای کاهش فرار مالیاتی و فساد بدل شوند.
حمایت اجتماعی باید در اولویت قرار گیرد: یارانههای فراگیر و ناکارآمد باید با حمایت مستقیم از افراد آسیبپذیر جایگزین شوند. ما باید همواره اطمینان حاصل کنیم که هیچ اقدامی به افزایش نابرابریهای اجتماعی منجر نشود؛ برعکس، این نابرابریها باید بهتدریج کاهش یابند تا سرانجام از میان بروند.
ما باید با رویکردی گزینشی و هوشمندانه به گشایش اقتصادی عمل کنیم: جذب فناوری، منابع مالی، بازارها و دانش خارجی، در عین حفاظت از بخشهای راهبردی از طریق مقرراتگذاری، نه از طریق رکود و ایستایی.
یک رویکرد تدریجی و آزمایشی ضروری است: اصلاحات باید مرحلهبهمرحله و از طریق برنامههای آزمایشی قابل ارزیابی، در حالی که رهبری دولت حفظ شود، اجرا شوند، و مسیر حرکت بر اساس شواهد و نتایج بهدستآمده اصلاح گردد تا هزینههای اقتصادی و اجتماعی احتمالی کاهش یافته و به حداقل برسند.
همچنین، وحدت سیاسی برای تضمین انسجام و اعتبار اقدامات؛ اطلاعرسانی روشن و دقیق دربارهٔ تصمیماتی که قرار است اجرا شوند بهمنظور جلب حمایت از این تحولات؛ و اتخاذ سازوکارهای جبرانی برای کاهش آثار اقتصادی و اجتماعی؛ ضروری هستند.
ما باید با چابکی، انسجام، و کیفیت کار کنیم ــــ و بالاتر از همه، با نظارت و کنترل. آنچه تصویب شده است باید بهدرستی اجرا شود.
در این چارچوب، لازم است حداقل در پنج جبهه بهطور همزمان پیشرفت حاصل شود:
• تثبیت اقتصاد کلان و بازیابی درآمدهای ارزی؛
• تحول در مدل اقتصادی و اجتماعی؛
• تحریک و احیای بخش کشاورزی؛
• تقویت نظام حسابداری و مدیریت هزینهها؛
• پیشبینی و کاهش هزینههای اجتماعی ناشی از تحولات ضروری در مدل اقتصادی و اجتماعی.
این پنج موضوع در گزارشی که انجمن ملی اقتصاددانان و حسابداران کوبا (ANEC) در آخرین کنگرهٔ خود ارائه کرد، بهخوبی تشریح شدهاند.
فرمانده کل به ما آموخت که در زمانهای بحران باید نه از توسعه دست بکشیم و نه از تفکر انتقادی؛ و اینکه هیچ مانعی غیرقابل عبور نیست و همیشه فرصتی برای رشد وجود دارد. و در همین مسیر، ارتشبد رائول کاسترو به ما نشان داد که این امر ممکن است، ممکن بود و همیشه ممکن خواهد بود.
مردم علل بسیاری از مشکلاتی را که با آنها روبهرو هستیم درک میکنند، اما آنان همچنین به پاسخهای مشخص، تصمیمات بهموقع، و نتایجی نیاز دارند که در زندگی روزمرهٔ خود آن را احساس کنند.
موانعی وجود دارند که از خارج یا از محاصره ناشی نمیشوند: کندی در کارها وجود دارد؛ بوروکراسی وجود دارد؛ مقرراتی وجود دارند که کسانی را که میخواهند تولید کنند بازمیدارند؛ و تصمیماتی وجود دارند که ما اجرای آنها را بهتعویق انداختهایم. آنچه به خود ما بستگی دارد، باید خودمان تغییر دهیم ــــ و باید همین حالا آن را تغییر دهیم.
ما بقای میهن را مدیون مقاومت هستیم، اما امروز مقاومت بهتنهایی کافی نیست. این دوران از ما میخواهد که دگرگون شویم، بیشتر تولید کنیم، موانع بیشتری را از سر راه برداریم، بیشتر گوش دهیم، تصمیمات بهتری بگیریم، و پاسخگو باشیم.
آنچه قصد داریم بهجریان بیندازیم یک برنامهٔ اضطراری اقتصادی و اجتماعی است؛ برنامهای متشکل از اقداماتی که بخشی از برنامهٔ دولت و سیاستهای مصوب حزب هستند، بهعلاوه تصمیماتی که دیگر نمیتوان اجرای آنها را بهتأخیر انداخت. برخی از این اقدامات از اجماع کامل و همگانی برخوردار نخواهند بود، اما نمیتوان آنها را به تعویق انداخت. و برای هر یک از آنها فردی مشخص مسؤول خواهد بود، مهلتی معین تعیین خواهد شد، شاخصی برای سنجش میزان اجرای آن تعریف میشود، و پاسخگویی عمومی در برابر ملت وجود خواهد داشت.
آنچه موفق باشد، گسترش خواهد یافت. آنچه موفق نباشد، بدون تأخیر اصلاح خواهد شد. هر کسی که مسؤولیتی برعهده دارد، باید در قبال آن پاسخگو باشد؛ و هرگاه فردی نتواند پاسخگوی الزامات این دوران باشد، باید با مسؤولیتپذیری جای خود را به کسی بدهد که بتواند آن وظیفه را بهتر انجام دهد.
ما این روند را بهعنوان چالش نسلهایی که امروز در دفاع از میهن، انقلاب، و سوسیالیسم سهیم هستند، پیش خواهیم برد.
در مورد نظام مدیریت اقتصادی، میخواهم تأکید کنم که مهمترین نکته این است که اگر این تحولات را بپذیریم، برنامهریزی متمرکز دیگر برای ادارهٔ مستقیم اقتصاد بهکار نخواهد رفت؛ بلکه وظیفهٔ آن ایجاد یک محیط نهادی و مقررات مناسب خواهد بود، تا بنگاهها و کارگران به تولید کالاها و ارائهٔ خدمات باکیفیت و کارآمد تشویق شوند و همچنین نوآوریهای لازم را برای دستیابی به این اهداف در شیوهٔ مدیریت خود بهکار گیرند.
و ما قطعاً باید تضمین کنیم که برنامه از پایین به بالا و با مشارکت کارگران تدوین شود.
ما به بازسازی و اصلاح ساختار دستگاه دولت، ساختار حکومتی، حزب و نهادهای خود ادامه خواهیم داد. در موارد لازم، ساختارها را ادغام خواهیم کرد، وظایف تکراری را مورد بازبینی قرار خواهیم داد، مراحل غیرضروری را کاهش خواهیم داد، و بهطور مستمر شیوهٔ اداره و خدمترسانی به کشور را بهینه خواهیم کرد. این ساختارها باید پویاتر، فعالتر و کمتر بوروکراتیک باشند. یکی از مهمترین و فوریترین وظایف، تقویت توسعهٔ کشور از پایینترین سطوح، و با آغاز از شهرداریها و حکومتهای محلی است.
دیگر نمیتوانیم اعطای اختیارات بیشتر به دولتهای محلی و تضمین برخورداری و اعمال تمامی اختیارات ممکن برای توسعه را بهتأخیر بیندازیم.
هیچ تغییر اقتصادیای کافی نخواهد بود اگر شرکتهای دولتی سوسیالیستی ـــ که همچنان ستون بنیادین اقتصاد باقی خواهند ماند ــــ از توانایی واقعی برای مدیریت، نوآوری، و پاسخگویی نسبت به نتایج عملکرد خود برخوردار نباشند.
ضروری است که مدیریت شرکتهای دولتی بر پایهٔ استقلال واقعی، ارزیابی اقتصادی و مالی، تفکیک وظایف حاکمیتی و بنگاهی، و اجرای اصل «اجرا کن یا توضیح بده»، اصلاح شود تا مقررات، در مواردی که راهحلی سودمندتر و قابل اثبات وجود دارد، به مانع بدل نشوند. بدین منظور، در دو مسیر پیش خواهیم رفت: اعطای استقلال واقعی بیشتر به شرکتها و مدیریت حرفهایتر داراییهای دولتی از طریق «مؤسسهٔ ملی داراییهای بنگاهی» که مسؤول نمایندگی مالک ابزارهای تولید، ارزیابی نتایج، مطالبهٔ کارآمدی، و تفکیک بهتر وظیفهٔ بنگاهداری از وظیفهٔ مقرراتگذاری وزارتخانهها است.
استقلال بهمعنای فقدان نظارت نیست؛ بلکه بهمعنای وجود یک چارچوب پاسخگویی است. استقلال یعنی توانایی اتخاذ تصمیمات بهموقع، ایجاد مشارکتهای بهتر، سرمایهگذاری مؤثرتر، پرداخت دستمزدهای بهتر، و پاسخگویی نسبت به نتایج در برابر مردم و دولت.
ما باید شرکتهای دولتی را تقویت کنیم، نه اینکه آنها را با سازوکارهای اداریای جایگزین کنیم که موجب فلج شدنشان میشوند. برای این منظور، باید تفکیک میان وظایف حاکمیتی و بنگاهی را تکمیل کنیم، عملکرد را با ابزارهای اقتصادی و مالی ارزیابی نماییم، و استقلال واقعی برای مدیریت منابع مادی، مالی، و انسانی اعطا کنیم؛ همراه با نظارت بعدی، شفافیت، و پاسخگویی.
هیچ حاکمیتی با سفرههای خالی امکانپذیر نیست. غذای مردم کوبا باید همانگونه که هست تلقی شود: مسألهای مربوط به امنیت ملی.
و زمینهای بلااستفاده در کوبا باید از میان بروند. هر قطعه زمینی که اکنون پوشیده از بوتههای مارابو است ــــ در حالی که باید تولیدکنندهٔ مواد غذایی باشد ــــ نیازمند راهحلی روشن خواهد بود: یا به بهرهبرداری مولد خواهد رسید یا به کسانی واگذار خواهد شد که آمادگی انجام این کار را دارند.
ما واگذاری زمین در قالب حق انتفاع را به افرادی که توانایی و تمایل به تولید دارند ــــ تولیدکنندگان، تعاونیها، بنگاههای کوچک، خرد، و متوسط (MSME)، و دیگر اشکال مشارکت اقتصادی ــــ گسترش خواهیم داد، بیآنکه هرگز از حاکمیت ملی چشمپوشی کنیم، یا به کشور وابستهای که انقلاب ما آن را پشت سر گذاشته است بازگردیم.
ما حق کسانی را که روی زمین کار میکنند برای سرمایهگذاری در آنچه برای مولد ساختن زمین نیاز دارند بهرسمیت خواهیم شناخت، و به کسانی که به نتایج واقعی متعهد شوند اجازه خواهیم داد مستقیماً بذر، کود، قطعات یدکی، و تجهیزات وارد کنند. اما یک اصل باید روشن باشد: آن زمین همچنان متعلق به مردم خواهد بود؛ و اگر تولید نکند، اگر به کشور خدمت نکند، اگر کارکرد اجتماعی خود را ایفا نکند، باید به دست کسانی سپرده شود که واقعاً قادر به بهرهور کردن آن هستند.
ما نمیتوانیم همچنان از کشاورزان کوبایی بخواهیم با ابزار کمتر، و با قیمتهایی پایینتر از هزینههای تولیدشان، غذای بیشتری تولید کنند؛ آنها باید از سازوکارهای مؤثر برای دسترسی مستقیم به ارز خارجی برخوردار باشند؛ از جمله، فروش محصولات به صادرکنندگان ــــ همانگونه که در بخش گردشگری انجام میشود ــــ یا فعالیت در بازار ارز.
ما باید زمین را به یک فرصت بدل کنیم، نه به باری بر دوش مردم. باید اطمینان حاصل کنیم کسانی که بذر میکارند ثمرهٔ کار خود را ببینند؛ کسانی که تولید میکنند بتوانند زندگی بهتری داشته باشند؛ و کسانی که در روستا سرمایهگذاری میکنند از امنیت، حمایت، و آیندهای روشن برخوردار باشند.
کوبا به کشاورزان خود، به کار آنان، و به اعتمادشان نیاز دارد. هنگامی که روستاهای کوبا به مسیری برای رفاه کسانی بدل شوند که در آنها کار میکنند، کشور نیرومندتر، عادلانهتر، و مستقلتر خواهد بود.
در زمینهٔ تجارت خارجی، صادرات، لجستیک، و زنجیرههای ارزش، باید واردات و صادرات مستقیم را برای شرکتهای دولتی و غیردولتی ــــ چه تولیدی، چه صادراتمحور، و چه جایگزینکنندهٔ واردات ــــ مجاز کنیم، در حالی که الزامات فنی و مالیاتی حفظ شوند اما واسطهگری اجباری حذف گردد.
در مورد بازنگری و مذاکرهٔ مجدد بدهیها، باید فرآیند تبدیل بدهی به دارایی را اجرا کنیم؛ فرآیندی که عمدتاً بر مبادلهٔ داراییهای ملی با بدهی متمرکز است بدون آنکه مالکیت این داراییها بهطور دائمی واگذار شود. از طریق این سازوکار، میتوانیم بدون از دست دادن حقوق مالکیت بر داراییها، منابع مالی و مزایای دیگری بهدست آوریم.
همچنین باید سازوکارهای دیگری، مانند تبدیل بدهی به حفاظت از طبیعت («Debt-for-Nature»)، تبدیل بدهی به توسعهٔ اجتماعی («Debt-for-Social Development»)، انتشار اوراق قرضهٔ مرتبط با اهداف توسعهٔ پایدار، و سایر روشهای مشابه، را بررسی کنیم.
ما فهرست فعالیتهای ممنوع برای بخش خصوصی را بهطور جامع بازبینی خواهیم کرد، و از اصلی روشن پیروی خواهیم نمود: هرجا که ممکن باشد، ممنوعیتها باید با مقرراتگذاری مسؤولانه جایگزین شوند. کشور نیاز دارد مسیرهای قانونی را، با قواعد روشن و نظارتهای مناسب، برای این فعالیتها ایجاد کند.
همچنین دامنهٔ موضوع فعالیت شرکتهای کوچک، خرد، و متوسط (MSME)، و دیگر بازیگران اقتصادی را انعطافپذیرتر خواهیم کرد، و بار بوروکراتیکی را که امروز بسیاری از کارآفرینان با آن روبهرو هستند بهطور چشمگیر کاهش خواهیم داد. علاوه بر این، باید روند ایجاد مشارکتهای اقتصادی میان الگوهای مدیریتی دولتی و غیردولتی را تسهیل کنیم.
سرمایهگذاری خارجی نیز در شبکهای از موانع گرفتار شده است که رشد ضروری آن را محدود میکند. ما نباید فقط به سرمایهگذاران خارجی بگوییم در کجا سرمایهگذاری کنند، بلکه باید به آنان اجازه دهیم خود برای سرمایهگذاری در بخش اقتصادی مورد نظرشان ابتکار عمل داشته باشند؛ همچنین باید این امکان را فراهم کنیم که آنان در همهٔ موارد، بدون واسطهگری دولتی، نیروی کار مورد نیاز خود را مستقیماً استخدام کنند.
ما باید سرمایهگذاری مستقیم خارجی در بخش خصوصی ملی، از جمله شرکتهای کوچک، خرد، و متوسط (MSME)، را مجاز کنیم، و برای مالکیت، انتقال سود و سرمایه به خارج، سرمایهگذاری مجدد، و حلوفصل اختلافات، قواعدی روشن تعیین نماییم.
ما باید الگوهای سرمایهگذاری با اشکال مختلف و با مشارکت تمامی ذینفعان در میان کوباییهای ساکن کشور را تسهیل کنیم. و به کوباییهای مقیم خارج که مایلاند در کشور سرمایهگذاری کنند، کمک مالی اهدا نمایند، فناوری وارد کنند، بازاری ایجاد کنند، یا پروژهای را در سرزمین مادری خود راهاندازی کنند، چارچوبی روشن، باثبات، و محترمانه ارائه خواهیم داد، بدون آنکه بهخاطر تمایلشان برای کمک به مردم خود یا مشارکت در توسعهٔ سرزمینی که در آن زاده شدهاند، با سوءظن به آنان نگریسته شود. به هر کسی که میخواهد همراه با کوبا آیندهای بسازد بدون آنکه بخواهد چیزی را بر آن تحمیل کند، با تمام صداقت میگوییم: این خانهٔ شما است و درِ ما به روی شما باز است؛ زیرا در این لحظه، این میهن نمیتواند حتی یک کوبایی نیک را از دست بدهد. (تشویق)
قطع برق صرفاً مسألهای مربوط به مگاوات یا کمبود ظرفیت تولید نیست. قطع برق یعنی کودکی که نتوانسته برای امتحان خود درس بخواند؛ غذایی که در یخچال فاسد شده است؛ سالمندی که شب را بیدار، بیقرار، و در گرما سپری میکند. قطع برق یعنی بیمارستانی که با تمام ظرفیت فعالیت میکند، درمانگاهی که نمیتواند داروها را نگهداری کند، کارگری که یک روز دستمزد خود را از دست میدهد، و کسبوکاری که ناچار به تعطیلی میشود. به همین دلیل، انرژی یک مسألهٔ صرفاً فنی نیست، بلکه موضوعی انسانی، اقتصادی، و ملی است.
ما، همانگونه که تاکنون انجام دادهایم، روند ادغام انرژی خورشیدی در اقتصاد ملی را تسریع خواهیم کرد. برای دستیابی به این هدف، ورود مستقیم شرکتهای خارجی تأمینکنندهٔ پنلهای خورشیدی، باتریها، اینوِرترها، و راهکارهای مرتبط را تسهیل خواهیم کرد، و تعداد واسطههایی را که هزینهها را برای مردم و کشور افزایش میدهند کاهش خواهیم داد.
تعرفههای واردات فناوریهای خورشیدی، سامانههای ذخیرهسازی انرژی، و تجهیزات صرفهجویی انرژی پیشتر حذف شدهاند. اکنون، همچنین حذف مالیات بر فروش این تجهیزات و خدمات مرتبط با نصب و نگهداری آنها را نیز پیش خواهیم برد.
علاوه بر این، سازوکارهای اعتباری و تأمین مالی ایجاد خواهیم کرد تا این راهکارها تنها در اختیار تعداد محدودی نباشند، بلکه بهتدریج به خانوارها، شرکتهای کوچک، خرد و متوسط (MSME)، درمانگاهها، مراکز آموزشی، خانههای سالمندان، و دیگر خدمات ضروری مورد نیاز مردم نیز برسند. و در این تلاش، شرکتها و متخصصان کوبایی ــــ چه دولتی و چه خصوصی ــــ در مرکز فعالیت قرار خواهند داشت؛ از نصب و نگهداری گرفته تا تعمیر، یکپارچهسازی، و ایجاد فرصتهای شغلی. شرکتهای کوبایی میتوانند در زمینهٔ نصب، یکپارچهسازی، بهرهبرداری، و پشتیبانی از این فناوریها، تخصص پیدا کنند.
ما حملونقل برقی مبتنی بر منابع انرژی تجدیدپذیر را ترویج خواهیم کرد. هر وسیلهٔ نقلیهٔ برقی که برای حملونقل عمومی، خصوصی، یا بار سبک مورد استفاده قرار گیرد، و بتواند ثابت کند که بهطور کامل یا عمدتاً با انرژی خورشیدی کار میکند، مشمول مشوقهای ویژه، معافیتهای تعرفهای، حذف مالیات بر فروش، و تسهیل واردات شارژرها، باتریها، قطعات، و راهکارهای مرتبط خواهد شد.
ما همچنین نصب پنلهای خورشیدی را در سراسر کشور، با استفاده از سرمایهگذاری خارجی، خصوصی، تعاونی، و دولتی، گسترش خواهیم داد و اولویت را به مسیرهای شهری، قطبهای گردشگری، مناطق تولیدی، و خدمات حیاتی خواهیم داد. همراه با این اقدام، روندی سریع برای صدور مجوز فعالیت اپراتورهای حملونقل، تاکسیهای برقی، و خدمات مرتبط با جابهجایی ایجاد خواهیم کرد؛ البته تحت قواعد روشن، نظارت فنی، استانداردهای ایمنی جادهای، و قیمتگذاری شفاف.
بالاترین اولویت، فراتر از هر چیز دیگر، مردم هستند؛ مردمی که نمیتوانند منتظر بهبود اقتصاد بمانند، زیرا برخی دشواریها مهلت نمیشناسند. عدالت اجتماعی واقعی بر پایهٔ قیمتهای مصنوعی ــــ قیمتهایی که در نهایت به کمبود کالا، صفهای طولانی، دستمزدهای پایین، و بازار غیرقانونی منجر میشوند ــــ بنا نمیشود.
عدالت اجتماعی بر پایههای واقعی بنا میشود: درآمدهایی با قدرت خرید واقعی؛ حمایت مستقیم از کسانی که بیش از همه به آن نیاز دارند؛ و اقتصادی ملی که توانایی تولید بیشتر داشته باشد؛ هیچ میانبری وجود ندارد. اینها ایدههای جدیدی نیستند، بلکه تصمیماتی هستند که کشور سالها پیش دربارهٔ آنها بحث کرده و آنها را تصویب کرده است. اشتباه در مطرح کردن آنها نبود؛ اشتباه در بهتعویق انداختن اجرای آنها بود ــــ و اکنون آن دورهٔ تعویق باید پایان یابد.
سبد غذایی پایه برای بازنشستگان، خانوادههای دارای کودکان مبتلا به بیماریهای مزمن، و جمعیتهای آسیبپذیر تضمین خواهد شد. برنامههای هدفمندی برای ایجاد تحول اجتماعی در فقیرترین محلهها تدوین خواهد شد. بخشهای اقتصادی دولتی و خصوصی باید نقشی بزرگتر و مشوقهای بیشتر برای مشارکت در حل مشکلات اولویتدار محلی داشته باشند؛ مشکلاتی همچون آشپزخانههای عمومی، خدمات بهداشتی، و پناهگاههای کودکان فاقد حمایت خانوادگی و موارد مشابه. این تصمیمات مستلزم وظایف جدید و مشخصی خواهند بود: پرداخت مستمری بازنشستگان در نزدیکی محل سکونت آنان، تا مجبور نباشند ساعتها زیر آفتاب در صف بمانند؛ حمایت مالی از آشپزخانههای عمومی، خانههای سالمندان، مراکز نگهداری سالمندان، و مراکز کودکان؛ ایجاد سهمیههای همبستگی و قیمتگذاری مبتنی بر هزینه برای کسانی که واقعاً به آن نیاز دارند؛ و دیجیتالیسازی همهٔ این فرآیندها تا مشخص باشد چه کسی مشارکت میکند، چه کسی از مزایا بهرهمند میشود، و چه نتایجی حاصل میگردد.
سالها تحت نظامی فعالیت کردیم که بر کنترل دستمزدها، تنظیم قیمتها، و دولتی متکی بود که بخش عظیمی از زندگی اقتصادی کشور را یارانه میداد. این فرمول منطق خاص خود، شرایط خاص خود، نتایج خاص خود، و زمان مناسب خود را داشت؛ اما دیگر پاسخگوی واقعیت پیچیدهای که امروز با آن روبهرو هستیم نیست. قیمتهایی که خانوادهها امروز با آن مواجهاند بیش از حد از درآمد کارگران و بازنشستگان فاصله گرفتهاند، و ما نمیتوانیم همچنان وانمود کنیم که این شکاف وجود ندارد.
ما همچنین مسیرهای جدیدی را برای دسترسی امن به داروها ایجاد خواهیم کرد.
در خصوص سیاستهای بازسازی مالی، مالیاتی، پولی، و بانکی، پیشنهاد میکنیم که هدف اصلیِ کاهش کسری بودجه بر افزایش تولید ــــ که پایهٔ درآمدهای مالیاتی است ــــ و کاهش هزینههای غیرضروری بودجه متمرکز باشد. بههمین دلیل، سیاستی را که نتوانست نتایج مورد انتظار را بههمراه داشته باشد نیز اصلاح خواهیم کرد.
سقفهای قیمتی در عمل نتوانستند تورم را مهار کنند. این سیاستها اغلب به کمبود کالا، انتقال فعالیتها به بازار سیاه، افزایش قیمتها، کاهش درآمدهای مالیاتی، و رقابتی ناممکن میان قیمتهای واقعی و تصمیمات اداری منجر شدند؛ تصمیماتی که یا همواره دیر اتخاذ میشدند یا در برابر واقعیتهای متغیر اقتصادی انعطافناپذیر باقی میماندند، و در نتیجه، فعالیت کسانی را که میخواستند بهصورت قانونی و شفاف فعالیت اقتصادی انجام دهند محدود میکردند. بههمین دلیل، همانگونه که نخستوزیر توضیح داد، ما به اِعمال گسترده و فراگیر سقفهای قیمتی ادامه نخواهیم داد. ما باید اعوجاجهای موجود در نظام مالیاتی را که در حال حاضر هزینههای زنجیرههای تولید را افزایش داده و در نهایت به قیمت نهایی کالاها منتقل میشوند، اصلاح کنیم.
ما به سمت اجرای تدریجی مالیات بر ارزش افزودهٔ (VAT) قابل اعتبارسنجی حرکت خواهیم کرد که بهصورت فزاینده توسط صورتحساب الکترونیکی پشتیبانی میشود، تا از مالیاتستانی زنجیرهای و مضاعف جلوگیری شود. اما این تصمیمات تنها زمانی قابلاجرا خواهند بود که همزمان با حمایت اجتماعی مستقیمتر و مؤثرتر همراه باشند؛ یعنی با گذار از یارانه دادن به کالاها به یارانه دادن به مردم و با تلاش برای بازگرداندن قدرت خرید دستمزدها و مستمریها. موضوع این نیست که افراد را در بازار به حال خود رها کنیم؛ بلکه موضوع این است که حمایت بهتری ارائه دهیم، تولید را افزایش دهیم، بهصورت هوشمندانه مقرراتگذاری کنیم، و با واقعگرایی مدیریت نماییم.
ما به نظام مالیای نیاز داریم که از اقتصاد حمایت کند، پاسخگوی نیازهای بازیگران مختلف اقتصادی باشد، صفها را کاهش دهد، پرداختها را تسهیل کند، شفافیت در مبادلات را تضمین نماید، و پسانداز، اعتبار، و سرمایهگذاری را به ابزارهای واقعی توسعه مبدل سازد.
ما باید نظام بانکی و مالی کشور را بهطور اساسی نوسازی کنیم. برای تحقق این هدف، کوبا به بانکهایی نیاز دارد که چابکتر، دیجیتالیتر، نزدیکتر به مردم، و مفیدتر برای کسانی باشند که تولید میکنند، صادر میکنند، وارد میکنند، سرمایهگذاری میکنند، یا کسبوکار ایجاد میکنند.
ما ــــ تحت نظارت سختگیرانه ــــ فرصتهایی را برای مؤسسات مالی خصوصی و خارجی فراهم خواهیم کرد؛ همچنین سازوکارهای جدید برای اعتباردهی، تأمین مالی تولید، توسعهٔ بازارهای مالی، و خدمات پرداخت ایجاد خواهیم کرد که در آنها بازیگران دولتی، تعاونی، و خصوصی بتوانند مشارکت داشته باشند. هدف این است که دریافت مستمری، دریافت حواله از خارج کشور، پرداخت هزینهٔ خدمات، درخواست وام، تأمین مالی یک برداشت کشاورزی، خرید تجهیزات، یا جابهجایی پول برای پشتیبانی از تولید، به یک مسیر پر از موانع و پیچیدگی بدل نشود.
ما حسابهای برونمرزی (Offshore)، پرداختهای ارزی میان شرکتها، و تراکنشهای بینالمللی قابل حسابرسی را برای نهادهایی که واردات، صادرات، یا خدمات جهانی ارائه میکنند، مجاز خواهیم کرد.
این اقدامات برای تضعیف نقش دولت نیست، بلکه برای گسترش و نوسازی توانایی کشور در تأمین مالی تولید، حمایت از تولیدکنندگان کالا و خدمات، تنظیم جریان پول، و ارائهٔ خدمات بهتر به مردم است. ما تحول دیجیتال، نرمافزار، و هوش مصنوعی را به ابزارهایی فراگیر برای توسعهٔ کشاورزی، بخش انرژی، بهداشت و درمان، آموزش، تجارت خارجی، بانکداری، تجارت الکترونیک، لجستیک، گردشگری، و اجرای قوانین مالیاتی، تبدیل خواهیم کرد.
پیشنهادهای مشخص مرتبط با نرمافزار، هوش مصنوعی، اقتصاد دانشبنیان و اقتصاد دیجیتال باید بهعنوان زیرساختهایی فراگیر برای افزایش بهرهوری ملی مطرح شوند. موضوع صرفاً صادرات نرمافزار نیست؛ بلکه دیجیتالی کردن پرداختها، مالیاتها، تجارت خارجی، کشاورزی، سلامت، انرژی، لجستیک، دولت و آمار است.
در زمینهٔ گردشگری و بخش املاک و مستغلات، باید الگوهای جدید کسبوکار با مشارکت همهٔ بازیگران اقتصادی اجرا شوند. ما باید یک بازار املاک مولد و تحت نظارت ایجاد کنیم که شامل موارد زیر باشد: اجارهٔ املاک دولتی بلااستفاده؛ اجارهٔ ساختمانها، فضاهای تجاری، انبارها، دفاتر، تأسیسات گردشگری، کارگاهها، و فضاهای صنعتی؛ اعطای امتیازها؛ حقوق بهرهبرداری از املاک؛ و فرایندهای مزایدهٔ شفاف که برای نهادهای دولتی، خصوصی، تعاونی یا مختلط باز باشند.
ما دربارهٔ واردات سوخت و تمامی فرصتهایی که برای بخش خصوصی فراهم شده است صحبت کردهایم؛ اما اکنون هدف آن است که این فعالیتها با حاشیهٔ سودی معقول، شفاف، و غیرسودجویانه انجام شوند.
در مورد واردات خودرو، باید همهٔ موانع وارداتی را حذف کنیم، واردات خودروهای برقی را در اولویت قرار دهیم، و البته تأسیسات تولید پنلهای خورشیدی را نیز توسعه دهیم.
میدانم که دربارهٔ دلاریزه شدن بخشی از اقتصاد، تورم، و کمبود بسیاری از کالاهایی که به پول ملی قیمتگذاری میشوند، نگرانی وجود دارد ــــ و این نگرانی کاملاً بهجا است. ما این مشکل را نادیده نخواهیم گرفت. الگوهای کسبوکاری که اجازهٔ فعالیت ارزی به آنها داده میشود باید بهطور مستقیم و قابل راستیآزمایی به افزایش درآمدهای ارزی کمک کنند؛ درآمدهایی که بتوانند عرضهٔ کالاها و خدمات به پول ملی را پایدار سازند.
ما باید الزامات سختگیرانهتری برای استفاده از پلتفرمهای پرداخت دیجیتال اعمال کنیم. باید مجوزهای تجارت عمدهفروشی و خردهفروشی را گسترش دهیم، واسطهها را حذف کنیم، و بدون تردید، صورتحساب الکترونیکی را به اجرا بگذاریم.
ما باید موانع مزدیای را که مانع حفظ استعدادها و نیروی کار بسیار ماهر در بخشهای تولیدی، صادراتی، فناوری، انرژی، و صنایع کشاورزی میشوند از میان برداریم، و امکان پرداخت دستمزدهای متغیر به پزوی کوبا (CUP) و ارز خارجی را، بر اساس نتایج قابلسنجش در صادرات، صرفهجویی ارزی، افزایش بهرهوری، نوآوری، افزایش دسترسی به انرژی، یا فروش خارجی، فراهم کنیم.
در زمینهٔ دولت دیجیتال، دادههای عمومی، و نظارت هوشمند، باید اجرای اجباری و مرحلهای صورتحساب الکترونیکی را برای مؤدیان متوسط و بزرگ آغاز کنیم؛ سپس، آن را به شرکتهای کوچک، خرد و متوسط (MSME) و صاحبان مشاغل آزاد گسترش دهیم، و از ابزارهای سادهای استفاده کنیم که با وضعیت واقعی دسترسی به اینترنت و ارتباطات سازگار باشند.
ما باید نظام ملی آمار، و همچنین ادارهٔ ملی آمار و اطلاعات (ONEI)، را از طریق گردآوری دیجیتالی دادهها از شرکتها و نهادها، انتشار اطلاعات از طریق برنامههای خدمات عمومی مبتنی بر هوش مصنوعی، و حفاظت از دادههای حساس، نوسازی کنیم.
ما باید از هوش مصنوعی برای سادهسازی فرایندها، پردازش اسناد اسکنشده، شناسایی خطاها، اعتبارسنجی پروندهها، احراز اصالت اسناد، و کاهش بار اداری استفاده کنیم. باید کیفیت خدمات ارائهشده به مردم را از طریق طراحی رویکردهای جدید برای هر مسأله بهبود ببخشیم.
و همچنین باید بهطور جدی به مشکلی بپردازیم که زندگی روزمرهٔ میلیونها کوبایی را تحت تأثیر قرار داده است: جمعآوری پسماندهای جامد. ما پروژههای محلی برای بهبود جمعآوری، پردازش، و دفع پسماندهای جامد راهاندازی خواهیم کرد؛ پروژههایی که در آنها، بهصورت مسؤولانه، کسانی که بیشترین فشار را بر این نظام وارد میکنند سهم بیشتری نیز در تأمین هزینههای آن خواهند داشت.
اما این راهحل صرفاً دولتی نخواهد بود، بلکه سرمایهگذاری خارجی در بخش غیردولتی، نظام بنگاههای اقتصادی، جوامع محلی، و ابتکارات خلاقانهای را نیز در بر خواهد گرفت که به بازگرداندن پاکیزگی، نظم، و سلامت به شهرها و جوامع ما کمک میکنند.
رفقا:
کوبا دیگر به تأخیرهای بیشتر نیاز ندارد؛ به راهحل نیاز دارد. مسأله، ایجاد ادارات بیشتر یا برگزاری جلسات بیشتر نیست؛ مسأله، دستیابی به نتایج ملموس است.
حکمرانی یعنی حل مشکلات، برداشتن موانع، ارائه حمایت، و اطمینان از این که تصمیمات به بهبودهای واقعی منجر شوند؛ زیرا خلق کردن در کوبا، سرمایهگذاری در کوبا، کار کردن در کوبا، و ماندن در کوبا، نیز به توانایی کشور در گشودن راههای جدید، سازماندهی هوشمندانه، و حمایت از کسانی بستگی دارد که میخواهند سهمی در پیشرفت آن داشته باشند.
در کنار فرصتهای اقتصادی، ما فضاهای مشخصی را نیز برای مشارکت عملی جوانان در جوامع خود ایجاد خواهیم کرد.
شبکهٔ محلی جوانان باید مسیری باشد که جوانان از طریق آن بتوانند مکانی برای آموزش دیدن، یافتن شغل، خدمت به جامعه، و تبدیل یک ایده به یک پروژهٔ واقعی پیدا کنند. این شبکه باید ابتکارات مفیدی را در محلهها هماهنگ کند: احیای فضاهای عمومی، حمایت از افراد آسیبپذیر، فعالیتهای فرهنگی و ورزشی، آموزش حرفهها و فناوریها، ارتباطات اجتماعی، پروژههای تولیدی، اشتغال محلی، و حمایت از جوانان در معرض خطر.
صحبت از ایجاد یک ساختار جدید دیگر یا گرد هم آوردن جوانان صرفاً برای دریافت دستورالعمل نیست؛ بلکه هدف این است که مهارتها، ابزارها، دانش، مسؤولیتها، و فرصتهای واقعی برای دگرگون کردن محیط زندگیشان، در اختیار آنان قرار گیرد؛ زیرا ماندن در کوبا باید به این معنا نیز باشد که فرد مکانی برای مفید بودن، رشد کردن، یاد گرفتن، رهبری کردن، و ساختن آیندهای از دل محله، مدرسه، محل کار، و شهرداری خود داشته باشد.
ما کشور خود را میشناسیم؛ میدانیم موانع کجا هستند، فساد در کجا کمین کرده است، کجا بوروکراسی بیش از حد وجود دارد، و کجا احساس شرم و کرامت از میان رفته است. هر اقدامی که اعلام میکنیم دارای مسؤولان مشخص، مهلتهای زمانی تعیینشده، و شاخصهای ارزیابی عملکرد خواهد بود. ما گزارش خواهیم داد که چه چیزهایی پیش میروند، چه چیزهایی به اهداف تعیینشده نمیرسند و چه مواردی نیازمند اصلاح هستند.
برخی مسائل وجود دارند که برای محافظت از آنها در برابر کسانی که قصد تخریبشان را دارند، ناچار خواهیم بود با احتیاط و محرمانگی با آنها برخورد کنیم. مارتی پیشتر به ما آموخته است که برخی امور باید پنهان بمانند تا بتوان آنها را بهانجام رساند؛ اما احتیاط و محرمانگی هرگز بهانهای برای پنهان کردن حقیقت از مردم نخواهد بود.
ما، بهعنوان یک ملت، صرفاً برای مقاومت گردهم نخواهیم آمد؛ ما گردهم خواهیم آمد تا خلق کنیم، تولید کنیم، تصمیم بگیریم، پاسخگویی مطالبه کنیم، شکوفا شویم، و دگرگون سازیم، زیرا آنچه امروز آغاز میکنیم کاری نیست که یک دولت بهتنهایی انجام دهد؛ این کاری است که همهٔ ما با هم انجام میدهیم ــــ با کشاورزی که به زمین بازمیگردد تا کشت کند؛ با صاحب کسبوکار کوچک یا متوسطی که جرأت خطر کردن دارد؛ با تکنسینی که نخستین پنل خورشیدی را نصب میکند؛ با معلم؛ با پزشک؛ با جوانی که تصمیم میگیرد در میهن خود بماند و سرمایهگذاری کند؛ با کوبایی مقیم خارج که دست یاری دراز میکند؛ با شما؛ با من و با همهٔ مردم ــــ وگرنه اصلاً انجام نخواهد شد.
ما مشکلات را انکار نخواهیم کرد؛ از بوروکراسی دفاع نخواهیم کرد؛ در را به روی استعدادها نخواهیم بست؛ آسیبپذیران را رها نخواهیم کرد؛ و هرگز اجازه نخواهیم داد رنج این مردم ــــ که نتیجهٔ محاصرهٔ امپریالیستی و شرورانه است ــــ علیه حاکمیت ملی میهن ما مورد سوءاستفاده قرار گیرد. (تشویق)
هیچ چیز ناممکن نخواهد بود اگر این چالش را بهعنوان یک فرصت و تاریخ را بهعنوان منبع الهام بپذیریم!
سسپدس، آگرامونته، ماسئو، گومس، مارتی، مِیا، ویینا، گیتراس، چه، کامیلو، آلمیدا، فیدل و رائول ــــ همهٔ قهرمانان ما ــــ در دوران خود با لحظاتی روبهرو شدند که بههمان اندازه، یا حتی بیش از امروز، دشوار بودند؛ و همه با افتخار و سربلندی از آن چالشها بیرون آمدند. حتی آنانی که در میدان نبرد جان باختند و پیروزی را ندیدند، میراثی از شجاعت برای ما به جا گذاشتند که تا امروز پابرجا است؛ همانگونه که در سوم ژانویهٔ امسال نیز ــــ زمانی که ۳۲ رزمندهٔ کوبایی در مقابله با نیروهای نخبهای که از نظر تعداد و امکانات بهمراتب برتر بودند، جان خود را از دست دادند ــــ نشان داده شد.
هیچ انقلابی راه آسانی نداشته است؛ و انقلاب ما این جسارت را داشته که شش دهه محاصره، قوانین نسلکشانه، جنگ ترکیبی، و مجموعهای از اقدامات قهری یکجانبه را پشت سر بگذارد؛ فشارهایی که هیچ ملت دیگری نه چنین مدت طولانی تحمل کرده است و نه احتمالاً میتوانست تحمل کند.
در صدمین سالگرد تولد فرمانده کل فیدل کاسترو، و نود و پنجمین سالروز تولد ارتشبد رائول کاسترو روس، بهترین ادای احترام به کار سترگ این دو رهبر تاریخی آن است که از میراثشان دفاع کنیم و جوهرهٔ عدالت اجتماعی آن را حفظ نماییم؛ آن هم در میان طوفان جنگهای غارتگرانه، تهدیدهای تجاوز نظامی، و فرایندهای نواستعماری که همچون غول هفتفرسنگی، آسمان را درمینوردند و در این روزگار جهانها را میبلعند.
همهٔ ما برای اقدام فراخوانده شدهایم، و با هم پیروز خواهیم شد.
زنده باد کوبای آزاد!
(فریادها: «زنده باد!»)
زنده باد مردم قهرمان کوبا!
(فریادها: «زنده باد!»)
زنده باد حاکمیت ملت کوبا!
(فریادها: «زنده باد!»)
سوسیالیسم یا مرگ!
میهن یا مرگ!
پیروز خواهیم شد!
(فریادها: «پیروز خواهیم شد!»)
(تشویق).
منبع: گرانما، ۱۸ ژوئن ۲۰۲۶
https://en.granma.cu/cuba/2026-06-19/economic-and-social-transformations-presented-to-cuban-parliament