«سبد معیشت» ۹۰ میلیون تومان شد / دستمزد برای ده روز ماه هم کفاف نمی‌دهد!

گزارش: نسرین هزاره مقدم ــ 

امروز یک خانواده کارگری باید ماهی ۹۰ میلیون درآمد داشته باشد تا بتواند سر پا بایستد و از پس خرج و مخارج زندگی بربیاید اما اکثریت طبقه‌ی کارگر و مزدبگیر حتی نصف این رقم هم درآمد ماهانه ندارند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، داده‌های تورمی تیرماه، مرزهای سابق را پشت سر گذاشته است و به نقطه هشدار رسیده است؛ «مردم»، عامه‌ی مردم و به خصوص کارگران و بازنشستگانی که درآمدشان در حدود دستمزد مصوب شورایعالی کار است، در خرید ساده‌ترین نیازهای زندگی با مشکلات جدی مواجه‌اند؛ مسکن، آموزش کیفی و درمان مناسب، مدت‌هاست ازدسترس خارج شده است؛ حالا حتی خوراکی‌ها هم قابل دستیابی نیستند؛ هزینه‌ی سبد خوراکی‌های یک خانواده متوسط بسیار بالاتر از سقف درآمد خانواده‌های کارگری‌ست و این نابرابری، یک درد بزرگ است.

داده‌های رسمی

در تیرماه، براساس داده‌های رسمی مرکز آمار ایران، نرخ تورم نقطه‌ای خوراکی‌ها به رقم عجیبِ ۱۲۸.۱ درصد رسیده است؛ به این معنا که قیمت یک سبد مشخص از خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها – که البته بسیار تقلیل‌گرایانه انتخاب و دسته‌بندی شده است- در تیرماه امسال به نسبت تیرماه سال قبل، ۲.۸ برابر شده است؛ در عرض یکسال، قیمت حداقل ۸ قلم خوراکی، بیش از ۱۰۰ درصد افزایش یافته است.

این داده‌ها گویای یک واقعیت مسلم است؛ خوراکی‌ها در عرض یکسال، تبدیل به کالاهایی فوق لاکچری و طبقاتی شده‌اند؛ گوشت، مرغ، تخم مرغ، حبوبات، برنج و حتی «نان» از نردبان تورم صعود کرده‌اند و برای عامه‌ی مزدم که مزدبگیران با حقوق ثابت هستند، به یک دغدغه‌ی جدی تبدیل شده‌اند؛ امروز «مردم» آرزوی یک سفره‌ی گرم و پررونق دارند، همان سفره‌ای که در روزگارانِ نه چندان دور، طبقاتی و لاکچری نبود و تقریباً همه مردم، دور آن می‌نشستند.

اما به جز تورم خوراکی‌ها، شاخص‌های تورم عمومیِ تیرماه نیز، صعودی بوده است؛ براساس اطلاعات مرکز آمار، نرخ تورم سالانه (۱۲ ماهه منتهی به تیرماه) ۶۶ درصد و تورم نقطه به نقطه (تیر ۱۴۰۵ در مقایسه با تیر ۱۴۰۴) در نخستین ماه تابستان ۸۷.۹ درصد بوده است.

در تیر ماه ۱۴۰۵ تورم ماهانه خانوارهای کشور برابر ۳.۱ درصد بوده است. تورم ماهانه برای گروه‌های عمده «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات» ۲.۵ درصد و برای گروه عمده «کالاهای غیرخوراکی و خدمات» ۳.۶ درصد بوده است.

در این بین، دستمزد کارگران حداقل‌بگیر با همه مزایا، به ۲۵ میلیون تومان نمی‌رسد؛ دستمزدی که براساسِ محاسبات ناکارآمد شورایعالی کار در اسفندماه پارسال، نصف سبد معیشت همان زمان تعیین و تصویب شد و امروز از قطار پرشتاب قیمت‌ها به شدت عقب افتاده است.

سوال اینجاست که این دستمزد که در قیاس با تورم ماه به ماه عقب رفته و از ارزش واقعیِ آن به شدت کاسته شده، امروز چند درصد هزینه‌های زندگی را پوشش می‌دهد، برای چند روز از ماه کافی‌ست و عقب‌ماندگی معیشتی کارگران تا چه اندازه تشدید شده است؟

محاسبات «سبد معیشت خانوارهای کارگری»

«فرامرز توفیقی» فعال کارگری که محاسبات مستقل سبد معیشت خانوارهای کارگری را براساس داده‌های مرکز آمار ایران و سبد غذایی انستیتو تغذیه انجام می‌دهد، صعود هزینه‌های زندگی را «بی‌سابقه» توصیف می‌کند.

او براساس جدول زیر، سبد غذایی حداقلی یک خانواده متوسط ۳.۳ نفره را محاسبه کرده است:

«سبد معیشت» ۹۰ میلیون تومان شد/ دستمزد برای ده روز ماه هم کفاف نمی‌دهد!

توفیقی با بیان اینکه «طبقه کارگر عموماً در دهک‌های چهارم و پنجم درآمدی قرار دارند و سهم خوراکی‌ها در این دهک‌ها، ۳۸.۰۵ درصد هزینه‌های زندگی‌ست» سبد معیشت خانوارهای کارگری را براساس فرمول زیر، حدود ۹۰ میلیون تومان تخمین می‌زند:

 ۹۰۵۸۱۸۵۱۷= ۳۸.۰۵ / ۱۰۰ × ۳۴۴۶۶۳۹۴۶ ریال

به این ترتیب، در انتهای تیرماه، هزینه‌های حداقلی زندگی کارگران به ۹۰ میلیون تومان رسیده است؛ سبد معیشت محاسبه شده از سوی شورایعالی کار در اسفند سال قبل، ۴۲ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان بوده که در بازه زمانی چهارماهه، ۲۱۱.۱۴ درصد رشد داشته است؛ رشد ریالی سبد یا به عبارت درست‌تر، میزان افزایش هزینه‌های زندگی در چهارماه، ۴۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان بوده است.

توفیقی با بیان اینکه «امسال حقوق ماهانه یک کارگر متاهل با یک فرزند و یکسال سابقه به شرط پرداخت تمام مزایا ۲۴ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان است» ادامه می‌دهد: قدرت پوشش دستمزد در ابتدای سال، ۵۸.۲۴ درصد بوده که برای هزینه‌های ۱۷.۴۷ روز کفایت می‌کرد؛ اما در پایان تیرماه، قدرت پوشش دستمزد به ۲۷.۵۸ درصد تنزل یافته یعنی دستمزد فقط ۲۷.۵۸ درصد هزینه‌های حداقلی زندگی را کفاف می‌دهد و تنها برای ۸.۲۷ روز کفایت می‌کند. کارگران بیش از ۲۰ روز ماه، آه در بساط ندارند…

به گفته این فعال کارگری، محاسبات سبد معیشت و این اعداد و ارقام به وضوح نشان می‌دهد که کارگران در گرداب هزینه‌های نجومی زندگی به سختی دست و پا می‌زنند و با وجود کار تمام وقت، دستمزدی که می‌گیرند برای ده روز ماه هم کافی نیست. اینجا این سوال پیش می‌آید که چه کسی مسئول این وضعیت است؟

امروز یک خانواده کارگری باید ماهی ۹۰ میلیون درآمد داشته باشد تا بتواند سر پا بایستد و از پس خرج و مخارج زندگی بربیاید  اما اکثریت طبقه‌ی کارگر و مزدبگیر حتی نصف این رقم هم درآمد ماهانه ندارند. قطار تورم با شتاب بسیار به پیش می‌تازد و زندگی مزدبگیران، دچار یک عقبگرد تاریخی شده است. در این وانفسا با یکی دو درصد کاهش نرخ تورم، مشکلات حاد معیشتی حقوق‌بگیران حل نمی‌شود؛ باید پرسید چرا وظایف حاکمیتی در قبل فرودستان به فراموشی سپرده شده است؟

منبع: خبرگزاری کار ایران، ایلنا، ۲۶ مرداد ۱۴۰۵

https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1826569




نامه کارگران اخراجی پتروشیمی سلمان فارسی به استاندار خوزستان: مانع بازگشت به کار ما شده‌اند

۳۲ نفر از کارگران واحد تعمیر و نگهداری پتروشیمی سلمان فارسی ماهشهر، با ارسال نامه‌ای خطاب به استاندار خوزستان، خواستار اجرای دستور بازگشت به کار خود و جلوگیری از ادامه بلاتکلیفی‌شان شدند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، این کارگران در نامه خود نوشته‌اند: اسفندماه سال گذشته، همزمان با آغاز جنگ تحمیلی و حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا به کشور، ما ۳۲ کارگر نیز مانند سایر همکاران پتروشیمی سلمان فارسی و کارگران واحدهای تولیدی و صنعتی مستقر در ماهشهر، به یکباره بیکار شدیم. 

آن‌ها افزوده‌اند: اگرچه پس از گذشت حدود یک ماه و بعد از تعطیلات رسمی نوروز، همه کارگران به کار سابق خود بازگشتند، اما با حمله دوباره موشکی ارتش آمریکا به چند مجتمع همجوار پتروشیمی، وضعیت شغلی ما بار دیگر تغییر کرد و همه کارگران مجددا بیکار شدند. 

در ادامه این نامه آمده است: این وضعیت تا اوایل تیرماه ادامه داشت و در این مدت، همه کارگران پتروشیمی سلمان فارسی، به جز ما ۳۲ کارگر فنی (به بهانه اتمام قرار داد کار)، به کار سابق خود بازگشتند. این در حالی است که طبق نظر بازرسان و کارشناسان اداره کار منطقه ویژه، رابطه استخدامی ما با شرکت همچنان برقرار است و پایان‌یافته تلقی نمی‌شود. 

کارگران با اشاره به پیگیری‌های انجام‌شده در فرمانداری ماهشهر نوشته‌اند: پس از چندین بار مراجعه به فرمانداری، همزمان برای پیگیری وضعیت خود به استانداری خوزستان نیز مراجعه کردیم. در استانداری، با حمایت از کارگران، دستور بازگشت به کار ما از اول مردادماه جاری صادر شد، اما مسئول واحد پشتیبانی شرکت سلمان فارسی که فردی بازنشسته است، همچنان از ورودمان به کارخانه جلوگیری می‌کند. 

آن‌ها همچنین گفته‌اند: در چهار ماه گذشته، بدون دریافت حقوق و با نگرانی درباره وضعیت بیمه و معیشت خود و خانواده‌هایمان، بلاتکلیف مانده‌ایم. با وجود دستور بازگشت به کار و مصوبه شورای کارگری فرمانداری، نمی‌دانیم چرا مسئول پشتیبانی شرکت از اجرای آرا و مصوبات قانونی خودداری می‌کند و پاسخ روشنی درباره وضعیت شغلی کارگران ارائه نمی‌دهد. 

کارگران پتروشیمی سلمان فارسی در بخش دیگری از نامه خود خطاب به مسئولان استانداری خوزستان آورده‌اند: برخلاف قانون و مصوبه‌های صادرشده برای جلوگیری از بیکاری نیروی انسانی، تعهدات کارفرما در قبال کارگران، از جمله پرداخت حقوق و حق بیمه، اجرا نشده است. 

این کارگران در پایان از مسئولان استانداری خوزستان خواسته‌اند با ورود فوری به موضوع، دستور بازگشت به کار ۳۲ کارگر واحد تعمیر و نگهداری پتروشیمی سلمان فارسی را اجرا و از ادامه ممانعت از ورود آن‌ها به شرکت جلوگیری کنند. 

آن‌ها همچنین خواستار رسیدگی به وضعیت حقوق، بیمه و مطالبات معوق خود و برخورد با رفتارهای سلیقه‌ای مسئولانی شده‌اند که به گفته کارگران، مانع اجرای مصوبه شورای کارگری فرمانداری و دستور بازگشت به کار شده‌اند.

 




بیانیه مهم فراکسیون کارگری مجلس: پرداخت مستقیم مزد جایگزین حذف پیمانکاران نشود / لزوم اجرای دستور صریح رئیس جمهور

فراکسیون کارگری مجلس با تأکید بر اجرای کامل دستور رئیس‌جمهور برای ساماندهی نیروهای شرکتی، اعلام کرد پرداخت مستقیم حقوق، بدون حذف شرکت‌های واسطه و رفع تبعیض در قراردادها و مزایا، پاسخگوی مطالبه کارگران و نمایندگان مجلس نیست.

به گزارش خبرنگار ایلنا، فراکسیون کارگری مجلس شورای اسلامی با صدور بیانیه‌ای نسبت به رویکرد آیین‌نامه اخیر دولت دربارۀ پرداخت مستقیم حقوق نیروهای شرکتی واکنش نشان داد و تأکید کرد: اجرای کامل دستور رئیس‌جمهور برای ساماندهی این نیروها نباید به تغییر شیوه پرداخت دستمزد محدود شود.

در این بیانیه آمده است:

پرداخت مستقیم حقوق و دستمزد، هرچند اقدامی مثبت و قابل تقدیر است، به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند جایگزین اجرای دستور صریح رئیس‌جمهور مبنی بر حذف شرکت‌های واسطه و برچیدن ساختار پیمانکاری نیروی انسانی شود.

فراکسیون کارگری مجلس با بیان اینکه مطالبه نمایندگان از ابتدا بر رفع تبعیض در حقوق، دستمزد و مزایا و همچنین تعیین تکلیف وضعیت قراردادی نیروهای شرکتی استوار بوده، تصریح کرد: نیروهایی که سال‌ها در مشاغل مستمر و تحت مدیریت مستقیم دستگاه‌های اجرایی فعالیت کرده‌اند، نباید صرفاً به دلیل نوع قرارداد از حقوق، مزایا و امنیت شغلی متفاوت برخوردار باشند.

در ادامۀ این بیانیه تأکید شده است تغییر شیوه پرداخت حقوق، بدون اصلاح ساختار شرکت‌های واسطه و پایان دادن به پیمانکاری نیروی انسانی، پاسخگوی مطالبه جامعه کارگری نخواهد بود. به اعتقاد فراکسیون کارگری:

مسئله، صرفاً انتقال وجه از یک حساب به حساب دیگر نیست؛ مسئله، اصلاح یک ساختار ناعادلانه، رفع تبعیض و پایان دادن به واسطه‌گری غیرضروری در رابطه کار است.

فراکسیون کارگری مجلس همچنین با استناد به بندهای ۹ و ۱۰ اصل سوم قانون اساسی، رفع تبعیض‌های ناروا و حذف تشکیلات غیرضرور را از الزامات ساماندهی نیروهای شرکتی دانست و تأکید کرد: تداوم تفاوت در حقوق و مزایای نیروهایی که کار مشابه انجام می‌دهند، با اصول عدالت‌محور قانون اساسی سازگار نیست.

در بخش دیگری از این بیانیه، فراکسیون کارگری از دولت خواست با بازنگری در رویکرد موجود، زمینۀ حذف واقعی شرکت‌های واسطه، رفع تبعیض در حقوق و مزایا و اصلاح رابطه قراردادی نیروهای شرکتی را فراهم کند و دستور رئیس‌جمهور را بدون تقلیل یا تفسیر محدودکننده به اجرا بگذارد.

فراکسیون کارگری مجلس در پایان نیز اعلام کرد: «مجلس شورای اسلامی، به‌ویژه از طریق ظرفیت‌های نظارتی خود، اجرای دقیق و کامل دستور رئیس‌جمهور را پیگیری خواهد کرد و اجازه نخواهد داد هدف اصلی این مطالبه با آیین‌نامه‌ها و تفسیرهای محدودکننده، به پرداخت مستقیم مزد تقلیل یابد.»

منبع: خبرگزاری کار ایران، ایلنا، ۱۴ مرداد ۱۴۰۵

https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1822559




قطع شدن بیمه حدود ۵۰۰ هزار کارگر طی پنج سال / بازرسی‌ها دمار از روزگار کارگران ساختمانی درآورده!

یک فعال کارگری در رابطه با وضعیت بیمه کارگران ساختمانی گفت: قطع شدن بیمه حدود ۵۰۰ هزار نفر طی پنج سال گذشته و پشت صف ماندن صدها هزار نفر دیگر، مسئله کوچکی نیست.

 اکبر شوکت، عضو هیات مدیره کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی سراسر کشور، در گفت‌وگو با ایلنا با اشاره به آخرین وضعیت بیمه کارگران ساختمانی، گفت: متأسفانه در زمینه بیمه کارگران ساختمانی هیچ تغییر محسوسی ایجاد نشده و همان روند گذشته ادامه دارد. تعداد بیمه‌شدگان کارگران ساختمانی به نظر من اکنون به کمتر از حدود ۵۰۰هزار نفر رسیده است.

وی افزود: طی دو تا سه سال گذشته، صنعت ساختمان با رکود جدی مواجه بوده است. امسال و حتی سال گذشته نیز شرایط جنگی بر وضعیت ساخت‌وساز تأثیر گذاشته و پیش از آن هم، یکی دو سال رکود وجود داشت. در نتیجه، میزان ساخت‌وساز در کشور تقریباً به نصف کاهش یافته و صدور پروانه‌های ساختمانی نیز افت چشمگیری داشته است.

شوکت ادامه داد: سازمان تأمین اجتماعی همواره کمبود منابع را به‌عنوان بهانه‌ی اصلی فقدان بیمه کارگران مطرح می‌کند. در جلسات کارشناسی بارها پیشنهاد داده‌ایم که دست‌کم بر مبنای حداقل حقوق، یک پوشش بیمه پایه برای همه کارگران ساختمانی برقرار شود و اگر فردی بخواهد بر اساس دستمزد بالاتر بیمه‌پردازی کند، مابه‌التفاوت آن را خودش پرداخت کند. باید میانگین صدور پروانه‌های ساختمانی در ۱۰ سال گذشته مبنا قرار گیرد، نه اینکه با تاکید بر روی رکود فعلی، بیمه کارگران ساختمانی را کنار گذاشته شود.

وی تصریح کرد: سازمان تأمین اجتماعی امروز در بحرانی قرار گرفته که اگر دولت بدهی‌های سالانه خود را به این سازمان پرداخت کند، بسیاری از مشکلات آن برطرف می‌شود. اما اکنون تمام تمرکز سازمان بر تأمین منابع از هر طریق ممکن است؛ چه با کاهش خدمات و چه با افزایش هزینه‌هایی که از مردم دریافت می‌شود.

این فعال کارگری خاطرنشان کرد: امسال بدون هیچ هماهنگی، میزان حق بیمه کارگران ساختمانی افزایش یافت. در زمان مدیریت مرحوم نوربخش توافق شده بود که برای جلوگیری از قطع بیمه‌ها، ۳۰ درصد افزایش پرداختی را بپذیریم. اگر قرار بود بیمه‌ها قطع شود، اساساً به همان حداقل نیز رضایت نداشتیم. اما امسال بدون هیچ توافقی، نرخ حق بیمه افزایش پیدا کرد  یعنی حدود ۷۰ تا ۸۰ هزار تومان به مبلغ پرداختی اضافه شد. همین اقدام درباره سایر گروه‌ها نیز انجام شده است.

وی افزود: امروز تمام فکر و ذکر سازمان این شده که از جیب کارگر تأمین اعتبار کند. از سوی دیگر، حسابرسی‌های سازمان نیز موجب نارضایتی گسترده کارفرمایان شده است. کارفرمایی که در طول سال لیست بیمه ارائه کرده، در پایان سال با جریمه‌های میلیاردی مواجه می‌شود. این شرایط برای همه تنش ایجاد کرده و کارگران ساختمانی نیز از این وضعیت آسیب دیده‌اند.

شوکت با بیان اینکه مسئولان تنها یک پاسخ تکراری دارند، گفت: هر بار که موضوع را پیگیری می‌کنیم، فقط از کمبود منابع سخن می‌گویند و روند قطع بیمه کارگران ساختمانی نیز همچنان ادامه دارد.

وی در ادامه با اشاره به نمونه‌ای از مشکلات کارگران ساختمانی اظهار کرد: تقریباً روزی نیست که کارگری با من تماس نگیرد. همین دیروز کارگری با من تماس گرفت و گفت چندین بار برای بازرسی مراجعه کرده‌اند. کارگر روزمزد است و امروز در یک محل و فردا در محل دیگری کار می‌کند. آدرس محل کار را اعلام می‌کند اما وقتی بازرس مراجعه می‌کند، آن پروژه تمام شده و او در محل دیگری مشغول به کار است. در نهایت اعلام می‌کنند که وی در محل حضور نداشته است.

وی افزود: این کارگر مستأجر بود، فرزند بیمار داشت و از ضعیف‌ترین اقشار جامعه محسوب می‌شد، اما بیمه او قطع شده بود. در حالی که استادکاران معمولاً توان مالی بیشتری دارند، شاگرد بنّاها، کارگران ساده و کارگران میدان‌های کارگری ضعیف‌ترین قشر این صنف هستند. بیش از ۹۰ درصد آن‌ها مستأجرند و با انواع مشکلات و آسیب‌های اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

این فعال کارگری ادامه داد: اگر این افراد چند ماه حق بیمه پرداخت نکنند، بیمه‌شان قطع می‌شود. از سوی دیگر، چون محل کار ثابتی ندارند، بازرس نیز آن‌ها را پیدا نمی‌کند. حتی زمانی که بازرس تماس می‌گیرد و کارگر به او اعلام می‌کند پروژه قبلی تمام شده و اکنون در محل دیگری مشغول است، به جای اینکه همان محل جدید مورد بازرسی قرار گیرد، بازرس او را مجبور می‌کنند دوباره به شعبه تأمین اجتماعی مراجعه کند و آدرس جدید ثبت کند.

شوکت تصریح کرد: این موضوع نشان می‌دهد که بازرسان به درستی با ماهیت شغل کارگران ساختمانی آشنا نشده‌اند. کارگر مجبور می‌شود یک روز از کار و درآمد خود بزند تا فقط آدرس جدید ثبت کند، در حالی که می‌توان همان محل جدید را بررسی کرد.

وی گفت: افرادی را می‌شناسیم که طی ده سال گذشته بیش از ۲۰ بار مورد بازرسی قرار گرفته‌اند و هر بار نیز اشتغال آن‌ها تأیید شده است، اما باز هم هر شش ماه یک بار دوباره بازرسی می‌شوند. این در حالی است که کارگاه‌های ثابت چنین شرایطی ندارند، اما کارگر ساختمانی که ماهیت شغلش سیار است، به‌طور مداوم تحت بازرسی قرار می‌گیرد.

شوکت افزود: حتی بخشنامه‌ای صادر شد که بر اساس آن، کارگران ساختمانی موظف بودند هر ۱۰ روز یک بار آدرس محل کار خود را در سامانه ثبت کنند که البته پیش از جنگ اجرای آن متوقف شد. واقعاً چگونه می‌توان از کارگری که بسیاری از آن‌ها حتی سواد کافی یا گوشی هوشمند ندارند، انتظار داشت هر ۱۰ روز یک بار وارد سامانه شود و آدرس جدید ثبت کند؟ این تصمیم فقط برای کارگران دردسر تازه ایجاد کرده است.

وی اظهار کرد: ما بارها به اعضای هیئت امنای سازمان تأمین اجتماعی و وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نامه نوشته‌ایم و اعلام کرده‌ایم که این روند باید اصلاح شود، اما متأسفانه هیچ توجهی به این موضوع نشده است. جای تأسف دارد که هم وزیر کار و هم نهادهای بالادستی سازمان تأمین اجتماعی کوچک‌ترین اهمیتی به این مسئله نمی‌دهند. قطع شدن بیمه حدود ۵۰۰ هزار نفر طی پنج سال گذشته و پشت صف ماندن صدها هزار نفر دیگر، مسئله کوچکی نیست.

این فعال کارگری تأکید کرد: بارها به مسئولان گفته‌ایم تا زمانی که نگاه آن‌ها صرفاً تأمین منابع از جیب مردم باشد، مشکلات حل نخواهد شد. نمی‌توان به مردم فشار وارد کرد و انتظار داشت وضعیت سازمان نیز بهبود پیدا کند.

خبرگزاری کار ایران، ایلنا، ۱۵ مرداد ۱۴۰۵

https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1821370

 




جغرافیای فقر؛ از اسلامشهر تا تهران / روایت دردناک «پریچهر»: حاضرم گرسنه بمانم اما بی‌سرپناه نشوم!

گزارش: گلیتا حسین‌پور اصفهانی ــ 

پریچهر، زن ۵۰ ساله‌ای که سال‌ها با دستفروشی خرج خانواده‌اش را تأمین کرده، حالا پس از جنگ چهل‌روزه با سه ماه اجاره عقب‌افتاده، سرمایه بربادرفته و کابوس از دست دادن سرپناه لرزانِ خانواده روبه‌روست.

به گزارش خبرنگار ایلنا، این روزها بزرگ‌ترین نگرانی پریچهر، نان نیست؛ سقف است. اگر مجبور شود خانه‌ای را که سه ماه اجاره‌اش عقب افتاده تخلیه کند، دیگر با پول رهن این خانه، حتی در اسلامشهر هم نمی‌تواند جایی را اجاره کند. برای او، گرسنگی قابل تحمل‌تر از بی‌خانمانی است. 

پریچهر، زنی حدوداً ۵۰ ساله، سال‌هاست که هر روز صبح از حاشیه شهر راهی پیاده‌روهای تهران می‌شود تا با فروش لباس، بار اصلی تأمین معاش خانواده‌ای چهار نفره را به دوش بکشد. نه بیمه‌ای دارد، نه قرارداد کاری و نه پشتوانه‌ای که اگر چند هفته نتواند کار کند، جلوی فروپاشی زندگی‌اش را بگیرد. 

ما در دوران جنگ به سراغ این خانواده رفتیم؛ زمانی که آثار بحران فقط در جدول‌های تورم دیده نمی‌شود، بلکه خود را در سفره‌های کوچک‌تر، اجاره‌های معوقه و اضطراب دائمی مزدبگیران نشان می‌دهد. 

رویای عید که در آتش جنگ سوخت

اسفندماه برای دستفروشان فقط آخرین ماه سال نیست، مهم‌ترین فصل درآمد است. پریچهر هم پیش از آغاز سال نو، بخش عمده پس‌اندازش را پای خرید لباس داد تا با فروش شب عید، هم سرمایه‌اش را برگرداند و هم چند ماه ابتدایی سال را با خیال آسوده‌تری بگذراند. اما آنچه رخ داد، هیچ شباهتی به برنامه‌ریزی‌های او نداشت. 

با آغاز جنگ، بازار به خواب رفت. خیابان‌ها خلوت شد و بساطی که قرار بود خرج زندگی باشد، نزدیک به سه ماه بی‌مشتری ماند. سرمایه‌ای که باید چرخ زندگی را می‌چرخاند، آرام‌آرام خرج روزمرگی شد. پریچهر با صدایی خسته می‌گوید: 

در این مدت، هرچه برای شب عید کنار گذاشته بودم، خرج زنده ماندن شد. 

پریچهر اکنون سه ماه اجاره خانه‌اش را پرداخت نکرده است. او ماهانه حدود ۱۰ میلیون تومان برای اجاره می‌پردازد؛ مبلغی که حتی پیش از افزایش احتمالی اجاره‌ها نیز برای یک خانواده کم‌درآمد سنگین است. حالا صاحب‌خانه تصمیم به فروش ملک گرفته و کابوس اصلی پریچهر، دیگر فقط پرداخت بدهی و سیر نگه داشتن شکم اعضای خانواده نیست؛ آوارگی است و از دست دادن سرپناه، تمام ذهن این زن را درگیر کرده.

گرانی مسکن، سال‌هاست خانواده‌هایی مثل او را از تهران به شهرهای پیرامونی مانند اسلامشهر، پرند، نسیم‌شهر و رباط‌کریم رانده است. جابه‌جایی برای آن‌ها دیگر تغییر محل سکونت نیست؛ بهای سنگینی است که با رفت‌وآمد روزانه، کرایه‌های راه و فرسودگی جسمی می‌پردازند تا فقط جایی برای خوابیدن داشته باشند. جابه‌جایی مجدد برای این خانواده‌ها یک «انتخاب» یا تغییر محل سکونت نیست؛ سقوط آزاد یا شاید به بیانی دیگر نوعی تبعید است. پریچهر می‌گوید: 

حاضرم روزها نان و پنیر بخوریم یا گرسنه بمانیم، اما این سقف بالای سرمان بماند. بی‌سرپناهی در این شهر یعنی تمام شدن همه‌چیز….

این استیصال زمانی عمیق‌تر می‌شود که بدانیمحداقل دستمزد مصوب سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است کهبا تمام مزایا به زحمت به ۲۳ میلیون تومان می‌رسد، اما هزینه سبد معیشت در برآوردهای رسمی به۴۵ میلیون تومان می‌رسد. وقتی کارگرانی با حقوق ثابتِ حداقلی زیر این بار کمر خم می‌کنند، وضعیت برای کارگران بخش غیررسمی مانند پریچهر که همان دستمزد تضمین‌شده را هم ندارند، به مراتب شکننده‌تر است. برای آن‌ها چند هفته تعطیلی بازار، مرز باریک میان سرپناه داشتن و بی‌خانمان شدن است. 

سفره‌هایی که آب می‌روند 

گوشت قرمز مدت‌هاست از سفره این خانواده پرکشیده و جای خود را به سیب‌زمینی، تخم‌مرغ و حبوبات داده است. پریچهر می‌گوید پیش از جنگ، با اعتبار کالابرگ می‌توانست ماهی سه عدد مرغ بخرد، اما حالا با وجود وعده‌های رسمی دولت و فرداستان درباره تقویت حمایت‌های معیشتی، اعتبار کالابرگ فقط  به دو  عدد مرغ می‌رسد. 

آمارها نیز همین واقعیتِ کف خیابان را تایید می‌کنند. تازه‌ترین داده‌های مرکز آمار نشان می‌دهد تورم نقطه‌به‌نقطه کشور در تیرماه به بیش از ۸۷ درصد رسیدهو فشار اصلی روی گروه خوراکی‌هاست. تورم نقطه‌ای گروه خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات در تمام استان‌های کشور سه‌رقمی بوده و در برخی استان‌ها به حدود ۱۵۰ درصد رسیده است. 

در همین گزارش، تهران با وجود ثبت کمترین نرخ تورم نقطه‌ای در میان استان‌های کشور، همچنان تورمی نزدیک به ۷۴ درصد را تجربه کرده است؛ رقمی که نشان می‌دهد حتی در استانی با پایین‌ترین نرخ رسمی تورم نیز هزینه‌های زندگی با سرعتی بسیار بیشتر از توان درآمدی خانوارها افزایش یافته است. در بسیاری از استان‌های دیگر، به‌ویژه مناطق مرزی و کم‌برخوردار، فشار معیشتی از این هم سنگین‌تر است و نرخ تورم از مرز ۱۰۰ درصد عبور کرده است. 

اما برای خانواده‌هایی مانند خانواده پریچهر، تورم پیش از آنکه یک عدد در گزارش‌های رسمی باشد، خود را در شکل دیگری نشان می‌دهد؛ حذف گوشت از سفره، کمتر شدن خرید مرغ، عقب افتادنِ ناگزیرِ اجاره خانه و نگرانی دائمی از فردایی که هزینه‌هایش از درآمد امروز بیشتر است. 

شکاف میان درآمد و هزینه‌های عادی زندگی، برای کارگرانی مانند پریچهر که در بخش غیررسمی اقتصاد فعالیت می‌کنند، عمیق‌تر است؛ کارگرانی که نه حداقل مزد تضمین‌شده دارند، نه بیمه بیکاری و نه امنیت شغلی. برای آن‌ها، چند هفته تعطیلی بازار، می‌تواند فاصله میان داشتن خانه و بی‌خانمان شدن باشد. 

زنانی که بار بحران را چند برابر تحمل می‌کنند

فشار این روزها روی دوش پریچهر ابعاد پنهانی هم دارد. او نه تنها بار بازار بی‌رحم غیررسمی را به دوش می‌کشد، بلکه مسئولیت دشوارِ مدیریت و حفظ انسجام خانواده نیز با اوست. 

پریچهر هر روز صبح از اسلامشهر راهی تهران می‌شود. لباس‌ها را جمع می‌کند، مسیر طولانی تا مرکز شهر را طی می‌کند و ساعت‌ها در خیابان می‌ایستد؛ گاهی مشتری هست و گاهی ساعت‌های متوالی، رهگذران فقط قیمت می‌پرسند و بی‌اعتنا رد می‌شوند. 

همسرش گرچه در خانه حضور دارد، اما سهمی در هزینه‌ها ایفا نمی‌کند و کمتر از خانه خارج می‌شود.  پریچهر اما به خاطر فشارهای اجتماعی و آنچه «حفظ آبرو» می‌نامد، سکوت کرده و بار این زندگی را یک‌تنه بر دوش می‌کشد.

داستان «پریچهر» فقط روایت یک زندگی شخصی نیست؛ تصویری از وضعیتی است که در آن، بسیاری از زنان کارگر در پایین‌ترین سطوح بازار کار، هم‌زمان بار تأمین درآمد و مدیریت زندگی خانوادگی را به دوش می‌کشند؛ بی‌آنکه از حمایت‌های متناسب با این مسئولیت برخوردار باشند. 

این زنجیره محرومیت، نسل بعدی را هم بی‌نصیب نگذاشته است. دختر ۲۰ساله خانواده که زمانی نه چندان دور دانشجوی دانشگاه آزاد بود، به دلیل عجز در پرداخت شهریه، ناچار شد تحصیل را رها کند. 

او برای کمک به مادر، در یک فروشگاه به عنوان فروشنده مشغول به کار شد؛ شغلی بدون بیمه، بدون قرارداد مطمئن و با نظام پرداختی که بخش قابل توجهی از درآمدش به پورسانت فروش وابسته بود. درآمدش هیچ ثباتی نداشت؛ اگر فروش بود، دستمزد بیشتری می‌گرفت و اگر بازار کساد می‌شد، سهم او نیز از درآمد کمتر می‌شد. در چنین شرایطی، بخش مهمی از ریسک بازار به جای کارفرما، بر دوش نیروی کاری قرار می‌گرفت که کمترین قدرت چانه‌زنی را داشت. با وقوع جنگ چهل‌روزه و رکود بازار، دختر نیز کار خود را از دست داد و به جمعیت بیکاران پیوست تا رویای تحرک طبقاتی در این خانواده، پیش از شکل‌گیری خاموش شود. 

از اسلامشهر تا تهران؛ جغرافیای فقر

پریچهر یکی از هزاران کارگری است که دیگر توان زندگی در تهران را ندارند، اما همچنان برای کار، هر روز به تهران می‌آیند. 

گرانی مسکن، بسیاری از خانواده‌های کارگری را طی سال‌های گذشته به شهرهای پیرامونی رانده است. اما این جابه‌جایی، هزینه‌های زندگی را کم نکرده؛ فقط شکل آن را تغییر داده است. در حاشیه‌ها اجاره خانه شاید اندکی کمتر باشد، اما هزینه رفت‌وآمد، زمان از دست‌رفته و فرسودگی جسمی، بخشی از بهای زندگی در حاشیه است. 

برای پریچهر، هر روز کاری از اسلامشهر آغاز می‌شود و در پیاده‌روهای تهران ادامه پیدا می‌کند؛ مسیری که فقط جابه‌جایی میان دو نقطه جغرافیایی نیست، بلکه رفت‌وآمدی روزانه میان امید و نگرانی است؛ امید به اینکه امروز فروش بهتری داشته باشد و نگرانی از اینکه شاید باز هم دست خالی به خانه برگردد. 

روایت یک خانواده، تصویر یک وضعیت

داستان پریچهر تصویر عریان خانواده‌ای است که پیش از جنگ هم با سختی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اما شوک رکود بازار پس از جنگ، همان تعادل لرزان زندگی‌اش را هم در هم شکست. 

برای خانواده‌هایی که درآمدشان به کار روزانه وابسته است، «بحران» فقط یک خبر سیاسی یا یک شاخص اقتصادی نیست؛ بلکه مستقیماً به معنای حذف وعده‌های غذایی یا ترک تحصیل فرزندان است. 

امروز بزرگ‌ترین آرزوی پریچهر، خرید خانه یا حتی افزایش درآمد نیست. او صبح‌ها که بساطش را در تهران پهن می‌کند، فقط امیدوار است صاحبخانه‌اش در اسلامشهر برای فروش خانه مشتری پیدا نکند. شاید معنای واقعی سقوط معیشت همین باشد؛ وقتی بزرگ‌ترین آرزوی یک کارگر، دیگر بهتر زندگی کردن نیست، بلکه فقط حفظ همان سقف لرزان و خرابه‌ای‌‌ست که هنوز بالای سر خانواده‌اش باقی مانده است….

منبع: خبرگزاری کار ایران، ایلنا، ۱۲ تیر ۱۴۰۵

https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1821130




آوار بی‌مسئولیتی بر سر نان‌آوران بی‌بیمه / ۴ کارگر ساختمانی در مشهد قربانی شدند

علاوه بر فقدانِ پوشش بیمه‌ای، هیچ‌گونه امنیت جانی و شغلی برای کارگران وجود ندارد. متأسفانه طرح‌های ایمنی و بهداشت در کارگاه‌ها اجرا نمی‌شود و کسی هم پیگیر رعایت آن‌ها نیست. کارفرمایان غالباً تنها به دنبال منافع خود و سوءاستفاده از نیروی کار هستند و به جای ایمن‌سازی محیط و بیمه کردنِ کارگر، صرفاً به خرید یک بیمه مسئولیت مدنی و حوادث بسنده می‌کنند .

به گزارش خبرنگار ایلنا، روز شنبه، سوم مرداد ماه، زمین بار دیگر دهان باز کرد تا قربانیانِ بی‌صدایِ بی‌مبالاتی را ببلعد. ۹ کارگر زحمتکش ساختمانی که برای دشتِ لقمه‌ای نان حلال، در گودالی از غفلت مشغول به کار بودند، ناگهان زیر خروارها خاکِ سرد مدفون شدند؛ آواری که نه از قهر طبیعت، بلکه از فروریختن دیواره‌های ناایمن و سهل‌انگاریِ مرگبار یک کارفرما بر سرشان آوار شد. آتش‌نشانان با تلاشی نفس‌گیر، تن‌های خسته و درهم‌کوبیده، این کارگران را از تاریکیِ خاک بیرون کشیدند، اما دریغ و درد که برای چهار تن از این کارگران، نفس‌های آخر در همان تلخیِ مطلق کشیده شده بود. پنج مصدوم دیگر نیز با تنی مجروح و حالی وخیم روانه بیمارستان شدند. 

اما آنچه در این میان از خودِ فاجعه دردناک‌تر می‌نماید، سکوت و  انفعالِ مسئولان استانی است. گویی نه گویی که چهار انسان، چهار پدر و چهار نان‌آورِ خانواده، در مسلخِ اشتباه و سودجوییِ یک کارفرما جان باخته‌اند! هیچ‌کس خم به ابرو نیاورد و آب از آب تکان نخورد؛ انگار که جانِ کارگر در این هیاهوی بی‌تفاوتی، ارزان‌ترین متاعِ بازار است.

متاسفانه مرگِ خاموش کارگران در کارگاه‌های فاقد ایمنی، به تراژدیِ تکراری و تلخی بدل شده است که گویی وجدانِ خفته متولیان امر را بیدار نمی‌کند. 

روایت یک فاجعه و گلایه از سال‌ها بی‌مهری

محمدرضا داوری، رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی استان خراسان رضوی و عضو هیئت مدیره کانون انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی کشور، در تشریح جزئیات این حادثه دلخراش در منطقه طرق مشهد گفت: «این ۹ کارگر که همگی ایرانی بودند، در حین انجام عملیات گودبرداری بر اثر ریزش ناگهانی کوهی از آوار گرفتار شدند که متأسفانه چهار نفر از این عزیزان جان خود را از دست دادند.» 

وی در خصوص وضعیت پنج مصدوم دیگر این حادثه افزود: «این افراد توسط نیروهای اورژانس به بیمارستان منتقل شدند و خوشبختانه پس از دریافت خدمات درمانی و بهبود نسبی، همگی از بیمارستان ترخیص شده‌اند.» 

داوری با ابراز تأسفِ عمیق از وضعیت بیمه این آسیب‌دیدگان تصریح کرد: «نکته بسیار دردناک ماجرا اینجاست که هیچ‌کدام از این کارگران حادثه‌دیده، تحت پوشش بیمه کارگران ساختمانی نبوده‌اند.» 

او در پاسخ به سؤالی پیرامون مقصران این حادثه توضیح داد: «هرچند نظریه نهایی کارشناسان اداره کار در خصوص تعیین دقیق درصد تقصیر هنوز به طور رسمی اعلام نشده است، اما با توجه به ابعاد حادثه و اینکه نرخ فوتی‌ها بالا بوده است، به طور قطع صد درصدِ تقصیر متوجه پیمانکار یا کارفرمای پروژه خواهد بود.» 

رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی خراسان رضوی در ادامه با انتقاد شدید از وضعیت کلی ایمنی و شرایط شغلی کارگران ساختمانی اظهار داشت: «علاوه بر فقدانِ پوشش بیمه‌ای، هیچ‌گونه امنیت جانی و شغلی برای کارگران وجود ندارد. متأسفانه طرح‌های ایمنی و بهداشت در کارگاه‌ها اجرا نمی‌شود و کسی هم پیگیر رعایت آن‌ها نیست. کارفرمایان غالباً تنها به دنبال منافع خود و سوءاستفاده از نیروی کار هستند و به جای ایمن‌سازی محیط و بیمه کردنِ کارگر، صرفاً به خرید یک بیمه مسئولیت مدنی و حوادث بسنده می‌کنند تا اگر خدای‌ناکرده اتفاقی افتاد، دیه قربانیان از آن طریق پرداخت شود؛ اگر اصول ایمنی رعایت می‌شد، این ۹ کارگر بیچاره امروز سالم به خانه‌هایشان بازمی‌گشتند.» 

عضو هیئت مدیره کانون انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی کشور با اشاره به بی‌مهری‌های صورت گرفته در حق کارگران طی سال‌های اخیر بیان کرد: «طی چند سال گذشته و با وجود تغییر سه دولت، سازمان تأمین اجتماعی از زیر بار بیمه کارگران ساختمانی شانه خالی کرده است. نیمی از کارگرانی که پیش‌تر بیمه بوده‌اند نیز بیمه‌شان قطع شده و در حال حاضر بازرسان به دلایل مختلف، در حال قطع بیمه کارگران واقعی هستند.» 

داوری با ارائه آمار بیمه‌های قطع شده در این خصوص افزود: «در استان خراسان پیش از این ۷۵ هزار کارگرِ بیمه‌شده داشتیم، اما این آمار اکنون به ۳۰ هزار نفر کاهش یافته است. این یک ظلم و تبعیض کاملاً آشکار است؛ کارگران ساختمانی که از پیش زیر چکمه‌های کارفرمایان له شده بودند، اکنون وضعیت به مراتب بدتری را تجربه می‌کنند و هیچ دولتی حامی این کارگران مظلوم و خانه‌سازانِ بی‌خانه نبوده و نخواهد بود.»

وی با اشاره به اظهارات مسئولان سازمان تأمین اجتماعی خاطرنشان کرد: «آقای سالاری اعلام می‌کند که منابعی برای تأمین پوشش بیمه کارگران ساختمانی ندارند و به کارگرانی که بیمه‌شان قطع می‌شود پیشنهاد می‌دهند که حق‌بیمه‌های کارفرمایی یا اختیاری پرداخت کنند؛ در حالی که اگر یک کارگر ساختمانی توانایی مالی داشت، به دنبال همان بیمه با سهمِ هفت درصدی نمی‌رفت.» 

داوری در ادامه با گلایه از دولت و نمایندگان مجلس تصریح کرد: «ما از مجلسی‌هایی که با رأی همین کارگران عزیز به مجلس راه یافته‌اند، به شدت گله‌مندیم. آن‌ها متأسفانه به فکر کارگران شهرستان و حوزه انتخابیه خود نیستند، در حالی که بیشترین آسیب‌های اجتماعی دقیقاً در حوزه همین کارگران ساختمانی رخ می‌دهد. تقاضای ما این است که دولت یک طرح جامع به مجلس ارائه دهد و مجلس نیز با در نظر گرفتن تمام جوانب، قانونی مستمر وضع کند تا بیمه کارگران به صورت سلیقه‌ای قطع نشود.» 

وی افزود: «در حال حاضر حدود ۲۰۰ الی ۳۰۰ هزار کارگر ساختمانی در نوبت انتظار بیمه هستند و بیمه ۲۰۰ الی ۳۰۰ هزار نفر دیگر نیز قطع شده است که باید تحت پوشش قرار گیرند. ما از کمیسیون‌های اجتماعی و کارگری مجلس و همچنین اعضای هیئت‌امنای تأمین اجتماعی، که از وضعیت و معضلات کارگران ساختمانی اطلاع کامل دارند، تقاضای رسیدگی و چاره‌اندیشی داریم. با وجود جلسات متعدد، متأسفانه تاکنون فریاد ما به جایی نرسیده است.» 

رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی خراسان رضوی، در پایان با درخواست از رسانه‌ها برای انعکاس صدای کارگران، تأکید کرد: «کارگران در حال سوختن هستند اما کسی به فکرشان نیست. با وضعیت فعلی، ما هر روز شاهد حوادث تلخی چون سقوط از پله، داربست و ارتفاع هستیم و در برابر این کارگران عزیز و خانواده‌هایشان شرمنده‌ایم. از رسانه‌ها می‌خواهیم فریادرس ما باشند. امیدواریم وزارت رفاه و دولت، اقدامی اساسی انجام دهند تا هزاران کارگری که امید به آینده و زندگی ایمن دارند تحت پوشش بیمه قرار گیرند و اگر خدای ناکرده در اثر حادثه کار جان خود را از دست دادند، خانواده‌هایشان پس از آن‌ها از یک امنیتِ حداقلی برخوردار باشند.»

منبع: خبرگزاری کار ایران، ایلنا، ۸ مرداد ۱۴۰۵

https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1820011




آقای رفیع‌زاده! دستور رئیس جمهور را اجرا کنید/ دفاع از پیمانکاران یعنی ظلم به کارگران

به‌رغم وعده صریح رئیس‌جمهور برای حذف شرکت‌های پیمانکاری، اظهارات اخیر رئیس سازمان اداری و استخدامی نشان از عقب‌نشینی دولت و تلاش برای حفظ دلالان نیروی کار دارد؛ رویکردی که یک فعال کارگری آن را «گروگان‌گیری معیشتی» می‌داند.

به گزارش خبرنگار ایلنا؛ یازدهم اردیبهشت‌ماه و در بحبوحه روز کارگر بود که رئیس‌جمهور در اقدامی خبرساز، از صدور دستور لغو فعالیت شرکت‌های واسطه پیمانکاری سخن گفت. در آن مقطع، شاید کمتر کارگری به این وعده دل خوش کرد؛ چرا که سایه سنگین قدرت و نفوذ این شرکت‌های دلال در بدنه دولت بر کسی پوشیده نبود. با این حال، اطمینان خاطر رئیس‌جمهور و موج رسانه‌ایِ پیرامون آن، بارقه‌هایی از امید را در دل کارگران روشن کرد؛ امیدی که به منزله آخرین فرصت و آخرین خط اعتماد به وعده‌های دولتی تلقی می‌شد و جامعه کارگری با خود می‌گفت شاید این بار، نقطه پایانی برسال‌ها ظلم این شرکت‌ها باشد. 

​اما دیری نپایید و هنوز دو هفته از این شعارهای پرطمطراق نگذشته بود که ماشین توجیه‌تراشی به کار افتاد. دولتمردان هر روز بهانه‌ای تازه تراشیدند تا اینکه در نهایت، علاءالدین رفیع‌زاده، رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور، با اظهارات اخیر خود عملاً آب پاکی را روی دست کارگران ریخت. 

​رفیع‌زاده در سخنانی که بیشتر به یک «عقب‌نشینی آشکار» شباهت دارد، پشت کلیدواژه‌های پرزرق‌وبرقی چون «عقلانیت، قانون و عدالت» پنهان شده است. او با ژستی دلسوزانه از حق طبیعی کارگران برای امنیت شغلی می‌گوید، اما در همان نفس، با ایجاد تقابل میان «مطالبه کارگر» و «امکانات قانونی»، مدعی می‌شود که دولت نمی‌تواند صرفاً با یک تصمیم اجرایی، دست دلالان پیمانکار را از سفره نیروی کار کوتاه کند. 

​رئیس سازمان اداری و استخدامی، در توجیهی عجیب برای حفظ وضع موجود و ابقای شرکت‌های واسطه، پای موانع حقوقی و خلأهای قانونی (نظیر ماده ۳۲ قانون مدیریت خدمات کشوری) را به میان می‌کشد. اما نکته تامل‌برانگیزتر و البته تلخ‌تر در سخنان وی، استفاده از حربه «کاهش حقوق» برای منصرف کردن کارگران از مطالبه‌ی بحق‌شان است؛ جایی که او هشدار می‌دهد اگر کارگرانِ شرکتی مستقیماً جذب دولت شوند، بر اساس مقررات فعلی ممکن است دریافتی‌شان کاهش یابد! 

​به عبارت ساده‌تر، متولی امور اداری و استخدامی کشور، به جای یافتن راهی برای انتقال سودِ بادآورده‌ی پیمانکاران به جیب کارگران زحمتکش، با حربه‌ی ترساندن نیروی کار از کاهش دستمزدِ ناچیز فعلی، عملاً به بقای شرکت‌های واسطه رسمیت می‌بخشد. راهکارهای جایگزین او نیز چیزی جز تکرار مکرراتِ بی‌حاصل مانند «تقویت نظارت» و «شفاف‌سازی» نیست؛ وعده‌هایی که سال‌هاست در کف کارگاه‌ها رنگ باخته‌اند. 

​این اظهارات که در زرورقی از توجیهات بوروکراتیک پیچیده شده، برای کارگران معنایی جز تداوم وضع موجود ندارد.

بازی با امنیت شغلی و معیشت کارگران را متوقف کنید

​در همین رابطه و برای بررسی ابعاد حقوقیِ این فرار رو به جلوی سازمان اداری و استخدامی، به سراغ سمیه گلپور، فعال کارگری و عضو سابق کانون انجمن‌های صنفی کارگران کشور رفتیم. 

​گلپور با انتقاداز مواضع اخیر رئیس سازمان اداری و استخدامی، اظهار داشت: «اظهارات آقای رفیع‌زاده در قبال طرح ساماندهی کارکنان دولت و بهانه‌تراشی‌های مکرر برای ابقای شرکت‌های واسطه پیمانکاری، فراتر از یک بحث بوروکراتیک، دهن‌کجی به معیشت و کرامت انسانی میلیون‌ها کارگری است که امروز علی‌رغم داشتن شغل، زیر خط فقر مطلق دست‌وپا می‌زنند.» 

​وی با اشاره به ادعای سازمان اداری مبنی بر احتمال کاهش حقوق کارگران در صورت تبدیل وضعیت، این استدلال را یک لاپوشانی آشکارِ حقیقت خواند و افزود: «اینکه رئیس سازمان اداری و استخدامی با فرار رو به جلو، تبدیل وضعیت را عامل کاهش حقوق معرفی کند، توجیهی کاملاً ناصحیح است. کارفرمای واقعی دولت است؛ چطور دولتی که خود باید ضامن اجرای قوانین حمایتی باشد، از سفره کارگر به نفع سود دلالان پیمانکار محافظت می‌کند؟» 

​این فعال کارگری در ادامه به پدیده شوم «شاغلان فقیر» در اقتصاد کشور اشاره کرد و گفت: «امروز با پدیده تلخ و دهشتناکی مواجهیم؛ کارگرانی که ۳۰ روز ماه را با تمام وجود کار می‌کنند، اما دستمزدشان حتی نیمی از خط فقر را پوشش نمی‌دهد. در چنین شرایط وخیمی، امنیت شغلی و امنیت معیشتی دو روی یک سکه‌اند. شرکت‌های واسطه پیمانکاری با قراردادهای سفیدامضا، موقت و موهوم، امنیت شغلی را نابود کرده‌اند تا کارگر حتی جرئت اعتراض به حقوق زیر خط فقر خود را نداشته باشد.» 

​گلپور تفکیک صوری میان نیروها به بهانه مدرک تحصیلی و نوع قرارداد را ترفندی برای تداوم تفرقه در جامعه کارگری دانست و تصریح کرد: «طبق قانون کار، به‌ویژه ماده ۷، ملاک اصلیِ رابطه کار، انجام کار و دریافت مزد در برابر کارفرمای واقعی است. وقتی کارگر در صحن، دفاتر و کارگاه‌های دولت کار می‌کند و خدماتش مستقیماً توسط دولت مصرف می‌شود، کارفرمای واقعی او دولت است.» 

​عضو سابق کانون انجمن‌های صنفی کارگران کشور ادامه داد: «بر اساس ماده ۳۸ قانون کار، هرگونه تبعیض در پرداخت مزد برای انجام کار هم‌ارزش در شرایط مساوی ممنوع است. چرا باید دو نفر در یک اتاق، با یک تخصص و یک ساعت کار، به خاطر وجود یک شرکت واسطه، دریافتی‌های کاملاً متفاوت داشته باشند؟ این نقض صریح قانون کار و بند ۹ اصل سوم قانون اساسی در راستای رفع تبعیضات نارواست.» 

​وی بیان داشت: «این ادعا که در صورت تبدیل وضعیت مستقیم، حقوق کارگران کاهش می‌یابد، یک مغلطه بزرگ و غیرقانونی است. اگر دولت قرار است سهم دلال و پیمانکار را حذف کند، این مابه‌التفاوت باید مستقیماً روی حقوق کارگر بیاید. ما اجازه نخواهیم داد پاداش حذف شرکت‌های دلال، کاهش حقوق کارگران مظلوم باشد؛ قوانین استخدامی باید در خدمت رفاه کارگران باشد، نه ابزاری برای تهدید آن‌ها.» 

​گلپور با یادآوری وعده‌های صریح رئیس‌جمهور در روز کارگر، خاطرنشان کرد: «رئیس‌جمهور رسماً اعلام کردند که شرکت‌های واسطه باید حذف شوند. این یک دستور حاکمیتی و مطالبه عمومی است. سازمان اداری و استخدامی به‌جای اینکه اتاق فکرِ «چگونه حذف نکردنِ پیمانکاران» باشد، باید مجری شیوه اجرایی این حذف باشد. هرگونه تعلل، کارشکنی در اجرای دستور رئیس‌جمهور و بی‌اعتنایی به مصوبات مجلس شورای اسلامی است. »

​این فعال کارگری در پایان، ضمن تشریح مطالبات قاطع جامعه کارگری گفت: «خواسته ما انعقاد قرارداد مستقیم بدون قید و شرط است؛ واسطه‌ها باید فوراً حذف شوند. قراردادهای استثماری و کوتاه‌مدت باید جای خود را به تضمین امنیت شغلی بدهند و حقوق هیچ کارگری نباید حتی یک ریال کاهش یابد. جامعه کارگری دیگر از وعده‌ها و تئوری‌بافی‌های پشت‌میزنشینانی که طعم فقر و شرمندگی در برابر خانواده را نچشیده‌اند، خسته شده است. ما این پرونده را تا برچیده شدن بساط این دلالانِ رسمی، در تمامی مراجع قانونی، رسانه‌ای و قضایی پیگیری خواهیم کرد.»

منبع: خبرگزاری کار ایران، ایلنا، ۵ مرداد ۱۴۰۵

https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1818519

 




از موفقیت‌های آماری مدیران تا اخراج کارگران / مشکلات کارگران «پایانه‌ها و مخازن ماهشهر» همچنان پابرجاست

مدیرعامل شرکت پایانه و مخازن پتروشیمی ماهشهر در آخرین گزارش خود از رشد صادرات و تخلیه بار خبر داده و آن را نتیجه مدیریت خوب شرکت دانسته است. اما در مقابل این موفقیت‌های آماری، کارگران این مجموعه روایت متفاوتی از مشکلات خود دارند و می‌گویند زیر بار فشارهای مالی و کاری کمر خم کرده‌اند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، در شرایطی که مدیرعامل شرکت پایانه‌ها و مخازن پتروشیمی ماهشهر با استناد به رشد ۲۴ درصدی بارگیری صادرات و ۲۲ درصدی عملیات پایانه مواد معدنی در ۱۱ ماهه سال ۱۴۰۴، عملکرد مدیریتی این مجموعه را موفق ارزیابی می‌کند، گزارش‌های مستند کارگری از تداوم بحران معیشتی و رفتارهای تنبیهی علیه نیروها در سال جاری خبر می‌دهد.

کارگران معتقدند این موفقیت‌های آماری، در سایه نادیده گرفتن حقوق قانونی و تضییع معیشت آنان به دست آمده است. 

کارگران پایانه‌ها و مخازن ماهشهر با بیان اینکه با وجود توان عملیاتی بالای شرکت و سودآوری‌های کلان، مشکلات کارگران همچنان پابرجاست تشریح کردند؛ مشکلات کارگران این شرکت از زمانی شدت گرفت که سال جاری تعدادی از نیروهای قراردادی و ارکان ثالث به دلیل پیگیری مطالبات صنفی خود اخراج شدند. کارگران تعدیلی بعد از یک تا دو ماه پیگیری قانونی و تجمع مقابل اداره کار، توانستند حکم بازگشت به کار بگیرند. اما با وجود دستورات قضایی و اداری، تعدادی از این کارگران هنوز اجازه ورود به محل کار خود را ندارند و بلاتکلیف مانده‌اند. 

وضعیت برای بقیه کارگران هم سخت است؛ شرکت حقوق گروهی از کارگران را به خاطر شکایتِ آن‌ها برای مطالبات‌شان، نصف کرده است. کارگران می‌گویند این کار در واقع تنبیه آن‌ها به خاطر شکایت قانونی‌شان بوده است. 

نیروهای پیمانکار نیز می‌گویند حقوق آن‌ها حتی مطابق با قانون تصویب شده ابتدای سال پرداخت نمی‌شود. شرکت حق اضافه‌کاری و تعطیل‌کاری را از حقوق آن‌ها کم کرده است؛ مبلغی که بخش مهمی از درآمد ماهانه آن‌ها بود. علاوه بر این، مزایای قانونی، اعیاد و هدایای مناسبتی که حق کارگران است، به‌طور کامل قطع شده و فشار زیادی به زندگی آن‌ها وارد کرده است. 

کارگران می‌گویند حتی امکانات رفاهی حداقلی هم از آن‌ها گرفته شده است. کیفیت غذا بسیار پایین است، حجم آن کم شده و میوه و آب آشامیدنی از سایت حذف شده است. این وضعیت برای کارگرانی که در شیفت‌های طولانی ۱۳ تا ۱۴ساعته کار می‌کنند، شرایط را بسیار سخت کرده است. 

ترکیب سهامداران این شرکت شامل نهادهای بزرگ و مهمی مثل «هلدینگ خلیج فارس»، «صندوق بازنشستگی کشوری» و «سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح» وچند شرکت سرمایه گذاری مهم دیگر است. کارگران می‌پرسند با وجود چنین سهامداران بزرگی، چرا هیچ نظارت موثری بر عملکرد مدیریتی این شرکت انجام نمی‌شود؟ 

کارگران این شرکت، خواستار رسیدگی به «بازگشت به کارِ فوریِ همکارانِ اخراجی (که اجازه ورود ندارند)، اصلاح حقوق کارگرانی که به‌خاطر شکایت، حقوق‌شان کم شده است، اجرای دقیق قانون برای حقوق و اضافه‌کاری نیروهای پیمانکار و برگرداندن مزایای قانونی، اعیاد و شرایط رفاهی (مثل غذا و آب) به حالت استاندارد، شدند.

آن‌ها تأکید دارند که موفقیت‌های آماری شرکت، نباید باعث نادیده گرفتن حقوق و معیشت کسانی شود که چرخ‌های این شرکت را می‌چرخانند. در اصل، «موفقیت» از آنِ کارگران است نه مدیران…..

منبع: خبرگزاری کار ایران، ایلنا، ۱ مرداد ۱۴۰۶

https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1816994




رنج‌های کارگران شهرداری چابهار در روزهای موشک‌باران / نه حق جنگ می‌گیریم نه اضافه‌کار

گزارش: سعید حسام‌الدینی ــ 

کارگران شرکتیِ شهرداری چابهار که این روزها دوشادوش آتش‌نشانان در خط مقدمِ بحران‌ها و پاک‌سازیِ شهر از آوارِ حملات حضور دارند، نه تنها از دریافت کمترین «حق خطر» محروم‌اند، بلکه همچنان با حقوق‌های معوقه، نبود امنیت شغلی و لغو پوشش بیمه‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، جنگ است؛ صدای بمباران و انفجار می‌آید. منازل مسکونی آسیب می‌بینند، موشک‌ها می‌آیند که تخریب کنند، می‌آیند که ناجوانمردانه جان بگیرند. جنگ به شهرها و مناطقی آسیب وارد می‌کند که پیش از آن، مردمش و به ویژه طبقه کارگر، سال‌ها با بیکاری، نبود امنیت شغلی، نابرابری اجتماعی، سرکوب مزدی و بی‌آبی و بی‌برقی دست و پنجه نرم کرده‌‌اند.

این توصیفات، شرح حال بسیاری از مناطق محروم ایران است؛ اما این بار ذره‌بین را روی شهر چابهار می‌گذاریم. شهری در استان همیشه محرومِ سیستان و بلوچستان؛ استانی که روی گنج خوابیده و از لحاظ منابع معدنی جزو پرپتانسیل‌ترین نقاط کشور است. معادن تیتانیوم، آهن، طلا و مس در دل این خاک نهفته‌اند و موقعیت مرزی و بندری چابهار، یک شاهرگِ تجاری و شغلیِ بالقوه است. اگر این ثروت عظیم به درستی مدیریت می‌شد، مردمانش باید در اوج رفاه زندگی می‌کردند. اما واقعیت چیز دیگری است.

مردم چابهار نه تنها از امکانات حداقلیِ زیستی محروم‌اند، بلکه اکنون زیر سایه سنگینِ موشک‌های امپریالیستی آمریکا قرار گرفته‌اند. 

در خلالِ این بحران‌ها و اتفاقات، به سراغِ کارگران شهرداری چابهار می‌رویم. همان کسانی که تا کوچک‌ترین آسیبی به شهر می‌رسد و تخریبی رخ می‌دهد، بلافاصله پس از نیروهای آتش‌نشانی در صحنه حاضرند. آن‌ها سربازانِ گمنامی هستند که کسی نامشان را نمی‌برد، برچسبِ «قهرمان» به سینه‌شان نمی‌چسبد و دوربین‌های  رسانه‌های جریان اصلی دوست ندارند چهره‌ی خسته و خاک‌گرفته‌شان را ثبت کنند. اما آن‌ها همیشه حضور دارند؛ با دستانی خالی تلاش می‌کنند باز هم شهر تمیز باشد، باز هم این شهر سرپا بماند و در این جنگ دوام بیاورد. با این حال، باید پرسید، شرایط زندگی و معیشت این کارگران چگونه است؟ شاید با خود بگوییم حال که این نیروها در این شرایط بحرانی کار می‌کنند، حتماً حقِ جنگ یا مزایای ویژه‌ای دریافت می‌کنند؛ زهی خیال باطل! در واقع آن‌ها همچنان لنگِ حقوق‌های معوقه و حداقلیِ خود هستند.

روایتِ کارگر؛ آینه‌ی تمام‌نمایِ تبعیض

برای درکِ این واقعیت‌های تلخ، پای دردِ دلِ «احمد»، یکی از کارگران شرکتی پسماند شهرداری چابهار نشستیم. روایت او، دیگر یک گزارش خشک اداری نیست؛ فقط صدای خسته و خاکیِ کارگری است که در گرمای کشنده‌ی جنوب، جان می‌کند. او از خط‌کشی‌های ناعادلانه‌ی شهرداری این‌گونه می‌گوید:​ «نیروهای شهرداری چابهار قراردادهای مختلفی دارن؛ روزمزد، شرکتی، قرارداد مستقیم. من خودم نیروی شرکتی پسماندم. تازه بعد از دو ماه، یه پولی ریختن به حسابمون، اونم فقط پایه حقوق! اضافه‌کار و مزایا کلاً رو هواست. حقوق‌مون رو که مستقیم نمیدن، میدن به شرکت، اونم چند روز نگه می‌داره بعد میده. الان برج یک و دو رو دادن ولی مابه‌التفاوتش رو ندادن.»

​شاید تصور شود کارگری که در دل حملات و بمباران‌ها به دل خطر می‌زند، حتماً از «حق جنگ» یا مزایای ویژه‌ای برخوردار است. احمد این تصور را باطل می‌‌داند: ​«تو این مدت که مدام دارن چابهار رو می‌زنن، وقتی جایی آسیب می‌بینه، اولین نیرویی که میره اونجا رو مرتب و تمیز کنه ماییم. دوشادوش آتش‌نشانی. روز تعطیل که نداریم، همیشه پای کاریم و تو خط مقدمیم. ولی امنیت شغلی؟ نداریم آقا، وصلیم به پیمانکار… حق جنگ و حق خطر پیشکش، ما فقط می‌گیم همین اضافه‌کار و مزایای خودمون رو به موقع بدن! بعضی سازمان‌ها  مثل منطقه آزاد، هزینه جنگ رو به نیروهاشون دادن، در صورتی که خط مقدم ماییم.»

صدای احمد وقتی به وضعیتِ درمان و بیمه می‌رسد، ضعیف‌تر می‌شود: «بیمه‌هامون سر موقع پرداخت نمیشه. آقا کارگر تو این گرما مریض میشه میره دکتر، طرف بیست سال سابقه کار داره، پزشک تو سیستم میزنه می‌بینه اصلاً بیمه نداره! کارگرِ بی‌پول مجبوره با همون حال مریضی برگرده خونه بیفته تو رختخواب… حقوق ما همون حداقل اداره کاره، بیست، بیست و پنج تومن… با اضافه‌کار تازه اگه خیلی لطف کنن و پرداخت کنن شاید برسه به سی تومن.»

این شرایط فقط برای کارگرانی مانند احمد وجود دارد؛ در همان شهرداری،  تضاد فاحشی میان حقوق مدیران و مسئولان و دستمزد کارگران برقرار است. جایی که مدیران از دور ایستاده‌اند و وضعیت‌شان با کارگران زمین تا آسمان فرق دارد: ​«مسئولان و مدیران شهرداری اونا وضع‌شون خیلی خوبه! همه چی بهشون داده میشه. دستشون بازه آقا. طرف تو سطح استان کار شخصی داره، میره دنبال کار خودش، بعد برای خودش ماموریت رد می‌کنه و حق ماموریت و اضافه‌کارش رو هم سر وقت می‌گیره! هر کدوم چند تا خونه دارن. بالادستی‌ها همه چی دارن، ولی به ما که می‌رسه میگن مشکل داریم.»

​احمد در پایان حرف‌هایش، از امکاناتی می‌گوید که سال‌هاست به نامِ کارگر و به کامِ مدیران است: ​«تعاونی مسکن و تعاونی مصرف و صندوق رفاه؟ اینا همه‌ش روی کاغذه، عملاً هیچ آورده‌ای برای ما نداره. ما برای اونا فقط حکم  «پیاده‌نظام» رو داریم! اسم ما رو تو لیست تعاونی و صندوق می‌نویسن تا معمولاً خودشون امتیاز بگیرن…»

​فرجامِ سخن؛ سمفونیِ تلخِ جاروها و آوارها

​در چابهار، جنگ همه جا هست؛ ​اینجا تقاطعِ عریانِ تضادِ طبقاتی است؛ آوردگاهی که سهمِ کارگر از آن، سینه‌ای پُر از غبار، تنی بیمار و سفره‌ای است که در محاصره‌ی تورم و بی‌مِهریِ پیمانکاران، هر روز آب می‌رود. در برابر، سهمِ مدیران و بالادستی‌ها، حقِ مأموریت‌های نجومی و حقوق‌های آن چنانی‌ست….

روزی بالاخره دودِ انفجارها با وزشِ بادهای موسمیِ جنوب از آسمانِ شهر محو می‌شود، اما غبارِ سنگینِ تبعیض به این سادگی‌ها از چهره‌ی زندگیِ کارگران پاک نخواهد شد. شهری که تاب‌آوری و سرپا ماندنش را وام‌دارِ تن‌های خسته و سفره‌های خالیِ کارگران است، دردی عمیق‌ در سینه دارد. حقیقتِ تلخِ خیابان‌های چابهار این است: نمی‌توان بارِ یک شهرِ بحران‌زده را بر دوش‌های نحیفِ طبقه‌ای گذاشت که حتی از داشتنِ یک بیمه‌ی درمانی ساده محروم‌ است؛ شهری که در آن، سهمِ کارگر از رفاه به یغما می‌رود. این کارگران سالهاست زیر بارِ سنگینِ بی‌عدالتی‌هایِ خاموش، درگیر جنگی ناعادلانه‌اند؛ حالا ناخواسته آوار موشک‌ها هم اضافه شده است….

 




با بیمه تکمیلی مخالفیم / برای مسکن بازنشستگان کاری نکردند / دست‌اندازی به منابع صندوق تامین اجتماعی «خط قرمز» جامعهٔ کارگری است

حیاط خانه کارگر امروز میزبان تجمع کارگران، بازنشستگان و مستمری‌بگیران بود که به مناسبت سالروز تامین اجتماعی، همبستگی خود را در برابر چالش‌های معیشتی و سیاست‌های تورم‌زا به نمایش گذاشتند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، تجمع کارگران و بازنشستگان به مناسبت گرامیداشت سالروز تامین اجتماعی در حیاط خانه کارگر برگزار شد. در این مراسم که با هدف بیان مطالبات و بررسی چالش‌های پیش روی سازمان تامین اجتماعی شکل گرفته بود، علیرضا محجوب، دبیرکل خانه کارگر و حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری، به سخنرانی پرداختند.

تامین اجتماعی موضوعی عام است

علیرضا محجوب در ابتدای این مراسم با عرض خیرمقدم به حاضران، به‌ویژه بازنشستگان، اظهار داشت: «سالروز تامین اجتماعی منحصراً به بازنشستگان تعلق ندارد. هرچند شما عزیزان متحمل زحمت می‌شوید و بیش از سایر گروه‌ها در این قبیل اجتماعات حضور می‌یابید، اما ضرورت دارد تمهیداتی اندیشیده شود تا از تمامی اقشار ذی‌نفع دعوت به عمل آید. هنگامی که از تامین اجتماعی سخن به میان می‌آوریم، به یک مفهوم و موضوع عام اشاره داریم که به هیچ عنوان مختص یک گروه خاص نیست.»

وی در ادامه افزود: «پیگیری مطالبات بازنشستگان موضوع حائز اهمیتی است که در همین روز مطرح می‌گردد، اما مسئله اساسی ما فراتر از این موارد و معطوف به ماهیت کلان سازمان تامین اجتماعی است. چنانچه مفهوم واقعی تامین اجتماعی تبیین نگردد، دلیل شکل‌گیری این مطالبات نیز در هاله‌ای از ابهام باقی خواهد ماند. اگر این مباحث در چنین اجتماعاتی تشریح و بازگو نشوند، پس در چه جایگاهی باید مطرح گردند؟ از این رو، ما در گام نخست باید رسالت و هدف نهایی خود را به‌روشنی بشناسیم و متعاقباً برای تحقق آن مجدانه تلاش کنیم.»

لزوم پرهیز از شعارگرایی و تمرکز بر حل مسائل

دبیرکل خانه کارگر با تاکید بر لزوم اتخاذ رویکرد عملی تصریح کرد: «با صرف سخنرانی، گفتگوهای مقطعی و بیان اظهارات تند و احساسی، هیچ معضلی مرتفع نخواهد شد. گشایش در امور زمانی محقق می‌گردد که مساعی ما بر حل مسائل کلیدی و متعاقب آن، رفع مشکلات تک‌تک آحاد اعضای سازمان تامین اجتماعی، به‌ویژه بازنشستگان گرامی که با بیشترین مصائب دست‌وپنجه نرم می‌کنند، متمرکز شود و با ارائه راهکارهای منطقی و اقدامات مقتضی به پیش برود.»

وی خطاب به حاضران بیان داشت: «ما در این اجتماع از شما بازنشستگان معزز که حضور به هم رسانده‌اید کمال تشکر را داریم، اما جای خالی شاغلین در این محفل کاملاً محسوس است. این سازمان منحصراً به شما تعلق ندارد، بلکه متعلق به تمامی بیمه‌شدگان است. یک کارگر ساختمانی نیز باید در این مکان حضور یابد و وضعیت بیمه خود را پیگیری نماید. امروز، هم زمانِ تبیین مفهوم واقعی تامین اجتماعی است و هم روز مطالبه‌گری؛ و این حق مطالبه‌گری به تمامی ذی‌نفعان اختصاص دارد. همگان باید حضور یابند و حقوق حقه خویش را مطالبه نمایند. نباید این‌گونه تصور شود که تنها بنده، آقای صادقی یا تشکیلات خانه کارگر مسئول این دیون هستیم؛ بلکه تمامی دستگاه‌ها و نهادهای ذی‌ربط در این زمینه مسئول و پاسخگو می‌باشند.»

تورم و بدهی‌های انباشته دولت به سازمان

محجوب با اشاره به وضعیت معیشتی و ریشه‌یابی معضلات اقتصادی خاطرنشان ساخت: «در خصوص مسئله مستمری‌های پرداختی، در ظاهر امر سازمان تامین اجتماعی طرف حساب شما تلقی می‌شود، اما در واقعیت، دولت و حاکمیت طرف اصلی شما هستند؛ چرا که چالش بنیادین، پدیده تورم است. پیامد شرایط کنونی این است که درآمدهای شما تقلیل یافته و در مقابل، هزینه‌های زندگی به شدت افزایش یافته است؛ به نحوی که این سطح از درآمد پاسخگوی نیازها نبوده و سفره‌های اقشار کارگری خالی مانده است. ما خواهان تادیه بدهی‌های معوقه خود هستیم؛ بدهی‌هایی که قدمت آن‌ها به یک، دو، چهار و حتی شش دهه پیش بازمی‌گردد. این مطالبات وصول می‌گردد و همان‌گونه که جناب آقای صادقی نیز پیش‌تر تشریح نمودند، مستقیماً به بخش درمان تخصیص یافته و در آنجا هزینه می‌شود. در پیگیری‌هایی که همین روز گذشته انجام دادم، مطلع شدم که تا پایان شهریورماه، رقمی معادل ۷۰۰ هزار میلیاردِ سال گذشته به سیستم درمان بدهکار خواهیم شد و در حال حاضر نیز برای اخذ مطالبات ما، رویکردهای قهری اتخاذ کرده‌اند.»

او در ادامه افزود: «ما در پیشنهادات بودجه‌ای خود صراحتاً اعلام نمودیم که نباید دوسوم اعتبارات به بخش درمان اختصاص یابد، بلکه حداکثر یک‌سوم آن باید به این حوزه تخصیص داده شود. از منظر بنده، مسئولیت درمان از ابتدا تا انتها بر عهده سازمان تامین اجتماعی است. بنده از ابتدا با طرح بیمه تکمیلی موافق نبوده‌ام و در حال حاضر نیز با آن مخالفم؛ زیرا نهادی که موظف به ارائه خدمت است، باید خدمات خود را به صورت عام و فراگیر ارائه دهد. آیا ما تاکنون ادعا کرده‌ایم که بیمه‌شده باید سهمی مجزا برای درمان یا حوادث پرداخت کند؟ ما در حال حاضر از مستمری بازنشستگان نیز درصدی را بابت درمان کسر می‌کنیم، در حالی که به اعتقاد من، ایشان پیش از این حق خود را به‌طور کامل ادا نموده‌اند. اگر استدلال می‌شود که در سال جاری وضعیت منابع مالی نامساعد است و باید دوسوم یا یک‌سوم از سهم درمان به بخش بیمه‌ای منتقل گردد، این امر گویای آن است که شخص بیمه‌شده سهم خود را پیش‌تر پرداخت نموده است.»

ضرورت تشکیل کمیته‌های تخصصی

دبیرکل خانه کارگر با ارائه یک پیشنهاد ساختاری و تشکیلاتی عنوان کرد: «این مباحث نیازمند ارزیابی و بررسی‌های سالانه است. اتحادیه محترم باید نسبت به تشکیل ۱۰ الی ۲۰ کمیته تخصصی اقدام نماید تا به صورت متمرکز به این موضوعات بپردازند. دستاورد نهایی، حاصل تفکر و خرد جمعی شما خواهد بود. ما نباید به صورت بداهه و خلق‌الساعه اظهارنظر کنیم یا پس از ماه‌ها سکوت، صرفاً به طرح مباحث انتزاعی بپردازیم؛ بلکه ضرورت دارد تمامی نظرات استماع گردد، با پختگی عمل شود و مواضعی اتخاذ گردد که هیچ مرجعی نتواند استدلال‌ها و منطق ما را خدشه‌دار نماید. در صورتی که توانایی احقاق حقوق ما را ندارند، حداقل باید در برابر استدلال‌های متقن ما تسلیم باشند.»

محجوب با اشاره به تبعات مخرب تورم بر بنیه مالی صندوق‌های بازنشستگی بیان داشت: «این بدهی‌ها مشمول تورم هستند و الزاماً باید با احتساب نرخ تورم محاسبه و کارسازی شوند. سرمایه‌ای که فرد در طول سالیان متمادی اندوخته و اکنون به مقام بازنشستگی نائل آمده، متاسفانه ارزش ذاتی خود را از دست داده است؛ زیرا تورم آن را مستهلک نموده و سازمان نیز آن را در مسیر صحیح سرمایه‌گذاری نکرده است. تورم، مخرب‌ترین نوع اتلاف منابع در نظام اقتصادی است. به تعبیر یکی از صاحب‌نظران اقتصادی، تورم را باید این‌گونه تعریف کرد: مالیات پنهانی که اقشار متمول به میل و اراده خویش بر اقشار آسیب‌پذیر وضع می‌کنند و منافع آن مستقیماً به سمت ثروتمندان سرازیر می‌شود. به عبارت دیگر، چنانچه نرخ تورم ۳۰ درصد باشد، یک خانوار متمول در نهایت تنها ۵ درصد از آن را بابت هزینه‌های گزاف خود می‌پردازد و ۲۵ درصد باقیمانده به انباشت ثروت وی افزوده می‌شود. این ثروت از جیب چه کسانی تامین می‌گردد؟ از جیب اقشار ضعیف، از منابع همین صندوقی که پیرامون آن سخن می‌گوییم و از جیب شما کارگران و بازنشستگان. ما مکرراً تاکید کرده‌ایم که محاسبات باید به صورت ادواری انجام پذیرد و در وهله نخست، نرخ تورم لحاظ گردد؛ چرا که تورم، مهلک‌ترین ضربه را بر پیکره سرمایه‌های صندوق وارد می‌آورد.»

واقعی شدن مطالبات و چالش‌های پدیده سالمندی

وی با تاکید بر ضرورت رویکرد واقع‌گرایانه در طرح مطالبات افزود: «خواسته‌ها و مطالبات ما باید ماهیتی واقعی به خود گرفته و از رویکردهای صرفاً شعاری فاصله بگیرند؛ بدین معنا که باید مستند به پشتوانه فکری و کارشناسی شما عزیزان باشند. شما که امروز با تحمل شرایط جوی و گرمای هوا در این مکان حضور یافته‌اید، به حق از ما طلبکارتر هستید؛ اما این مطالبات باید به نحوی صورت‌بندی و ارائه شوند که هیچ مرجعی نتواند ادعا کند این خواسته‌ها نشأت‌گرفته از هیجانات و احساسات زودگذر است. ضرورت دارد با تشکیل کارگروه‌های تخصصی، بررسی‌های کارشناسی صورت پذیرد. از تمامی بازنشستگانی که امکان تخصیص وقت دارند، دارای سوابق تشکیلاتی هستند و از اندیشه و تخصص برخوردارند، دعوت می‌کنیم تا به میدان بیایند. بسیاری از این عزیزان اکنون به تخصص‌های عالی در حوزه‌های حقوق، اقتصاد و سایر رشته‌ها دست یافته‌اند. این متخصصان که خود دردآشنای جامعه کارگری هستند، باید گرد هم آیند و با تمرکز بر روی مسائل، راهکارهای علمی ارائه دهند، نه آنکه صرفاً به طرح شعار پیرامون یک موضوع واحد بسنده کنیم.»

محجوب در ادامه به چالش‌های مرتبط با پدیده سالمندی در کشور پرداخت و اظهار داشت: «ما در برهه کنونی با پدیده سالمندی مواجه هستیم و با کمال تاسف، نامناسب‌ترین سیاست‌ها در قبال این پدیده اتخاذ می‌گردد. به عنوان نمونه، به یک فرد سالمند اعلام می‌کنند که به دلیل عبور از سن ۷۵ سالگی، تسهیلات بانکی به وی تعلق نمی‌گیرد. این چه نوع منطق و سیاست‌گذاری در نظام بانکی است؟ بانک‌ها استدلال می‌کنند که شرکت‌های بیمه افراد در این رده سنی را تحت پوشش قرار نمی‌دهند. اعمال چنین محدودیت‌ها و فشارهای ناموجه بر این قشر زحمتکش به هیچ‌وجه قابل قبول نیست. سرعت رشد سالمندی در کشور ما به شدت بالاست و بر اساس تازه‌ترین داده‌های آماری که اخیراً دریافت نمودم، ایران دومین کشور جهان از حیث سرعت رشد جمعیت سالمند است و این روند با شتابی فزاینده در حال پیشروی است. در شرایطی که سن امید به زندگی رسماً ۷۷ سال اعلام شده است، تعیین مبنای ۷۵ سال برای محرومیت از دریافت تسهیلات چه توجیهی دارد؟ در سنوات گذشته، سن امید به زندگی را ۵ الی ۱۰ سال فراتر از سن بازنشستگی لحاظ می‌کردند؛ منطق حکم می‌کند که این شاخص را ۸۵ یا ۹۰ سال در نظر بگیرند تا هیچ فردی از چتر حمایتی خارج نشود. اعتقاد راسخ ما بر این است که اکنون عصر حمایت و صیانت از سالمندان است و باید با اهتمام بیشتری از این قشر مراقبت نماییم، نه آنکه با ایجاد موانع، بر مشکلات آنان بیفزاییم. این مورد تنها نمونه‌ای از مشکلات است و ده‌ها چالش مشابه وجود دارد که نیازمند برنامه‌ریزی و اقدام عاجل است.»

تورم سه‌رقمی مواد غذایی و خسارت به سفره بازنشستگان

او با اشاره به تقارن سالروز تامین اجتماعی با روز بهزیستی تصریح کرد: «۲۵ تیرماه تنها به سازمان تامین اجتماعی اختصاص ندارد، بلکه همزمان سالروز تاسیس سازمان بهزیستی نیز می‌باشد. به چه دلیل ما رسالت‌های بهزیستی و وضعیت سالمندان جامعه را به ورطه فراموشی سپرده‌ایم؟ این امر گویای آن است که مطالبات ما باید به شکلی کاملاً واقع‌بینانه، علمی و مبتنی بر پژوهش‌های دقیق مطرح گردد تا مواضع ما مستدل و منطقی جلوه کند و مجال ایرادگیری از سوی کارشناسان سلب شود. در سال جاری، با بررسی سبد معیشت خانوار، ملاحظه کردم که نرخ تورم در بخش مواد غذایی از شاخص ۱۰۷ عبور کرده و وارد دامنه سه‌رقمی شده است. ضرورت دارد این خسارات تورمی و افزایش قیمت‌ها را با قدرت خرید سفره‌های کارگران مقایسه کنیم تا مشخص شود آیا این سطح از درآمد، حداقل‌های معیشتی را تامین می‌نماید یا خیر؟»

دبیرکل خانه کارگر با انتقاد از رویکردهای کلان اقتصادی در قبال توزیع ثروت اظهار داشت: «مجرای ورودی و خروجی منابع صندوق تامین اجتماعی کاملاً شفاف است. تورم موجود، زاییده سپرده‌هایی که ما برای دوران بازنشستگی پس‌انداز کرده بودیم نیست؛ بلکه این تورم، ماحصل مشترک انباشت ثروت در دست عده‌ای خاص و انفعال دولت‌ها در اتخاذ سیاست‌های کنترلی است. متاسفانه دولت‌ها در برابر صاحبان ثروت منفعل عمل می‌کنند، اما در مواجهه با اقشار ضعیف، رویکردهای سخت‌گیرانه‌ای اتخاذ می‌نمایند. موضع قطعی ما این است که چنین رویه‌هایی در قبال جامعه کارگری متوقف گردد. ما در این جایگاه حضور نیافته‌ایم تا صرفاً سخنان تند یا محافظه‌کارانه بر زبان بیاوریم؛ هدف ما بیان حقایق و واقعیت‌های موجود است، حتی اگر طرح این حقایق برای عده‌ای خوشایند نباشد. جامعه کارگری همواره در خط مقدم انقلاب و تمامی عرصه‌های اجتماعی حضور فعال داشته است؛ آیا این سوابق درخشان، دلیلی بر این است که از حقوق قانونی خود صرف‌نظر کنیم؟ مطالبات باید با صلابت و منطق مطرح گردند و ماهیت این گونه نشست‌ها، اساساً مطالبه‌گری ضابطه‌مند است.»

 جزئیات و شرایط دریافت تسهیلات بانکی بازنشستگان

وی در خصوص مکانیسم‌های تامین مالی سیستم‌های حمایتی توضیح داد: «در سطح جهانی، دو نظام عمده برای تامین مالی سازمان‌های تامین اجتماعی وجود دارد: اتکا به حق بیمه و اتکا به درآمدهای مالیاتی. پیش‌تر طرحی مبنی بر تغییر سیستم تامین مالی به روش مالیات‌محور ارائه شده بود که ما صراحتاً با آن مخالفت نمودیم؛ زیرا ساختار اجرایی دولت در وصول مالیات‌های جاری خود نیز با چالش‌های جدی مواجه است. اخیراً نیز زمزمه‌هایی مبنی بر تعدیل نرخ حق بیمه‌ها و کسر ۱۳.۵ درصد از برخی گروه‌ها یا ۱۴ درصد از حقوق‌بگیران صندوق شنیده می‌شود. موضع ما این است که با در نظر گرفتن نرخ تورم کنونی، این ارقام باید به مراتب افزایش یابند؛ اما جبران خسارات ناشی از تورم نباید بر دوش کارگر یا کارفرما تحمیل گردد، بلکه منابع آن باید از محل درآمدهای ثروتمندانی که از شرایط تورمی منتفع می‌شوند، تامین شود. هنگامی که نرخ تورم رسمی در سال گذشته معادل ۶۰ درصد اعلام می‌گردد، این بدان معناست که قدرت خرید یک میلیون تومان سپرده شما در سال جاری به ۴۰۰ هزار تومان تقلیل یافته است.»

محجوب با بیان یک هشدار جدی نسبت به آینده صندوق‌ها افزود: «چنانچه از ذخایر و سپرده‌های بیمه‌شدگان صیانت نگردد، ما در پیشگاه تاریخ متهم خواهیم بود. بنده به کرات در مراجع ذی‌صلاح عنوان نموده‌ام که اتکا به محاسبات اکچوئری و صرفِ دریافت حق بیمه کفایت نمی‌کند؛ در وهله نخست باید نرخ تورم در محاسبات لحاظ گردد. آسیب‌های ناشی از تورم، از هر نوع دست‌اندازی به منابع صندوق مخرب‌تر است و ارزش دارایی‌های سازمان را تقلیل می‌دهد. تمامی مساعی ما باید معطوف به اصلاح ساختارهایی باشد که برای جامعه‌ای در حال گذار به سوی سالمندی و نیازمند حمایت طراحی شده‌اند. ما در حال حاضر پیگیر تاسیس دانشگاه ویژه سالمندان هستیم تا این گفتمان را ترویج نماییم که اقشار سالمند نیازمند حمایت‌ها، مراقبت‌ها و توجهات مضاعف نهادهای حاکمیتی می‌باشند.»

وی در بخش پایانی سخنان خویش با اشاره به بحران مسکن بازنشستگان تاکید کرد: «در سالیان گذشته، توافق‌نامه‌ای جهت احداث ۳۰ هزار واحد مسکونی منعقد گردید که در آن جلسه، مدیرعامل وقت سازمان تامین اجتماعی و وزیر محترم مسکن نیز حضور داشتند. مقرر بود مبلغ ۸ میلیارد تومان به وزارت مسکن پرداخت شود تا زمین‌ها به صورت تفکیک‌شده در اختیار قرار گیرد، اما متاسفانه این تعهد مالی ایفا نگردید و مسئولین وقت سازمان از انجام این اقدام زیربنایی امتناع ورزیدند. در شرایطی که پیوسته بر تامین مسکن جوانان تاکید می‌گردد، نباید از یاد برد که امروز بخش کثیری از سالمندان ما فاقد سرپناه ملکی هستند. وضعیت مسکن افراد سالمند و تنها، بسیار نگران‌کننده است و باید برای اسکان و نگهداری آبرومندانه این عزیزان تدابیر اساسی اندیشیده شود. این مسئله دغدغه‌ای همگانی است. تاسیس سازمان تامین اجتماعی در دورانی که هیچ‌گونه نظام پرداخت مستمری و پوشش درمانی جامعی وجود نداشت، گامی سترگ در راستای کرامت انسانی محسوب می‌شد. اما امروز ما با چالش‌های نوینی مواجه هستیم که محوریت آن را شما بازنشستگان و پدیده سالمندی تشکیل می‌دهید. بر اساس پیش‌بینی‌ها، تا دو دهه آینده جمعیت سالمند کشور رشدی سه‌برابری را تجربه کرده و به مرز ۳۰ درصد کل جمعیت خواهد رسید. بنابراین، ابعاد موضوعِ امروز، بسیار فراتر از مسائل یک سازمان است و اقتضا می‌کند با دیدگاهی کلان‌تر و راهبردی‌تر به مقوله تامین اجتماعی و بهزیستی نگریسته شود.»

با بیمه تکمیلی مخالفیم/ برای مسکن بازنشستگان کاری نکردند/ دست‌اندازی به منابع صندوق تامین اجتماعی، «خط قرمز» جامعه کارگری است

موانع اقتصادی و چالش‌های پرداخت معوقات

حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری، در ادامه این مراسم با قرار گرفتن در جایگاه سخنرانی اظهار داشت: «کلیه مسیرهای قانونی ممکن جهت پیگیری مطالبات برحق شما عزیزان از سوی تشکیلات طی شده است و امیدواریم این تلاش‌ها به نتایج مطلوبی منتهی گردد؛ با این وجود، ضرورت دارد شرایط خطیر کشور را نیز در تحلیل‌های خود لحاظ نماییم. ما در حال حاضر با یک جنگ نابرابر و نامتقارن مواجه هستیم؛ شرایطی که در آن رهبری از جبهه مقاومت در کشورمان به شهادت می‌رسد و معاهدات بین‌المللی مکرراً نقض می‌گردند. هر زمان که کشور اراده می‌کند گامی در مسیر پیشرفت بردارد، شاهد تشدید تقابل‌ها و آغاز فاز جدیدی از خصومت‌ها هستیم. این متغیرها به صورت اجتناب‌ناپذیری بر معادلات کلان و برنامه‌ریزی‌های اقتصادی تاثیر منفی گذاشته و روند رشد و توسعه ملی را با موانع جدی روبه‌رو می‌سازند.»

صادقی با اشاره به دلایل بروز تاخیر در پرداخت معوقات بازنشستگان افزود: «همین شرایط پیچیده سبب شده تا سازمانی که متعهد به پرداخت مطالبات معوقه بود، در برخی بخش‌ها نتواند به تعهدات زمان‌بندی‌شده خود عمل نماید. یکی از مواردی که در نشست مشترک دو روز گذشته به عنوان دلیل این تاخیرها مطرح گردید، تلاقی برنامه‌ها با تعطیلات پانزده‌روزه اخیر بود. بر اساس برآوردهای انجام‌شده، سازمان برای تامین نقدینگی حقوق تیرماه با کسری بودجه‌ای در حدود ۵۰ الی ۶۰ هزار میلیارد تومان مواجه است که مقامات مسئول در حال تامین منابع و کارسازی آن می‌باشند؛ بنابراین جای هیچ‌گونه نگرانی در خصوص اصل پرداخت حقوق‌ها وجود ندارد. لیکن با عنایت به موانع موجود در مسیر وصول درآمدها که متاثر از شرایط کلی کشور و تعطیلات مکرر است، بعید به نظر می‌رسد که در ماه جاری امکان تسویه مطالبات معوقه فراهم گردد. امیدواری ما بر این است که سازمان بتواند حداقل حقوق‌های ماهانه را در موعد مقرر پرداخت نماید تا در اجرای اصلی‌ترین رسالت خویش خللی ایجاد نشود.»

دیون دولت به سازمان تامین اجتماعی

وی با تشریح جزئیات مربوط به مطالبات انباشته سازمان از دولت بیان داشت: «موضوع حائز اهمیت دیگر، بحث دیون دولت به سازمان تامین اجتماعی است. در قانون بودجه، اعتباری بالغ بر ۲۷۸ هزار میلیارد تومان بابت تادیه دیون دولت به سازمان تخصیص یافته است. در این میان، پرسش درستی مطرح می‌گردد که سرانجام آن مبلغ ۷۰ هزار میلیارد تومانی که پیش‌تر از سوی دولت پرداخت شده بود، چه شد؟ در مقام روشنگری باید اذعان داشت که دولت محترم پرداخت این ۷۰ هزار میلیارد تومان را مشروط به تسویه مطالبات مراکز درمانی، بیمارستان‌های طرف قرارداد، داروخانه‌ها و آزمایشگاه‌ها از سازمان تامین اجتماعی نموده بود. با تخصیص این مبلغ، بخش عمده‌ای از دیون سازمان به نهادهای ارائه‌دهنده خدمات درمانی نظیر شرکت آتیه‌سازان حافظ که پرداخت‌هایشان چندین ماه به تعویق افتاده بود، تا مقطع فروردین‌ماه تسویه و تراز آن‌ها صفر گردید.»

رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری در ادامه تصریح کرد: «با احتساب این پرداختی‌ها، کماکان رقمی در حدود ۲۰۰ الی ۲۰۸ هزار میلیارد تومان از دیون دولت به قوت خود باقی است که در ردیف‌های بودجه‌ای نیز درج گردیده است. چنانچه با پیگیری‌های مستمر و امضای طومارهای مطالباتی، این مبالغ در بودجه سنوات آتی به‌طور کامل لحاظ و محقق گردد، قطعاً دیگر شاهد بروز چنین بحران‌هایی نخواهیم بود که مدیریت عالی سازمان اظهار بدارد به دلیل فقدان منابع مالی، ناگزیر به قطع برخی مزایا است. اینکه نهادی توان وصول مطالبات کلان خود را از مراجع ذی‌ربط نداشته باشد، به هیچ عنوان توجیه‌پذیر نیست که جبران کسری منابع را از طریق دست‌اندازی به حقوق و مزایای اقشار آسیب‌پذیر و قطع حق عائله‌مندی بازنشستگان عملی نماید.»

لزوم هوشیاری در پیگیری مطالبات

او در ادامه با تاکید بر استواری در پیگیری حقوق ذی‌نفعان عنوان کرد: «بنده به نمایندگی از خادمین شما در تشکیلات کارگری با قاطعیت عرض می‌کنم که در مسیر احقاق حقوق شما، حتی به اندازه ذره‌ای مماشات و کوتاهی صورت نخواهد گرفت. با این حال، در پاسخ به اشخاصی که در فضای مجازی خواهان برگزاری تجمعات اعتراضی گسترده هستند، باید متذکر شد که در شرایط حساس کنونی، کوچک‌ترین خطای محاسباتی می‌تواند به ابزاری برای سوءاستفاده معاندین مبدل شود.»

صادقی افزود: «طبق برنامه‌ریزی‌های اولیه، مقرر بود هفت تن از دبیران کل محترم در این مراسم به ایراد سخن بپردازند. همچنین با توجه به شدت گرما، جناب آقای محجوب تاکید داشتند که زمان آغاز مراسم به ساعات ابتدایی صبح موکول گردد. بر همین اساس، با در نظر گرفتن رفاه حال ساکنین همجوار و همچنین بازنشستگانی که از مسافت‌های دور عازم مرکز شهر بودند، زمان‌بندی برنامه از ساعت ۷:۳۰ الی ۹:۰۰ صبح تنظیم گردید و مراسم نیز با ۱۰ دقیقه تعجیل آغاز شد. همان‌گونه که شاهد بودید، سخنرانی جناب آقای محجوب در جایگاه عضو محترم هیئت امنای سازمان تامین اجتماعی ایراد گردید تا اطلاعات دقیق‌تر و جامع‌تری پیرامون وضعیت کلان سازمان و نحوه محاسبه ضرایب افزایش حقوق در اختیار شما عزیزان قرار گیرد.»

با بیمه تکمیلی مخالفیم/ برای مسکن بازنشستگان کاری نکردند/ دست‌اندازی به منابع صندوق تامین اجتماعی، «خط قرمز» جامعه کارگری است

جزئیات و شرایط دریافت تسهیلات بانکی بازنشستگان

وی در بخش پایانی اظهارات خود، به تشریح دستورالعمل‌ها و شرایط دریافت تسهیلات بانکی ویژه بازنشستگان پرداخت و خاطرنشان ساخت: «در خصوص موضوع تسهیلات پرداختی، تقاضا دارم به این نکات توجه ویژه مبذول فرمایید؛ متقاضیانی که تاکنون هیچ‌گونه تسهیلاتی دریافت ننموده‌اند، اکیداً از مراجعه به کافی‌نت‌ها و پرداخت مبالغی نظیر ۴۰۰ هزار تومان بابت ثبت‌نام خودداری ورزند. همکاران ما در مجموعه تشکیلات کارگری، فرآیند ثبت‌نام این عزیزان را به صورت کاملاً رایگان انجام خواهند داد و تسهیلات ایشان بدون نیاز به شرکت در رویه‌های قرعه‌کشی، به ترتیب اولویت و به مرور زمان کارسازی خواهد شد. همچنین مستمری‌بگیرانی که پیش‌تر از تسهیلات استفاده نموده‌اند، مشروط بر آنکه از تاریخ آخرین دریافتی آنان حداقل یک الی دو سال سپری شده باشد، در اولویت‌های بعدی قرار گرفته و فرآیند ثبت‌نام آنان نیز توسط مجموعه ما انجام خواهد پذیرفت.»

صادقی با تبیین موانع سیستمی موجود در زیرساخت‌های بانک رفاه کارگران توضیح داد: «با وجود این تمهیدات، سامانه بانک رفاه به دلایل فنی و مقرراتی، اجازه ثبت‌نام به گروهی از متقاضیان را نمی‌دهد. اشخاصی که دارای سابقه چک برگشتی در شبکه بانکی می‌باشند، از دریافت تسهیلات محروم خواهند بود. گروه دیگر، افرادی هستند که ضمانت اشخاص ثالث را بر عهده گرفته‌اند و به دلیل استنکاف وام‌گیرنده اصلی از ایفای تعهدات مالی، اکنون حساب ضامن در شبکه بانکی مسدود یا با محدودیت مواجه شده است که در این حالت نیز سامانه پیام خطا صادر می‌کند. علاوه بر این، متقاضیانی که پیش‌تر از بانک آینده تسهیلات دریافت کرده‌اند نیز با مشکلاتی مواجه‌اند؛ بانکی که خود از عوامل اصلی ایجاد تورم ۱۵ درصدی در ساختار اقتصاد کلان کشور به شمار می‌رود. متاسفانه افرادی که ارقامی نظیر ۵۰، ۱۰۰ یا ۲۰۰ میلیون تومان از این بانک تسهیلات دریافت کرده بودند، اکنون با عنوان بدهکار دارای مانده معوقه شناخته می‌شوند و در عین حال فرآیند بازپرداخت اقساط آنان نیز با ابهام روبه‌روست. با وجود ارجاع این افراد به بانک ملی، متصدیان این بانک نیز به دلیل عدم تطابق شناسه‌های تسهیلاتی در سامانه‌های یکپارچه، از دریافت اقساط معذورند و همین اختلالات سیستمی مانع از تایید ثبت‌نام تسهیلات جدید برای این دسته از بازنشستگان می‌گردد.»

او با اشاره به الزام تطابق هویتی مالکیت خطوط تلفن همراه متذکر شد: «نکته حائز اهمیت دیگر، لزوم تطابق کامل مالکیت شماره تلفن همراه با مشخصات هویتی متقاضی وام است. در صورت مغایرت اطلاعات، از آنجا که احراز هویت دیجیتال برای سیستم بانکی از درجه اهمیت بالایی برخوردار است، سامانه بلافاصله درخواست را مردود اعلام نموده و فرآیند ثبت‌نام متوقف می‌گردد. بنابراین مؤکداً توصیه می‌شود در فرم‌های تقاضا، منحصراً شماره تماس معتبری را که به نام شخص وام‌گیرنده ثبت شده است درج نمایید و از ثبت شماره تلفن بستگان نظیر همسر یا فرزندان جداً پرهیز کنید.»

صادقی در خصوص محدودیت‌های سنی دریافت تسهیلات بانکی تصریح کرد: «از بازنشستگان معززی که سن ایشان از مرز ۷۵ سال عبور نموده است تقاضا می‌شود جهت دریافت تسهیلات مراجعه نفرمایند. این امر به هیچ‌وجه به منزله مخالفت تشکیلات کارگری با بهره‌مندی این عزیزان از تسهیلات نیست؛ ما به عنوان خدمتگزاران شما، با کمال میل آماده ثبت‌نام و پیگیری امور هستیم، لیکن سیستم بانکی بر اساس ضوابط و دستورالعمل‌های داخلی خود، اعطای تسهیلات به افراد بالای ۷۵ سال را ممنوع اعلام کرده است. استدلال نظام بانکی این است که در صورت فوت تسهیلات‌گیرنده در این بازه سنی، وصول مطالبات با چالش مواجه خواهد شد؛ استدلالی که از نظر ما مخدوش است، چرا که پوشش‌های بیمه‌ای لازم برای جبران این ریسک پیش‌بینی شده است. مضافاً لازم به ذکر است که نرخ سود واقعی تسهیلات اعطایی ۲۵ درصد می‌باشد که از این میزان، ۲۱ درصد آن در قالب یارانه توسط سازمان تامین اجتماعی تقبل و پرداخت می‌گردد و مستمری‌بگیر تنها موظف به پرداخت ۴ درصد باقیمانده تحت عنوان کارمزد بانکی یا حق کارگزاری می‌باشد.»

وی در پایان اظهارات خویش با ابراز همدردی نسبت به شرایط دشوار معیشتی کارگران یادآور شد: «واقعیت این است که شرایط اقتصادی و معیشتی به شدت سخت و طاقت‌فرسا شده است. در وضعیتی که حتی اشخاصی با درآمدهای ماهانه ۱۰۰ الی ۱۱۰ میلیون تومان نیز در تامین هزینه‌های زندگی با مشکل مواجه شده‌اند، بدیهی است که این اقشار زحمتکش که اکثریت جامعه و دهک‌های پایین درآمدی را تشکیل می‌دهند، در حال سپری کردن روزهایی بسیار طاقت‌فرسا و بحرانی می‌باشند.»

با بیمه تکمیلی مخالفیم/ برای مسکن بازنشستگان کاری نکردند/ دست‌اندازی به منابع صندوق تامین اجتماعی، «خط قرمز» جامعه کارگری است

در جریان مراسم گردهمایی سالروز تامین اجتماعی که صبح امروز در خانه کارگر برگزار شد، بازنشستگان و کارگران با امضای طوماری، خواستار پرداخت بدهی های دولت به تامین اجتماعی شدند.

متن طومار به شرح زیر است:

«برادر ارجمند جناب آقای دکتر پزشکیان ریاست محترم جمهوری ایران

برادر ارجمند جناب آقای قالیباف ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

برادر ارجمند جناب آقای دکتر سالاری مدیرعامل محترم سازمان تأمین اجتماعی

سلام علیکم؛ 

احتراماً؛ اینجانبان امضا کنندگان طومار ذیل بعنوان نمایندگان کارگران شاغل و بازنشسته کشور، به استناد اصل ۲۹ قانون اساسی و تأکید بر مفاد قانون تأمین اجتماعی و احکام برنامه هفتم توسعه، خواستار پرداخت بدهی دولت به سازمان تأمین اجتماعی و پیش‌بینی ردیف مستقل، شفاف و غیرقابل حذف در بودجه سال ۱۴۰۶ وعدم تحمیل هرگونه تعهد بدون تأمین منابع مالی به سازمان تأمین اجتماعی، می‌باشیم. همچنین از سازمان تأمین اجتماعی نیز عمل به تعهدات قانونی خود در قبال جامعه کارگری شاغل و بازنشسته و چاره اندیشی جهت پرداخت معوقات را خواستاریم. انتظار داریم همچون گذشته در کنار محرومان قرار گرفته و این خواسته به حق آنان را اجابت نمایید. 

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته»

در پایان این تجمع، از سوی ستاد بزرگداشت سالروز تامین اجتماعی، یک قطعنامه صادر شد؛ در این قطعنامه که متن آن در زیر آمده، بر ضرورت پرداخت بدهی های دولت به تامین اجتماعی و ارائه خدمات درمانی رایگان تاکید شده است.

«امسال در حالی سالروز تأمین اجتماعی را گرامی میداریم که شاهد فداکاری‌ها، جانفشانی‌ها و ایستادگی بی‌بدیل نیروهای مسلح و مردم شریف ایران در طول جنگ چهل روزه و ایام مذاکره و آتس بس هستیم. خانه کارگر جمهوری اسلامی ایران با تمام وجود از تمامی هم‌وطنان عزیز، بویژه نیروهای مسلح قدردانی می‌کند. از مردم شریف ایران، جامعه کارگری کشور با تمام منشأها و سلایق مختلف، تشکر و قدردانی می‌کنیم که در آیین وداع و تشییع قائد شهید امت و خانواده گرامیشان با حفظ وحدت، همبستگی و انسجام ملی حضور یافتند و نقش به‌سزایی در تقویت پشتوانه معنوی و اجتماعی نظام ایفا کردند. 

با عمیق‌ترین احساس افتخار و سپاس، یاد شهدای والامقام نیروهای مسلح، دانشمندان متعهد و مردم بی‌گناه کشورمان، بالأخص زنان و کودکان بی‌دفاع را گرامی می‌داریم و به خانواده‌های معزز آنان تسلیت می‌گوییم. شهادت این عزیزان، سرمایه‌ای گرانقدر برای ایران اسلامی و الهام‌بخش نسل‌های آینده است. خانواده‌های شهدا، با صبر و استقامت خود، الگویی برای تمامی مردم ایران هستند. ما خواستار حمایت‌های مادی و معنوی بیشتر از خانواده‌های شهدا و جانبازان و تسهیل دسترسی آنان به خدمات دولتی و اجتماعی هستیم. دولت و مسئولان کشور موظفند با برنامه‌های جامع، این خانواده‌ها را از لحاظ معیشتی، آموزشی و درمانی حمایت کنند. 

تأمین اجتماعی، میراث مشترک میلیون‌ها کارگر، بازنشسته، مستمری‌بگیر، کارفرما و بیمه‌شده ایرانی و بزرگ‌ترین نهاد بیمه‌گر اجتماعی کشور است؛ نهادی که فلسفه وجودی آن، حمایت از نیروی کار، تأمین امنیت معیشتی، گسترش عدالت اجتماعی و حفظ کرامت انسانی است. این سازمان، صندوقی دولتی نیست، بلکه سرمایه‌ای بین‌نسلی و متعلق به بیمه‌پردازانی است که سال‌ها با پرداخت حق بیمه، آینده خود و خانواده‌هایشان را تضمین کرده‌اند. 

سالروز تأمین اجتماعی، فرصتی برای قدردانی از تلاش‌های بی‌وقفه مدیران خدوم سازمان تأمین اجتماعی جهت حل مشکلات و مدیریت‌ها بالأخص مشکلات و بحران‌های ناشی از دو جنگ تحمیلی ۱۲ و ۴۰ روزه و نیز زمانی برای بازنگری در چالش‌ها و مسئولیت‌های پیش‌روی آن است. امروز بیش از هر زمان دیگری باید از این سرمایه ملی صیانت کرد؛ زیرا هرگونه تضعیف سازمان تأمین اجتماعی به معنای تضعیف امنیت اجتماعی، کاهش تاب‌آوری اقتصادی و آسیب به تولید ملی خواهد بود. 

بررسی‌ها نشان می‌دهد این سازمان در آینده نزدیک با بحران‌های جدی مواجه خواهد شد. لذا در سالروز تأمین اجتماعی به بیان مطالبات اصلی جامعه کارگری شاغل و بازنشسته جهت برون رفت سازمان تأمین اجتماعی از وضعیت فعلی و بهبود وضعیت زندگی جامعه کارگری می‌پردازیم. دائمی شدن بازگشت بانک رفاه کارگران به دامان تأمین اجتماعی، پرداخت مطالبات سازمان تأمین اجتماعی از سوی دولت، پیش‌بینی ردیف مستقل، شفاف و غیرقابل حذف در بودجه سال ۱۴۰۶، عدم تحمیل هرگونه تعهد بدون تأمین منابع مالی به سازمان تأمین اجتماعی، بهبود وضعیت درمان جامعه کارگری و اصلاح برخی آیین نامه‌ها از جمله آیین‌نامه‌های مشاغل سخت و زیان‌آور از جمله مطالبات اصلی جامعه کارگری کشور می‌باشد. 

در ماه‌های اخیر، کشور با شرایطی دشوار ناشی از جنگ تحمیلی و تهدیدهای خارجی روبه‌رو شد و همچنان نیز با آن روبرو هستیم. این رخدادها علاوه بر خسارت‌های مستقیم، آثار اقتصادی گسترده‌ای همچون افزایش هزینه‌های درمان، فشار بر واحدهای تولیدی، کاهش درآمد بنگاه‌ها، افزایش موج جدیدی از تعدیل نیرو و افزایش بیمه بیکاری، افزایش هزینه‌های بیمه‌ای و درمانی و رشد نیاز جامعه به خدمات حمایتی را در پی داشت. در چنین شرایطی، سازمان تأمین اجتماعی بدون وقفه به ایفای تعهدات خود ادامه داد و اجازه نداد ارائه خدمات به بیمه‌شدگان و بازنشستگان متوقف شود؛ اما استمرار این روند بدون تقویت منابع مالی سازمان، امکان‌پذیر نخواهد بود. 

امروز سازمان تأمین اجتماعی علاوه بر پیامدهای ناشی از شرایط اقتصادی کشور، با چالش‌هایی همچون افزایش امید به زندگی، رشد جمعیت بازنشستگان، تورم، افزایش هزینه‌های درمان، کاهش نسبت پشتیبانی، انباشت تعهدات مالی و فرار بیمه ای، معایب موجود در برخی آیین نامه‌ها از جمله آیین‌نامه‌های مشاغل سخت و زیان‌آور مواجه است. در چنین وضعیتی، انباشت بدهی دولت وعدم تخصیص ردیف اعتباری مستقل، شفاف و غیرقابل حذف در بودجه سالانه کشور، فشار مضاعفی بر منابع سازمان وارد کرده و توان آن را برای توسعه خدمات، سرمایه‌گذاری و ایفای کامل تعهدات محدود ساخته است. 

بر اساس اصل بیست‌ونهم قانون اساسی، برخورداری از تأمین اجتماعی حقی همگانی و تکلیفی بر عهده دولت است. همچنین قانون تأمین اجتماعی و احکام برنامه هفتم توسعه، دولت را مکلف کرده‌اند نسبت به ایفای تعهدات خود و حفظ پایداری صندوق‌های بیمه‌گر اقدام کند. بنابراین، پرداخت بدهی دولت به سازمان تأمین اجتماعی یک انتخاب یا امتیاز نیست؛ بلکه تکلیف قانونی، حق‌الناس و شرط لازم برای استمرار امنیت اجتماعی کشور است. 

ما معتقدیم هر ریالی که برای تقویت سازمان تأمین اجتماعی هزینه می‌شود، سرمایه‌گذاری برای ثبات اقتصادی، کاهش آسیب‌های اجتماعی، افزایش رضایت عمومی و تقویت تولید ملی است. در مقابل، هرگونه تعلل در پرداخت مطالبات این سازمان، آینده میلیون‌ها خانواده ایرانی و یکی از مهم‌ترین نهادهای رفاهی کشور را با مخاطره روبه‌رو خواهد کرد. 

از این‌رو، جامعه بزرگ کارگری، بازنشستگان، مستمری‌بگیران و بیمه‌شدگان کشور، مطالبات قانونی خود را با صراحت اعلام می‌کند: 

اول: دولت موظف است با همکاری مجلس شورای اسلامی، نسبت به پرداخت بدهی انباشته خود به سازمان تأمین اجتماعی بر اساس برنامه‌ای زمان‌بندی‌شده اقدام کند. 

دوم: در قانون بودجه سالانه کشور، ردیف اعتباری مستقل، شفاف، پایدار و غیرقابل حذف برای بازپرداخت بدهی دولت به سازمان تأمین اجتماعی پیش‌بینی و تصویب شود تا این تکلیف قانونی، تابع شرایط مقطعی بودجه نباشد. 

سوم: از ایجاد هرگونه تعهد جدید برای سازمان تأمین اجتماعی بدون پیش‌بینی منابع مالی پایدار جلوگیری شود؛ زیرا تحمیل تکالیف بدون تأمین اعتبار، تضییع حقوق بیمه‌پردازان است. 

چهارم: منابع سازمان تأمین اجتماعی به عنوان سرمایه بین‌نسلی، از هرگونه مداخله، برداشت یا تصمیمی که پایداری مالی آن را تهدید کند، مصون بماند. 

پنجم: با استناد به اصل ۲۹ قانون اساسی، ماده ۲۸ قانون برنامه هفتم توسعه، ماده ۷ قانون اصلاح قانون تأسیس سازمان تأمین اجتماعی و ماده ۱۰۴ قانون تأمین اجتماعی، تثبیت دائمی مالکیت سازمان تأمین اجتماعی بر بانک رفاه کارگران، جلوگیری از هرگونه واگذاری یا انتقال مجدد سهام آن و تصویب احکام قانونی لازم برای صیانت از این سرمایه بین‌نسلی به‌عنوان پشتوانه مالی سازمان تأمین اجتماعی، را خواستاریم. 

ششم: بهبود وضعیت درمان جامعه کارگری از جمله مطالبه دیگر کارگران شاغل و بازنشسته کشور است. سازمان تامین اجتماعی از قانون الزام به درمان رایگان بسیار فاصله گرفته و موجبات نارضایتی جامعه بیمه شده را فراهم آورده است. ما به طور جد از مدیریت سازمان می‌خواهیم که این قانون که یکی از قوانین مهم برای جامعه کارگری است را به طور کامل اجرا کند تا بیمه شده نیازمند استفاده از ابزاری مثل بیمه تکمیلی درمان نباشد. 

هفتم: هرگونه اصلاحات در قوانین و مقررات تأمین اجتماعی، از جمله موضوعات مرتبط با سن بازنشستگی، نحوه محاسبه مستمری و مشاغل سخت و زیان‌آور، صرفاً با توافق شرکای اجتماعی، انجام مطالعات بیمه‌ای (اکچوئری) و حفظ حقوق مکتسبه بیمه‌شدگان و بازنشستگان انجام شود. 

هشتم: با توسعه پوشش بیمه‌ای، مقابله با فرار بیمه‌ای، بیمه‌کردن تمامی شاغلان از جمله شاغلان غیررسمی و اقتصاد دیجیتال و اتصال سامانه‌های بیمه، مالیات و اشتغال، منابع پایدار سازمان تقویت شود. 

نهم: مطالبات سازمان از کارفرمایان و دستگاه‌های اجرایی با سازوکارهای قانونی وصول شده و از ثبت دستمزدهای غیرواقعی و تضییع حقوق بیمه‌شدگان جلوگیری شود. 

دهم: مدیریت دارایی‌ها و شرکت‌های سرمایه‌گذاری سازمان بر پایه اصول شفافیت، بهره‌وری، سودآوری، پاسخگویی و نظارت واقعی شرکای اجتماعی اصلاح شده و سود سرمایه‌گذاری‌ها در جهت ارتقای خدمات بیمه‌ای و درمانی هزینه شود. 

یازدهم: هر گونه حذف، کاهش و یا محدودیت در موضوعاتی مانند حق عائله مندی و سایر مزایای جانبیِ حقوق که در طول سالیان متمادی به عنوان عُرف، رویه مستمر و حقوق مکتسبه بازنشستگان و مستمری بگیران برقرار شده است را محکوم و خواستار تجدیدنظر در تصمیمات اتخاذ شده، هستیم. 

دوازدهم: ضمن حمایت از اقدامات مثبت مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی در خصوص اجرای افزایش حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی و همچنین اعمال الباقی متناسب سازی، انتظار داریم با رفع موانع موجود، معوقات فروردین و اردیبهشت ماه در کوتاه‌ترین زمان ممکن پرداخت شود. براین باوریم که قدردانی از عملکرد مطلوب، هرگز مانع مطالبه‌گری قانونی نخواهد شد و همچنان با جدیت، اجرای کامل قوانین، حفظ حقوق بیمه پردازان و ارتقای سطح خدمات سازمان تأمین اجتماعی را مطالبه خواهیم کرد. 

ما از ریاست محترم جمهوری، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، سازمان برنامه و بودجه، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی و تمامی مسئولان کشور انتظار داریم با نگاهی ملی، آینده‌نگر و مسئولانه، سازمان تأمین اجتماعی را نه یک دستگاه هزینه‌بر، بلکه مهم‌ترین نهاد تضمین‌کننده امنیت اجتماعی و آرامش اقتصادی کشور بدانند. 

امروز حفظ تأمین اجتماعی، حفظ امید میلیون‌ها کارگر، بازنشسته و خانواده ایرانی است. تقویت این سازمان، تقویت سرمایه اجتماعی نظام و افزایش تاب‌آوری کشور در برابر بحران‌ها و تهدیدهای آینده است. 

ضمن گرامیداشت سالروز تأمین اجتماعی و تجلیل از تلاش‌های ارزشمند مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی، اعلام می‌کنیم که جامعه بزرگ کار و تولید، با وحدت و همبستگی، تا تحقق کامل این مطالبات قانونی ایستادگی خواهد کرد و اجرای اصل ۲۹ قانون اساسی، اجرای قانون تأمین اجتماعی، اجرای احکام برنامه هفتم توسعه، پرداخت بدهی دولت، پیش‌بینی ردیف اعتباری مستقل در بودجه سالانه کشور، اصلاح برخی آیین نامه‌ها و تثبیت دائمی مالکیت سازمان تأمین اجتماعی بر بانک رفاه کارگران را حق مسلم میلیون‌ها بیمه‌پرداز و بازنشسته کشور می‌داند. چرا که تأمین اجتماعی، ستون امنیت اجتماعی کشور است؛ پاسداری از آن، وظیفه‌ای ملی و مسئولیتی همگانی است. 

در خاتمه اعلام می‌نماییم حفظ انقلاب و تداوم آن از واجبات است. ما ضمن بیعت مجدد با شهدا و امام شهدا و رهبر فرزانه انقلاب، بار دیگر پیمان می‌بندیم که از راه رفته باز نخواهیم گشت و همه توان خود را در جهت تثبیت ارزش‌های انقلاب به کار خواهیم بست. 

امید داریم این قطعنامه پایانی، مورد توجه مسئولین قرار گیرد تا آرامش را به جامعه کارگری شاغل و بازنشسته بازگردانند. قطعاً پس از برگشت آرامش روانی به جامعه هدف، شاغلین و بازنشستگان قدردان زحمات آن‌ها خواهند بود.»

منبع: خبرگزاریکار ایران، ایلنا، ۲۵ تیر ۱۴۰۵

https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1814100




کارگری که ۲۲ میلیون تومان حقوق می‌گیرد، چطور ۳۰ میلیون کرایه خانه بدهد؟ / کارگران پول خرید دارو ندارند

دبیر کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان البرز گفت: در ماه‌های اخیر، افزایش قیمت دارو بسیار زیاد بوده است و کارگران در بحث درمان با مشکلات بسیار دست و پنجه می‌کنند. ما کارگران زیادی را سراغ داریم که برای درمان مراجعه می‌کنند، اما وقتی داروخانه قیمت نسخه را اعلام می‌کند، به دلیل قیمت‌های بالا، از گرفتن داروهای خود منصرف می‌شوند و لاجرم درمان را کنار می‌‌گذارند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، سفره کارگران سال‌هاست که در محاصره تورم، روزبه‌روز کوچک‌تر می‌شود و ماده ۴۱ قانون کار، که قرار بود پناهگاهی برای حفظ قدرت خرید آن‌ها باشد، به متنی متروک در لابه‌لای زونکن‌های بایگانی بدل شده است. نص صریح قانون می‌گوید حداقل دستمزد باید هم‌پای تورم واقعی و بر مدار تأمین هزینه‌های سبد معیشت خانوار افزایش یابد؛ اما در میدان عمل، مصلحت‌اندیشی‌های اقتصادی همواره کفه ترازوی بقا را به نفع کارفرمایان سنگین کرده است. 

اسفندماه ۱۴۰۴، وقتی چکش شورای عالی کار بر سند دستمزد کوبیده شد، وعده‌ای در فضا پیچید تا شاید آبی بر آتش التهابات جامعه کارگری باشد: «اگر تورم تاخت و تاز کرد، در شش‌ماهه دوم سال، دستمزدها را ترمیم می‌کنیم.» اکنون، در میانه سالی که گرانی‌ها بی‌وقفه بر گرده مزدبگیران تازیانه می‌زند، این وعده، همچون سرابی در بیابان اقتصاد، با پرسش‌هایی بنیادین و ابهاماتی گره‌خورده روبه‌روست. 

تلخ‌ترین پرده  آنجاست که همان افزایشِ پرطمطراقِ ابتدای سال (که افزایش ۶۵ درصدی‌ را در بوق و کرنا کردند)، در هجوم تورم وحشتناک و جهش‌های قیمتی پس از تعطیلات عید، چونان حبابی ترکید و بلعیده شد. وقتی قیمت بدیهی‌ترین کالاهای اساسی و هزینه جان‌فرسای مسکن در چشم‌برهم‌زدنی چند برابر می‌شود، آن افزایشِ ابتدای سال، حتی یک ماه هم دوام نمی‌آورد.

امروز، با توجه به تنگنای بی‌سابقه اقتصادی و فشارهای خردکننده تورمی، بحث ترمیم دستمزد در میانه سال، دیگر نه یک «انتخاب» روی میز مدیران است و نه یک «امتیاز»؛ بلکه  ضرورتی حیاتی برای جلوگیری از فروپاشی کامل معیشت کسانی است که چرخ‌های این اقتصادِ خسته را می‌چرخانند. 

با توجه به این واقعیت‌های تلخ معیشتی و سرنوشت مبهم وعده‌های مزدی، علی اصلانی، دبیر کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان البرز، با اشاره به بی‌اثر بودن سیاست‌های فعلی، از ضرورت غیرقابل‌انکار تشکیل جلسه برای ترمیم دستمزدها می‌گوید. 

وعده‌ای روی کاغذ؛ چشممان آب نمی‌خورد! 

اصلانی در ابتدا با انتقاد از عملی نشدن وعده‌های مزدی بیان کرد: «ما سال‌های سال است که این موضوعات را فقط می‌شنویم اما در عمل چیزی نمی‌بینیم. با گذشت ۴۷ سال از انقلاب، ما حتی یک‌بار هم شاهد نبوده‌ایم که دستمزدمان در یک سال دو بار افزایش پیدا کند یا حتی به اندازه تورم واقعی و نرخ سبد معیشت برای ما کارگران افزایش دستمزد مصوب شود.» 

وی در خصوص وعده ترمیم دستمزد که در اواخر سال گذشته داده شده، افزود: «این موضوع، مسئله‌ای است که پارسال در جلسه شورای عالی کار توسط سه گروه (دولت، کارفرما و کارگر) مصوب شد؛ مبنی بر اینکه چنانچه در نیمه دوم سال تورم افزایش یابد، باید دستمزد جامعه کارگری نیز طبق ماده ۴۱ قانون کار و هم‌اندازه با تورم ترمیم شود. اکنون این بحث در میان همه کارگران مطرح است، اما ما کارگران چشم‌مان آب نمی‌خورد که اجازه دهند این کار انجام شود.» 

تازیانه مسکن و بحران خاموش درمان

دبیر کانون شوراهای اسلامی کار استان البرز در ادامه تصریح کرد: «همان‌طور که گفتم، هیچ سالی طبق قانون و به اندازه تورم واقعی به ما دستمزد نداده‌اند. افزایش دستمزدی که امسال در نظر گرفتند، روی کاغذ و در ابتدا نسبتاً افزایش بدی نبود، اما متأسفانه اتفاقات و شرایط جنگی که برای کشور ایجاد شد، تورم را به شدت بالا برد.» 

اصلانی با تاکید بر دو بحران اصلی که هم‌اکنون گلوی جامعه کارگری را می‌فشارد، گفت: «موضوع نخست، بحث مسکن است که قیمت‌ها به طرز سرسام‌آوری افزایش یافته است؛ به طوری که خیلی از کارگران واقعاً دربه‌در دنبال خانه‌ای می‌گردند که بتوانند اجاره کنند و  با پولی که دارند، خانه که هیچ، حتی یک آلونک کوچک پیدا نمی‌کنند. قیمت خرید آپارتمان که اصلاً قابل قیاس با سال گذشته نیست و از زمین تا آسمان تفاوت کرده است. بنابراین حق مسکنی که الان در ماه پرداخت می‌کنند، در مقابل این افزایش قیمتِ مسکن، یک رقم بسیار ناچیز و ناکافی است.» 

وی بحران درمان را دومین چالش اساسی کارگران دانست و افزود: «در ماه‌های اخیر، افزایش قیمت دارو بسیار زیاد بوده است و کارگران در بحث درمان با مشکلات بسیار  دست و پنجه می‌کنند. ما کارگران زیادی را سراغ داریم که برای درمان مراجعه می‌کنند، اما وقتی داروخانه قیمت نسخه را اعلام می‌کند، به دلیل قیمت‌های بالا، از گرفتن داروهای خود منصرف می‌شوند و لاجرم درمان را کنار می‌‌گذارند.» 

ضرورت تشکیل جلسه فوری؛ مطالبه اجرای ماده ۴۱

اصلانی با هشدار نسبت به وضعیت موجود ادامه داد: «با این تورم سنگینی که بعد از عید و در پی شرایط جنگی به وجود آمده، واقعاً لازم است شورای عالی کار مجدداً جلسه‌ تشکیل دهد و برای ترمیم دستمزد تصمیم عاجلی بگیرد. در حال حاضر، ما واقعاً نگران جامعه کارگری و مخصوصاً بازنشستگان هستیم که با توجه به میزان ناچیز افزایش حقوق و مزایایی که کم شده یا اصلاً افزایش نیافته، با سختی فراوان زندگی می‌کنند. ما از تمام مسئولین کشور، خصوصاً رئیس‌جمهور محترم و وزیر کار که رئیس شورای عالی کار است، درخواست داریم تا به این موضوع رسیدگی کنند.» 

وی در پاسخ به این پرسش که مشخصاً حق مسکن و دستمزدها به صورت حداقلی چقدر و چند درصد باید افزایش یابد، گفت: «واقعیت این است که ما نمی‌توانیم عدد اعلام کنیم. درخواست ما فقط اجرای ماده ۴۱ قانون کار است؛ یعنی دقیقاً به اندازه تورمی که در جامعه به وجود آمده، حقوق ما را هم افزایش دهند. اگر داده‌های تورمی  می‌گوید سبد معیشت ۷۰ میلیون تومان است، حداقل به همان اندازه به ما حقوق بدهند.» 

گره کور اصناف و توان پرداخت کارفرمایان

این فعال کارگری در پاسخ به این موضوع که متأسفانه  بسیاری از کارفرمایان توان یا اراده پرداخت همین دستمزد مصوب فعلی را هم ندارند، اظهار داشت: «مشکل دقیقاً همین‌جاست و باید برای آن تدبیری اندیشیده شود. مشکل بزرگ، کارخانه‌ها نیستند، بلکه بخش صنوف است که معمولاً توان پرداخت آن‌چنانی ندارند. این یک مشکل ساختاری است، اما منِ جامعه کارگری که آن را ایجاد نکرده‌ام که بخواهم تاوان آن را بپردازم. من الان با این شرایط واقعاً با سختی زندگی می‌کنم.» 

کارگرانِ بی‌پناه و معمای اجاره‌بهای سنگین

وی با ارائه یک مثال عینی از وضعیت اجاره‌بها گفت: «یک کارگر با دریافتی ۲۱ یا ۲۲ میلیون تومان، وقتی مجبور است ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان کرایه خانه بدهد و دو فرزند هم دارد، چطور باید زندگی کند؟ الان تابستان و فصل جابه‌جایی است تا مشکل مدارس بچه‌ها حل شود؛ کارگران مستأجر دربه‌در دنبال خانه می‌گردند. کارگری که پارسال خانه‌ای را با ۷۰۰ میلیون تومان پول پیش و ماهی ۱۵ میلیون تومان اجاره کرده، الان صاحبخانه به او پیشنهاد داده که رهن به ۱.۵ میلیارد تومان و اجاره به ماهی ۳۰ میلیون تومان برسد. کارگری که کل دریافتی‌اش ۲۲ میلیون تومان است، از کجا بیاورد ۳۰ میلیون تومان کرایه خانه بدهد؟» 

دبیر کانون شوراهای اسلامی کار استان البرز در پایان خاطرنشان کرد: «خود دولتمردان هم چون در همین جامعه زندگی می‌کنند به این مشکلات واقف‌اند و شرایط را می‌بینند. سال‌های سال است که به ما قول داده‌اند عقب‌افتادگی مزدیِ ناشی از آن هشت سال جنگ تحمیلی (که حقوق‌ها افزایش نیافت) را جبران کنند؛ قرار بود بعد از جنگ علاوه بر افزایش سالانه، درصدی هم برای جبران آن عقب‌ماندگی اجرا شود که متأسفانه نشد و به تدریج فاصله بین خط فقر و دستمزد بسیار زیاد شد. الان هم با شرایطی که پیش آمده، جبران این فاصله واقعاً سخت است، اما ما مقصر نیستیم.  انتظار ما در این شرایط سخت تورمی این است که با تعیین منصفانه دستمزدها در شورای عالی کار، حداقل بخشی از هزینه‌های سبد معیشت کارگران تامین شود.»

منبع: خبرگزاری کار ایران، ایلنا، ۲۲ تیر ۱۴۰۵

https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1806904




جهش سنگین نرخ تورم نقطه به نقطه به مرز ۸۳ درصد + نمودارهای صعودی

جدیدترین گزارش شاخص تورم مناطق شهری ایران در خرداد ۱۴۰۵ نشان‌دهنده افزایش چشمگیر قیمت‌ها نسبت به ماه قبل است. در این میان، زیرمجموعه‌های گروه اختصاصی کالا با تغییرات شدید تری روبه‌رو شده‌اند که محرک اصلی این جهش آماری هستند.

به گزارش ایلنا، بانک مرکزی نرخ تورم نقطه به نقطه در پایان خرداد ماه را ۸۳.۱ درصد و تورم سالانه را ۵۷.۷ درصد اعلام کرد. شاخص بهای کالا‌ها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران (شاخص تورم) در خرداد ماه ۱۴۰۵ به عدد ۷۱۶/۶ رسید که نسبت به ماه قبل معادل ۷/۴ درصد افزایش داشت. شاخص مذکور نسبت به ماه مشابه سال قبل معادل ۸۳/۱ درصد افزایش یافت.

به گزارش دیده بان ایران، بانک مرکزی نرخ تورم نقطه به نقطه در پایان خرداد ماه را ۸۳.۱ درصد و تورم سالانه را ۵۷.۷ درصد اعلام کرد.

 شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران (شاخص تورم) در خرداد ماه ۱۴۰۵ به عدد ۷۱۶/۶ رسید که نسبت به ماه قبل معادل ۷/۴ درصد افزایش داشت. شاخص مذکور نسبت به ماه مشابه سال قبل معادل ۸۳/۱ درصد افزایش یافت.

میزان تورم در دوازده ماه منتهی به خرداد ماه ۱۴۰۵ نسبت به دوازده ماه منتهی به خرداد ماه ۱۴۰۴ معادل ۵۷/۷ درصد محاسبه شده است.

شاخص بهای گروه اختصاصی کالا از زیر مجموعه شاخص کل بهای کالاها و خدمات مصرفی در خرداد ماه ۱۴۰۵ نسبت به ماه قبل معادل ۸/۷ درصد افزایش داشت. شاخص گروه مذکور نسبت به ماه مشابه سال قبل معادل ۱۲۱/۹ درصد و در دوازده ماه منتهی به خرداد ماه ۱۴۰۵ نسبت به دوازده ماه منتهی به خرداد ماه ۱۴۰۴ معادل ۷۹/۴ درصد افزایش داشته است.

شاخص بهای گروه اختصاصی خدمت در خرداد ماه ۱۴۰۵ نسبت به ماه قبل با افزایشی معادل ۵/۴ درصد و نسبت به ماه مشابه سال قبل معادل ۴۵/۷ درصد همراه بود. شاخص گروه خدمت در دوازده ماه منتهی به خرداد ماه ۱۴۰۵ نسبت به دوازده ماه منتهی به خرداد ماه ۱۴۰۴ معادل ۳۸ درصد افزایش داشته است.

جهش سنگین نرخ تورم نقطه به نقطه به مرز ۸۳ درصد +نمودارهای صعودی




بحران معیشت کارکنان داروخانه‌ها/ کار بدون بیمه با حقوق ۱۲ میلیون تومانی!

نماینده کارکنان داروخانه‌های استان کرمانشاه از وضعیت بد کارکنان داروخانه‌ها می‌گوید. به گفته‌ی او، داروخانه‌هایی هستند که صریح می‌گویند بیمه نمی‌کنیم؛ اگر با حقوق ۱۲ میلیون تومان موافقی، بیا سر کار. خیلی‌ها هم از روی ناچاری، بیکاری و نداشتن شغل بهتر، این شرایط استثماری را قبول می‌کنند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، اقتصاد ایران در ماه‌های اخیر، به‌ویژه پس از جنگ و تشدید نااطمینانی‌های اقتصادی، با موج تازه‌ای از افزایش قیمت‌ها، کاهش قدرت خرید و تعمیق بحران معیشتی روبه‌رو شده است. جهش نرخ ارز، افزایش هزینه‌های تولید، اختلال در زنجیره تأمین و رشد قیمت کالاهای اساسی، فشار مضاعفی را بر خانوارهای ایرانی وارد کرده است. در چنین شرایطی، کارگران و حقوق‌بگیران بیش از هر گروه دیگری آسیب دیده‌اند؛ چراکه درآمد آنها نه‌تنها متناسب با نرخ تورم افزایش نیافته، بلکه هر روز فاصله بیشتری با هزینه‌های واقعی زندگی پیدا کرده است.

امروز بخش بزرگی از نیروی کار کشور، به‌ویژه کارگران تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی، با دستمزدهایی زندگی می‌کنند که حتی پاسخگوی ابتدایی‌ترین نیازهای معیشتی نیست. هزینه مسکن، خوراک، درمان، حمل‌ونقل و آموزش طی سال‌های گذشته با شتابی بسیار بیشتر از رشد دستمزدها افزایش یافته و بسیاری از خانوارهای کارگری را به مرز فقر یا زیر خط فقر سوق داده است. همزمان، رکود اقتصادی و کاهش فعالیت بسیاری از بنگاه‌ها باعث شده امنیت شغلی نیز بیش از گذشته در معرض تهدید قرار گیرد و بسیاری از کارگران برای حفظ شغل خود، ناچار به پذیرش حقوق‌های پایین‌تر یا حتی اشتغال بدون بیمه شوند.

داروخانه‌ها نیز از این بحران مستثنی نیستند. اگرچه این مراکز از بیرون بخشی از نظام درمان و سلامت به شمار می‌آیند، اما کارکنان آنها نیز همانند میلیون‌ها کارگر دیگر با مشکلات معیشتی، دستمزدهای ناکافی و ناامنی شغلی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. از سوی دیگر، افزایش هزینه‌های اداره داروخانه، رشد اجاره‌بها، کاهش قدرت خرید مردم و افت فروش دارو و مکمل‌های غذایی، وضعیت اقتصادی بسیاری از داروخانه‌های خصوصی را نیز با دشواری روبه‌رو کرده است.

در گفت‌وگوی پیش رو، برهان آرش، فعال کارگری و نماینده کارکنان داروخانه‌های استان کرمانشاه، تصویری از وضعیت نیروی کار داروخانه‌ها ارائه می‌دهد؛ روایتی که در عین تمرکز بر کارکنان این بخش، بازتاب‌دهنده شرایط دشوار میلیون‌ها کارگر ایرانی است؛ کسانی که به گفته او، دیگر برای زندگی کار نمی‌کنند، بلکه فقط برای زنده ماندن تلاش می‌کنند.

این شغل فقط برای زنده ماندن است، نه زندگی کردن

آرش در ابتدای گفت‌وگو تأکید می‌کند که وضعیت کارکنان داروخانه‌ها را نمی‌توان جدا از شرایط کلی کارگران کشور بررسی کرد. به گفته او، بخش بزرگی از کارگران تحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی با حقوق‌هایی زندگی می‌کنند که حتی هزینه‌های اولیه زندگی را نیز تأمین نمی‌کند.

او می‌گوید: کارگران امروز برای زندگی کار نمی‌کنند؛ فقط برای زنده ماندن کار می‌کنند. فردی که دو فرزند دارد، مستأجر است و ماهانه ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان حقوق می‌گیرد، وقتی باید ۱۵ تا ۱۶ میلیون تومان اجاره خانه پرداخت کند، دیگر چیزی برای خوراک، پوشاک، رفت‌وآمد و هزینه‌های خانواده باقی نمی‌ماند.

به گفته او، افزایش‌های سالانه دستمزد نیز تأثیر محسوسی بر بهبود زندگی کارگران نداشته است. آرش می‌گوید: هر سال چند میلیون ناقابل به حقوق اضافه می‌کنند و انتظار دارند خوشحال باشیم، اما مشکل معیشتی ما حل نمی‌شود. ما قشری هستیم که تا آخر عمر با نگرانی تأمین هزینه‌های زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنیم.

اشتغال بدون بیمه و دستمزدهای پایین در داروخانه‌ها

این فعال کارگری معتقد است وضعیت کارکنان داروخانه‌های خصوصی حتی از حداقل‌های قانونی نیز فاصله گرفته است. به گفته او، بسیاری از داروخانه‌ها به دلیل مشکلات اقتصادی، نیروهای خود را بدون بیمه استخدام می‌کنند.

او می‌گوید: داروخانه‌هایی هستند که صریح می‌گویند بیمه نمی‌کنیم؛ اگر با حقوق ۱۲ میلیون تومان موافقی، بیا سر کار. خیلی‌ها هم از روی ناچاری، بیکاری و نداشتن شغل بهتر این شرایط را قبول می‌کنند.

به گفته آرش، حتی کارکنانی که بیش از ۱۰ یا ۱۵ سال سابقه کار دارند و مسئولیت‌های مهمی در داروخانه بر عهده گرفته‌اند، معمولاً بین ۲۵ تا ۳۰ میلیون تومان حقوق دریافت می‌کنند؛ رقمی که با هزینه‌های زندگی تناسبی ندارد.

او تأکید می‌کند: کارکنان داروخانه‌ها از وضعیت فعلی رضایت ندارند و شرایط اقتصادی این بخش اصلاً مناسب نیست.

بحران داروخانه‌های خصوصی؛ کاهش نیرو و افزایش هزینه‌ها

آرش در پاسخ به این پرسش که آیا وضعیت اقتصادی صاحبان داروخانه‌ها نیز وخیم‌تر شده است، پاسخ می‌دهد که شرایط نسبت به گذشته بدتر شده است. به گفته او، بسیاری از داروخانه‌ها برای کاهش هزینه‌ها ناچار به تعدیل نیرو شده‌اند. او می‌گوید: داروخانه‌ای که قبلاً پنج نیرو داشت، حالا دو نفر را تعدیل کرده است، چون دیگر توان پرداخت هزینه‌ها را ندارد.

آرش  افزایش شدید اجاره‌بهای واحدهای تجاری را یکی از عوامل اصلی فشار بر داروخانه‌ها می‌داند و می‌گوید: قبلاً اجاره یک واحد تجاری در شهرستان های کوچک، ماهانه ۲۰ یا ۳۰ میلیون تومان بود، اما امروز برخی مالکان برای همان ملک ۸۰ میلیون تومان اجاره می‌خواهند. داروخانه با این شرایط چقدر درآمد دارد که هم اجاره بدهد و هم هزینه‌های دیگر را تأمین کند؟

کاهش مراجعه بیماران و افت فروش

به گفته این فعال کارگری، گرانی دارو و کاهش قدرت خرید مردم باعث شده نرخ مراجعه‌کنندگان به داروخانه‌ها نیز کاهش یابد.

او می‌گوید: خیلی از مردم دیگر به پزشک مراجعه نمی‌کنند. به جای اینکه نسخه کامل بگیرند، فقط چند قرص یا داروی ضروری می‌خرند یا حتی به خوددرمانی روی آورده‌اند.

به اعتقاد او، این روند درآمد داروخانه‌ها را کاهش داده و فشار اقتصادی بیشتری بر کارکنان و صاحبان این واحدها وارد کرده است.

مکمل‌های دارویی؛ کالایی که از سبد خانوار حذف شده است

آرش در بخش دیگری از گفت‌وگو به کاهش فروش مکمل‌های دارویی اشاره می‌کند. او می‌گوید: قیمت مکمل‌ها چند برابر شده است. مکملی که قبلاً حدود دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان بود، حالا ۵ میلیون تومان شده است. وقتی سه یا چهار قلم مکمل به حدود ۲۰ میلیون تومان می‌رسد و طبیعی است که بسیاری از مردم دیگر توان خرید آن را نداشته باشند.

به گفته این فعال کارگری، بسیاری از مراجعه‌کنندگان حتی در صورت تجویز پزشک نیز خرید این اقلام را به ماه‌های بعد موکول می‌کنند یا به‌طور کامل از خرید آنها صرف‌نظر می‌کنند.

گرانی فقط به دارو محدود نیست

این فعال کارگری تأکید می‌کند که بحران اقتصادی همه بخش‌های زندگی مردم را دربر گرفته است. او با اشاره به افزایش قیمت کالاهای مصرفی می‌گوید: از مواد غذایی گرفته تا ساده‌ترین کالاهای مصرفی، قیمت همه‌چیز چند برابر شده است. دستکش ظرفشویی که قبلاً حدود ۴۵ هزار تومان بود، امروز به حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان رسیده است.

او همچنین به افزایش شدید هزینه‌های بخش کشاورزی اشاره می‌کند و می‌گوید: همانطور که گفتم بحران همگانی است و همه‌ی بخش‌ها را شامل می‌شود. ببینید، کود شیمیایی که سال گذشته همکاران کشاورز ما برای گندم حدود ۷۰۰ هزار تومان می‌گرفتند، حالا به حدود هفت میلیون تومان رسیده است. بنابراین فقط کارگران نیستند که مشکل دارند؛ کشاورزان، تولیدکنندگان و بسیاری از اقشار جامعه نیز با همین فشارها روبه‌رو هستند.

ثروتمندان ثروتمندتر و فقرا فقیرتر می‌شوند

آرش در پایان گفت‌وگو، تصویری کلی از وضعیت اقتصادی کشور ارائه می‌دهد. به باور او، روند افزایش قیمت‌ها بیش از همه به زیان اقشار کم‌درآمد تمام شده است.

این فعال کارگری می‌گوید: کسانی که سرمایه دارند، با افزایش قیمت‌ها باز هم ثروتمندتر می‌شوند، اما کارگران و حقوق‌بگیران هر روز فقیرتر می‌شوند. ما سرمایه‌ای نداریم که ارزش آن با تورم بالا برود؛ تنها چیزی که داریم حقوقی است که دیگر جوابگوی زندگی نیست.

به گفته او، مشکلات کارکنان داروخانه‌ها تنها بخشی از بحران گسترده‌ای است که امروز بسیاری از کارگران ایرانی با آن مواجه‌اند؛ بحرانی که از کاهش قدرت خرید و ناامنی شغلی تا افزایش هزینه‌های زندگی، همه ابعاد معیشت آنان را تحت تأثیر قرار داده است.

منبع: خبرگزاری کار ایران، ایلنا، ۱۴ تیر ۱۴۰۵

https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1805003




دستور رئیس جمهور برای حذف شرکت‌های پیمانکاری به جایی نرسید/ پای منافع آقازاده‌ها در میان است؟!

با گذشت دو ماه از دستور قاطع رئیس‌جمهور مبنی بر انحلال شرکت‌های پیمانکاری، شواهد نشان می‌دهد هیچ اقدام عملی صورت نگرفته است. نماینده کارگران معتقد است این دستور تنها یک «وعده‌درمانی» برای مدیریت فضای ملتهب جامعه بوده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری ایلنا، درست دو ماه از روز کارگر (یازدهم اردیبهشت‌ماه) می‌گذرد؛ روزی که رئیس‌جمهور،  دستور قاطع و صریحی مبنی بر حذف، انحلال و برچیدن شرکت‌های پیمانکاری و واسطه‌ای صادر کرد. در روزهای نخست پس از ابلاغ این دستور، به ظاهر تکاپویی در بدنه دولت شکل گرفت که در نگاه اول، کورسوی امیدی را در دل جامعه کارگری روشن می‌ساخت. با این حال، فعالان کارگری این حوزه که سال‌هاست فرسایش در راهروهای بی‌سرانجام وعده‌ها را تجربه کرده‌اند، از همان ابتدا با دیده‌ای مردد و نامطمئن به این وعده‌ها نگریستند؛ هرچند امید ناگزیری برای تحقق عدالت، آن‌ها را به پیگیری مکرر این فرمان واداشت. 

​در آن مقطع، موضع‌گیری فعالان و کارگران شفاف و صریح بود: اگر دولت این بار نیز پشت پا به تعهدات خود بزند و نتواند یا نخواهد در برابر هژمونی و نفوذ این شرکت‌های پیمانکاری ایستادگی کند، جامعه کارگری به این جمع‌بندی قطعی خواهد رسید که عالی‌ترین مقام اجرایی دولت، یا از توانایی عملی لازم برای حل این معضل ساختاری برخوردار نیست و یا منافع پنهانی در بدنه تصمیم‌گیر، مانع از اتخاذ تصمیمی انقلابی به نفع محرومان می‌شود. 

​در جبهه مقابل، بلافاصله پس از صدور این دستور، کانون شرکت‌های پیمانکاری و کارفرمایان بخش خصوصی و خدماتی، در اقدامی هماهنگ، نامه‌ای سرگشاده و هدفمند به رئیس‌جمهور ارسال کردند. آن‌ها با ادبیاتی منفعت‌طلبانه مدعی شدند که حذف این نهادهای واسطه‌ای، مستقیماً به زیان خود دولت تمام خواهد شد و ریشه مشکلات معیشتی کارگران را نه در ساختار استثماری پیمانکاری، بلکه در مسائل فرعی جلوه دادند. 

​امروز، با گذشت دو ماه از آن ضرب‌الاجل و در شرایطی که هیچ اقدام عملی، ملموس و ساختاری صورت نگرفته و همه‌چیز تقریباً در حد لفاظی‌های اداری باقی مانده است، به وضوح می‌توان دریافت که عقربه‌های تصمیم‌گیری دولت به سمت منافع چه کسانی می‌چرخد و صدای لابی‌های ثروت چطور بر فریاد تظلم‌خواهی کارگران چیره می‌شود.

برای کالبدشکافی دقیق‌تر اقدامات صورت‌گرفته و بررسی ابعاد مکتوم این پرونده، به سراغ «مجتبی آقابراری»، نماینده کارگران پیمانکاری، شرکتی و ارکان ثالث در کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور  رفتیم.

دستور رئیس‌جمهور روی زمین ماند؛ پای منافع آقازاده‌ها در میان است

آقابراری در پاسخ به این پرسش که آیا پس از دستور رئیس‌جمهور مبنی بر لغو فعالیت شرکت‌های پیمانکاری تغییری در شرایط ایجاد شده است یا خیر، با ابراز تأسف اظهار داشت: «هیچ‌گونه تغییری ایجاد نشده و کار این شرکت‌ها دقیقاً طبق روال گذشته انجام می‌شود. حتی شاهد هستیم که قراردادهای کلان‌تر و بزرگ‌تری نیز در حال انعقاد است؛ به ویژه در بخش‌های حساسی نظیر شرکت نفت و مجموعه‌های تابعه آن، قراردادهای جدیدی در حال ثبت است.» 

​وی در تشریح جزئیات مسئله و دلایل‌ عدم اجرای دستور صریح رئیس جمهور، تصریح کرد: «طبق دستوری که شخص رئیس‌جمهور ابلاغ کردند، قرار بر این بود که این شرکت‌های واسطه‌ای هرچه سریع‌تر حذف و منحل شوند. اما در عمل، یکی از نمایندگان مجلس در مصاحبه‌ای رسماً اعلام کرد که فعلاً باید یک‌سری ضوابط و روابط داخلی در این طرح دیده شود و حل این مسائل حداقل تا پایان سال به طول خواهد انجامید.» 

​نماینده کارگران پیمانکاری در کانون عالی شوراها، با اشاره به تکرار سناریوهای فرسایشی در سالیان گذشته افزود: «ما هر سال با یک روند تکراری مواجه هستیم؛ از ابتدای سال تا خردادماه، مدام به نیروهای شرکتی وعده می‌دهند که نهایتاً تا پایان خردادماه همگی تبدیل وضعیت خواهید شد. اما به محض فرا رسیدن خرداد، سنگ‌اندازی‌ها شروع می‌شود و وعده جدیدی می‌دهند که تا آخر سال این اتفاق صد درصد رخ خواهد داد. اکنون شش سال است که این چرخه باطل مدام تکرار می‌شود و با وجود دستور شخص رئیس‌جمهور، هیچ اتفاق مثبتی برای کارگران نیفتاده است.» 

​آقابراری همچنین به مانع‌تراشی‌های نهادهای مختلف اشاره کرد و گفت: «از یک طرف، سازمان امور استخدامی کشور با استناد به ماده ۳۲ قانون مدیریت خدمات کشوری و کشاندن آن به برنامه هفتم توسعه، مدعی است که به دلایل قانونی سالانه بیشتر از ۱۰ درصد جذب نیرو امکان‌پذیر نیست. از طرف دیگر، با پخش شایعاتی مبنی بر کاهش حقوق نیروهای شرکتی در صورت تبدیل وضعیت، سعی در ناامید کردن کارگران دارند و خلاصه از هر راهی برای ایجاد یأس در میان این نیروها استفاده می‌کنند.» 

​وی  در ادامه بیان داشت: «مجلس مدام توپ را به زمین دولت می‌اندازد و دولت مسئولیت را به گردن مجلس؛ و این چرخه باطل صرفاً برای معطل کردنِ نیروهای شرکتی است. نظر قاطع من این است که این دستور، صرفاً یک وعده مقطعی برای عبور دولت از شرایط بحرانی آن دوره بود.» 

​آقابراری با تأیید این موضوع که این وعده‌ها کارکردی آرام‌بخش برای فضای ملتهب جامعه داشته‌اند، توضیح داد: «در آن ایام، کشور تحت تأثیر بحران‌ها و درگیری‌های خاصی بود،  کشور در دوره حساس پس از درگیری‌ها به سر می‌برد. معمولاً در مقاطع مختلف برای آرام کردن فضای جامعه و مهار مطالبات کارگران، همواره به چنین وعده‌درمانی‌هایی متوسل می‌شوند.» 

​وی درباره عملکرد مجلس خاطرنشان کرد: «مجلس در آن مقطع  تعطیل بود. هرچند وعده داده‌اند که پس از بازگشایی مجدد کار را پیگیری کنند، اما روند به این سادگی‌ها نیست. زمان بسیار زیادی طول می‌کشد تا ماده ۳۲ برنامه هفتم توسعه در صحن مجلس به رأی گذاشته شود و تا رئیس‌جمهور دستور آن را ابلاغ کند، به نظر می‌رسد که مدت‌های مدید کار به درازا خواهد کشید.» 

​این فعال کارگری با تأکید بر اینکه به نظر می‌رسد زور رئیس‌جمهور هم به این ساختارها نرسیده است، از تلاش‌های معدود نمایندگان دلسوز تقدیر کرد و افزود: «نمایندگانی نظیر آقای رنجبر، سخنگوی کمیسیون اجتماعی و نماینده محترم آمل، در این مسیر زحمات زیادی کشیدند؛ اما واقعیت تلخ این است که با چهار یا پنج نماینده نمی‌توان جلوی این مافیای قدرتمند ایستادگی کرد.» 

​آقابراری در پایان، پرده از ماهیت اصلی این شرکت‌ها برداشت و تأکید کرد: «من اخیراً در صفحه شخصی خودم نیز بدون هیچ واهمه‌ای اعلام کردم که تک‌تک این شرکت‌های واسطه‌ای، حیاط خلوت آقایان هستند. برخی آقازاده‌ها یا بعضاً مسئولانی که سردمدار امور هستند و پست‌های حساسی دارند، فرزندانشان در این شرکت‌های پیمانکاری سهام‌دارند و منافع مستقیم دارند. این افراد تبدیل به مافیایی رسوخ‌ناپذیر شده‌اند و من رک و راست می‌گویم؛ مقاومت در برابر حذف این شرکت‌ها به قدری سیستماتیک است که گویی منافع خواص با سود این واسطه‌ها گره خورده است و متأسفانه ریشه اصلی مشکلات کارگران دقیقاً همین‌جاست.»

منبع: خبرگزاری کار ایران، ایلنا، ۱۱ تیر ۱۴۰۵

https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1807051




مصیبت «گرانی نان» برای سفره‌های خالی کارگران / مزد ۶۰ درصد افزایش یافت، نان ۱۴۰ درصد گران شد!

نان در یک سال گذشته با تورمی بین ۱۰۰ تا ۱۴۰ درصد، بیشترین رشد قیمت را در میان کالاهای پرمصرف خانوار تجربه کرده است. این در حالیست که افزایش دستمزد بسیار کمتر از تورم نان بوده است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، گرانی نان دیگر تنها به افزایش قیمت یک کالای خوراکی محدود نمی‌شود؛ کالایی که قوت غالب میلیون‌ها خانوار ایرانی، به‌ویژه کارگران، بازنشستگان و دهک‌های پایین درآمدی است، اکنون به یکی از مهم‌ترین عوامل فشار بر معیشت خانوار تبدیل شده است. افزایش قیمت نان علاوه بر کوچک‌تر کردن سفره خانوار، به دلیل نقش کلیدی آن در زنجیره تولید و مصرف، بر قیمت بسیاری از کالاهای خوراکی از جمله ساندویچ، فست‌فود، غذاهای آماده و حتی هزینه تمام‌شده برخی خدمات غذایی نیز اثر گذاشته و به تشدید تورم خوراکی‌ها دامن زده است. این در حالی است که رشد دستمزدها فاصله قابل توجهی با افزایش هزینه‌های زندگی دارد. 

پایه دستمزد سال جاری، ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار و ۵۵۰ تومان تعیین شده است. این در حالی است که سبد معیشت حداقلی کارگران در نشست ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ شورای‌عالی کار، حدود ۴۵ میلیون تومان برآورد شد. بنابراین، حداقل دستمزد مصوب تنها حدود ۳۷ درصد از هزینه سبد معیشت را پوشش می‌دهد و همچنان با آن بیش از ۶۳ درصد فاصله دارد؛ شکافی که با افزایش قیمت کالاهای اساسی، به‌ویژه نان، عمیق‌تر نیز شده است. 

موج گرانی نان

در حالی که دولت طی ماه‌های گذشته بارها اعلام کرده بود افزایش قیمت نان در دستور کار نیست، در عمل بسیاری از نانوایی‌ها، به‌ویژه واحدهای آزادپز، پیش از اعلام رسمی نرخ‌های جدید، قیمت نان را افزایش دادند و در نهایت نیز نرخ‌های جدید در بسیاری از استان‌ها به اجرا درآمد. با این حال، بسیاری از شهروندان همچنان می‌گویند دسترسی به نان با نرخ مصوب دشوار است؛ چراکه تعداد نانوایی‌های عرضه‌کننده نان یارانه‌ای محدود است و در بسیاری از مناطق، فاصله قابل توجهی میان نرخ‌های رسمی و قیمت‌های واقعی بازار وجود دارد. 

این در حالی است که دولت در لایحه بودجه سال ۱۴۰۵، اعتبار یارانه آرد و نان برای خرید تضمینی گندم داخلی و واردات گندم را به ۲۹۸ میلیارد و ۸۰۰ میلیون ریال (جدید) افزایش داده است. با وجود افزایش این اعتبارات، روند قیمت‌ها نشان می‌دهد سیاست‌های حمایتی تاکنون نتوانسته مانع رشد قیمت نان در بازار شود. 

دوم تیرماه ۱۴۰۵، محمدجواد کرمی، رئیس کارگروه آرد و نان، اعلام کرد که براساس مصوبه استانداری تهران، قیمت نان یارانه‌ای از ابتدای تیرماه افزایش یافته است. به گفته وی، قیمت نان بربری از ۵ هزار و ۳۰۰ تومان به ۱۰ هزار تومان، سنگک از ۷ هزار و ۶۰۰ تومان به ۱۵ هزار و ۵۰۰ تومان و لواش از هزار و ۴۰۰ تومان به ۲ هزار و ۷۰۰ تومان رسیده است. 

به این ترتیب، در آخرین تکانه تورمی در تهران، قیمت انواع نان (آنهم نان دولتی و یارانه‌ای) تقریباً دو برابر شده است. 

همزمان، حمید رستگار، رئیس اتاق اصناف تهران، با تأکید بر اینکه قیمت نان باید متناسب با هزینه‌های واقعی تولید و در چارچوب نرخ‌های مصوب تعیین شود، اعلام کرد فروش نان خارج از نرخ‌های رسمی تخلف محسوب می‌شود. وی همچنین از تشدید نظارت بر عملکرد نانوایی‌ها و الزام نصب نرخ‌های مصوب در معرض دید شهروندان خبر داد و افزود اجرای نرخ‌های جدید از روز شنبه، ششم تیرماه، آغاز خواهد شد. 

وقتی گرانی نان مستقیماً به سفره کارگران می‌رسد 

با این حال، فعالان کارگری معتقدند افزایش قیمت نان تنها به گران‌تر شدن یک کالای اساسی خاص محدود نمی‌شود؛ زیرا نان یکی از مهم‌ترین اقلام سبد مصرفی خانوارهای کارگری است و افزایش قیمت آن، هم به‌طور مستقیم هزینه معیشت را بالا می‌برد و هم از طریق افزایش هزینه تولید و عرضه بسیاری از کالاها و خدمات غذایی، بر قیمت سایر اقلام مصرفی خوراکی اثر می‌گذارد. 

فتح‌الله بیات، رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی و دبیر اجرایی خانه کارگر شرق تهران، در گفت‌وگو با ایلنا با اشاره به تأثیر افزایش قیمت نان بر معیشت کارگران، گفت: نان، اصلی‌ترین کالای مصرفی خانواده‌های کارگری است و افزایش قیمت آن فشار مستقیمی بر قدرت خرید این قشر وارد می‌کند. 

وی با بیان اینکه بسیاری از خانواده‌های کارگری در صورت ناتوانی در خرید گوشت و مرغ، نیاز غذایی خود را با نان، پنیر، تخم‌مرغ و گوجه تأمین می‌کنند، افزود: وقتی همین اقلام اولیه نیز با افزایش قیمت مواجه می‌شوند، معیشت کارگران بیش از پیش تحت فشار قرار می‌گیرد. 

بیات با اشاره به اینکه افزایش دستمزد سال ۱۴۰۵ بر مبنای شرایط اقتصادی زمستان گذشته بوده است، اظهار کرد: افزایش ناگهانی قیمت کالاها باعث می‌شود افزایش حقوق در همان ماه‌های ابتدایی سال عملاً بی‌اثر شود و قدرت خرید حقوق‌بگیران دوباره کاهش یابد. 

تورم نان در صدر کالاهای اساسی قرار گرفت 

آمارهای رسمی نیز از تشدید روند افزایش قیمت نان حکایت دارد. تازه‌ترین داده‌های بانک مرکزی نشان می‌دهد نان در اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ با ثبت تورم بیش از ۱۴۰ درصدی، بالاترین نرخ تورم را در میان کالاهای اساسی به خود اختصاص داده است. همچنین براساس گزارش مرکز آمار ایران، تورم سالانه گروه «نان و غلات» در اردیبهشت ۱۴۰۵ به ۱۱۴.۲ درصد رسیده؛ رقمی که به‌مراتب بالاتر از تورم عمومی کشور است. 

بررسی روند قیمت‌ها نیز از استمرار این افزایش‌ها حکایت دارد. براساس داده‌های مرکز آمار، از ابتدای بهار ۱۴۰۴ تا خردادماه ۱۴۰۵، قیمت نان در تهران بیش از ۲.۴ برابر شده است. این در حالی است که تنها در نیمه نخست سال ۱۴۰۴ نیز قیمت انواع نان در پایتخت بین ۴۰ تا ۵۰ درصد افزایش یافته بود. به این ترتیب، نان در یک سال گذشته با تورمی بین ۱۰۰ تا ۱۴۰ درصد، بیشترین رشد قیمت را در میان کالاهای پرمصرف خانوار تجربه کرده است. 

نگاهی به روند تورم در سال ۱۴۰۴ نیز نشان می‌دهد شتاب افزایش قیمت نان از همان ابتدای سال آغاز شده بود. براساس داده‌های مرکز آمار، تورم سالانه کشور در تیرماه سال قبل، ۳۵.۳ درصد بود، اما تورم ماهانه گروه «نان و غلات» در همان ماه به ۱۶.۶ درصد رسید؛ نرخی که بالاترین تورم ماهانه این گروه از سال ۱۴۰۱ تاکنون محسوب می‌شود. این آمار حتی افزایش رسمی قیمت نان در مردادماه را نیز در بر نمی‌گیرد؛ افزایشی که در برخی انواع نان به حدود ۵۲ درصد رسید.  از سوی دیگر، آمارهای بانک مرکزی حاکی از آن است که تورم نقطه‌به‌نقطه نان و غلات در تیر و مهر ۱۴۰۴ از ۹۸ درصد فراتر رفت و در اسفندماه همان سال به حدود ۱۴۰ درصد رسید. 

بررسی روند تورم ماهانه نان و غلات از ابتدای سال ۱۴۰۲ تا مهرماه ۱۴۰۴ نیز نشان می‌دهد بازار نان طی این دوره سه موج اصلی گرانی را پشت سر گذاشته است. موج نخست در سال ۱۴۰۲ رخ داد؛ دوره‌ای که تورم ماهانه نان عمدتاً کمتر از ۱.۵ درصد بود و بازار از ثبات نسبی برخوردار بود. موج دوم از بهمن و اسفندماه ۱۴۰۳ آغاز شد؛ جایی که تورم ماهانه نان به ۷.۴ درصد در بهمن و ۷.۹ درصد در اسفند رسید و نخستین شوک جدی قیمت‌ها رقم خورد. موج سوم و شدیدترین موج گرانی در سال ۱۴۰۴ شکل گرفت؛ تورم ماهانه از ۴.۳ درصد در فروردین به ۵.۱ درصد در اردیبهشت و ۶.۷ درصد در خرداد افزایش یافت و در تیرماه با ثبت ۱۶.۶ درصد به بالاترین سطح کل دوره رسید. اگرچه پس از آن نرخ تورم ماهانه تا حدودی کاهش یافت، اما همچنان چندین برابر سطوح ثبت‌شده در سال ۱۴۰۲ باقی ماند؛ موضوعی که نشان می‌دهد بازار نان در سال ۱۴۰۵ نیز همچنان تحت تأثیر موج‌های تورمی دو سال گذشته قرار دارد. 

اثر گرانی نان بر امنیت غذایی خانوار/ دستمزدها دیگر پاسخگوی تورم نیست 

پیامد این روند، تنها افزایش قیمت نان نیست؛ بلکه کاهش قدرت خرید خانوارها، تغییر الگوی مصرف، حذف یا کاهش مصرف برخی اقلام غذایی و افزایش سهم نان در سبد معیشت اقشار کم‌درآمد، از مهم‌ترین تبعات آن به شمار می‌رود. کارشناسان اقتصادی معتقدند هرچه سهم نان در سبد مصرفی خانوار بیشتر شود، کیفیت تغذیه کاهش یافته و خانوارها ناچار به حذف منابع پروتئینی، لبنیات و سایر اقلام ضروری می‌شوند. 

رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی با تأکید بر ضرورت بازنگری در شیوه تعیین دستمزدها تصریح کرد: در حالی که قیمت کالاها چندین بار در طول سال افزایش پیدا می‌کند، افزایش سالانه دستمزد پاسخگوی شرایط موجود نیست. حتی ترمیم حقوق در دو نوبت سال نیز دیگر کفایت نمی‌کند و با توجه به روند فعلی تورم، بازنگری فصلی دستمزدها، منطقی‌ترین راه حل است.

وی همچنین خواستار نظارت جدی‌تر دولت بر قیمت کالاهای اساسی، از جمله نان، برنج، گوشت، مرغ و حبوبات شد و گفت: اگر دولت امکان کنترل قیمت‌ها را ندارد، باید آثار افزایش هزینه‌های زندگی را از طریق تقویت حمایت‌های معیشتی جبران کند. 

چرا نان یارانه‌ای به همه نمی‌رسد؟

بیات با انتقاد از ناکافی بودن یارانه‌های نقدی و کالابرگ اظهار کرد: یارانه‌های فعلی حتی هزینه برخی قبوض را  پوشش نمی‌دهد و اگر ارزش حمایت‌های نقدی و غیرنقدی متناسب با نرخ تورم اصلاح نشود، یارانه‌ها کارایی خود را از دست خواهند داد. 

وی درباره افزایش قیمت نان با وجود تخصیص یارانه آرد و گندم گفت: مسئولیت این موضوع صرفاً متوجه نانوایان یا تولیدکنندگان نیست، بلکه دولت باید بر تأمین، توزیع و سیاست‌گذاری کالاهای اساسی نظارت کامل داشته باشد. نان کالایی حیاتی است و افزایش قیمت آن، آثار گسترده‌ای بر زندگی مردم، به‌ویژه حقوق‌بگیران و حداقل‌بگیران، دارد. 

دبیر اجرایی خانه کارگر شرق تهران با هشدار نسبت به تداوم روند افزایش قیمت‌ها تأکید کرد: ادامه گرانی‌ها بدون تقویت حمایت‌های معیشتی، نتیجه‌ای جز کاهش قدرت خرید، تشدید سوءتغذیه و افزایش فشار اقتصادی بر خانوارها نخواهد داشت.

وی افزود: اگر خانواده‌ای به دلیل گرانی ناچار شود مصرف روزانه نان خود را کاهش دهد، این موضوع تبعات گسترده‌‌‌ای خواهد داشت  و می‌تواند علاوه بر امنیت غذایی، امنیت روانی خانواده‌ها و آرامش جامعه را نیز تحت تأثیر قرار دهد. 

بیات درباره نحوه توزیع نان یارانه‌ای نیز گفت: هر جا نظارت کافی وجود نداشته باشد، زمینه سوءاستفاده فراهم می‌شود. اگر از مرحله تولید تا توزیع آرد و نان نظارت مؤثر اعمال شود، یارانه به مصرف‌کننده واقعی خواهد رسید، اما ضعف نظارتی می‌تواند به انحراف آرد یارانه‌ای، فروش آزاد یا حتی قاچاق آن منجر شود. 

وی در پایان، مهم‌ترین راهکار جلوگیری از بروز مشکلات در بازار نان را تقویت نظارت بر زنجیره تولید تا مصرف دانست و خاطرنشان کرد: دولت با استفاده از اطلاعات ثبت‌شده درباره میزان مصرف و تراکنش‌های خرید نان می‌تواند الگوی مصرف، تخلفات احتمالی و نقاط ضعف شبکه توزیع را شناسایی و بر اساس داده‌های دقیق، برای تقویت قدرت خرید مردم، اصلاح یارانه‌ها و بهبود نظام توزیع تصمیم‌گیری کند.