شماره ۱۹۶ ـ ۱۰ اسفند ۱۳۹۹

تحریک به جنگ علیه ایران

نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ

حمایت مرکز استراتژیک دولت آلمان به جانبداری از تهاجم نظامی ‌به ایران

مترجم: 
حمید بهشتی
برگرفته از : 
سازمان مراقب سیاست خارجی آلمان

آلمان می‌بایست برای نگهبانی از منافع این کشور تحت شرایط ویژه «از ضربه زدن نظامی ‌به ایران حمایت نماید». این خواست آکادمی ‌سیاست امنیتی آلمان (BAKS) است که مهم‌ترین مرکز استراتژیک این کشور است. به‌طوریکه در یکی از موضع‌گیری‌های اخیر BAKS آمده است این می‌تواند لازمه تمایلات آلمان به جلوگیری از توسعه جنگ‌افزار هسته‌ای در خاورمیانه باشد. پیش‌زمینه سخن مزبور این است که برلین امیدوار است با همکاری دولت آینده بایدن توافق هسته‌ای با ایران را مجددا به‌کار اندازند تا در ارتباط با آن، تهران به چشم‌پوشی یک‌جانبه از برنامه‌های موشکی خویش مجبور گردد. البته روشن نیست که آیا این کار موفقیت‌آمیز خواهد بود: تهران به‌تازگی ـ به جهت اعتراض به ترور یک کارشناس هسته‌ای خود ـ غنی‌سازی اورانیوم را به بیش از مرز مقرر در برجام افزوده است. پشت صحنه این درگیری، زورآزمایی بر سر حاکمیت بر خاورمیانه است که نیروهای غربی می‌کوشند جلوی ایران را بگیرند و از مخالفش عربستان سعودی حمایت می‌نمایند.

دعوا بر سر حاکمیت بر خلیج فارس

هسته این زورآزماییِ سرسختانه در خاورمیانه و نزدیک، به‌طوری که در یک موضع‌گیری آکادمی ‌سیاست امنیتی آلمان آمده، درگیری میان عربستان سعودی و ایران بر سر قدرت سیاسی در منطقه است.[۱] علت آن این است که هر دو طرف، مدعی حاکمیت بر خلیج فارس بوده، اما در مقایسه منطقه‌ای، ایران نه تنها دارای ساختار صنعتی پایه‌ایست، بلکه دارای ملتی است که هم به لحاظ جمعیت و هم به لحاظ آموزش غنی است. علاوه بر آن ایران با سیاست خشونت‌آمیز غرب در دو دهه گذشته مواجه بوده است. یکی به‌خاطر اینکه رقیب سنتی این کشور، عراق، در سال ۲۰۰۳ نه فقط به لحاظ قدرت سیاسی حذف گشت، بلکه اکثریت جمعیت این کشور شیعه بوده و ایران در بغداد دارای نفوذ است. دیگر اینکه غرب در سوریه با کوشش برای سرنگونی بشار اسد این کشور را هم به مسکو و هم به ایران نزدیک نموده و به شبه‌نظامیان طرفدار ایران پر‌و‌بال داده است و در یمن نیز شبه نظامیان حوثی، از زمانی که در ۲۰۱۵ عربستان علیه آنها آغاز به جنگ نمود، دائم به ایران نزدیک‌تر گشتند. تهران از سیاست شکست‌خورده دشمنانش بهره می‌برد.

آرشیتکت‌های قرارداد هسته‌ای

آکنون در سیاست دول غرب و متحدین آنها تحولی دو گونه قابل تشخیص است:

از یک‌سو رئیس‌جمهور آمریکا جو بایدن این برداشت را ایجاد می‌نماید که از سیاست فشار حداکثری که دولت ترامپ دنبال می‌نمود صرفنظر می‌کند و خواهان توافق جدید با ایران است. وزیر امور خارجه آمریکا، آنتونی بلینکن، که به‌عنوان یکی از آرشیتکت‌های توافق هسته‌ای با ایران معروف است، نقض آن را از جانب ترامپ بارها به‌شدت مورد انتقاد قرار داده است. رئیس سابق سازمان سیا، ویلیام بُرنز، در سال ۲۰۰۸ تماس‌های محرمانه‌ای را با تهران ایجاد نموده بود و از ۲۰۱۳ تماس‌های مکالماتی برای ایجاد کانال‌های تبادل‌نظر بوجود آورد ـ البته در همکاری با جک سولیوان که ریاست شورای امنیت ملی بایدن را بر عهده دارد.[۲]  بنابر نوشته BAKS بدیهی است که دولت بایدن تمامی ‌توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ را فعال نخواهد ساخت. زیرا ایران در این بین در سال‌های گذشته توانسته است موقعیت خویش را علی رغم تحریم‌های آمریکا تقویت نماید. ایران، هم توانسته است اقدامات موشکی خود را با موفقیت به‌پیش برد و هم توانسته است روابط خویش را با شبه نظامیان در چندین کشور منطقه ـ از عراق گرفته تا لبنان و یمن ـ نیز تقویت نماید. لذا در معاملات آتی می‌باید ایران را به عقب‌نشینی از این پیشرفت‌ها وادار نمود.

اتحاد علیه تهران

از سوی دیگر مخالفان منطقه‌ای ایران در هفته‌ها و ماه‌های گذشته موفق گشتند بیش از پیش با یکدیگر متحد گردند. بدین ترتیب نه تنها شورای هماهنگی خلیح فارس که اتحاد میان عربستان سعودی با امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت و عمان است با اعلام اخیر پایان دادن به محاصره قطر از جانب ریاض و ابوظبی دوباره دارای توان عمل مشترک گشته است. به‌ویژه عادی‌سازی ارتباط میان اسرائیل از یک‌سو، و امارات متحده عربی و نیز بحرین از سوی دیگر موجب ایجاد جبهه‌ای در خاورمیانه علیه ایران گشته است. عربستان سعودی البته هنوز ارتباط خویش با اسرائیل را رسماً عادی نساخته است، اما به‌طور غیر‌رسمی‌ مدت‌هاست بدان‌ سو در حرکت است.[۳] به‌طوری که گیدو شتاینبرگ، مؤلف موضع‌گیری BAKS و نیز کارشناس امور خاورمیانه در بنیاد علم و سیاست (SWP) ارزیابی می‌نماید، برای کشورهای خلیج فارس، اسرائیل بدین دلیل جالب است که با عملیاتی نظیر قتل هدفمند ژنرال محسن فخری‌زاده در نوامبر ۲۰۲۰ که عامل کلیدی در برنامه هسته‌ای ایران بود، نشان داده است که «آماده بوده و در موقعیتی است که تمام امکانات خود را برای جلوگیری از مجهز گشتن ایران به تسلیحات هسته‌ای به‌کار گیرد.[۴]

آخرین پنجره زمانی

وزیر امور خارجه آلمان هیکو ماس از زمان پیروزی انتخاباتی جو بایدن بیشتر بر این تأکید دارد که قرارداد هسته‌ای با ایران مجدداً به حالت عادی درآید. به‌گفته ماس در ماه دسامبر «فرصت‌هایی که اکنون ایجاد گشته‌اند» آخرین پنجره زمانی است و آن را «نبایست از دست داد».[۵] بدیهی است که قتل فخری‌زاده امکان مزبور را تضعیف ساخته است؛ تهران در عکس‌العمل به اینکه شهروندانش در عمل بدون تلافی شکار گردند، آغاز به غنی‌سازی اورانیوم تا ۲۰٪ در تأسیسات خود کرد.[۶] علاوه بر آن ایران نمی‌تواند بر این فرض بنا کند که توافق جدید در زمینه قرارداد هسته‌ای پس از انتخابات ۲۰۲۴ آمریکا همچنان دوام خواهد داشت. به قضاوت BAKS در صورتیکه به مزاق برنده انتخابات مزبور آن قرارداد خوش نیاید، می‌تواند تعهد مربوطه را همانند ترامپ خودسرانه زیر پا گذارد. به همین جهت «باز هم مشکل‌تر» خواهد گشت که تهران را برای پذیرش موارد دیگری قانع ساخت.

منافع آلمان

در این موقعیت BAKS نه فقط بر این تأکید می‌نماید که برلین بایست در مذاکرات احتمالی در زمینه قرارداد هسته‌ای بی‌تأمل «از دولت بایدن حمایت نماید».[۸] بلکه از دولت آلمان همچین انتظار می‌رود که خود را «برای گزینش‌های احتمالی نیز که در آنها هیچ راه‌حلّی یا راه‌حلّ کوتاه‌مدتی حاصل نگردد آماده سازد». دراین صورت می‌بایست «راهکارِ درازمدت برای ممانعتِ ایران اتخاذ گردد که فقط در صورتی قابل اجرا است که آمریکا با متحدین اروپایی‌اش و کشورهای منطقه‌ای طرفدار غرب به همکاری نزدیک بپردازندس. برای این همکاری اما «صادرات اسلحه به ممالکِ دارایِ اشکال مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی» ضروری است. توقف این صادرات تسلیحاتی را به‌تازگی کارشناسان بنیاد علم و سیاست لازم دانسته‌اند.[۹] به جز این مورد، مطابق موضعگیری BAKS «منافع محوری آلمان» باید در این دیده شود که از مسلح گشتن کشورهای خاورمیانه به اسلحه هسته‌ای جلوگیری گردد. نتیجه ضروری این «تعریف منافع» می‌تواند «در نهایت این باشد که از ضربه احتمالی نظامی ‌آمریکا و اسرائیل به ایران حمایت گردد».[۱۰]

پاورقی‌ها
[۱] Guido Steinberg: Kalter Krieg im Nahen Osten.‎ Der iranisch-saudische Konflikt dominiert die Region.‎ BAKS-Arbeitspapier ۱/۲۱.‎ Berlin, Januar ۲۰۲۱.‎
[۲] Majid Sattar: Diplomatische Geheimwaffe.‎ Frankfurter Allgemeine Zeitung ۱۳.‎۰۱.‎۲۰۲۱.‎
[۳] Gudrun Harrer: Saudis rechnen mit dem toten Arafat ab.‎ derstandard.de ۱۵.‎۱۰.‎۲۰۲۰.‎
[۴] Guido Steinberg: Kalter Krieg im Nahen Osten.‎ Der iranisch-saudische Konflikt dominiert die Region.‎ BAKS-Arbeitspapier ۱/۲۱.‎ Berlin, Januar ۲۰۲۱.‎
[۵] Maas sieht "letztes Zeitfenster" für Atomabkommen mit Iran.‎ dw.com ۲۱.‎۱۲.‎۲۰۲۰.‎ S.‎ auch Die nächste Runde im Atomstreit mit Iran.‎
[۶] Iran reichert Uran höher an.‎ Frankfurter Allgemeine Zeitung ۰۵.‎۰۱.‎۲۰۲۱.‎
[۷], [۸] Guido Steinberg: Kalter Krieg im Nahen Osten.‎ Der iranisch-saudische Konflikt dominiert die Region.‎ BAKS-Arbeitspapier ۱/۲۱.‎ Berlin, Januar ۲۰۲۱.‎
[۹] S.‎ dazu Die Militarisierung der arabischen Außenpolitik.‎
[۱۰] S.‎ dazu Guido Steinberg: Kalter Krieg im Nahen Osten.‎ Der iranisch-saudische Konflikt dominiert die Region.‎ BAKS-Arbeitspapier ۱/۲۱.‎ Berlin, Januar ۲۰۲۱

برچسب ها ( تگ): 

افزودن دیدگاه جدید

جهت جلوگیری از ورود اسپام
پاسخ به این پرسش ریاضی از آن جهت اهمیت دارد که سیستم شما را به عنوان شخص حقیقی تشخیص دهد و از ورود اسپام به سیستم جلوگیری شود.
۱۲ + ۰ =
لطفا به این پرسش ریاضی پاسخ دهید.
Education - This is a contributing Drupal Theme
Design by WeebPal.